پیشرفتهخوشه‌بندی آدرس در بلاک چین | راهنمای جامع نحوه عملکرد و کاربردهای Address Clustering

خوشه‌بندی آدرس در بلاک چین چیست؟ راهنمای جامع نحوه عملکرد و کاربردهای Address Clustering

تاریخ انتشار:
مفاهیم بلاکچینفائزه آذری
39
زمان مطالعه:
27 دقیقه

خوشه‌بندی آدرس (Address Clustering) فرآیندی در تحلیل بلاکچین است که داده‌های پراکنده و ظاهرا بی‌ربط تراکنش‌ها را مانند قطعات یک پازل کنار هم می‌چیند تا به یک هویت یا کیف پول واحد برسد.

خوشه‌بندی آدرس در بلاک چین چیست؟ راهنمای جامع نحوه عملکرد و کاربردهای Address Clustering

بسیاری از کاربران تصور می‌کنند ماهیت شبکه‌هایی مثل بیت‌‌کوین و استفاده مداوم از آدرس‌های جدید برای هر دریافت و پرداخت، تضمین‌کننده ناشناس بودن آن‌هاست. اما واقعیت این است که این آدرس‌های جدید ارتباطات پنهانی با یکدیگر دارند و تکنیک‌های تحلیل آن‌چین به راحتی این سرنخ‌ها را دنبال می‌کنند. تصور کنید برای حفظ حریم خصوصی خود، ده تراکنش مختلف را با ده آدرس کاملا مجزا انجام داده‌اید و از پنهان ماندن دارایی‌هایتان احساس امنیت می‌کنید. روزی تصمیم می‌گیرید برای نقد کردن بخشی از سرمایه، موجودی دو مورد از این آدرس‌ها را به یک صرافی متمرکز (که در آن احراز هویت کرده‌اید) منتقل کنید. در همان لحظه، سیستم‌های تحلیلی تمام آن آدرس‌های پراکنده را در قالب یک «خوشه» به یکدیگر گره می‌زنند و هویت واقعی شما پشت تمام آن تاریخچه مالی فاش می‌شود. در این مقاله، مکانیزم دقیق خوشه‌بندی آدرس‌ها را بررسی می‌کنیم، تفاوت آن را با مفاهیم مشابه می‌سنجیم و راهکارهایی عملی برای حفظ حریم خصوصی واقعی در شبکه‌های عمومی ارائه می‌دهیم.

خوشه‌بندی آدرس یا Address Clustering در بلاک چین چیست؟

وقتی کلمه‌ی بلاک چین (دفتر کل دیجیتال و عمومی برای ثبت تمام تراکنش‌ها) را می‌شنویم، اولین چیزی که به ذهن می‌رسد شفافیت است. اما این شفافیت به معنی فاش شدن نام و نام خانوادگی افراد نیست. در این فضا، افراد به جای نام واقعی، با رشته‌ای از حروف و اعداد به نام آدرس شناخته می‌شوند.

خوشه‌بندی آدرس یا Address Clustering یک تکنیک تحلیلی هوشمندانه است که کارآگاهان و تحلیل‌گران دنیای رمزارز (ارزهای دیجیتال رمزنگاری‌شده) از آن استفاده می‌کنند. تصور کنید یک نفر برای انجام کارهای روزمره‌ی خود در اینترنت از چندین نام مستعار مختلف استفاده می‌کند. در نگاه اول، به نظر می‌رسد با چند فرد کاملا متفاوت روبه‌رو هستیم. اما اگر یک کارآگاه متوجه شود که تمام این افراد فرضی، هر شب به یک خانه‌ی مشترک می‌روند و هزینه‌های خود را از یک حساب بانکی مشترک پرداخت می‌کنند، چه نتیجه‌ای می‌گیرد؟ به احتمال بسیار زیاد، تمام این نام‌های مستعار متعلق به یک نفر هستند.

در شبکه‌ی بلاکچین هم دقیقا همین اتفاق می‌افتد. خوشه‌بندی آدرس فرآیندی است که در آن متخصصان با بررسی تاریخچه و الگوهای تراکنش، چندین آدرس پراکنده و ظاهرا بی‌ربط را به یک کیف پول (نرم‌افزار یا دستگاهی برای نگهداری و مدیریت دارایی‌های دیجیتال)، شخص یا نهاد واحد متصل می‌کنند. تحلیل‌گران با این روش، داده‌های پراکنده‌ی شبکه را مانند قطعات یک پازل کنار هم می‌چینند تا به یک تصویر شفاف و یکپارچه از جریان پول برسند.

چرا یک کاربر در شبکه‌هایی مثل بیت کوین از چندین آدرس مختلف استفاده می‌کند؟

شاید این سوال برای شما پیش بیاید که اصولا چرا یک نفر باید دارایی‌های خود را در چند آدرس مختلف پخش کند؟ آیا این کار فقط مخصوص هکرها یا افراد قانون‌شکن است؟ پاسخ قطعا منفی است.

