در این مطلب، مکانیزمهای پنهان واش تریدینگ را شفافسازی میکنیم و با آموزش روشهای تشخیص آن، ابزارهایی را در اختیارتان قرار میدهیم تا پیش از هر کلیک، واقعی بودن بازار را بسنجید و در دام حجمهای کاذب گرفتار نشوید.
واش تریدینگ یا Wash Trading چیست؟
تصور کنید وارد بازاری میشوید که در نگاه اول بسیار شلوغ و پرهیاهو به نظر میرسد؛ افراد زیادی در حال فریاد زدن قیمتها و خرید و فروش ارز دیجیتال هستند. اما اگر کمی دقیقتر شوید و با ذرهبین به ماجرا نگاه کنید، متوجه میشوید که در واقع پولی بین افراد مختلف جابهجا نمیشود و کالاها فقط بین جیبهای چپ و راست یک نفر در حال چرخش هستند. این دقیقا همان کاری است که در واش تریدینگ انجام میشود.
در سادهترین تعریف، واش تریدینگ زمانی اتفاق میافتد که یک سرمایهگذار یا گروهی از معاملهگران، یک دارایی (مثل سهام یا ارز دیجیتال) را میخرند و بلافاصله میفروشند تا اطلاعات گمراهکنندهای به بازار بدهند. هدف اصلی این کار، ایجاد یک فعالیت مصنوعی و ساختگی است تا سایر سرمایهگذاران تصور کنند که آن دارایی بسیار محبوب، پرطرفدار و زنده است.
مفهوم معامله صوری و دستکاری در حجم بازار
برای اینکه این مفهوم را عمیقتر درک کنیم، ابتدا باید با اصطلاح حجم معاملات یا Volume آشنا باشیم. حجم معاملات نشاندهندهی مقدار پول یا تعداد سهامی است که در یک بازه زمانی مشخص (مثلاً ۲۴ ساعت) جابهجا شده است. وقتی حجم معاملات یک دارایی بالا باشد، یعنی خریداران و فروشندگان زیادی فعال هستند و نقدشوندگی (Liquidity) آن دارایی بالاست؛ به این معنی که شما میتوانید بهراحتی و سریع دارایی خود را به پول نقد تبدیل کنید.
در واش تریدینگ، معاملهگر با ایجاد معاملات صوری (معاملات غیر واقعی)، سعی میکند حجم بازار را بهصورت مصنوعی بالا ببرد. این کار دقیقاً شبیه به صاحب یک رستوران تازهتاسیس است که به دوستانش پول میدهد تا تمام روز روی صندلیها بنشینند و غذا بخورند. چرا؟ تا مشتریان واقعی با دیدن شلوغی رستوران و صف جلوی در، جذب آن شوند. در دنیای بازارهای مالی، این شلوغی ساختگی باعث میشود سرمایهگذاران تازهکار دچار ترس از دست دادن فرصت یا همان فومو (FOMO) شوند و بدون تحقیق کافی، سرمایهی خود را وارد آن بازار کنند.
تفاوت اصلی بین معامله واقعی و واش تریدینگ
شاید برایتان سوال پیش بیاید که در دنیای دیجیتال که همه چیز با کد و ارقام است، چگونه میتوان تفاوت بین یک خرید و فروش معمولی را با یک واش تریدینگ تشخیص داد؟ اگرچه مرز بین این دو گاهی باریک است، اما تفاوتهای بنیادینی دارند که در اینجا به زبان ساده بررسی میکنیم:
- تغییر مالکیت: در یک معاملهی واقعی، دارایی از فرد الف به فرد ب منتقل میشود و مالکیت آن واقعاً تغییر میکند (Beneficial Ownership Change). اما در واش تریدینگ، مالکیت نهایی دارایی تغییر نمیکند؛ یعنی فرد الف دارایی را به خودش یا به حساب دیگری که تحت کنترل خودش است میفروشد.
- هدف از معامله: هدف معاملهگران در بازار واقعی، کسب سود از تغییرات قیمت یا سرمایهگذاری بلندمدت است. اما در واش تریدینگ، هدف اصلی فریب دادن سایر فعالان بازار و دستکاری قیمت یا حجم است.
- ریسک بازار: در معاملات واقعی، هر دو طرف معامله در معرض ریسک نوسانات بازار هستند. در حالی که در واش تریدینگ، چون خریدار و فروشنده در واقع یک نفر هستند، ریسک مالی واقعی وجود ندارد (به جز هزینه کارمزد صرافی که معاملهگر باید بپردازد).
