بلاک چین چیست؟ بررسی کامل اجزا، نحوه عملکرد و کاربردهای فناوری Blockchain
نام بیتکوین برای بسیاری آشناست، اما فناوری بنیادین آن، یعنی بلاک چین، اغلب یک مفهوم پیچیده و فنی به نظر میرسد که درک آن دشوار است. همین موضوع باعث میشود افراد نتوانند تفاوت این دو را تشخیص دهند و از درک پتانسیل واقعی این تکنولوژی باز بمانند. در این مقاله، قصد داریم این مفهوم را به زبان ساده بررسی کنیم. با مثالهای واقعی و قدم به قدم، نشان میدهیم که بلاک چین چگونه کار میکند، چرا تا این حد امن است و چطور قرار است آیندهی اینترنت و بسیاری از صنایع را، فراتر از دنیای ارزهای دیجیتال، متحول کند.

بلاک چین به زبان ساده: سفری به دنیای زنجیره بلوکها
احتمالاً واژهی «بلاک چین» را در کنار نام ارزهای دیجیتال شنیدهاید و شاید برایتان یک مفهوم فنی و دور از دسترس به نظر برسد. اما اساس و پایهی این فناوری بسیار سادهتر از چیزی است که تصور میکنید. در این بخش، قدم به قدم و با یک زبان کاملاً ساده، شما را با دنیای زنجیرهی بلوکها آشنا میکنیم.
مفهوم اصلی: بلاک چین یک دفتر کل دیجیتال است
تصور کنید یک دفترچهی یادداشت معمولی دارید و تمام حساب و کتابهای خود را در آن مینویسید. این دفترچه، «دفتر کل» شماست. حالا فرض کنید به جای اینکه این دفترچه فقط در دستان شما باشد، یک کپی دقیق از آن را به تمام اعضای خانواده یا دوستان مورد اعتمادتان بدهید.
فناوری بلاک چین هم در واقع یک نوع دفتر کل دیجیتال است، اما با چند ویژگی جادویی:
- توزیعشده است: این دفتر در اختیار یک شخص یا یک سازمان خاص (مثل بانک) نیست، بلکه یک نسخهی یکسان از آن روی کامپیوترهای هزاران نفر در سراسر جهان پخش شده است. به این ویژگی «غیرمتمرکز بودن» میگویند.
- تغییرناپذیر است: وقتی اطلاعاتی در این دفتر ثبت میشود (مثلاً یک تراکنش)، دیگر هرگز نمیتوان آن را تغییر داد یا حذف کرد. اطلاعات برای همیشه در آن باقی میماند.
- شفاف است: تقریباً تمام افرادی که در شبکه حضور دارند، میتوانند اطلاعات ثبتشده در این دفتر را ببینند (البته با حفظ حریم خصوصی افراد).
به طور خلاصه، بلاک چین یک پایگاه دادهی اشتراکی و امن است که هیچکس به تنهایی مالک آن نیست و اطلاعات آن قابل دستکاری نیست.
یک مثال ساده برای شروع: داستان املاک علی و سارا
برای اینکه موضوع کاملاً ملموس شود، بیایید از یک مثال غیر دیجیتالی استفاده کنیم.
فرض کنید در یک روستا، یک دفتر ثبت اسناد مرکزی وجود دارد که مالکیت تمام خانهها را ثبت میکند (این یک سیستم متمرکز است). اگر علی بخواهد خانهاش را به سارا بفروشد، هر دو باید به این دفتر مراجعه کنند تا سند به نام سارا زده شود. حالا اگر این دفتر آتش بگیرد یا مسئول آن فردی متقلب باشد، کل اسناد روستا در معرض خطر قرار میگیرد.
حالا راهکار بلاک چینی را تصور کنید:
به جای یک دفتر مرکزی، هر خانواده در روستا یک دفتر مخصوص به خودش را دارد که تاریخچهی مالکیت تمام خانهها در آن ثبت شده است. وقتی علی خانهاش را به سارا میفروشد، این خبر را در میدان اصلی روستا فریاد میزند. سپس، تمام اهالی روستا این معامله را در دفتر خودشان یادداشت میکنند: «خانهی علی در تاریخ X به سارا فروخته شد».
با این روش:
- تقلب تقریباً غیرممکن است: علی نمیتواند فردای آن روز ادعا کند که هنوز مالک خانه است، چون تمام اهالی روستا در دفترشان ثبت کردهاند که مالک جدید سارا است.
- امنیت بسیار بالاست: اگر دفتر یکی از اهالی روستا گم شود یا آتش بگیرد، هیچ اتفاقی نمیافتد، چون صدها نسخهی دیگر از این دفتر در دست سایرین وجود دارد.
- نیازی به واسطه نیست: علی و سارا برای ثبت معاملهی خود نیازی به یک «ادارهی ثبت اسناد» ندارند و مستقیماً کارشان را انجام میدهند.
این داستان ساده، روح اصلی فناوری بلاک چین را به خوبی نشان میدهد: سیستمی برای ثبت اطلاعات که به دلیل توزیعشدگی، امن، شفاف و مستقل از هر نهاد مرکزی عمل میکند.
چرا به بلاک چین نیاز داریم؟ تولد یک ایده انقلابی (نگاهی کوتاه و داستانی به تاریخچه)
ایدهی بلاک چین یک شبه به وجود نیامد، بلکه حاصل دههها تحقیق در علم رمزنگاری و کامپیوتر بود. اما جرقهی اصلی در سال ۲۰۰۸ و همزمان با بحران بزرگ مالی جهانی زده شد. در آن زمان، بسیاری از بانکها و موسسات مالی بزرگ ورشکست شدند و اعتماد مردم به سیستمهای متمرکز به شدت کاهش یافت.
در چنین فضایی، فرد یا گروهی ناشناس با نام مستعار «ساتوشی ناکاموتو» (Satoshi Nakamoto) مقالهای را منتشر کرد که در آن یک سیستم پولی الکترونیکی کاملاً جدید را معرفی میکرد. سیستمی که به افراد اجازه میداد بدون نیاز به هیچ بانکی، به صورت مستقیم برای یکدیگر پول ارسال کنند.
زیرساخت و موتور محرک این سیستم پولی جدید، همان فناوری بلاک چین بود. این فناوری تضمین میکرد که تمام تراکنشها به صورت امن، شفاف و بدون امکان دستکاری ثبت شوند. آن ارز دیجیتال جدید، بیت کوین نام گرفت و اولین کاربرد عملی و موفق فناوری بلاک چین بود. امروزه، امکان خرید بیت کوین و استفاده از آن به لطف همین ایدهی انقلابی ممکن شده است.
