در این مقاله قرار است پرونده رمزارز فیسبوک را بازخوانی کنیم. اینجا نه تنها متوجه میشوید که این پروژه دقیقاً چه بود و چرا هرگز به کیف پول کاربران نرسید، بلکه با واقعیتهای مهم وضعیت فعلی آن آشنا خواهید شد تا با هوشمندی کامل، از دام کلاهبرداریهای احتمالی دور بمانید و با فرصتهای جایگزینی که از دل این پروژه بیرون آمدند، آشنا شوید.
ارز دیجیتال لیبرا یا دیم چیست؟
بیایید به سال ۲۰۱۹ برگردیم؛ زمانی که شرکت فیسبوک (که اکنون با نام متا شناخته میشود) تصمیم گرفت یکی از جاهطلبانهترین پروژههای تاریخ تکنولوژی را شروع کند. ایدهی اولیه بسیار ساده اما قدرتمند بود: اگر شما میتوانید در کسری از ثانیه برای دوستتان در آن سوی کرهی زمین عکس یا پیامی بفرستید، چرا نتوانید به همان سادگی و سرعت برای او پول ارسال کنید؟
رویای مارک زاکربرگ برای خلق یک پول جهانی
مارک زاکربرگ به خوبی میدانست که میلیاردها نفر در سراسر جهان روزانه از اپلیکیشنهای او مانند اینستاگرام و واتساپ استفاده میکنند. نکتهی مهم اینجا بود که بسیاری از این افراد، بهویژه در کشورهای در حال توسعه، به خدمات بانکی مناسب دسترسی نداشتند اما گوشی هوشمند داشتند.
رویای زاکربرگ این بود که با خلق یک پول دیجیتال جهانی، گوشی موبایل هر کاربر را به یک بانک کوچک و سیار تبدیل کند. این کار میتوانست مرزهای مالی را کمرنگ کند و انتقال پول را درست مانند ارسال یک پیام متنی، ارزان و در دسترس همگان قرار دهد.
معرفی پروژه لیبرا و تغییر نام آن به Diem
این پروژه در ابتدا با نام پر سرو صدای Libra معرفی شد. لیبرا قرار بود یک استیبل کوین (Stablecoin) باشد. اما به محض معرفی لیبرا، دولتها و بانکهای مرکزی در سراسر دنیا بهشدت احساس خطر کردند. آنها نگران بودند که فیسبوک با این حجم عظیم از داده و کاربر، کنترل سیستم مالی جهان را به دست بگیرد و حریم خصوصی افراد بیشتر از قبل به خطر بیفتد. فشارها و انتقادات آنقدر زیاد شد که مدیران پروژه تصمیم گرفتند برای آرام کردن اوضاع و نشان دادن حسن نیت، استراتژی خود را بازنگری کنند.
آنها در یک اقدام نمادین، نام پروژه را از لیبرا به دییم (Diem) تغییر دادند. کلمهی diem در زبان لاتین به معنای روز است و نمادی از یک شروع تازه و روزی جدید برای این پروژه بود؛ تلاشی برای اینکه نشان دهند ساختار آنها مستقلتر شده و دیگر تنها زیر سایهی سنگین نام فیسبوک فعالیت نمیکنند.
هدف اصلی پروژه: سیستم پرداخت سریع یا رقیب دلار؟
اگرچه مدیران ارز دیجیتال فیس بوک، مدام تکرار میکردند که هدفشان صرفاً کمک به مردم و سادهسازی پرداختهاست، اما منتقدان و سیاستمداران نظر دیگری داشتند. برای درک بهتر این موضوع، بیایید نگاهی دقیقتر به اهداف اعلامشده و ترسهای پنهان پشت این پروژه بیندازیم:
- تسهیل پرداختهای خرد: هدف ظاهری این بود که کاربران بتوانند برای خریدهای کوچک اینترنتی یا انتقال پول به اعضای خانواده در کشورهای دیگر، کارمزدهای سنگین بانکی و صرافیها را دور بزنند.