تاریخچه کوتاه؛ از بازارهای سنتی تا دنیای دیجیتال
جالب است بدانید که واش تریدینگ پدیدهی جدیدی نیست و ریشه در بازارهای سنتی دارد. در اوایل قرن بیستم و بهویژه در دههی ۱۹۳۰ میلادی، این روش در بازارهای بورس آمریکا بسیار رایج بود. معاملهگران بزرگ با استفاده از این ترفند، قیمت سهام را بهطور مصنوعی بالا میبردند و سپس سهام خود را با سود کلان به مردم عادی میفروختند و از بازار خارج میشدند.
همین سوءاستفادهها باعث شد تا دولت آمریکا در سال ۱۹۳۶ قانونی به نام قانون بورس کالا (Commodity Exchange Act) را تصویب کند که طبق آن، واش تریدینگ رسماً غیرقانونی و جرم اعلام شد. از آن زمان، نظارتهای سختگیرانهای در بازارهای بورس اعمال شد تا جلوی این کار گرفته شود.
اما با ظهور ارزهای دیجیتال و فناوری بلاکچین (Blockchain) که فضایی غیرمتمرکز و نسبتاً نوپا است، واش تریدینگ دوباره جان تازهای گرفت. به دلیل نبود قوانین نظارتی دقیق در سالهای اولیهی پیدایش کریپتو و همچنین ناشناس بودن آدرس کیف پولها، بسیاری از بازیگران سودجو در این فضا توانستند از همان ترفندهای قدیمی برای دستکاری قیمت توکنها و مجموعههای انافتی (NFT) استفاده کنند.
مکانیسم عملکرد واش تریدینگ؛ این فرایند چگونه انجام میشود؟
شاید برایتان سوال شده باشد که این نمایش ساختگی دقیقاً پشت پرده چطور اجرا میشود؟ آیا یک نفر پشت سیستم مینشیند و مدام دکمه خرید و فروش را میزند؟ واقعیت این است که فرایند واش تریدینگ، بسته به ابزارهایی که معاملهگر در اختیار دارد، میتواند ساده یا بسیار پیچیده باشد. اما اصول اولیهی آن تقریبا ثابت است. بیایید قدمبهقدم به داخل اتاق فرمان این عملیات نگاهی بیندازیم.
چرخه خرید و فروش همزمان دارایی توسط یک نفر
سادهترین شکل واش تریدینگ، بازی با دو حساب کاربری مختلف است. تصور کنید شخصی مقداری ارز دیجیتال یا یک آیتم باارزش در بازی دارد. او نمیخواهد این دارایی را از دست بدهد، اما میخواهد به بازار نشان دهد که این دارایی پرطرفدار است. در این حالت، فرد معاملهگر دو حساب کاربری در یک صرافی یا پلتفرم معاملاتی ایجاد میکند:
- حساب اول: نقش فروشنده را بازی میکند.
- حساب دوم: نقش خریدار را بازی میکند.
فرد معاملهگر با حساب اول، سفارش فروشی را ثبت میکند و بلافاصله با حساب دوم، همان سفارش را خریداری میکند. در ظاهر، یک معامله انجام شده و حجم معاملات بالا رفته است؛ اما در واقعیت، دارایی فقط از جیب چپ به جیب راست همان شخص منتقل شده است. هیچ پول جدیدی وارد بازار نشده و هیچ مالکیت واقعی تغییر نکرده است. این چرخه میتواند دهها یا صدها بار تکرار شود تا نمودارهای حجم معاملات، یک رشد چشمگیر را نشان دهند.
نقش رباتهای معاملهگر در اجرای سریع واش تریدینگ
انجام دادن روش بالا بهصورت دستی، هم بسیار خستهکننده است و هم ریسک بالایی دارد. چرا؟ چون در فاصلهی زمانی که شما میخواهید از حساب اول به حساب دوم بروید و خرید را انجام دهید، ممکن است یک خریدار واقعی و غریبه پیدا شود و دارایی شما را بخرد! اینجاست که پای تکنولوژی به میان میآید.
در بازارهای مدرن، واش تریدینگ اغلب توسط رباتهای معاملهگر (Trading Bots) انجام میشود. این رباتها، نرمافزارهایی هستند که طبق دستورالعملهای خاصی برنامهریزی شدهاند تا بهصورت خودکار خرید و فروش کنند. رباتها در واش تریدینگ دو مزیت بزرگ برای متخلفان دارند:
- سرعت باورنکردنی: رباتها میتوانند در کسری از ثانیه، هزاران سفارش خرید و فروش را ثبت و اجرا کنند. این سرعت بالا باعث میشود نمودارهای قیمت و حجم، نوسانات شدید و هیجانانگیزی را نشان دهند که چشم هر بینندهای را خیره میکند.
- هماهنگی دقیق: رباتها طوری تنظیم میشوند که دقیقاً با همان قیمتی که سفارش فروش گذاشته شده، سفارش خرید را ثبت کنند تا هیچکس دیگری نتواند وارد این چرخه شود. این فرایند باعث میشود حجم بازار بهصورت انفجاری و غیرطبیعی رشد کند، بدون اینکه انسان دخالت مستقیمی در لحظه داشته باشد.