بنابراین، بلاک چین از یک نیاز اساسی متولد شد: نیاز به اعتماد در یک دنیای دیجیتال، بدون تکیه بر واسطههایی که ممکن است شکست بخورند یا قابل اعتماد نباشند.
اجزای بلاک چین: زیر هر بلوک چه خبر است؟
حالا که با مفهوم کلی بلاک چین به عنوان یک دفتر کل دیجیتال آشنا شدیم، وقت آن است که کمی عمیقتر شویم و اجزای سازندهی این فناوری را بررسی کنیم. درست مانند یک مکانیک که برای درک عملکرد یک موتور، آن را باز میکند، ما هم بلاک چین را به بخشهای کوچکتر تقسیم میکنیم تا ببینیم زیر هر بلوک چه خبر است.
بلوک (Block): آجرهای سازنده زنجیره
هر «بلاک» یا بلوک را مانند یک صفحهی جدید در همان دفتر کل دیجیتال در نظر بگیرید. هر زمان که اطلاعات جدیدی (مانند تراکنشهای مالی) قرار است به این دفتر اضافه شود، ابتدا در یک بلوک جدید جمعآوری و ثبت میشود. هر بلوک از سه بخش اصلی و حیاتی تشکیل شده است:
- داده (Data): این بخش، محتوای اصلی بلوک است. دادهها میتوانند هر نوع اطلاعاتی باشند، اما در دنیای رمز راز، معمولاً شامل جزئیات تراکنشها هستند. برای مثال، اطلاعات مربوط به یک خرید بیت کوین شامل موارد زیر است:
- آدرس فرستنده
- آدرس گیرنده
- مقدار ارز دیجیتال منتقل شده
- هَش (Hash) اثر انگشت دیجیتال هر بلوک : «هش» یک کد شناسایی منحصربهفرد است که برای هر بلوک ساخته میشود. میتوان آن را مانند یک اثر انگشت دیجیتالی در نظر گرفت. این کد با استفاده از الگوریتمهای پیچیدهی ریاضی و بر اساس تمام دادههای داخل همان بلوک تولید میشود. هش ریت دو ویژگی بسیار مهم دارد:
- منحصربهفرد است: هر بلوک، هش کاملاً مخصوص به خود را دارد.
- بسیار حساس است: اگر حتی یک ویرگول کوچک در دادههای یک بلوک تغییر کند، هش آن به طور کامل و تغییر ناپذیر عوض میشود. این ویژگی، امنیت بلاک چین را تضمین میکند.
- هش بلوک قبلی: علاوه بر دادهها و هش خود، هر بلوک جدید، هشِ بلوکِ قبلیِ خود را نیز در خود ذخیره میکند. این بخش، همانند یک قفل یا چسب جادویی عمل میکند که بلوکها را به یکدیگر متصل نگه میدارد.
زنجیره (Chain): چگونه بلوکها با قفلی از رمزنگاری به هم متصل میشوند؟
اینجاست که نام «بلاک چین» یا «زنجیرهی بلوکها» معنا پیدا میکند. همانطور که گفتیم، هر بلوک جدید، هشِ بلوک قبلی را در خود جای داده است. این کار باعث میشود بلوکها مانند حلقههای یک زنجیر، به ترتیب و با یک قفل محکم رمزنگاریشده به هم وصل شوند.
این ساختار زنجیرهای، امنیت فوقالعادهای ایجاد میکند. فرض کنید یک هکر بخواهد اطلاعات یک بلوک در وسط زنجیره را دستکاری کند. به محض ایجاد کوچکترین تغییر، «هش» آن بلوک فوراً عوض میشود. از آنجایی که بلوک بعدی، هش قدیمی را در خود ذخیره کرده بود، این اتصال شکسته میشود و زنجیره از آن نقطه به بعد نامعتبر خواهد شد. به این ترتیب، سیستم فوراً متوجه تلاش برای تقلب میشود.
تمرکززدایی (Decentralization): چرا هیچکس به تنهایی مالک بلاک چین نیست؟
شاید بپرسید این زنجیرهی امن کجا نگهداری میشود؟ پاسخ در مفهوم «تمرکززدایی» نهفته است. به جای اینکه این دفتر کل دیجیتال روی یک کامپیوتر مرکزی (مانند سرور یک بانک) ذخیره شود، یک کپی کامل و یکسان از آن بر روی هزاران کامپیوتر در سراسر جهان توزیع شده است. این کامپیوترها، شبکهی بلاک چین را تشکیل میدهند.
این ویژگی باعث میشود:
- نقطهی شکست واحد وجود نداشته باشد: اگر کامپیوتر یک نفر هک شود یا از کار بیفتد، هیچ مشکلی برای کل شبکه پیش نمیآید، چون هزاران نسخهی دیگر از اطلاعات وجود دارد.
- هیچ نهادی کنترل کامل نداشته باشد: هیچ فرد، شرکت یا دولتی نمیتواند به تنهایی قوانین را تغییر دهد، تراکنشها را سانسور کند یا دفتر کل را دستکاری کند. تمام تغییرات باید با موافقت اکثریت اعضای شبکه انجام شود.
مقالات پیشنهادی
گرهها یا نودها (Nodes): نگهبانان داوطلب شبکه
هر کامپیوتری که به شبکهی بلاک چین متصل میشود و یک نسخه از دفتر کل را در خود نگهداری میکند، یک «گره» یا «نود» (Node) نامیده میشود. نودها مانند نگهبانان یا حسابرسان داوطلب شبکه عمل میکنند. وظیفهی اصلی آنها بررسی و تأیید اعتبار تراکنشها و بلوکهای جدید است تا مطمئن شوند همه چیز طبق قوانین شبکه پیش میرود.
فرآیند استخراج یا ماینینگ (Mining): رقابتی برای ساختن بلوکهای جدید
خب، بلوکهای جدید چگونه به زنجیره اضافه میشوند؟ این کار از طریق فرآیندی به نام «استخراج» یا «ماینینگ» (Mining) انجام میشود (البته این فرآیند مختص بلاکچینهایی مانند بیتکوین است).