در شبکه‌هایی مانند بیت کوین، یکی از مهم‌ترین اصول برای حفظ امنیت، استفاده از آدرس‌های یک‌بارمصرف است. برخلاف شماره حساب بانکی شما که همیشه ثابت است و تمام حقوق و هزینه‌ها به همان یک شماره واریز می‌شود، در دنیای بیت کوین به شدت توصیه می‌شود که برای هر بار دریافت پول، یک آدرس تازه‌ی جدید ایجاد کنید. دلایل اصلی استفاده از چندین آدرس مختلف شامل موارد زیر است:

  • حفظ حریم خصوصی مالی: شبکه‌ی بلاکچین کاملا شفاف است و هر کسی می‌تواند موجودی یک آدرس را ببیند. اگر شما تمام سرمایه‌ی خود را فقط در یک آدرس نگه دارید، هر کسی که حتی یک بار با شما معامله کند، می‌تواند با جستجوی آدرس شما در یک مرورگر بلاکچین (وب‌سایتی برای ردیابی و مشاهده‌ی جزئیات تراکنش‌ها)، کل موجودی و تمام خریدهای گذشته‌ی شما را ببیند. با استفاده از آدرس‌های متعدد، شما دارایی خود را خرد می‌کنید تا کسی نتواند به راحتی از کل ثروت شما باخبر شود.
  • ویژگی کیف پول‌های مدرن: امروزه بیشتر نرم‌افزارهای مدیریت رمزارز به گونه‌ای طراحی شده‌اند که به صورت خودکار برای هر تراکنش جدید، یک آدرس تازه‌ی زیرمجموعه می‌سازند. این کار بدون اینکه نیازی به حفظ کردن کلمات بازیابی (کلمات عبور امنیتی برای بازگرداندن دسترسی به دارایی‌ها) جدیدی باشد، حریم خصوصی کاربر را به شکل چشمگیری افزایش می‌دهد.

بنابراین، داشتن ده‌ها یا صدها آدرس مختلف برای یک کاربر عادی بیت کوین کاملا طبیعی و حتی ضروری است. دقیقا به همین دلیل است که شرکت‌های تحلیل داده برای درک بهتر جریان‌های مالی، به سراغ تکنیک خوشه‌بندی آدرس می‌روند تا بتوانند این آدرس‌های پراکنده اما مرتبط را پیدا کرده و در قالب یک هویت واحد دسته‌بندی کنند.

خوشه‌بندی آدرس‌ها چگونه کار می‌کند؟

حالا که متوجه شدیم چرا در شبکه‌ی ارزهای دیجیتال از ده‌ها آدرس مختلف استفاده می‌شود، زمان آن رسیده است که ببینیم کارآگاه‌های دنیای رمزارز چگونه این آدرس‌های پراکنده را به هم متصل می‌کنند. تحلیل‌گران برای این کار از جادو استفاده نمی‌کنند؛ بلکه به سراغ تاریخچه‌ی تراکنش‌ها در دفتر کل عمومی بلاکچین می‌روند و الگوهای رفتاری خاصی را جستجو می‌کنند. نرم‌افزارهای تحلیل داده با استفاده از همین الگوهای مشخص، می‌توانند ارتباطات پنهان میان آدرس‌ها را کشف کنند.

مفهوم Common-Input Ownership به زبان ساده

مهم‌ترین و قوی‌ترین قاعده‌ی خوشه‌بندی، بررسی ورودی‌های مشترک یا Common-Input Ownership است. برای درک این مفهوم، یک خرید ساده‌ی روزمره را تصور کنید. فرض کنید می‌خواهید یک لپ‌تاپ به قیمت ۵۰ میلیون تومان بخرید. شما کارت بانکی اول خود را که ۳۰ میلیون تومان موجودی دارد و کارت بانکی دوم خود را که ۲۰ میلیون تومان موجودی دارد، همزمان به فروشنده می‌دهید تا کل هزینه را پرداخت کنید. فروشنده با دیدن این صحنه چه نتیجه‌ای می‌گیرد؟ او با اطمینان متوجه می‌شود که هر دو کارت بانکی متعلق به یک نفر (یعنی شما) است.

در شبکه‌ی بلاکچین هم دقیقا همین اتفاق می‌افتد. هر تراکنش از دو بخش اصلی یعنی ورودی‌ها (آدرس‌هایی که پول از آن‌ها خارج می‌شود) و خروجی‌ها (آدرس‌هایی که پول به آن‌ها واریز می‌شود) تشکیل شده است. اگر در یک تراکنش، موجودی چند آدرس مختلف به عنوان ورودی با هم ترکیب شوند تا مبلغ خاصی را پرداخت کنند، تحلیل‌گران نتیجه می‌گیرند که یک شخص یا نهاد واحد به کلید خصوصی (رمز عبور بسیار امن و مخفی که امکان خرج کردن دارایی‌ها را به صاحب آن می‌دهد) تمام این آدرس‌ها دسترسی دارد. بنابراین، به شکل خودکار تمام این آدرس‌ها در یک خوشه قرار می‌گیرند و متعلق به یک هویت در نظر گرفته می‌شوند.