تبانی میان معاملهگران (Collusion) برای فریب بازار
همیشه هم، کار یک نفر یا یک ربات نیست. گاهی اوقات واش تریدینگ حاصل یک همکاری پشت پرده است. در این حالت، گروهی از سرمایهگذاران بزرگ که در بازار کریپتو به آنها نهنگ (Whales) میگویند، یا حتی خود صرافیها با یکدیگر تبانی میکنند.
تبانی (Collusion) در اینجا به معنی توافق پنهانی بین چند نفر برای فریب دادن دیگران است. در این سناریو، چندین معاملهگر با هم هماهنگ میکنند تا یک دارایی خاص را در قیمتها و زمانهای مشخصی بین یکدیگر پاسکاری کنند. این روش خطرناکتر از روشهای قبلی است، زیرا:
- شناسایی آن سختتر است چون معاملات بین افراد مختلف انجام میشود و ردپای یک نفر در میان نیست.
- حجم پولی که جابهجا میشود معمولاً بسیار زیاد است و میتواند روند کلی بازار را به نفع این گروه تغییر دهد.
هدف نهایی در همهی این روشها یک چیز است: ساختن تصویری دروغین از محبوبیت، تا کاربران عادی و تازهکار با دیدن این شور و اشتیاق ساختگی، سرمایهی خود را وارد بازی کنند و در نهایت، قربانی این نمایش شوند.
چرا معاملهگران یا صرافیها دست به واش تریدینگ میزنند؟
شاید در نگاه اول، خرید و فروش یک دارایی با خودتان کاری بیهوده و وقتگیر به نظر برسد؛ مثل اینکه پول را از جیب راست بردارید و در جیب چپ بگذارید. اما در دنیای بیرحم بازارهای مالی، این کار بیهوده نیست و انگیزههای مالی قدرتمندی پشت آن پنهان شده است. چرا یک صرافی یا معاملهگر باید هزینه کارمزدها را تحمل کند و دست به این نمایش بزند؟ پاسخ در یک کلمه خلاصه میشود: دیده شدن و کسب سود بیشتر. در ادامه، دلایل اصلی این کار را بررسی میکنیم.
ایجاد حجم کاذب برای جذب سرمایهگذاران جدید (Fear of Missing Out)
یکی از قویترین ابزارهای روانشناسی در بازار، احساسی به نام فومو (FOMO) است. فومو مخفف عبارت Fear Of Missing Out به معنای ترس از دست دادن فرصت است. تصور کنید از خیابانی عبور میکنید و جلوی یک رستوران، صفی طولانی میبینید. ناخودآگاه با خودتان فکر میکنید، حتما غذای این رستوران فوقالعاده است که این همه آدم منتظرش هستند. در دنیای ارزهای دیجیتال و بازارهای مالی هم همین اتفاق میافتد.
معاملهگران متخلف با انجام واش تریدینگ، حجم معاملات را بهصورت مصنوعی بالا میبرند تا آن صف طولانی و ساختگی را ایجاد کنند. سرمایهگذاران تازهوارد با دیدن نمودارهای صعودی و حجم بالای خرید و فروش، دچار فومو میشوند و تصور میکنند اگر همین الان نخرند، سود بزرگی را از دست میدهند. در واقع، این حجم کاذب مانند یک تابلوی تبلیغاتی پرزرقوبرق عمل میکند که تنها هدفش کشاندن پولهای واقعی به داخل بازار است.
بالا بردن رتبه صرافی یا توکن در سایتهای تحلیل داده
در دنیای کریپتو، سایتهای مرجعی وجود دارند که صرافیها و ارزها را بر اساس محبوبیت و حجم معاملات رتبهبندی میکنند. کاربران معمولاً به رتبههای اول تا دهم این لیستها اعتماد میکنند و سراغ صفحههای بعدی نمیروند.
برای یک صرافی جدید یا یک توکن ناشناخته، قرار گرفتن در بالای این لیستها حکم مرگ و زندگی را دارد. به همین دلیل، برخی از پروژهها برای اینکه خودشان را بزرگتر و معتبرتر از آنچه هستند نشان دهند، دست به واش تریدینگ میزنند. با بالا رفتن حجم معاملات ساختگی، رتبهی آنها در سایتهای تحلیل داده بهبود پیدا میکند و همین موضوع باعث میشود کاربران بیشتری به آنها اعتماد کنند و سرمایهی خود را وارد آن پلتفرم نمایند.