ماینینگ را میتوان به یک رقابت یا مسابقهی ریاضی بسیار سخت تشبیه کرد. نودهای خاصی به نام «ماینر» (Miner) با استفاده از کامپیوترهای قدرتمند خود تلاش میکنند تا یک معمای پیچیدهی ریاضی را حل کنند. اولین ماینری که به جواب درست برسد، این افتخار را پیدا میکند که بلوک جدید تراکنشها را بسازد، آن را به زنجیره اضافه کند و به عنوان پاداش، مقداری ارز دیجیتال جدید دریافت کند. برای مثال، این فرآیند اصلیترین راه تولید و عرضهی بیتکوینهای جدید به بازار است و به همین دلیل بر قیمت بیت کوین تأثیر مستقیم دارد.
این رقابت سنگین نه تنها تراکنشها را تأیید میکند، بلکه با وادار کردن ماینرها به صرف انرژی و قدرت محاسباتی، امنیت شبکه را دوچندان میکند.
نحوه عملکرد Blockchain
بلاکچین را مثل یک دفتر کل دیجیتال و هوشمند تصور کنید که برخلاف سیستمهای بانکی، دست یک نفر یا یک نهاد خاص نیست؛ بلکه هزاران نسخه کپی از آن بین تمام اعضای شبکه پخش شده است. وقتی تراکنش یا اطلاعات جدیدی ثبت میشود، این خبر به گوش همه میرسد و در تمام نسخهها نوشته میشود. این یعنی هیچکس نمیتواند به تنهایی عددی را تغییر دهد یا تقلب کند، چون بلافاصله با بقیه نسخهها به تضاد میخورد. این ویژگی «غیرمتمرکز بودن» باعث میشود امنیت و اعتماد، بدون نیاز به هیچ واسطهای تأمین شود.
اما چرا به آن «زنجیره بلوک» میگویند؟ چون اطلاعات در قالب بستههایی به نام «بلاک» دستهبندی میشوند. هر بلاک مثل یک قطعه پازل، یک اثر انگشت دیجیتال منحصربهفرد به نام «هش» دارد و نکته طلایی اینجاست که هر بلاک، هشِ بلاک قبلی را هم درون خود دارد. این اتصال زنجیرهوار باعث میشود که اگر کسی بخواهد حتی یک ویرگول را در بلاکهای قدیمی تغییر دهد، اثر انگشت آن بلاک عوض شده و تمام زنجیره بعد از آن از هم بپاشد. همین ساختار است که اطلاعات را در بلاکچین «تغییرناپذیر» و ابدی میکند.
در نهایت، برای اینکه یک بلاک جدید به این زنجیره اضافه شود، اعضای شبکه (نودها) باید طبق قوانین مشخصی با هم به توافق برسند که به این فرآیند «اجماع» میگویند. نودها صحت تراکنشها را بررسی میکنند و وقتی اکثریت آنها تأیید کردند که همهچیز درست است، بلاک جدید مهر و موم شده و به انتهای زنجیره چسبانده میشود. از این لحظه به بعد، اطلاعات تراکنش شما برای همیشه ثبت شده و فرآیند تکمیل میگردد. این سیستم اجازه میدهد تا در یک فضای دیجیتال، بدون اینکه لازم باشد به کسی اعتماد کنیم، با اطمینان کامل به تبادل دارایی یا اطلاعات بپردازیم.
به صورت خلاصه فرآیند یک تراکنش در بلاک چین به صورت زیر است:
۱. درخواست: شما میخواهید ۱ واحد ارز برای دوستتان بفرستید.
۲. انتشار: این درخواست به شبکه نودها فرستاده میشود.
۳. تایید: شبکه با استفاده از الگوریتم اجماع، صحت تراکنش را تایید میکند.
۴. ایجاد بلاک: تراکنش شما با تراکنشهای دیگر ترکیب شده و یک بلاک جدید میسازد.
۵. اتمام: بلاک به زنجیره اضافه شده و پول به کیف پول دوستتان میرسد.
امنیت در بلاک چین: چرا هک کردن آن تقریباً غیرممکن است؟
یکی از پرتکرارترین ادعاها در دنیای رمزارز، امنیت بالای فناوری بلاک چین است. اما این امنیت از کجا میآید؟ برخلاف سیستمهای سنتی که امنیتشان به یک دیوار آتش (Firewall) یا یک تیم امنیتی متمرکز وابسته است، امنیت در بلاک چین یک ویژگی ذاتی و حاصل ترکیب هوشمندانهی چند لایهی دفاعی است. در ادامه این لایههای امنیتی را با هم بررسی میکنیم.
جادوی رمزنگاری: کلید عمومی و کلید خصوصی
برای درک مالکیت و امنیت داراییها در بلاک چین، ابتدا باید با دو مفهوم کلیدی آشنا شوید: کلید عمومی و کلید خصوصی. این دو کلید همیشه به صورت یک جفت دیجیتالی با هم ساخته میشوند.
بهترین مثال برای درک این دو، یک صندوق پستی شخصی است:
- کلید عمومی (Public Key): این کلید مانند آدرس صندوق پستی شماست. شما میتوانید این آدرس را با خیال راحت در اختیار هر کسی قرار دهید تا برای شما نامه یا بسته (در اینجا، ارز دیجیتال) ارسال کند. این آدرس، همان چیزی است که به عنوان آدرس کیف پول شما شناخته میشود.
- کلید خصوصی (Private Key): این کلید، همان کلید فیزیکی است که با آن درب صندوق پستی خود را باز میکنید. این کلید کاملاً محرمانه است و فقط شما باید به آن دسترسی داشته باشید. هر کسی که کلید خصوصی شما را داشته باشد، میتواند به محتویات کیف پول شما دسترسی پیدا کرده و داراییهایتان را برداشت کند.
پس به خاطر داشته باشید:
- برای دریافت ارز دیجیتال، کلید عمومی (آدرس کیف پول) خود را به دیگران میدهید.
- برای ارسال یا خرج کردن ارز دیجیتال، شما باید با استفاده از کلید خصوصی خود، آن تراکنش را امضا کنید. این امضای دیجیتال ثابت میکند که شما مالک واقعی آن دارایی هستید.
نکتهی حیاتی: حفاظت از کلید خصوصی، مهمترین مسئولیت هر کاربر در دنیای رمزارز است. اگر آن را گم کنید، داراییهای شما برای همیشه از دسترس خارج میشود.