مفهوم Common-Input Ownership | صرافی کیف پول من

نقش الگوهای تغییر آدرس یا Change Address در رهگیری تراکنش‌ها

دومین ابزار مهم تحلیل‌گران، بررسی آدرس تغییر یا Change Address است. برای درک این الگو، فرض کنید یک اسکناس ۱۰۰ هزار تومانی در جیب خود دارید و می‌خواهید یک کالای ۷۰ هزار تومانی بخرید. شما نمی‌توانید اسکناس را پاره کنید؛ پس کل ۱۰۰ هزار تومان را به فروشنده می‌دهید و او ۳۰ هزار تومان بقیه‌ی پول را به شما برمی‌گرداند.

ساختار شبکه‌ی بیت کوین هم به همین شکل است. دارایی‌های دیجیتال شما درون آدرس‌ها قابل خرد شدن نیستند. اگر در یک آدرس ۱ بیت کوین داشته باشید و بخواهید ۰.۳ بیت کوین برای دوست خود بفرستید، شبکه‌ی بیت کوین کل ۱ بیت کوین را از آدرس شما خارج می‌کند. سیستم ابتدا ۰.۳ بیت کوین را به دوستتان می‌دهد و سپس ۰.۷ بیت کوین باقی‌مانده را به یک آدرس کاملا جدید در کیف پول شما واریز می‌کند. به این آدرس جدید، آدرس تغییر می‌گویند.

شرکت‌های تحلیل داده با بررسی رفتار تراکنش‌ها می‌توانند این آدرس‌های جدید را به دقت شناسایی کنند. وقتی آن‌ها متوجه شوند که بخشی از پول یک تراکنش به عنوان باقی‌مانده به آدرس جدیدی برگشته است، می‌فهمند که این آدرس جدید هم متعلق به فرستنده‌ی اولیه است و آن را به خوشه‌ی قبلی اضافه می‌کنند.

تفاوت Address Clustering و Wallet Clustering در چیست؟

یکی از ابهام‌های رایج برای کاربرانی که تازه با تحلیل‌های آن‌چین (On-chain: داده‌ها و اطلاعات مالی که به صورت عمومی و دائمی روی شبکه‌ی بلاکچین ثبت می‌شوند) آشنا شده‌اند، تفاوت میان کلمه‌ی آدرس و کیف پول است. خیلی اوقات در مکالمات روزمره، این دو کلمه به اشتباه به جای یکدیگر استفاده می‌شوند و همین موضوع درک مفاهیم تحلیلی را سخت می‌کند.

برای درک تفاوت بین خوشه‌بندی آدرس و خوشه‌بندی کیف پول، بیایید از یک استعاره‌ی ساده استفاده کنیم. فرض کنید یک شرکت بزرگ تجاری، چندین گاوصندوق مختلف دارد و داخل هر گاوصندوق، ده‌ها پاکت پول مجزا قرار گرفته است.

در دنیای رمزارزها:

  • پاکت‌های پول همان آدرس‌ها هستند.
  • گاوصندوقی که این پاکت‌ها را درون خود نگه می‌‌دارد، کیف پول است.
  • شرکت بزرگی که صاحب تمام این گاوصندوق‌هاست، یک نهاد یا هویت بزرگ است.

با در نظر گرفتن این مثال، تفاوت این دو روش تحلیلی به شکل زیر تعریف می‌شود:

  • خوشه‌بندی آدرس (Address Clustering): در این حالت، تحلیل‌گران شبکه‌ی بلاکچین در تلاش هستند تا بفهمند کدام پاکت‌های پول (آدرس‌ها) درون یک گاوصندوق مشترک قرار دارند. به زبان ساده‌تر، آن‌ها آدرس‌های پراکنده و یک‌بارمصرف را بررسی می‌کنند تا متوجه شوند کدام آن‌ها متعلق به یک کیف پول واحد و یک شخص مشخص است.
  • خوشه‌بندی کیف پول (Wallet Clustering): این فرآیند یک قدم بزرگ‌تر و کلان‌تر است. زمانی که کارآگاه‌های بلاکچین متوجه می‌شوند چندین گاوصندوق (کیف پول) مختلف به صورت هماهنگ با هم کار می‌کنند و پول‌ها را بین خودشان جابه‌جا می‌کنند، نتیجه می‌گیرند که تمام این کیف پول‌ها متعلق به یک مجموعه‌ی بزرگ‌تر هستند. این مجموعه‌ی بزرگ می‌تواند یک صرافی ارز دیجیتال، یک شرکت سرمایه‌گذاری یا حتی یک نهنگ (Whale: اصطلاحی برای افراد یا شرکت‌هایی که سرمایه‌ی بسیار عظیمی از یک رمزارز را در اختیار دارند) باشد.