کسب سود از کارمزد تراکنشها (برای پلتفرمها)
شاید عجیب به نظر برسد، اما گاهی خود صرافیها مشوق یا حتی مجری واش تریدینگ هستند. صرافیها از هر معاملهای که در پلتفرمشان انجام میشود، درصدی را بهعنوان کارمزد (Fee) دریافت میکنند. وقتی حجم معاملات بالا باشد، دو اتفاق مثبت برای صرافی میافتد:
- درآمد مستقیم: اگر واش تریدینگ توسط کاربران (و نه خود صرافی) انجام شود، صرافی از تکتک این معاملات تکراری کارمزد میگیرد و سود سرشاری میبرد.
- جذب کاربر: همانطور که گفتیم، حجم بالا نشانه اعتبار است. صرافی با نشان دادن حجمهای نجومی، تریدرهای حرفهای را جذب میکند که به دنبال بازارهایی با نقدشوندگی بالا هستند.
فرار مالیاتی و استفاده از تکنیک Wash Sale (در قوانین مالیاتی جهانی)
این مورد کمی با موارد قبلی متفاوت است و بیشتر در کشورهایی که قوانین مالیاتی سختگیرانهای دارند (مانند آمریکا) رواج دارد. در اینجا هدف فریب دادن سایر معاملهگران نیست، بلکه هدف فریب دادن اداره مالیات است. این روش به نام واش سیل (Wash Sale) یا فروش شستوشو شناخته میشود. مکانیسم آن به این صورت است:
یک سرمایهگذار که در انتهای سال مالیاتی در ضرر است، دارایی خود را با قیمت پایین میفروشد تا در پروندهی مالیاتیاش ضرر ثبت شود. با ثبت این ضرر، مالیات کمتری به دولت میپردازد. اما بلافاصله (یا در فاصلهی زمانی بسیار کوتاه) همان دارایی را دوباره میخرد تا آن را در کیف پولش داشته باشد.
در واقع، او دارایی را حفظ کرده اما روی کاغذ به دولت نشان داده که ضرر کرده است. این کار در بسیاری از سیستمهای قانونی جهان جرم محسوب میشود و تفاوت ظریفی با واش تریدینگ کلاسیک (که برای دستکاری قیمت است) دارد، اما هر دو از یک مکانیزم چرخشی استفاده میکنند.
واش تریدینگ در بازار ارزهای دیجیتال و NFT
اگر بازارهای سنتی بورس را مانند یک ادارهی منظم با دوربینهای مداربسته و نگهبانان سختگیر در نظر بگیریم، بازار ارزهای دیجیتال در برخی بخشها شبیه به غرب وحشی است. فضایی نوظهور، هیجانانگیز و پرسود که البته خطرات خاص خودش را دارد. اگرچه واش تریدینگ در همه بازارها وجود دارد، اما آمارها نشان میدهد که این پدیده در دنیای کریپتو (Crypto) و انافتیها (NFT) با شدت و گستردگی بیشتری رخ میدهد. اما چرا این دنیای مدرن تا این حد برای معاملهگران متخلف جذاب است؟
چرا بازار کریپتو مستعدترین فضا برای واش تریدینگ است؟
دلایل متعددی وجود دارد که باعث میشود دستکاری بازار در فضای ارزهای دیجیتال راحتتر از بازارهای سنتی باشد. بیایید مهمترین این دلایل را بررسی کنیم:
- نبود قوانین نظارتی سفتوسخت: برخلاف بازار بورس که سازمانهای دولتی روی تمام معاملات نظارت دارند، بازار کریپتو هنوز در بسیاری از نقاط جهان قانونگذاری دقیقی ندارد. این خلاء قانونی باعث میشود معاملهگران با خیال راحتتری دست به تخلف بزنند.
- ناشناس بودن: در بلاک چین، هویت افراد با نام و کد ملی مشخص نمیشود، بلکه همه چیز با آدرس کیف پول (Wallet Address) شناخته میشود. یک نفر میتواند بدون نیاز به احراز هویت (KYC) در صرافیهای غیرمتمرکز، صدها کیف پول بسازد و بدون اینکه کسی بفهمد، با خودش معامله کند.
- فعالیت 24 ساعته و جهانی: بازار کریپتو هرگز نمیخوابد و در تمام روزهای هفته فعال است. این حجم عظیم و پیوستهی معاملات، پنهان کردن تراکنشهای ساختگی در میان هزاران تراکنش واقعی را آسانتر میکند.
واش تریدینگ در بازار NFT؛ چگونه قیمتها به صورت مصنوعی بالا میروند؟
بازار توکنهای غیر مثلی یا همان NFT فضای بسیار ایدهآلی برای واش تریدینگ است. دلیل آن هم ساده است: ارزش یک اثر هنری یا کلکسیونی دیجیتال، کاملاً توافقی و ذهنی است. فرض کنید شما یک نقاشی دیجیتال خلق کردهاید که هیچکس آن را نمیشناسد و ارزشی ندارد. برای اینکه آن را با ارزش جلوه دهید، این مراحل را طی میکنید:
- ساخت کیف پول دوم: یک کیف پول جدید میسازید و مثلا با خرید اتریوم، مقداری ارز دیجیتال به آن منتقل میکنید.