اصل اجماع (Consensus): توافق همه اعضا برای هر تغییر
همانطور که در بخش قبل گفتیم، بلاک چین یک دفتر کل توزیعشده است که نسخههای یکسانی از آن در اختیار تمام اعضای شبکه (نودها) قرار دارد. حالا سوال اینجاست: اگر قرار باشد اطلاعات جدیدی به این دفتر اضافه شود، کدام نسخه درست است و چگونه همه با هم هماهنگ میشوند؟
پاسخ در «مکانیزم اجماع» (Consensus Mechanism) نهفته است. اجماع به زبان ساده یعنی رسیدن به یک توافق عمومی. قبل از اینکه هر بلوک جدیدی به زنجیره اضافه شود، باید توسط اکثریت اعضای شبکه تأیید شود. نودها تمام تراکنشهای جدید را بررسی میکنند تا مطمئن شوند که قانونی و معتبر هستند (مثلاً آیا فرستنده واقعاً موجودی کافی برای انجام تراکنش را دارد؟).
این فرآیند مانند یک رأیگیری دموکراتیک عمل میکند. یک تراکنش یا بلوک فقط در صورتی به دفتر کل اضافه میشود که اکثریت قاطع شبکه آن را معتبر بدانند. این ساختار باعث میشود که یک فرد یا گروه کوچک نتواند به تنهایی یک تراکنش تقلبی را وارد سیستم کند، چون اکثریت شبکه آن را رد خواهند کرد.
شفافیت و تغییر ناپذیری (Transparency & Immutability): همه چیز ثبت میشود و چیزی پاک نمیشود
دو ویژگی نهایی که امنیت بلاک چین را تکمیل میکنند، شفافیت و تغییرناپذیری هستند.
- شفافیت (Transparency): دفتر کل بلاک چین برای تمام اعضای شبکه قابل مشاهده است. هر کسی میتواند تاریخچهی تمام تراکنشها را از ابتدا تا به امروز ببیند. البته این به معنای فاش شدن هویت واقعی شما نیست؛ تراکنشها به آدرسهای کیف پول (کلیدهای عمومی) شما مرتبط هستند که به خودی خود ناشناس هستند.
- تغییرناپذیری (Immutability): این ویژگی به معنای آن است که پس از ثبت اطلاعات در بلاک چین، دیگر نمیتوان آن را تغییر داد یا حذف کرد. این خاصیت شگفتانگیز به لطف همان ساختار زنجیرهای و «هش» به وجود میآید. به یاد بیاورید که هر بلوک، هشِ بلوکِ قبلی خود را در بر دارد. اگر یک هکر تلاش کند دادههای یک بلوک قدیمی را (مثلاً برای برگرداندن یک تراکنش مربوط به خرید تتر) دستکاری کند:
- هش آن بلوک فوراً تغییر میکند.
- این تغییر باعث میشود اتصال آن بلوک با بلوک بعدیاش (که هش قدیمی را در خود داشت) از بین برود.
- در نتیجه، کل زنجیره از آن نقطه به بعد نامعتبر میشود.
از آنجایی که هزاران نود دیگر در شبکه، نسخهی اصلی و صحیح زنجیره را در اختیار دارند، این نسخهی دستکاریشده فوراً شناسایی و توسط کل شبکه رد میشود. به همین دلیل است که میگوییم هک کردن بلاک چین تقریباً غیرممکن است؛ زیرا برای این کار نه تنها باید یک بلوک، بلکه تمام بلوکهای بعد از آن را در کمتر از چند دقیقه و روی هزاران کامپیوتر به صورت همزمان تغییر دهید که به قدرت محاسباتی غیرقابل تصوری نیاز دارد.
بلاک چین در مقابل دیگران: تفاوتها را درک کنیم
برای اینکه ارزش واقعی یک فناوری جدید را درک کنیم، بهتر است آن را با مفاهیم و سیستمهایی که از قبل میشناسیم مقایسه کنیم. در دنیای رمزارز، دو مقایسهی کلیدی وجود دارد که به روشن شدن جایگاه بلاک چین کمک میکند: مقایسهی آن با بیت کوین و مقایسهی آن با سیستم بانکداری سنتی.
بلاک چین و بیت کوین: آیا این دو یکی هستند؟ (پاسخ کوتاه: خیر!)
بسیاری از افرادی که تازه وارد دنیای رمزارز میشوند، دو واژهی بلاک چین و بیت کوین را به جای یکدیگر به کار میبرند. این یک اشتباه رایج اما قابل درک است. برای فهمیدن تفاوت این دو، یک مثال ساده را در نظر بگیرید: اینترنت و ایمیل.
اینترنت یک فناوری زیرساختی، یک شبکهی جهانی و یک بستر است که به کامپیوترها اجازه میدهد با هم ارتباط برقرار کنند. ایمیل، وبسایتها یا اپلیکیشنهای پیامرسان، همگی سرویسها و کاربردهایی هستند که روی این بستر اینترنت ساخته شدهاند.
رابطهی بلاک چین و بیت کوین نیز دقیقاً به همین شکل است:
- بلاک چین، فناوری و زیرساخت است. این همان دفتر کل توزیعشده و امنی است که به عنوان یک پلتفرم عمل میکند.
- بیت کوین، اولین کاربرد موفق آن است. بیت کوین یک ارز دیجیتال و اولین محصولی بود که با استفاده از فناوری بلاک چین ساخته شد تا امکان انتقال ارزش (پول) را بدون نیاز به بانک فراهم کند.
پس از موفقیت بیت کوین، هزاران ارز دیجیتال و پروژهی دیگر مانند اتریوم، ریپل و کاردانو نیز بر پایهی این فناوری یا نسخههای بهبودیافتهی آن ایجاد شدند. به همین دلیل است که امروز امکان خرید کاردانو یا ریپل نیز درست مانند بیت کوین وجود دارد؛ چون همگی از یک فناوری زیربنایی مشابه استفاده میکنند.