- یکپارچگی با اکوسیستم متا: قرار بود ارز دییم مستقیماً داخل کیف پول دیجیتالی اختصاصی این شرکت به نام نوی (Novi) قرار بگیرد. این کیف پول به گونهای طراحی شده بود که به راحتی در واتساپ و مسنجر قابل استفاده باشد تا کاربر بدون خروج از برنامه چت، پول جابجا کند.
- ترس از جایگزینی دلار: دولت آمریکا و اتحادیهی اروپا نگران بودند که اگر میلیاردها کاربر فیسبوک شروع به استفاده از دییم کنند، این ارز جدید آنقدر قدرتمند شود که دیگر کسی نیازی به ارزهای ملی مانند دلار یا یورو نداشته باشد و این مسئله حاکمیت پولی کشورها را تهدید میکرد.
در واقع، دیم تلاشی جسورانه برای ایجاد پلی میان دنیای سنتی بانکداری و دنیای مدرن رمزارزها بود، اما پلی که پایههایش روی زمین لرزان سیاست و قانونگذاری بنا شده بود.
ارز Diem چطور کار میکرد و چه پشتوانهای داشت؟
برای درک اینکه چرا دیم تا این اندازه سروصدا به پا کرد، باید به پشت صحنه این پروژه نگاهی بیندازیم. برخلاف بسیاری از پروژههای پیچیده، منطق پشت دییم ساده بود: ترکیب سرعت اینترنت با امنیت و ثبات پول واقعی. اما این پروژه از نظر فنی و ساختاری، تفاوتهای بنیادینی با آن چیزی داشت که ما امروز به عنوان رمزارز میشناسیم.
تفاوت ساختاری لیبرا با بیت کوین و سایر رمزارزها
بسیاری از افراد به اشتباه تصور میکردند که دیم هم یک ارز دیجیتال مثل بیت کوین است، اما تفاوت این دو مانند تفاوت یک پارک عمومی با یک باشگاه خصوصی است:
- بیت کوین، یک پارک عمومی: بیت کوین روی یک بلاکچین عمومی (Public Blockchain) اجرا میشود. یعنی هر کسی در هر جای دنیا میتواند بدون اجازه وارد شبکه شود، تراکنشها را بررسی کند و در امنیت شبکه مشارکت داشته باشد. هیچ رئیس یا مالکی وجود ندارد.
- دیم، یک باشگاه خصوصی: در مقابل، دیم روی یک بلاکچین مجاز یا خصوصی (Permissioned Blockchain) طراحی شده بود. در این نوع شبکه، هرکسی اجازه ورود ندارد. تنها کامپیوترها و سرورهای خاصی که توسط مدیران پروژه تایید شدهاند، حق دارند تراکنشها را ثبت و تایید کنند. این یعنی برخلاف بیت کوین که کاملاً آزاد است، دییم تحت کنترل و نظارت یک گروه خاص بود.
این ساختار متمرکز باعث میشد سرعت تراکنشهای دیم بسیار بالا باشد (چون نیازی نبود هزاران کامپیوتر در سراسر دنیا با هم توافق کنند)، اما در عوض، ویژگی اصلی رمزارزها یعنی غیرمتمرکز بودن (Decentralization) را زیر سوال میبرد.
مفهوم استیبل کوین در پروژه دییم (سبد داراییها)
یکی از بزرگترین مشکلات رمزارزهایی مثل بیت کوین برای استفادههای روزمره، نوسان شدید قیمت آنهاست. تصور کنید امروز با یک مقدار بیت کوین قهوه میخرید و فردا با همان مقدار میتوانید یک دوچرخه بخرید! این نوسان برای پرداختهای روزانه مناسب نیست. برای حل این مشکل، دیم به عنوان یک استیبل کوین (Stablecoin) طراحی شد.