- خرید از خود: با کیف پول دوم، اثر هنری خودتان را به قیمت بسیار بالا (مثلاً ۱۰ هزار دلار) میخرید.
- ثبت تاریخچه: حالا در تاریخچهی بلاکچین آن اثر، ثبت شده که این NFT به قیمت ۱۰ هزار دلار فروخته شده است.
زمانی که یک خریدار واقعی و تازهکار وارد صفحهی این اثر میشود، با دیدن قیمت آخرین فروش، تصور میکند که این اثر واقعاً ارزشمند و پرطرفدار است. او ممکن است پیشنهاد خرید ۱۲ هزار دلاری بدهد به امید اینکه سود کند، اما در واقع او یک اثر بیارزش را با قیمتی گزاف خریده است. این چرخه میتواند بارها تکرار شود تا قیمت به اعداد نجومی برسد.
بررسی پدیده Pump and Dump و ارتباط آن با معاملات صوری
یکی از خطرناکترین دامهای بازار که ارتباط مستقیمی با واش تریدینگ دارد، طرح پامپ و دامپ (Pump and Dump) است. این عبارت را میتوان به «باد کردن و خالی کردن» ترجمه کرد.این سناریو معمولاً در سه پرده اجرا میشود:
- پرده اول (آمادهسازی): گروهی از افراد سودجو، مقدار زیادی از یک ارز دیجیتال ارزان و ناشناخته را در قیمت پایین خریداری میکنند.
- پرده دوم (پامپ یا باد کردن): این گروه با استفاده از واش تریدینگ، حجم معاملات آن ارز را به شدت بالا میبرند. همزمان در شبکههای اجتماعی شروع به تبلیغات اغراقآمیز میکنند که این ارز قرار است منفجر شود! قیمت و حجم بهطور مصنوعی اوج میگیرد و سرمایهگذاران عادی با دیدن این رشد سریع، برای خرید هجوم میآورند.
- پرده سوم (دامپ یا خالی کردن): وقتی قیمت به اوج رسید و خریداران زیادی وارد شدند، همان گروه اول، تمام دارایی خود را با قیمت بالا به مردم میفروشند و از بازار خارج میشوند. ناگهان قیمت سقوط میکند و سرمایهگذاران عادی با ارزهای بیارزش و ضررهای سنگین تنها میمانند.
در اینجا، واش تریدینگ ابزاری است که آتش این کلاهبرداری را روشن میکند و باعث میشود پروژهای مرده، زنده و پویا به نظر برسد.
تفاوت واش تریدینگ و بازارسازی (Market Making)؛ مرز باریک میان قانونی و غیرقانونی
در دنیای بازارهای مالی، گاهی اوقات تشخیص خوب از بد دشوار میشود. یکی از رایجترین اشتباهات سرمایهگذاران تازهکار، اشتباه گرفتن واش تریدینگ با فعالیتی کاملاً قانونی و مفید به نام بازارسازی است. هر دوی این روشها باعث افزایش فعالیت در بازار میشوند، اما یکی مانند داروی شفابخش است و دیگری مانند سم عمل میکند. برای اینکه در دام قضاوتهای اشتباه نیفتید، باید تفاوت بنیادین این دو را بدانید.
بازارسازی چیست و چرا برای نقدشوندگی مفید است؟
بیایید با یک مثال ساده شروع کنیم. تصور کنید میخواهید مقداری دلار را در فرودگاه به ریال تبدیل کنید. اگر هیچ صرافی یا دلال ارزی در آنجا نباشد، شما باید ساعتها منتظر بمانید تا مسافری پیدا شود که دقیقاً همان مقدار دلار را نیاز داشته باشد. این وضعیت یعنی بازار قفل شده است.
اما وجود یک صرافی در فرودگاه این مشکل را حل میکند. صرافی همیشه آماده است تا دلار شما را بخرد یا به شما دلار بفروشد. او این کار را انجام میدهد تا بازار روان بماند و شما معطل نشوید. در بازارهای مالی به این کار بازارسازی یا Market Making میگویند. بازارسازها (Market Makers) افراد یا شرکتهای بزرگی هستند که وظیفهی تامین نقدشوندگی (Liquidity) را بر عهده دارند. نقدشوندگی یعنی اینکه شما چقدر راحت و سریع میتوانید دارایی خود را به پول نقد تبدیل کنید.