جدول مقایسه: بلاک چین در برابر بانکداری سنتی
حالا که تفاوت بلاک چین با معروفترین فرزندش را میدانیم، بیابید آن را با سیستمی که هر روز با آن سروکار داریم مقایسه کنیم: بانکداری سنتی. این مقایسه به خوبی نشان میدهد که بلاک چین چه نوآوریهای بنیادینی را به دنیای مالی معرفی کرده است.
|
ویژگی |
سیستم بانکداری سنتی |
فناوری بلاک چین |
|
کنترل |
متمرکز (وابسته به بانک مرکزی و نهادهای مالی) |
غیرمتمرکز (کنترل در دست کاربران شبکه است) |
|
شفافیت |
محدود (اطلاعات تراکنش فقط برای بانک و طرفین معامله قابل مشاهده است) |
بالا (اطلاعات تراکنش برای تمام اعضای شبکه قابل مشاهده است) |
|
سرعت تراکنش |
بسته به نوع و زمان، از چند دقیقه تا چند روز کاری (به خصوص در انتقالات بینالمللی) |
بسته به نوع شبکه، از چند ثانیه تا چند دقیقه |
|
هزینهها |
بالاتر (به دلیل وجود چندین واسطه، کارمزدها بیشتر است) |
معمولاً کمتر (به دلیل حذف واسطهها) |
|
امنیت |
وابسته به امنیت یک سرور مرکزی (اگر سرور بانک هک شود، اطلاعات در خطر است) |
بسیار بالا (به دلیل توزیعشدگی و رمزنگاری، هک کردن آن تقریباً غیرممکن است) |
|
دسترسی |
محدود به ساعات کاری بانکها و قوانین جغرافیایی |
۲۴ ساعته، ۷ روز هفته و بدون مرز |
همانطور که در جدول مشخص است، تفاوت اصلی در کلمهی «واسطه» خلاصه میشود. سیستم بانکی بر پایهی واسطههای معتمد (بانکها) بنا شده، در حالی که بلاک چین این واسطهها را حذف کرده و اعتماد را از طریق شفافیت، رمزنگاری و توافق جمعی در خودِ شبکه ایجاد میکند. این تغییر بنیادین، دلیل اصلی کارایی بالاتر، هزینههای کمتر و دسترسی جهانی در سیستمهای مبتنی بر بلاک چین است.
فراتر از ارزهای دیجیتال: کاربردهای شگفتانگیز بلاک چین
هرچند که بیت کوین اولین و مشهورترین کاربرد بلاک چین بود، اما این فناوری مانند یک صحنهی نمایش است که بیت کوین تنها اولین بازیگر آن بود. پتانسیل واقعی بلاک چین در قابلیت آن برای ایجاد اعتماد، شفافیت و کارایی در صنایع مختلف، بسیار فراتر از انتقال پول است. در ادامه به چند مورد از هیجانانگیزترین کاربردهای این فناوری نگاهی میاندازیم.
امور مالی غیرمتمرکز (DeFi): بانکداری بدون بانک
تصور کنید بتوانید وام بگیرید، سود سپرده دریافت کنید یا داراییهای خود را معامله کنید، اما بدون نیاز به مراجعه به هیچ بانکی و پر کردن فرمهای پیچیده. این ایدهی اصلی «دیفای» (DeFi یا Decentralized Finance) است.
دیفای مجموعهای از اپلیکیشنهای مالی است که مستقیماً روی بلاک چین ساخته شدهاند و تمام خدمات سنتی بانکی را به صورت خودکار و بدون واسطه ارائه میدهند. در این دنیا، کدها و الگوریتمها جایگزین کارمندان بانک و مدیران مالی میشوند. این سیستمها به لطف بلاک چین، ۲۴ ساعته فعال، شفاف و در دسترس همهی افراد در سراسر جهان هستند.
قراردادهای هوشمند (Smart Contracts): قراردادهایی که خودشان اجرا میشوند
«قرارداد هوشمند» قلب تپندهی بسیاری از کاربردهای بلاک چین و ستون اصلی پروژههایی مانند اتریوم است. این قراردادها، توافقنامههایی هستند که شرایط آنها به صورت کد کامپیوتری نوشته شده و روی بلاک چین ذخیره میشود.
بهترین مثال برای درک قرارداد هوشمند، یک دستگاه فروش خودکار (Vending Machine) است:
- شرط: شما مبلغ مشخصی را وارد میکنید (مثلاً ۱۰ هزار تومان).
- اجرا: دستگاه به صورت خودکار و بدون نیاز به دخالت انسان، نوشیدنی را به شما تحویل میدهد.
قراردادهای هوشمند نیز دقیقاً به همین شکل عمل میکنند. آنها به محض برآورده شدن شرایط از پیش تعیینشده، به طور خودکار اجرا میشوند. برای مثال، یک قرارداد هوشمند میتواند طوری برنامهریزی شود که پس از تحویل یک کالا به مشتری، مبلغ آن را به صورت اتوماتیک برای فروشنده آزاد کند. این ویژگی، نیاز به واسطههایی مانند وکلا یا بانکها را برای تضمین اجرای قرارداد از بین میبرد و سرعت و امنیت فرآیندها را به شدت افزایش میدهد. قابلیت اجرای همین قراردادهای هوشمند است که ارزش پروژههایی مانند اتریوم را بالا برده و بسیاری را به خرید اتریوم ترغیب کرده است.
زنجیره تأمین و لجستیک: ردیابی اصالت کالا از مزرعه تا فروشگاه
آیا تا به حال به این فکر کردهاید که قهوهای که مینوشید یا دارویی که مصرف میکنید، واقعاً اصل است و چه مسیری را طی کرده تا به دست شما برسد؟ بلاک چین میتواند به این سوال پاسخ دهد.
با استفاده از این فناوری، میتوان برای هر محصول یک شناسنامهی دیجیتال ایجاد کرد. در هر مرحله از زنجیرهی تأمین (از تولید در مزرعه، بستهبندی در کارخانه، حملونقل و رسیدن به فروشگاه)، یک رکورد جدید در بلاک چین ثبت میشود. از آنجایی که این اطلاعات غیر قابل تغییر هستند، شما به عنوان مصرفکنندهی نهایی میتوانید با اسکن یک کد QR، تمام تاریخچهی محصول را مشاهده کرده و از اصالت و سلامت آن اطمینان حاصل کنید.
هویت دیجیتال و رأیگیری الکترونیکی: کنترل کامل بر اطلاعات شخصی
در دنیای امروز، اطلاعات هویتی ما در دیتابیسهای دهها شرکت و سازمان مختلف ذخیره شده است که کنترل کمی روی آنها داریم. بلاک چین این امکان را فراهم میکند که هر فرد، یک کیف پول هویتی دیجیتال داشته باشد. شما میتوانید مدارک تأییدشدهی خود (مانند کارت ملی یا مدرک تحصیلی) را در این کیف پول امن نگهداری کنید و فقط در صورت لزوم و با اجازهی خودتان، بخش مشخصی از آن را با دیگران به اشتراک بگذارید.