سازوکار پشتوانهی diem در دو مرحله تعریف شد:
- ایدهی اولیه (سبد دارایی): ابتدا قرار بود ارزش ارز دیجیتال دیم توسط سبدی از ارزهای معتبر جهانی (مانند دلار آمریکا، یورو، پوند انگلیس و ین ژاپن) و اوراق قرضه دولتی پشتیبانی شود. یعنی اگر ارزش دلار کم شد، ارزش یورو جبران کند تا قیمت دیم همیشه ثابت بماند.
- ایدهی نهایی (تک ارزی): پس از مخالفت شدید دولتها، دیم تغییر استراتژی داد و تصمیم گرفت صرفاً به دلار آمریکا متکی باشد. یعنی به ازای هر یک واحد ارز دییم که تولید میشد، دقیقاً یک دلار آمریکا در حسابهای بانکی به عنوان پشتوانه ذخیره میشد تا خیال کاربران از ارزش پولشان راحت باشد.
نقش انجمن دیم (Diem Association) و اعضای قدرتمند آن
فیسبوک میدانست که به دلیل رسواییهای قبلی در مورد حریم خصوصی، مردم به تنهایی به او اعتماد نخواهند کرد. به همین دلیل، نهادی مستقل به نام انجمن دیم را در کشور سوئیس تاسیس کرد.
هدف این بود که بگویند: "درست است که ما این پروژه را شروع کردیم، اما ما مالک آن نیستیم."
این انجمن از غولهای تکنولوژی و مالی تشکیل شده بود که هر کدام ۱۰ میلیون دلار برای عضویت در آن پرداخت کرده بودند. برخی از این نامهای بزرگ عبارت بودند از:
- ویزا (Visa) و مسترکارت (Mastercard): غولهای پرداخت دنیا.
- اوبر (Uber): شرکت تاکسی اینترنتی.
- اسپاتیفای (Spotify): سرویس پخش موسیقی.
- کوینبیس (Coinbase): یکی از بزرگترین صرافیهای ارز دیجیتال.
وظیفهی این انجمن، مدیریت ذخایر مالی (پشتوانه دلار)، تایید تراکنشها و توسعهی شبکهی دیم بود. اما همانطور که در ادامه خواهیم دید، حتی این نامهای بزرگ هم نتوانستند جلوی سقوط پروژه را بگیرند.
جدول مقایسهای: تفاوتهای کلیدی diem با بیت کوین
|
ویژگی
|
بیت کوین (Bitcoin)
|
دییم (Diem)
|
|
نوع دارایی
|
ارز دیجیتال با قیمت آزاد (پرنوسان)
|
استیبل کوین (با قیمت ثابت)
|
|
مدیریت شبکه
|
کاملاً غیرمتمرکز (دست مردم)
|
متمرکز (دست انجمن دییم و متا)
|
|
نوع بلاکچین
|
عمومی (همه میتوانند مشارکت کنند)
|
خصوصی و با مجوز (فقط اعضای خاص)
|
|
حریم خصوصی
|
ناشناس (هویت واقعی مشخص نیست)
|
احراز هویت کامل (شناسایی دقیق کاربر)
|
|
هدف اصلی
|
ذخیره ارزش و پول دیجیتال آزاد
|
سیستم پرداخت سریع و جهانی
|
|
پشتوانه
|
عرضه و تقاضای بازار و ریاضیات
|
پول نقد (دلار) و اوراق بهادار
|
موانع و چالشها: چرا دولتها با ارز فیسبوک مخالفت کردند؟
شاید تصور کنید که دولتها همیشه از نوآوری و تکنولوژیهای جدید استقبال میکنند، اما داستان دیم متفاوت بود. به محض اینکه وایت پیپر (White Paper) یا همان سند معرفی پروژه منتشر شد، زنگ خطر در راهروهای مجلس آمریکا و پارلمان اروپا به صدا درآمد. اما چرا؟ مگر یک ارز دیجیتال ساده چه خطری میتوانست برای قدرتهای بزرگ جهان داشته باشد؟ پاسخ در سه کلمهی کلیدی خلاصه میشد: اعتماد، قدرت و قانون.