بازارسازها بهصورت همزمان هم سفارش خرید و هم سفارش فروش را در دفتر سفارشات ثبت میکنند. هدف آنها این است که همیشه خریداری برای فروشندگان و فروشندهای برای خریداران وجود داشته باشد تا اختلاف قیمت خرید و فروش کاهش یابد و معاملات بهسرعت انجام شوند. بنابراین، بازارسازی نهتنها قانونی است، بلکه برای سلامت و بقای هر بازاری ضروری است.
چگونه یک بازارساز قانونی را از یک دستکاریکننده قیمت تشخیص دهیم؟
حال سوال اصلی اینجاست، اگر هم بازارساز و هم واش تریدینگ باعث شلوغی بازار میشوند، چطور آنها را از هم تشخیص دهیم؟ کلید این معما در نیت و تغییر مالکیت نهفته است.
- تغییر واقعی مالکیت: در بازارسازی، وقتی معاملهای انجام میشود، دارایی واقعاً از بازارساز به یک خریدار یا فروشندهی واقعی دیگر منتقل میشود. اما همانطور که قبلاً یاد گرفتیم، معمولاً در واش تریدینگ دارایی فقط بین حسابهای خود شخص متخلف جابهجا میشود.
- ریسکپذیری: بازارساز واقعی ریسک بازار را میپذیرد. اگر قیمت ناگهان سقوط کند، بازارساز که مقدار زیادی دارایی خریده، ضرر میکند. اما در واش تریدینگ، چون خریدار و فروشنده یک نفر هستند، نوسان قیمت ضرری به جیب آنها نمیزند (چون پول از این جیب به آن جیب رفته است).
- شفافیت: بسیاری از پروژههای معتبر کریپتو یا صرافیها، بهصورت رسمی و شفاف اعلام میکنند که با شرکتهای بازارساز قرارداد بستهاند تا نقدشوندگی توکن خود را تامین کنند. اما واش تریدینگ همیشه مخفیانه و در سایه انجام میشود.
جدول مقایسه ویژگیهای کلیدی Market Making و Wash Trading
برای اینکه بتوانید در یک نگاه تفاوت این دو دنیا را دریابید، ویژگیهای اصلی آنها را در جدول زیر مقایسه کردهایم:
|
ویژگی
|
بازارسازی (Market Making)
|
واش تریدینگ (Wash Trading)
|
|
هدف اصلی
|
تسهیل معاملات و افزایش نقدشوندگی
|
فریب بازار و ایجاد حجم کاذب
|
|
وضعیت قانونی
|
کاملاً قانونی و مورد نیاز بازار
|
غیرقانونی و جرم (در اکثر قوانین)
|
|
مالکیت دارایی
|
بین دو شخص متفاوت تغییر میکند
|
تغییر نمیکند (چرخش بین حسابهای یک نفر)
|
|
تاثیر بر قیمت
|
معمولاً باعث ثبات و واقعی شدن قیمت میشود
|
باعث نوسان مصنوعی و قیمتهای غیرواقعی میشود
|
|
ریسک مالی
|
معاملهگر با ریسک واقعی بازار روبروست
|
ریسک بازار وجود ندارد (فقط هزینه کارمزد)
|
|
منفعت برای کاربر
|
امکان خرید و فروش سریع و آسان
|
هیچ منفعتی ندارد (فقط باعث ضرر کاربر میشود)
|
راهنمای شناسایی واش تریدینگ؛ چگونه فریب نخوریم؟
تا به اینجا متوجه شدیم که واش تریدینگ یک تلهی نامرئی در بازارهای مالی است. اما خبر خوب این است که حتی ماهرترین کلاهبرداران هم ردپایی از خود به جا میگذارند. شما برای شناسایی این ردپاها نیازی به دانش فنی پیچیده یا ابزارهای گرانقیمت ندارید؛ تنها کافی است کمی تیزبین باشید و بدانید دقیقاً به کجا نگاه کنید. در این بخش، مانند یک کارآگاه صحنهی جرم، نشانههایی را بررسی میکنیم که زنگ خطر را برایمان به صدا در میآورند.
بررسی همبستگی میان حجم معاملات و نوسانات قیمت
در یک بازار طبیعی و سالم، رابطهی مستقیمی میان حجم معاملات و تغییرات قیمت وجود دارد. وقتی حجم خرید و فروش یک دارایی بهشدت بالا میرود، یعنی اتفاق مهمی افتاده است و قیمت باید واکنش نشان دهد (یا صعودی شود یا نزولی).
اما در واش تریدینگ، این قانون نقض میشود. شما با وضعیتی روبهرو میشوید که حجم معاملات سر به فلک کشیده است، اما قیمت دارایی مانند یک خط صاف ثابت مانده یا تغییرات بسیار جزئی دارد.