این فناوری همچنین میتواند انقلابی در سیستمهای رأیگیری ایجاد کند. در یک سیستم رأیگیری مبتنی بر بلاک چین، هر رأی به عنوان یک تراکنش منحصربهفرد و ناشناس ثبت میشود. این کار هم شفافیت کامل فرآیند را تضمین میکند و هم جلوی هرگونه تقلب یا رأی تکراری را میگیرد.
مالکیت داراییهای دیجیتال (NFTs): از هنر تا املاک مجازی
«انافتی» (NFT یا Non-Fungible Token) یکی از جذابترین کاربردهای بلاک چین است که به مفهوم «مالکیت دیجیتال» معنای جدیدی بخشیده است. NFT یک سند یا گواهی دیجیتال منحصربهفرد است که روی بلاک چین ثبت شده و مالکیت یک دارایی خاص (معمولاً دیجیتال) را اثبات میکند.
کلمهی «غیرقابل تعویض» (Non-Fungible) کلید درک این مفهوم است. یک اسکناس ۱۰ هزار تومانی «قابل تعویض» است، چون هیچ فرقی با یک اسکناس ۱۰ هزار تومانی دیگر ندارد. اما یک اثر هنری مانند تابلوی مونالیزا «غیرقابل تعویض» است، چون تنها یک نسخه از آن در جهان وجود دارد.
NFTها به هنرمندان، موسیقیدانان و تولیدکنندگان محتوا اجازه میدهند تا برای آثار دیجیتال خود سند مالکیت صادر کرده و آن را مستقیماً به فروش برسانند. این فناوری همچنین در حوزههایی مانند بازیهای ویدیویی، املاک مجازی و حتی ثبت اسناد داراییهای فیزیکی نیز کاربرد پیدا کرده است.
انواع مختلف بلاک چین: برای هر نیازی، یک زنجیره
فناوری بلاک چین یک راهکار واحد برای تمام مشکلات نیست. درست مانند وسایل نقلیه که انواع مختلفی دارند (از دوچرخه برای مسیرهای کوتاه تا هواپیما برای سفرهای طولانی)، بلاک چینها نیز در مدلهای متفاوتی طراحی میشوند تا نیازهای مختلفی را برآورده کنند. درک این تفاوتها به ما کمک میکند تا پتانسیل واقعی این فناوری را بهتر بشناسیم. به طور کلی، بلاک چینها به چهار دستهی اصلی تقسیم میشوند.
بلاک چین عمومی (Public): مانند بیت کوین، باز برای همه
این نوع بلاک چین، همان مدلی است که با شنیدن نام رمزارزها به ذهن میآید. بلاک چین عمومی، «بدون نیاز به مجوز» (Permissionless) است.
- استعاره: یک بلاک چین عمومی را مانند اینترنت یا یک میدان اصلی شهر در نظر بگیرید. هر کسی از هر کجای جهان میتواند به آن دسترسی داشته باشد، اطلاعات آن را مشاهده کند و در فعالیتهای آن (مانند تأیید تراکنشها) شرکت کند.
در این شبکهها، هیچ نهاد مرکزی وجود ندارد و همه چیز توسط جامعهی کاربران اداره میشود. بلاکچینهای بیت کوین و اتریوم بهترین مثالها از این نوع هستند. به همین دلیل، هر فردی میتواند در فرآیند خرید ارز دیجیتال در این شبکهها مشارکت داشته باشد.
- نقاط قوت: امنیت بسیار بالا، شفافیت کامل و تمرکززدایی حداکثری.
- نقاط ضعف: به دلیل نیاز به توافق تعداد زیادی از شرکتکنندگان، سرعت تراکنشها ممکن است پایینتر و هزینهها بالاتر باشد.
بلاک چین خصوصی (Private): مخصوص یک سازمان خاص
برخلاف مدل عمومی، بلاک چین خصوصی یک شبکهی «نیازمند مجوز» (Permissioned) است.
- استعاره: یک بلاک چین خصوصی مانند شبکهی داخلی (اینترانت) یک شرکت است. این شبکه برای عموم باز نیست و فقط کارمندان مجاز با سطوح دسترسی مشخص میتوانند وارد آن شوند و از اطلاعاتش استفاده کنند.
در این مدل، یک سازمان یا شرکت خاص، کنترل کامل شبکه را در دست دارد. این سازمان تصمیم میگیرد چه کسانی میتوانند به شبکه بپیوندند، تراکنشها را ببینند یا بلوکهای جدید ایجاد کنند.
- نقاط قوت: سرعت بسیار بالا، هزینههای پایینتر و حفظ کامل حریم خصوصی اطلاعات.
- نقاط ضعف: این مدل کاملاً متمرکز است و با ایدهی اصلی تمرکززدایی در تضاد قرار دارد. امنیت آن نیز به اعتبار همان سازمان مرکزی وابسته است.
بلاک چین کنسرسیومی (Consortium): باشگاهی از چند سازمان منتخب
این نوع بلاک چین، یک راهکار میانی بین مدل عمومی و خصوصی است.
- استعاره: یک بلاک چین کنسرسیومی را مانند یک مجتمع مسکونی با هیئت مدیره تصور کنید. این مجتمع کاملاً عمومی نیست که هر کسی بتواند وارد آن شود، اما توسط یک نفر هم اداره نمیشود. کنترل آن در دست یک گروه منتخب (هیئت مدیره) است که از طرف ساکنین انتخاب شدهاند.
در این مدل، به جای یک سازمان، گروهی از سازمانها (مثلاً چند بانک یا چند شرکت در یک زنجیرهی تأمین) با هم شبکه را مدیریت میکنند. تصمیمگیریها به صورت مشترک انجام میشود. پروژههایی مانند ریپل (Ripple) در ابتدا با چنین ساختاری کار میکردند که امکان خرید ریپل را برای مؤسسات مالی فراهم میآورد.
- نقاط قوت: کارایی و سرعت بالاتر از بلاک چین عمومی و تمرکززدایی بیشتر از بلاک چین خصوصی.
- نقاط ضعف: راهاندازی آن پیچیدهتر است و نیازمند هماهنگی و اعتماد بین چندین سازمان است.
بلاک چین هیبریدی (Hybrid): ترکیبی از عمومی و خصوصی
همانطور که از نامش پیداست، بلاک چین هیبریدی ویژگیهای مدل خصوصی و عمومی را با هم ترکیب میکند.
- استعاره: یک سیستم بیمارستانی را در نظر بگیرید. اطلاعات و سوابق پزشکی هر بیمار باید کاملاً محرمانه و خصوصی باقی بماند (بخش خصوصی). اما شاید لازم باشد که تأییدیهی واکسیناسیون یا یک گواهی سلامت خاص، بدون فاش کردن جزئیات، در یک سیستم عمومی قابل استعلام و تأیید باشد (بخش عمومی).