نگرانیهای جدی درباره حریم خصوصی و سابقهی فیسبوک
بزرگترین پاشنهی آشیل این پروژه، خود شرکت فیسبوک بود. هنوز جوهر امضای جریمههای سنگین این شرکت بابت نقض حریم خصوصی کاربران خشک نشده بود که آنها از پروژهی مالی خود رونمایی کردند.
مشکل اصلی اینجا بود که فیسبوک همین حالا هم اطلاعات زیادی از زندگی شخصی ما دارد؛ اینکه با چه کسانی دوست هستیم، چه چیزهایی را لایک میکنیم و کجا زندگی میکنیم. حالا تصور کنید اطلاعات مالی ما هم به این مجموعه اضافه شود!
منتقدان میگفتند: «کسی که نتوانسته از عکسها و پیامهای خصوصی ما محافظت کند، چطور میخواهد امانتدار پول و دارایی ما باشد؟» این بیاعتمادی عمومی باعث شد که حتی قبل از بررسی فنی پروژه، مردم و مسئولین نسبت به آن گارد بگیرند.
تهدید حاکمیت پولی کشورها و ترس بانکهای مرکزی
این بخش شاید مهمترین دلیل ترس دولتها بود. بیایید با یک مفهوم ساده شروع کنیم: حاکمیت پولی (Monetary Sovereignty).
بانکهای مرکزی نگران بودند که دیم جایگزین پول ملی شود. به آمار زیر دقت کنید:
- تعداد کاربران فیسبوک: بیش از ۲.۵ میلیارد نفر
- پرجمعیتترین کشور جهان: حدود ۱.۴ میلیارد نفر
اگر فیسبوک یک کشور بود، پرجمعیتترین کشور دنیا میشد! حالا تصور کنید تمام این ۲.۵ میلیارد نفر تصمیم میگرفتند به جای دلار یا یورو، از لرز لیبرا برای خریدهای روزانهی خود استفاده کنند. در این صورت:
- بانکهای مرکزی قدرت کنترل تورم و اقتصاد را از دست میدادند.
- ارزش پولهای ملی به شدت کاهش پیدا میکرد.
- یک شرکت خصوصی (متا) قدرتی بیشتر از دولتها پیدا میکرد.
فشار سنگین قانونگذاران ایالات متحده و اتحادیه اروپا
نتیجهی دو مورد بالا، فشاری بیسابقه از سمت قانونگذاران بود. مارک زاکربرگ و دیوید مارکوس (مدیر پروژه دییم) بارها به کنگرهی آمریکا احضار شدند و ساعتها مورد بازجویی قرار گرفتند.
دغدغهی اصلی قانونگذاران شامل موارد زیر بود:
- پولشویی (Money Laundering): آنها نگران بودند که خلافکاران و قاچاقچیان به راحتی و بدون نظارت بانکها، پولهای کثیف خود را از طریق دییم جابجا کنند.
- تامین مالی تروریسم: سرعت بالا و انتقال راحت پول میتوانست به ابزاری برای گروههای تروریستی تبدیل شود.
به همین دلیل، وزیر خزانهداری آمریکا و سران گروه هفت (G7) صراحتاً اعلام کردند تا زمانی که تمام ریسکهای قانونی و امنیتی برطرف نشود، اجازهی فعالیت به این پروژه را نخواهند داد. این فشارها در نهایت مانند ترمزی محکم، قطار سریعالسیر دییم را متوقف کرد.
سرانجام پروژه: چرا ارز Diem هرگز عرضه نشد؟
پس از تمام هیاهوها، تغییر نامها و تلاش برای راضی کردن دولتها، شاید انتظار داشتید که این پروژه بالاخره با شکوه و عظمت راهاندازی شود. اما واقعیت این است که دیم نه با یک انفجار بزرگ، بلکه به آرامی و در سکوت خبری به پایان خط رسید. مانند ساختمانی که پایههایش یکییکی سست میشوند تا در نهایت فرو میریزد، پروژه دیم هم با چند ضربهی کاری از هم پاشید.