جدول مقایسه مفاهیم خوشه‌‌بندی آدرس و کیف پول

برای اینکه این تفاوت‌ها در ذهن شما کاملا شفاف و دسته‌بندی شود، در جدول زیر این دو تکنیک مهم را از سه زاویه‌ی مختلف با یکدیگر مقایسه کرده‌ایم:

ویژگی مورد بررسی

خوشه‌بندی آدرس (Address Clustering)

خوشه‌بندی کیف پول (Wallet Clustering)

مقیاس بررسی

کوچک و خرد (تمرکز روی ارتباط آدرس‌های تک‌تک با یکدیگر)

بزرگ و کلان (تمرکز روی ارتباط کیف پول‌های مختلف با یک مجموعه‌ی بزرگ)

دقت رهگیری

بسیار بالا (زیرا بر اساس قواعد دقیق ریاضی مانند ترکیب ورودی‌ها در یک تراکنش اثبات می‌شود)

متوسط تا بالا (زیرا بیشتر بر اساس الگوهای رفتاری مشترک و تعاملات شبکه‌ای حدس زده می‌شود)

هدف نهایی

رسیدن از چند آدرس پراکنده، به یک کیف پول یا یک شخص واحد

شناسایی نهادهای اقتصادی بزرگ مانند صرافی‌ها، استخرهای استخراج و شبکه‌ی سازمان‌یافته‌ی هکرها

کاربردهای کلیدی Address Clustering در تحلیل داده‌های آن‌چین

شاید تا اینجا از خود پرسیده باشید که چرا پیدا کردن ارتباط بین آدرس‌ها تا این حد مهم است و چه کسی به این اطلاعات نیاز دارد؟ دنیای رمزارزها در ابتدا با هدف ناشناس بودن و آزادی مالی ایجاد شد، اما با ورود سرمایه‌های عظیم و سازمان‌ها به این بازار، نیاز به نظارت، امنیت و شفافیت هم بیشتر شد.

شرکت‌های بزرگ تحلیلی، صرافی‌های ارز دیجیتال و نهادهای قانونی از خوشه‌بندی آدرس‌ها به عنوان یک ابزار فوق‌العاده قدرتمند استفاده می‌کنند تا سلامت شبکه‌ی بلاکچین را حفظ کنند و جلوی فعالیت‌های مخرب را بگیرند. این تکنیک فقط یک تئوری جذاب برای محققان نیست، بلکه در دنیای واقعی کاربردهای حیاتی و بسیار مهمی دارد که در ادامه دو مورد از اصلی‌ترین آن‌ها را با هم بررسی می‌کنیم.

ردیابی تراکنش‌های مشکوک و مبارزه با پولشویی (AML)

یکی از بزرگ‌ترین نگرانی‌ها در بازارهای مالی و به خصوص بازار رمزارزها، مسئله‌ی پولشویی است. پولشویی به زبان ساده یعنی مخفی کردن منبع پول‌هایی که از راه‌های غیرقانونی به دست آمده‌اند و وارد کردن آن‌ها به سیستم مالی سالم تا کاملا قانونی به نظر برسند. در دنیای سنتی، بانک‌ها وظیفه دارند جلوی این کار را بگیرند، اما در دنیای غیرمتمرکز رمزارزها، این وظیفه از طریق فرآیندی به نام ای ام ال (AML یا Anti-Money Laundering: مجموعه‌ای از قوانین، روش‌ها و بررسی‌ها برای جلوگیری از ورود پول‌های کثیف به چرخه‌ی اقتصاد) انجام می‌شود.

مجرمان معمولا سعی می‌کنند دارایی‌های غیرقانونی خود را به ده‌ها یا صدها آدرس مختلف و یک‌بارمصرف بفرستند تا ردپای خود را پاک کنند. آن‌ها تصور می‌کنند با این کار، پول کثیف در شلوغی و عظمت شبکه‌ی بلاکچین گم می‌شود و کسی نمی‌تواند منبع اصلی آن را پیدا کند.

اما اینجاست که تکنیک خوشه‌بندی آدرس وارد عمل می‌شود. سیستم‌های پیشرفته‌ی تحلیل آن‌چین با بررسی الگوهای رفتاری تراکنش‌ها، تمام این آدرس‌های پراکنده را ردیابی کرده و به یکدیگر متصل می‌کنند. در نهایت، سیستم تحلیلی به یک خوشه‌ی واحد می‌رسد که نشان می‌دهد تمام این پول‌های خرد شده، توسط یک شبکه‌ی مجرمانه مدیریت می‌شوند. به این ترتیب، صرافی‌ها می‌توانند قبل از اینکه مجرم بتواند دارایی دیجیتال خود را به پول نقد و واقعی تبدیل کند، حساب او را شناسایی کرده و تراکنش را متوقف کنند.

ردیابی تراکنش‌های مشکوک و مبارزه با پولشویی (AML) | صرافی کیف پول من

نقش خوشه‌بندی در تحقیقات قانونی و بازیابی دارایی‌های سرقت‌شده

اخبار مربوط به هک شدن پلتفرم‌های مالی، کیف پول‌ها یا کلاهبرداری‌های بزرگ همیشه باعث نگرانی کاربران می‌شود. وقتی یک هکر میلیون‌ها دلار رمزارز را سرقت می‌کند، اولین کاری که انجام می‌دهد این است که دارایی‌های سرقت‌شده را در سریع‌ترین زمان ممکن بین هزاران آدرس کوچک‌تر تقسیم می‌کند تا پیگیری آن‌ها برای پلیس و مالکان اصلی غیرممکن به نظر برسد.