بلاک چین هیبریدی دقیقاً همین کار را انجام میدهد. تراکنشها و دادههای حساس در یک شبکهی خصوصی و سریع پردازش میشوند، اما در صورت نیاز، یک نسخه از تأییدیهی آن (بدون جزئیات محرمانه) برای شفافیت و امنیت بیشتر، در یک بلاک چین عمومی ثبت میشود.
- نقاط قوت: انعطافپذیری بالا، حفظ حریم خصوصی در کنار بهرهگیری از امنیت و شفافیت شبکههای عمومی.
- نقاط ضعف: طراحی و پیادهسازی آن میتواند از نظر فنی بسیار پیچیده باشد.
نگاهی منصفانه به بلاک چین: مزایا و چالشها
هر فناوری جدیدی در کنار فرصتها و مزایای شگفتانگیزی که ایجاد میکند، با چالشها و محدودیتهایی نیز روبروست. برای داشتن یک دید واقعبینانه نسبت به بلاک چین، لازم است که هر دو روی این سکه را به خوبی بشناسیم. در این بخش، به صورت شفاف نقاط قوت و موانعی که بر سر راه این تکنولوژی قرار دارد را بررسی میکنیم.
نقاط قوت: چرا بلاک چین یک فناوری آیندهساز است؟
ویژگیهای منحصربهفرد بلاک چین، پتانسیل ایجاد تحولات بزرگ در صنایع مختلف را فراهم کرده است.
- امنیت و شفافیت بالا
همانطور که پیشتر گفتیم، به لطف ساختار غیرمتمرکز و رمزنگاری پیشرفته، دستکاری اطلاعات ثبتشده در یک بلاک چین معتبر تقریباً غیرممکن است. این امنیت بالا در کنار شفافیت کامل (قابلیت مشاهدهی تراکنشها توسط تمام اعضا) سطح جدیدی از اعتماد را ایجاد میکند که در سیستمهای سنتی وجود ندارد. - حذف واسطهها و کاهش هزینهها
یکی از بزرگترین وعدههای بلاک چین، ایجاد یک اقتصاد کارآمدتر است. با حذف واسطههایی مانند بانکها، وکلا یا نهادهای دولتی، تراکنشها به صورت مستقیم بین دو طرف انجام میشود. این کار نه تنها فرآیندها را سریعتر میکند، بلکه با حذف کارمزدهای مربوط به این واسطهها، هزینهها را به شکل چشمگیری کاهش میدهد. - افزایش کارایی و سرعت
در سیستمهای سنتی، انجام بسیاری از کارها مانند انتقالات پول بینالمللی میتواند چند روز کاری طول بکشد. بلاک چین این فرآیندها را به چند دقیقه یا حتی چند ثانیه کاهش میدهد. این شبکه ۲۴ ساعته و ۷ روز هفته فعال است و مفهومی به نام «تعطیلات بانکی» در آن وجود ندارد. - دسترسی جهانی و بدون محدودیت
بلاک چین یک فناوری بدون مرز است. هر فردی در هر کجای دنیا، تنها با دسترسی به اینترنت میتواند از خدمات مبتنی بر آن استفاده کند. این ویژگی، فرصتهای مالی جدیدی را برای میلیونها نفر در سراسر جهان که به خدمات بانکی سنتی دسترسی ندارند، فراهم میکند و فرآیند خرید ارز دیجیتال را برای همه ممکن میسازد.
چالشها و محدودیتها: چه موانعی بر سر راه بلاک چین قرار دارد؟
با وجود تمام مزایا، این فناوری هنوز در ابتدای راه خود قرار دارد و با چالشهای مهمی روبروست.
- مقیاسپذیری و سرعت پایین در برخی شبکهها
یکی از بزرگترین چالشهای فنی بلاک چین، «مقیاسپذیری» (Scalability) است؛ یعنی توانایی پردازش تعداد زیادی تراکنش در یک زمان کوتاه. برای مثال، شبکهی بیت کوین در هر ثانیه تنها میتواند حدود ۷ تراکنش را پردازش کند، در حالی که شبکههای پرداخت سنتی مانند ویزا این کار را برای هزاران تراکنش انجام میدهند. البته پروژههای جدیدتری مانند سولانا با هدف حل این مشکل طراحی شدهاند و امکان خرید سولانا نیز به عنوان یک راهکار سریعتر وجود دارد. - مصرف انرژی (در الگوریتم اثبات کار)
فرآیند ماینینگ در بلاکچینهایی مانند بیت کوین که از الگوریتم «اثبات کار» (Proof of Work) استفاده میکنند، به قدرت محاسباتی و در نتیجه مصرف برق بسیار بالایی نیاز دارد. این موضوع نگرانیهای جدی زیستمحیطی را به همراه داشته است. البته بسیاری از شبکههای جدیدتر به سمت الگوریتمهای بهینهتر مانند «اثبات سهام» (Proof of Stake) حرکت کردهاند تا این مشکل را برطرف کنند. - پیچیدگی فنی برای کاربران عادی
دنیای رمزارز هنوز برای بسیاری از کاربران جدید، پیچیده و ترسناک به نظر میرسد. مفاهیمی مانند مدیریت کلید خصوصی، کار با کیف پولهای دیجیتال و درک امنیت شخصی، نیازمند سطح مشخصی از دانش فنی است که میتواند مانعی برای پذیرش عمومی این فناوری باشد. - چالشهای قانونی و نظارتی
دولتها و نهادهای قانونگذار در سراسر جهان هنوز در حال بررسی و تدوین قوانین مشخص برای حوزهی ارزهای دیجیتال و بلاک چین هستند. این عدم قطعیت قانونی میتواند ریسکهایی را برای سرمایهگذاران و کسبوکارهایی که در این فضا فعالیت میکنند، به همراه داشته باشد. مشخص شدن این قوانین در آینده، نقش مهمی در تعیین قیمت ارزهای دیجیتال و پذیرش گستردهی آنها خواهد داشت.
آینده بلاک چین: این فناوری ما را به کجا خواهد برد؟
فناوری بلاک چین هنوز در دوران نوجوانی خود به سر میبرد. درست مانند اینترنت در اوایل دههی ۱۹۹۰ که بسیاری آن را یک ابزار سرگرمی برای متخصصان میدانستند، پتانسیل کامل بلاک چین نیز هنوز برای همگان آشکار نشده است. با این حال، با نگاهی به روندهای فعلی میتوانیم تصویری هیجانانگیز از آیندهای که این فناوری برای ما میسازد، ترسیم کنیم.