خروج شرکای بزرگ (مانند ویزا، مسترکارت و پیپل) از انجمن
همانطور که در بخش قبل گفتیم، قدرت اصلی این پروژه به انجمن دیم و اعضای قدرتمندش بود. حضور شرکتهایی مثل ویزا و مسترکارت به این پروژه اعتبار میداد. اما وقتی فشارهای سیاسی به اوج رسید، این شرکتها شروع به چرتکهانداختن کردند.
آنها متوجه شدند که باقی ماندن در این پروژه، ممکن است رابطهی خوب آنها را با بانکهای مرکزی و دولتها خراب کند. هیچکدام از این غولهای مالی نمیخواستند کسبوکار اصلی و سودآور خود را فدای یک پروژهی پرخطر کنند.
بنابراین، اتفاقی شبیه به ریزش دومینو رخ داد:
- ابتدا پیپل (PayPal)که یکی از بزرگترین حامیان بود، از انجمن خارج شد.
- بلافاصله پس از آن، ویزا، مسترکارت، استرایپ (Stripe)و ایبی (eBay)هم کنارهگیری کردند.
- خروج این نامهای بزرگ، عملاً کمر پروژه را شکست و به همه نشان داد که حتی شرکای فیسبوک هم دیگر به آیندهی این ارز امیدی ندارند.
فروش داراییها به بانک سیلورگیت (Silvergate)
وقتی متا (فیسبوک) خود را در میدان جنگ با قانونگذاران تنها دید، به این نتیجه رسید که ادامهی این مسیر غیرممکن است. آنها تکنولوژی پیشرفته و سیستمهای نرمافزاری قدرتمندی ساخته بودند، اما اجازهی استفاده از آن را نداشتند.
در نهایت، در یک تصمیم تجاری برای جلوگیری از ضرر بیشتر، متا تصمیم گرفت تمام داراییهای فکری و تکنولوژیهای مربوط به diem را بفروشد.
خریدار این داراییها، بانک سیلورگیت (Silvergate Capital) بود؛ یک بانک آمریکایی که به دوستی با شرکتهای ارز دیجیتال معروف بود. متا در اوایل سال ۲۰۲۲، تمام حقوق پروژه را به مبلغی حدود ۱۸۲ میلیون دلار به این بانک فروخت. با این معامله، عملاً کنترل پروژه از دست فیسبوک خارج شد و پروندهی آن در این شرکت بسته شد.
پایان رسمی رویای ارز دیجیتال اختصاصی متا
با فروش داراییها به سیلورگیت، رویای مارک زاکربرگ برای داشتن یک پول اختصاصی رسماً به پایان رسید. تیمی که سالها روی این پروژه کار کرده بود منحل شد و اعضای کلیدی آن یا از شرکت رفتند یا به بخشهای دیگر منتقل شدند.
شکست دیم دو درس بزرگ برای دنیای تکنولوژی و مالی داشت:
- قدرت قانون: هیچ شرکت تکنولوژی، هر چقدر هم بزرگ و ثروتمند باشد، نمیتواند بدون هماهنگی با دولتها سیستم مالی جهان را تغییر دهد.
- تغییر مسیر متا: پس از این شکست، شرکت متا تمرکز و سرمایهی خود را از روی ارزهای دیجیتال برداشت و تمام توانش را روی ساخت دنیای متاورس (Metaverse) و هوش مصنوعی گذاشت (متاورس دنیایی مجازی و سهبعدی است که کاربران میتوانند در آن با هم تعامل داشته باشند، بازی کنند و حتی کار کنند.).
وضعیت فعلی سرمایهگذاری روی ارز لیبرا
این بخش شاید حیاتیترین قسمت این مقاله برای شما باشد. اگر تا اینجا با داستان پرفرازونشیب لیبرا (دیم) آشنا شدید، حالا وقت آن است که دربارهی پول و امنیت دارایی شما صحبت کنیم. متاسفانه در دنیای ارزهای دیجیتال، هر جا که نام یک برند بزرگ و محبوب شنیده میشود، کلاهبرداران هم در کمین نشستهاند. بیایید وضعیت فعلی را بدون پردهپوشی بررسی کنیم.