اما نهادهای قانونی و شرکت‌های امنیتی با استفاده از تکنیک خوشه‌بندی آدرس، نقشه‌ی کامل مسیر حرکت این پول‌ها را رسم می‌کنند. آن‌ها می‌دانند که هکر بالاخره روزی برای استفاده از این ثروت، مجبور است دارایی‌های خود را به یک صرافی متمرکز (پلتفرم‌های معاملاتی رسمی که کاربران برای فعالیت در آن‌ها باید هویت واقعی خود را با مدارک شناسایی ثبت کنند) انتقال دهد.

برای درک بهتر این کاربرد، بیایید مراحل کار تحلیل‌گران را مرور کنیم:

  • شناسایی و تشکیل خوشه: ابتدا تمام آدرس‌هایی که حتی بخش کوچکی از دارایی‌های سرقت‌شده به آن‌ها منتقل شده است، شناسایی و در قالب یک خوشه‌ی بزرگ دسته‌بندی می‌شوند.
  • نظارت شبانه‌روزی: این خوشه‌ی بزرگ به صورت مداوم و خودکار توسط نرم‌افزارهای تحلیلی زیر نظر گرفته می‌شود و هر حرکت جدیدی در آن ثبت می‌گردد.
  • اقدام به موقع برای مسدودسازی: به محض اینکه موجودی یکی از آدرس‌های این خوشه به یک صرافی معتبر متصل شود، هشدارهای سیستم به صدا درمی‌آیند. صرافی با دریافت این هشدار، حساب فرد را مسدود می‌کند تا فرآیند قانونی برای بازگرداندن دارایی به مالکان اصلی آغاز شود.

در واقع، خوشه‌بندی آدرس‌ها به کارآگاهان اجازه می‌دهد که به جای دنبال کردن صدها سرنخ بی‌نتیجه، تمام تمرکز خود را روی رفتار یک خوشه‌ی مشخص و واحد قرار دهند و مجرمان را در ایستگاه آخر به دام بیندازند.

خوشه‌بندی آدرس و چالش حریم خصوصی کاربران

شفافیت شبکه‌ی بلاکچین، همان‌طور که برای مبارزه با جرایم مالی بسیار مفید است، می‌تواند برای کاربران عادی یک چالش بزرگ و جدی ایجاد کند. وقتی متوجه می‌شویم که تمام تراکنش‌های ما در یک دفتر کل عمومی ثبت می‌شود و ابزارهای تحلیلی می‌توانند این داده‌های پراکنده را به هم متصل کنند، یک سوال بسیار مهم در ذهن شکل می‌گیرد: آیا امنیت مالی و اطلاعات شخصی ما در خطر است؟

دنیای رمزارز در ابتدا با هدف حفظ حریم خصوصی و استقلال مالی کاربران متولد شد. اما امروز، تکنیک‌هایی مانند خوشه‌بندی آدرس باعث شده‌اند که این فضا شبیه به یک شهر شیشه‌ای باشد. در این شهر شیشه‌ای، اگرچه نام واقعی شما روی پیشانی‌‌تان نوشته نشده است، اما مسیر حرکت سرمایه‌ی شما و عادت‌های مالی‌تان به وضوح قابل مشاهده است و این موضوع می‌تواند برای بسیاری از افراد ناخوشایند باشد.

آیا Address Clustering می‌تواند هویت واقعی صاحب کیف پول را فاش کند؟

پاسخ کوتاه به این سوال این است: به طور مستقیم خیر، اما به طور غیرمستقیم بله!

خود فرآیند خوشه‌بندی آدرس به تنهایی نمی‌تواند نام، نام خانوادگی یا کد ملی شما را پیدا کند. این تکنیک فقط اثبات می‌کند که به عنوان مثال آدرس‌های الف، ب و پ متعلق به یک کیف پول مشترک هستند و توسط یک شخص واحد مدیریت می‌شوند. تا زمانی که شما فقط در دنیای غیرمتمرکز و ناشناس فعالیت می‌کنید، هویت شما در حد همان شبکه‌ی در هم تنیده‌ای از حروف و اعداد باقی می‌ماند.

اما مشکل دقیقا از جایی شروع می‌شود که شما تصمیم می‌‌گیرید دارایی دیجیتال خود را به پول نقد (مثل ریال یا دلار) تبدیل کنید. برای این کار، معمولا باید از یک صرافی متمرکز استفاده کنید و در آنجا فرآیند احراز هویت یا کی وای سی (KYC: مراحلی قانونی که در آن پلتفرم‌های مالی مدارک شناسایی معتبر شما را دریافت و تایید می‌کنند) را انجام دهید.