پیشبینی آینده هرگز قطعی نیست، اما مسیر حرکت بلاک چین به سمت ایجاد سیستمهایی هوشمندتر و یکپارچهتر است. در ادامه به چند مورد از مهمترین چشماندازهای پیش روی این فناوری اشاره میکنیم:
- اینترنت بلاکچینها (Interoperability): در حال حاضر، بسیاری از بلاکچینها مانند جزیرههایی جدا از هم عمل میکنند؛ برای مثال، انتقال مستقیم دارایی از شبکهی بیت کوین به شبکهی اتریوم به سادگی ممکن نیست. آیندهی بلاک چین در «تعاملپذیری» (Interoperability) یا ساختن پلهایی است که این جزیرهها را به هم متصل کند. پروژههایی مانند پولکادات در حال ساختن زیرساختی هستند که به بلاکچینهای مختلف اجازه میدهد با یکدیگر به صورت روان و امن تعامل کنند. این اتفاق، یک شبکهی یکپارچه از بلاکچینها را ایجاد خواهد کرد که به مراتب قدرتمندتر از اجزای جداگانهی آن است.
- وب ۳ (Web3) و اینترنت غیرمتمرکز: اینترنت امروزی (وب ۲) تحت سلطهی شرکتهای بزرگی است که دادههای ما را کنترل میکنند. وب ۳ نسل بعدی اینترنت است که بر پایهی بلاک چین ساخته میشود و هدف آن بازگرداندن کنترل به دست کاربران است. در اینترنت جدید، شما مالک واقعی هویت، دادهها و داراییهای دیجیتال خود خواهید بود و اپلیکیشنها به صورت غیرمتمرکز اجرا خواهند شد.
- ترکیب با هوش مصنوعی (AI) و اینترنت اشیا (IoT): قدرت واقعی بلاک چین زمانی آشکار میشود که با دیگر فناوریهای نوظهور ترکیب شود.
- با هوش مصنوعی: بلاک چین میتواند دادههای امن، شفاف و غیرقابل تغییری را برای آموزش مدلهای هوش مصنوعی فراهم کند.
- با اینترنت اشیا (IoT): تصور کنید میلیاردها دستگاه هوشمند (از خودروهای خودران گرفته تا لوازم خانگی) بتوانند به صورت مستقل و امن با یکدیگر ارتباط برقرار کرده و حتی تراکنشهای مالی انجام دهند. بلاک چین زیرساخت لازم برای این اقتصاد ماشینی را فراهم میکند.
- توکنیزه کردن داراییهای دنیای واقعی (Tokenization): یکی از هیجانانگیزترین روندهای آینده، «توکنیزه کردن» (Tokenization) است. این فرآیند به معنای ایجاد یک نماینده یا گواهی دیجیتال (توکن) از یک دارایی فیزیکی (مانند یک ملک، یک تابلوی نقاشی یا سهام یک شرکت) بر روی بلاک چین است. این کار باعث میشود بتوان داراییهای بزرگ را به بخشهای بسیار کوچک تقسیم کرد و مالکیت آنها را به سادگی بین افراد منتقل نمود. این امر، سرمایهگذاری در بازارهای سنتی را برای همهی افراد با هر سطح از سرمایه ممکن میسازد.
در نهایت، آیندهی بلاک چین فقط به ظهور ارزهای دیجیتال جدید محدود نمیشود، بلکه در مورد تغییر بنیادین شیوهی اعتماد، مالکیت و تعامل ما در دنیای دیجیتال است. همانطور که اینترنت شیوهی دسترسی ما به اطلاعات را دگرگون کرد، بلاک چین نیز در آستانهی متحول کردن شیوهی مدیریت و انتقال ارزش است. مسیری که بدون شک بر جنبههای مختلف زندگی ما، از امور مالی گرفته تا نحوهی کارکرد دولتها، تأثیرگذار خواهد بود.
منابع:
سوالات متداول
آیا برای استفاده از بلاک چین باید متخصص کامپیوتر باشم؟
بلاک چین همان بیت کوین است؟
آیا بلاک چین واقعاً ۱۰۰٪ امن و غیرقابل هک است؟
چرا گاهی تراکنشها در بلاک چین کند هستند؟
مهمترین مزیت بلاک چین در یک جمله چیست؟
مقالات برجسته
- ۵ رمزارز برتر برای خرید در ریزش اخیر بازار۲۳ بهمن ۱۴۰۴اخبار
- آیا «روز جامعه XRP» میتواند قیمت این رمزارز را به بالای ۲ دلار برساند؟۲۳ بهمن ۱۴۰۴اخبار
- هشدار جدی برای سرمایهگذاران BNB؛ آیا قیمت بایننس کوین به ۱۰۰۰ دلار بازمیگردد؟۲۱ بهمن ۱۴۰۴اخبار
- ۳ آزادسازی توکن مهم در هفته حساس فوریه ۲۰۲۶۲۰ بهمن ۱۴۰۴اخبار
- ۴ رویداد اقتصادی آمریکا که این هفته میتواند بیتکوین را تکان دهد؟!۲۰ بهمن ۱۴۰۴اخبار
- در روزهای آینده چه آیندهای در انتظار XRP است؟ پیشبینی تازه یک شرکت تحلیلی۲۰ بهمن ۱۴۰۴اخبار
- پیشبینی قیمت بیتکوین؛ هشدار تحلیلگران درباره افت تا ۵۵ هزار دلار۲۰ بهمن ۱۴۰۴اخبار
دیدگاههای کاربران
تا کنون 22 کاربر در مورد بلاک چین چیست؟ بررسی کامل اجزا، نحوه عملکرد و کاربردهای فناوری Blockchain دیدگاه ثبت کرده اندافزودن دیدگاه
با ثبتنام در صرافی کیف پول من و ارسال نظر در سایت ارز دیجیتال رایگان هدیه بگیرید. نظر شما حداقل باید ۱۰ کلمه باشد و تکراری نباشد.ویدئو رسانه
در بخش ویدئو رسانه، میتوانید به آموزشها، تحلیلها و محتوای ویدیویی جذاب درباره ارزهای دیجیتال و خدمات ما دسترسی پیدا کنید.