آیا امکان خرید و فروش ارز دیجیتال دیم وجود دارد؟
پاسخ این سوال کوتاه، صریح و قطعی است: خیر.
ارز دیجیتال دیم (یا همان لیبرا سابق) هرگز به مرحلهی عرضه عمومی نرسید. این پروژه قبل از اینکه حتی یک توکن واقعی تولید کند و به دست مردم برساند، متوقف و منحل شد.
بنابراین، اگر در اینترنت، تلگرام یا اینستاگرام با تبلیغاتی روبرو شدید که ادعا میکردند توکن diem را میفروشند یا پیشفروش میکنند، مطمئن باشید که با یک دروغ بزرگ مواجه هستید. شرکت متا (فیسبوک) هیچگونه ارز دیجیتالی برای خرید و فروش ندارد و تمام زیرساختهای مربوط به آن را واگذار کرده است.
هشدار امنیتی: خطر کلاهبرداریها و توکنهای تقلبی همنام با لیبرا
یکی از ویژگیهای بازارهای مالی غیرمتمرکز این است که هر کسی با دانش فنی اندک میتواند یک توکن یا ارز جدید بسازد و هر نامی که دلش میخواهد روی آن بگذارد.
کلاهبرداران از این ویژگی سوءاستفاده کردهاند. آنها توکنهای بیارزشی را روی شبکههای مختلف ایجاد میکنند و نام آنها را Libra، Diem یا Facebook Coin میگذارند. هدف آنها ساده است:
- سوءاستفاده از ناآگاهی: آنها میدانند بسیاری از کاربران تازهوارد هنوز خبر توقف پروژه را نشنیدهاند.
- جذب سرمایه و فرار: آنها با تبلیغات فریبنده، مردم را تشویق به خرید میکنند و پس از جمعآوری پول، ناپدید میشوند. در دنیای کریپتو به این کار راگپول (Rug Pull) میگویند.
چرا نباید منتظر بازگشت این پروژه باشیم؟
شاید هنوز امید داشته باشید که متا دوباره نظرش را تغییر دهد و دیم را زنده کند. اما شواهد نشان میدهد که این پرونده برای همیشه بسته شده است:
- فروش کامل تکنولوژی: متا تمام کدهای برنامهنویسی و حقوق تجاری دیم را فروخته است. آنها دیگر مالکیتی روی این پروژه ندارند.
- تغییر اولویت متا: مارک زاکربرگ رسماً اعلام کرده که آیندهی شرکتش روی هوش مصنوعی (AI) و دنیای متاورس متمرکز است، نه ساخت یک بانک یا ارز دیجیتال جدید.
- پخش شدن تیم فنی: مهندسان و نوابغی که روی دیم کار میکردند، اکنون شرکتهای خودشان را تاسیس کردهاند و دیگر در فیسبوک حضور ندارند.
بررسی شایعات پیرامون سایتهای فیشینگ و ایردراپهای جعلی
در فضای مجازی ممکن است با لینکهایی روبرو شوید که وعدهی ایردراپ رایگان دیم را میدهند. لطفاً هوشیار باشید! هیچ ایردراپی برای دیم وجود ندارد. این لینکها معمولاً شما را به سایتهای فیشینگ (Phishing) هدایت میکنند.
نشانههای خطر در این سایتها:
- از شما میخواهند کیف پول خود را به سایت متصل کنید.
- درخواست میکنند که ۱۲ یا ۲۴ کلمه بازیابی (Seed Phrase) کیف پولتان را وارد کنید.
- وعدهی سودهای نجومی و تضمینی میدهند.
به یاد داشته باشید: در دنیای سرمایهگذاری، اگر پیشنهادی بیش از حد خوب و رویایی به نظر میرسد، به احتمال خیلی زیاد یک دام است.