زمانی که شما دارایی یکی از آدرس‌های خوشه‌ی خود را به حساب شخصی‌تان در یک صرافی منتقل می‌کنید، سیستم‌های تحلیلی بلافاصله آن آدرس را به هویت ثبت‌شده‌ی شما گره می‌زنند. از آنجایی که تمام آدرس‌های دیگر آن خوشه از قبل به هم متصل شده بودند، حالا تمام تاریخچه‌ی مالی شما در بلاکچین به نام واقعی‌تان پیوند می‌خورد. این اتفاق دقیقا مانند فردی است که سال‌ها با یک نقاب در خیابان راه رفته و کارهای مختلفی انجام داده است، اما یک روز برای ورود به بانک مجبور می‌شود نقاب خود را بردارد؛ از آن لحظه به بعد، تمام کارهای گذشته‌ی او با آن نقاب، به نام واقعی‌اش شناخته می‌شود.

آیا Address Clustering می‌تواند هویت واقعی صاحب کیف پول را فاش کند؟ | صرافی کیف پول من

چگونه حریم خصوصی خود را در برابر رهگیری آدرس‌ها حفظ کنیم؟

شاید با خواندن بخش‌های قبل این حس به شما دست داده باشد که در دنیای بلاکچین هیچ راهی برای حفظ حریم خصوصی وجود ندارد. اما این تصور کاملا درست نیست. ابزارها و روش‌های مختلفی وجود دارند که به کاربران عادی کمک می‌کنند تا از حریم خصوصی مالی خود در برابر رهگیری‌های ناخواسته محافظت کنند. برای جلوگیری از متصل شدن آدرس‌ها به یکدیگر و حفظ امنیت اطلاعات مالی، می‌توانید از راهکارهای کاربردی زیر استفاده کنید:

  • استفاده از پروتکل‌های ترکیب تراکنش یا کوین‌جوین (CoinJoin): کوین‌‌جوین یک روش هوشمندانه است که در آن چندین کاربر مختلف، تراکنش‌های خود را با هم ترکیب می‌کنند. تصور کنید ده نفر همزمان پول‌های خود را درون یک صندوق مشترک می‌ریزند و سپس هر کدام به اندازه‌ی سهم خود، پول را از صندوق برمی‌دارند. در این حالت، مشخص نیست کدام اسکناس دقیقا متعلق به کدام شخص است. این کار باعث می‌شود ابزارهای خوشه‌بندی نتوانند مسیر دقیق پول را ردیابی کنند.
  • استفاده از کیف پول‌های حریم‌محور: برخی از نرم‌افزارهای کیف پول به صورت ویژه برای محافظت از هویت کاربران طراحی شده‌اند. این کیف پول‌ها ابزارهای داخلی مانند کوین‌جوین دارند و به صورت خودکار مانع از ایجاد الگوهای رایج (مانند آدرس‌های تغییر) برای خوشه‌بندی می‌شوند.
  • مدیریت دقیق ورودی‌ها (Coin Control): ویژگی کوین کنترل یک امکان پیشرفته در برخی کیف پول‌ها است که به شما اجازه می‌دهد خودتان انتخاب کنید کدام آدرس‌ها برای پرداخت یک تراکنش خاص استفاده شوند. با این کار، شما جلوی ترکیب شدن ناخواسته‌ی آدرس‌های خود را می‌گیرید و اجازه نمی‌دهید قاعده‌ی ورودی‌های مشترک باعث لو رفتن خوشه‌ی دارایی‌های شما شود.
  • بهره‌گیری از ارزهای پیگیری گریز (Privacy Coins): اگر حریم خصوصی برای شما بالاترین اولویت را دارد، شبکه‌هایی مانند مونرو (Monero) وجود دارند که از پایه و اساس برای مخفی نگه داشتن فرستنده، گیرنده و مبلغ تراکنش طراحی شده‌اند و امکان خوشه‌بندی آدرس در آن‌ها تقریبا وجود ندارد.

محدودیت‌ها و خطاهای احتمالی در فرآیند Address Clustering

هیچ سیستم و تکنولوژی در دنیای ما بی‌نقص نیست. با وجود اینکه خوشه‌بندی آدرس‌ها یک ابزار بسیار قدرتمند در دستان تحلیل‌گران است، اما این روش هم نقاط ضعف و محدودیت‌های خاص خود را دارد. سیستم‌های تحلیل آن‌‌چین در واقع بر اساس حدس و گمان‌های هوشمندانه و قوانین ریاضی کار می‌کنند، نه قطعیت‌های صددرصدی.

درست مانند یک کارآگاه که با دیدن جای پای افراد در صحنه‌ی جرم نتیجه‌گیری می‌کند، تحلیل‌گران شبکه‌ی بلاکچین هم ممکن است گاهی مسیر را اشتباه بروند یا سرنخ‌ها را گم کنند. برای داشتن یک دیدگاه واقع‌بینانه نسبت به این تکنولوژی، بیایید دو مورد از بزرگ‌ترین چالش‌های این سیستم را با هم بررسی کنیم.