این وضعیت دقیقاً شبیه به ماشینی است که رانندهی آن پدال گاز را تا ته فشار میدهد و موتور با صدای بلند غرش میکند (حجم بالا)، اما ماشین حرکت نمیکند و سر جای خود ایستاده است (قیمت ثابت). اگر چنین صحنهای را دیدید، شک نکنید که حجمها واقعی نیستند و توسط رباتها تولید شدهاند.
توجه به الگوهای تکراری و غیرطبیعی در Order Book
دفتر سفارشات (Order Book) لیستی است که تمام سفارشهای خرید و فروش باز را در یک صرافی نشان میدهد. این لیست بهترین جا برای مچگیری متخلفان است. در یک بازار واقعی، سفارشها نامنظم هستند؛ یعنی افراد مختلف با حجمهای متفاوت و قیمتهای گوناگون سفارش میگذارند. اما در بازاری که واش تریدینگ در جریان است، نظم عجیب و مصنوعی حاکم است. به دنبال نشانههای زیر باشید:
- سفارشهای قرینه: اگر دیدید حجم سفارش خرید دقیقاً برابر با حجم سفارش فروش است (مثلاً یک نفر ۱۰۰۰ توکن میخرد و همزمان ۱۰۰۰ توکن فروخته میشود)، این یک نشانهی قوی از معامله با خود است.
- دیوارهای خرید و فروش: گاهی سفارشهای بزرگی در قیمتهای خاص ثابت میمانند اما هیچوقت اجرا نمیشوند، فقط برای اینکه بازار را شلوغ نشان دهند.
- سرعت غیرانسانی: اگر معاملات با سرعتی انجام میشوند که چشم قادر به دنبال کردن آنها نیست و قیمتها در کسری از ثانیه مچ میشوند، پای رباتها در میان است.
استفاده از ابزارهای آن چین و شفافیت بلاکچین برای ردیابی کیف پولها
زیبایی فناوری بلاکچین در شفافیت آن است. برخلاف حسابهای بانکی که محرمانه هستند، در بلاکچین همه چیز مانند یک اتاق شیشهای است. شما میتوانید با استفاده از ابزارهای تحلیل آنچین (On-chain Analysis) که دادههای ثبتشده روی شبکه بلاکچین را بررسی میکنند، مسیر حرکت پول را ببینید.
برای این کار نیاز نیست متخصص باشید؛ کافی است آدرس قرارداد هوشمند یا توکن مورد نظر را در مرورگرهای بلاکچین (مانند Etherscan) جستجو کنید. اگر دیدید که:
- تعداد زیادی از معاملات فقط بین چند آدرس کیف پول محدود و تکراری انجام میشود.
- یک توکن خریداری میشود و پس از چند دقیقه دقیقاً به همان کیف پول اولی بازگردانده میشود.
بدانید که با یک چرخهی واش تریدینگ کلاسیک طرف هستید که در آن پول فقط در حال گردش دایرهوار است تا حجم را بالا ببرد.
عدم تطابق حجم معاملات با میزان فعالیت در شبکههای اجتماعی پروژه
این شاید سادهترین و اجتماعیترین روش تشخیص باشد. هر پروژهی موفقی که حجم معاملات میلیونی دارد، قطعاً باید جامعهی کاربری (Community) فعالی هم داشته باشد. مگر میشود در بازاری هزاران نفر مشغول معامله باشند، اما هیچکس دربارهی آن صحبت نکند؟
به شبکههای اجتماعی پروژه (مانند توییتر، تلگرام یا دیسکورد) سر بزنید. اگر میبینید که صرافی یا توکن مورد نظر ادعا میکند روزانه میلیونها دلار معامله دارد، اما پستهای توییتر آنها فقط ۱۰ لایک میخورد یا گروه تلگرامیشان سوتوکور است، یک جای کار میلنگد.
این وضعیت را اصطلاحاً شهر ارواح مینامند؛ شهری که در ظاهر (روی نمودارها) شلوغ است، اما وقتی وارد خیابانهایش (شبکههای اجتماعی) میشوید، هیچ انسان زندهای را پیدا نمیکنید. این عدم تطابق، یکی از مطمئنترین نشانههای حجم جعلی و واش تریدینگ است.
وضعیت قانونی و مقررات؛ آیا واش تریدینگ جرم است؟
پاسخ به این سوال هم بله است و هم خیر؛ و این دقیقا همان نقطهای است که ماجرا را پیچیده میکند. اینکه واش تریدینگ جرم محسوب شود یا نه، بستگی به این دارد که شما در کدام زمین بازی مشغول فعالیت هستید. در بازارهای سنتی و قدیمی، قانونگذاران مانند یک داور سختگیر در میدان حضور دارند و کارت قرمزشان همیشه آماده است؛ اما در بازارهای جدیدتر، خطکشیها هنوز کامل نشدهاند. بیایید نگاهی دقیقتر به این وضعیت بیندازیم.