میراث فنی لیبرا: پروژههایی که از خاکستر دیم برخاستند
اگرچه دیم به عنوان یک محصول تجاری شکست خورد، اما تحقیقات چند سالهی مهندسان فیسبوک هدر نرفت. تکنولوژی قدرتمندی که برای این پروژه ساخته شده بود، اکنون پایهی اصلی نسل جدیدی از بلاکچینهاست.
معرفی زبان برنامهنویسی Move (مهمترین دستاورد فنی)
بزرگترین یادگاری دیم، زبان برنامهنویسی جدیدی به نام Move است. این زبان برخلاف زبانهای قدیمیتر، با تمرکز مطلق بر «امنیت داراییها» طراحی شده است.
در زبان Move، توکنها و پولهای دیجیتال مانند اشیای فیزیکی در یک گاوصندوق رفتار میکنند؛ یعنی نمیتوان آنها را کپی کرد یا به اشتباه از بین برد. این ویژگی باعث شده تا Move به یکی از امنترین گزینهها برای ساخت قراردادهای هوشمند تبدیل شود.
ظهور ارزهای دیجیتال آپتوس (Aptos) و سویی (Sui)
دو پروژهی بزرگ و محبوب بازار که فرزندان مستقیم diem محسوب میشوند، آپتوس و سویی هستند.
- آپتوس (Aptos): توسط مدیران و مهندسان سابق دیم راهاندازی شد و هدفش ایجاد سریعترین و امنترین بلاکچین دنیاست.
- سویی (Sui): توسط تیم تحقیقاتی سابق فیسبوک ساخته شده و تمرکز زیادی روی سرعت بالا برای بازیهای کامپیوتری و برنامههای سنگین دارد.
هر دوی این پروژهها از زبان Move استفاده میکنند و در واقع همان تکنولوژی دیم را در فضایی آزاد و غیرمتمرکز ارائه میدهند.
کوچ تیم فنی ارز دیجیتال فیسبوک به پروژههای جدید
سرمایهی اصلی دیم، دلارهای فیسبوک نبود، بلکه مغزهای متفکری بود که آن را میساختند. پس از توقف پروژه، دهها مهندس نخبه و متخصص رمزنگاری از شرکت متا خارج شدند و دانش خود را به پروژههایی مثل آپتوس و سویی منتقل کردند. این «کوچ دستهجمعی» باعث شد تا استانداردهای فنی دیم در سراسر بازار کریپتو پخش شود و سطح کیفی پروژههای جدید ارتقا یابد.
جمعبندی: درسهایی که بازار کریپتو از شکست لیبرا گرفت
ماجرای لیبرا فراتر از شکست یک پروژه بود؛ این اتفاق یک کلاس درس پرهزینه برای تمام بازار بود که مرز دقیق بین تکنولوژی نوآورانه و بانکداری سنتی را مشخص کرد.
قدرت قانونگذاران در برابر غولهای تکنولوژی
این پروژه ثابت کرد که وقتی پای «پول» در میان باشد، دولتها با هیچ شرکت بزرگی تعارف ندارند. مهمترین درس این بود که پروژههای متمرکز آسیبپذیرند.
چون دیم یک مالک مشخص (فیسبوک) داشت، قانونگذاران توانستند به راحتی جلوی آن را بگیرند. این موضوع ارزش بیت کوین را که هیچ رئیسی ندارد و توسط دولتها قابل توقف نیست، بیش از پیش به سرمایهگذاران نشان داد.
آیندهی استیبل کوینها بدون حضور فیسبوک
حذف دیم باعث نابودی بازار استیبل کوینها نشد، بلکه مسیر آنها را تغییر داد و پختهتر کرد:
- تولد ارزهای دولتی (CBDC): دولتها وقتی قدرت بلاکچین را دیدند، به جای جنگیدن با آن، تصمیم گرفتند ارز دیجیتال ملی خودشان را بسازند.
- قانونمند شدن بازار: استیبل کوینهای خصوصی موجود یاد گرفتند که برای بقا و حذف نشدن، چارهای جز شفافیت مالی و رعایت قوانین سختگیرانهی دولتها ندارند.
منابع
Corporatefinanceinstitute
osl
Paybis