چالش میکسرهای ارز دیجیتال و ابزارهای ترکیب تراکنش

یکی از بزرگ‌ترین موانع بر سر راه تحلیل‌گران، سرویس‌هایی به نام میکسرها هستند (میکسر یا Mixer: پلتفرم‌هایی که دارایی‌های دیجیتال افراد مختلف را دریافت کرده، آن‌ها را با هم مخلوط می‌کنند و سپس معادل همان مبلغ را از یک منبع جدید به کاربر برمی‌گردانند تا ردپای مالی پاک شود).

برای درک بهتر، تصور کنید ده نفر، هر کدام یک اسکناس صد هزار تومانی را داخل یک دستگاه بزرگ می‌‌اندازند. دستگاه تمام اسکناس‌ها را خرد کرده، با هم ترکیب می‌کند و در نهایت به هر نفر یک اسکناس صد هزار تومانی جدید می‌دهد. حالا هیچ‌کس نمی‌تواند ثابت کند اسکناسی که در دست شماست، دقیقا همان اسکناسی است که در ابتدا وارد دستگاه کرده بودید.

میکسرهای ارز دیجیتال و ابزارهای ترکیب تراکنش، دقیقا همین کار را با تراکنش‌های شبکه‌ی بلاکچین انجام می‌دهند. وقتی یک کاربر دارایی خود را وارد این سرویس‌ها می‌کند، قانون مهم ورودی‌های مشترک که پایه‌ی اصلی خوشه‌بندی است، عملا بی‌اعتبار می‌شود. نرم‌افزارهای تحلیلی با دیدن یک تراکنش در میکسر، با صدها آدرس ورودی و خروجی مواجه می‌شوند که هیچ ارتباط منطقی و مستقیمی با یکدیگر ندارند و به این ترتیب، مسیر رهگیری در همان نقطه‌ی کور قطع می‌شود.

چالش میکسرهای ارز دیجیتال و ابزارهای ترکیب تراکنش | صرافی کیف پول من

خطای مثبت کاذب و ریسک اشتباه در نسبت دادن آدرس‌ها به یک فرد بی‌گناه

دومین مشکل بزرگ در فرآیند خوشه‌بندی، خطای مثبت کاذب است (مثبت کاذب یا False Positive: خطایی در سیستم که در آن یک اتفاق کاملا عادی، به اشتباه به عنوان یک خطر یا ارتباط تایید می‌شود).

الگوریتم‌های خوشه‌بندی بر اساس یک سری الگوهای از پیش تعیین‌شده کار می‌کنند. اما گاهی اوقات، رفتار کاربران عادی شباهت زیادی به الگوهای مشکوک پیدا می‌کند. این موضوع می‌تواند باعث شود آدرس یک فرد کاملا بی‌گناه، به اشتباه در خوشه‌ی مربوط به یک مجرم سایبری یا هکر قرار بگیرد. چند نمونه از عواملی که باعث این خطای خطرناک می‌شوند عبارتند از:

  • استفاده از کیف پول‌های مشترک و شرکتی: برخی از سرویس‌ها به کاربران اجازه می‌دهند دارایی‌های خود را در یک زیرساخت مشترک نگهداری کنند. در این حالت، تراکنش‌های افراد مختلف با هم ترکیب می‌شود و سیستم تحلیلی به اشتباه تمام آن‌ها را یک نفر در نظر می‌گیرد.
  • پرداخت‌های همزمان گروهی: اگر چند فرد مختلف تصمیم بگیرند به صورت همزمان مبلغی را برای یک پروژه‌ی مشترک واریز کنند، ممکن است الگوریتم این تراکنش‌ها را به عنوان ورودی مشترک بشناسد و هویت آن‌ها را به هم گره بزند.
  • تغییر استانداردهای کیف پول: نرم‌افزارهای مدیریت رمزارز مدام به‌روزرسانی می‌شوند. اگر یک نرم‌افزار روش ساخت آدرس تغییر (آدرسی که باقی‌مانده‌ی پول کاربر به آن برمی‌گردد) را عوض کند، سیستم تحلیلی ممکن است دچار اشتباه محاسباتی شود و آدرس‌ها را به فرد دیگری نسبت دهد.

این خطاهای سیستمی می‌توانند عواقب سنگینی برای کاربران داشته باشند؛ برای مثال ممکن است صرافی‌ها حساب یک کاربر عادی را صرفا به دلیل یک خطای مثبت کاذب در نرم‌افزارهای خوشه‌بندی، به طور موقت مسدود کنند. به همین دلیل است که تحلیل‌گران حرفه‌ای هرگز فقط به خروجی خودکار نرم‌افزارها اعتماد نمی‌کنند و همیشه نتایج را با بررسی‌های دقیق انسانی ترکیب می‌کنند.

تحلیل‌گران از چه ابزارهایی برای خوشه‌بندی آدرس‌ها استفاده می‌کنند؟

بررسی دستی میلیون‌ها تراکنش و پیدا کردن ارتباط میان رشته‌های بی‌پایان اعداد و حروف در شبکه‌ی بلاکچین، برای انسان غیرممکن است. اگر یک کارآگاه بخواهد تک‌تک آدرس‌ها را با کاغذ و قلم به هم متصل کند، بررسی حتی یک پرونده‌ی ساده سال‌ها طول می‌کشد. به همین دلیل، متخصصان امنیت و تحلیل‌گران داده از نرم‌افزارهای بسیار پیشرفته‌ای استفاده می‌کنند که به هوش مصنوعی و پایگاه‌های داده‌ی غول‌پیکر مجهز هستند.