نگاهی به قوانین ایالات متحده (SEC) و بازارهای جهانی
در بازارهای مالی رسمی مانند بورس سهام، واش تریدینگ یک جرم سنگین و نابخشودنی است. ایالات متحده آمریکا یکی از سختگیرانهترین قوانین را در این زمینه دارد. در سال ۱۹۳۶، قانونی به نام قانون بورس کالا تصویب شد که صراحتاً هرگونه معاملهای را که با هدف دستکاری قیمت یا ایجاد حجم غیرواقعی انجام شود، ممنوع کرد.
نهاد ناظر بر این بازارها، سازمان بورس و اوراق بهادار آمریکا یا همان SEC (Securities and Exchange Commission) است. این سازمان مانند پلیس بازارهای مالی عمل میکند. اگر یک کارگزار یا معاملهگر در بازار بورس آمریکا اقدام به واش تریدینگ کند، با جریمههای مالی بسیار سنگین و حتی زندان روبرو خواهد شد. این قوانین سفتوسخت باعث شده است که در بازارهای رسمی، کمتر کسی جرات کند بهصورت آشکار دست به چنین کاری بزند، زیرا همهی تراکنشها رصد میشوند و هویت افراد کاملاً مشخص است.
خلاءهای قانونی در بازار ارزهای دیجیتال و خطرات آن برای کاربران
داستان در دنیای کریپتو کمی متفاوت است. از آنجا که ارزهای دیجیتال غیرمتمرکز هستند و به هیچ کشور خاصی تعلق ندارند، اعمال قانون بر آنها دشوار است. این موضوع باعث ایجاد حفرهها یا خلاءهای قانونی شده است که متخلفان از آن سوءاستفاده میکنند. مشکلات اصلی قانونی در این حوزه عبارتند از:
- نبود مرز جغرافیایی: یک صرافی ممکن است در یک جزیرهی کوچک ثبت شده باشد که قوانین مالی سختگیری ندارد، اما به کاربرانی از سراسر جهان خدمات بدهد. در این حالت، پلیس آمریکا یا اروپا دسترسی قانونی راحتی به آن صرافی ندارد.
- تعریف نشدن دارایی: در بسیاری از کشورها، هنوز مشخص نیست که ارز دیجیتال دقیقاً چیست (کالا است؟ ارز است؟ یا سهام؟). تا زمانی که تعریف دقیقی وجود نداشته باشد، قانونگذاری برای آن مشکل است.
اما این بیقانونی به نفع کاربران نیست. خطرات اصلی برای شما به عنوان یک کاربر ایرانی این است که اگر در صرافیای که واش تریدینگ میکند سرمایهگذاری کنید و آن صرافی ناگهان تعطیل شود یا قیمتها را دستکاری کند، هیچ نهاد قانونی مشخصی وجود ندارد که بتوانید به آن شکایت کنید و حق خود را بگیرید. در واقع، شما در بازاری فعالیت میکنید که محافظت قانونی چندانی از سرمایهی شما نمیشود.
نمونههای واقعی و تاریخی از رسواییهای واش تریدینگ
برای اینکه ببینیم این تخلفات چقدر میتوانند بزرگ و مخرب باشند، بد نیست نگاهی به پروندههای تاریخی بیندازیم. این مثالها نشان میدهند که واش تریدینگ فقط مختص به چند معاملهگر کوچک نیست و گاهی غولهای مالی دنیا را هم درگیر میکند.
- رسوایی لایبور (LIBOR Scandal): این یکی از بزرگترین رسواییهای مالی تاریخ بود. لایبور نرخی است که بانکهای بزرگ دنیا بر اساس آن به یکدیگر وام میدهند. در سال ۲۰۱۲ فاش شد که برخی از بزرگترین بانکهای جهان با تبانی و معاملات صوری، این نرخ را دستکاری میکردند تا سود بیشتری ببرند. این دستکاری باعث شد که اعتماد عمومی به سیستم بانکی جهانی ضربهی شدیدی بخورد و جریمههای میلیارد دلاری برای بانکها بریده شود.
- گزارش بیتوایز (Bitwise) درباره صرافیها: در دنیای کریپتو، یکی از معروفترین افشاگریها در سال ۲۰۱۹ توسط شرکت تحقیقاتی بیتوایز انجام شد. این شرکت در گزارشی به کمیسیون بورس آمریکا اعلام کرد که حدود ۹۵ درصد از حجم معاملات گزارششده در صرافیهای غیرقانونی و ناشناختهی بیتکوین، در واقع واش تریدینگ و ساختگی است! این گزارش شوک بزرگی به بازار وارد کرد و نشان داد که اعدادی که در بسیاری از سایتها میبینیم، تا چه حد میتوانند توخالی باشند.
منابع:
Investopedia
Wallstreet Mojo
Global Relay