این پلتفرم‌های تخصصی به صورت شبانه‌روزی تمام داده‌های ثبت‌شده روی زنجیره‌ی بلوکی را اسکن می‌کنند، قواعد خوشه‌بندی مانند ورودی‌های مشترک را به کار می‌گیرند و در عرض چند ثانیه، نقشه‌ی کامل دارایی‌های یک نهاد یا شخص را ترسیم می‌کنند. معتبرترین ابزارها و شرکت‌هایی که در حوزه‌ی خوشه‌بندی آدرس و تحلیل داده‌های آن‌چین فعالیت می‌کنند، شامل موارد زیر هستند:

  • چینالیسیس (Chainalysis): این شرکت را می‌توان مشهورترین کارآگاه خصوصی دنیای رمزارز نامید. چینالیسیس نرم‌افزاری به نام رآکتور (Reactor: ابزار اختصاصی برای نمایش تصویری جریان پول و ارتباط میان کیف پول‌ها) دارد که سازمان‌های قانونی بزرگی مانند اف‌بی‌آی (FBI) و پلیس بین‌الملل از آن برای ردیابی هکرها و مجرمان مالی استفاده می‌کنند. این پلتفرم بانک اطلاعاتی فوق‌العاده گسترده‌ای از آدرس‌های متعلق به صرافی‌ها، سرویس‌های قمار و سایت‌های غیرقانونی دارد.

چینالیسیس (Chainalysis) | صرافی کیف پول من

  • الپتیک (Elliptic): الپتیک یکی دیگر از بزرگان امنیت بلاکچین است که تمرکز اصلی خود را روی ارزیابی ریسک و ارائه‌ی خدمات به صرافی‌ها و موسسات مالی سنتی گذاشته است. این پلتفرم به بانک‌ها و صرافی‌ها کمک می‌کند تا قبل از پذیرش یک واریز، خوشه‌ی آدرس‌های پشت آن را بررسی کنند و مطمئن شوند که پول ارسالی با سرقت یا فعالیت‌های مشکوک ارتباطی ندارد.
  • گلس‌نود (Glassnode): برخلاف چینالیسیس که بیشتر جنبه‌ی پلیسی و امنیتی دارد، گلس‌نود یک مرجع بی‌نظیر برای تحلیلگران اقتصادی و معامله‌گران بازار است. این پلتفرم با استفاده از خوشه‌بندی آدرس‌ها، مشخص می‌کند چه مقدار از رمزارزها در اختیار هولدرهای بلندمدت (سرمایه‌گذارانی که دارایی‌های خود را برای سال‌ها حفظ می‌کنند و قصد فروش سریع ندارند) یا نهنگ‌ها قرار دارد و رفتار مالی بازار را به تصویر می‌کشد.

گلس‌نود (Glassnode) | صرافی کیف پول من

  • آرکام اینتلیجنس (Arkham Intelligence): آرکام یکی از ابزارهای شناخته‌شده‌ی عمومی است که هدف خود را شفاف‌سازی کامل هویت‌های پشت تراکنش‌ها قرار داده است. این پلتفرم با کمک الگوریتم‌های هوش مصنوعی، ارتباط میان آدرس‌های پراکنده را کشف کرده و تلاش می‌کند هویت واقعی افراد، شرکت‌های سرمایه‌گذاری و نهنگ‌های بزرگ را به آدرس‌هایشان پیوند بزند.

آرکام اینتلیجنس (Arkham Intelligence) | صرافی کیف پول من

تمام این ابزارها با ترکیب الگوهای ریاضی، یادگیری ماشین و تطبیق داده‌های عمومی، بستری فراهم می‌کنند تا دنیای به ظاهر پنهان و مبهم تراکنش‌ها، به فضایی شفاف، قابل پیگیری و ایمن‌تر تبدیل شود.

آیا محتوا مفید بود؟

سوالات متداول

دیدگاه‌های کاربران

تاکنون هیچ کسی نظری ثبت نکرده، شما اولین نفر باشید

افزودن دیدگاه

با ثبت‌نام در صرافی کیف پول من و ارسال نظر در سایت ارز دیجیتال رایگان هدیه بگیرید.
به این مطلب چند امتیاز می‌دهید؟
انتخاب کنید

دنبال آخرین اخبار بازار هستید؟

قیمت لحظه‌ای، رویدادها و تحلیل‌های روزانه را در اتاق خبر کیف پول مدیا دنبال کنید.

بریم به اتاق خبر

ویدئو رسانه

در بخش ویدئو رسانه، می‌توانید به آموزش‌ها، تحلیل‌ها و محتوای ویدیویی جذاب درباره ارزهای دیجیتال و خدمات ما دسترسی پیدا کنید.