کیف پول من

چرا سرمایه‌های بزرگ بازار ارزهای دیجیتال به شبکه‌های لایه یک سرازیر شده‌اند؟

سرمایه‌های بزرگ بازار ارزهای دیجیتال به‌تدریج به سمت شبکه‌های لایه یک و پلتفرم‌های قرارداد هوشمند حرکت می‌کنند. ارزش بازار بالا، نقدینگی عمیق، کاربردهای نهادی و درآمد استیکینگ این بخش‌ها را جذاب کرده‌اند؛ هرچند ریسک تمرکز، پل‌های میان‌زنجیره‌ای و پراکندگی نقدینگی همچنان برای سرمایه‌گذاران بازار پابرجاست.

crypto-capital-flows-into-layer-1-blockchains

بزرگ‌ترین منابع سرمایه در بازار ارزهای دیجیتال در حال حرکت به سمت یک مقصد مشترک هستند: شبکه‌های زیربنایی که تمام بخش‌های دیگر این صنعت روی آن‌ها فعالیت می‌کنند.

جدیدترین رتبه‌بندی دسته‌های بازار نشان می‌دهد سرمایه‌گذاران، زیرساخت بلاکچین را به روایت‌های پرریسک و سفته‌بازانه ترجیح می‌دهند. این تغییر آرام اما معنادار نشان می‌دهد بازار معتقد است بخش مهمی از ارزش‌آفرینی دهه آینده در کجا شکل خواهد گرفت.

رتبه‌بندی‌های بازار واقعاً چه چیزی را نشان می‌دهند؟

در صدر دسته‌بندی‌های CoinGecko، پلتفرم‌های قرارداد هوشمند و شبکه‌های لایه یک هرکدام حدود ۱.۸ تریلیون دلار ارزش بازار دارند و با فاصله زیادی از سایر بخش‌ها جلوتر هستند.

تغییرات هفتگی قیمت در این دسته‌ها محدود و تنها در حد کسری از درصد بوده است؛ اما این موضوع بخشی از ماجراست و با آن تناقضی ندارد. این دسته‌ها بدون نیاز به نوسانات شدید قیمت، بیشترین سهم از ارزش بازار و فعالیت معاملاتی را با ده‌ها میلیارد دلار حجم روزانه جذب کرده‌اند. سرمایه در این بخش‌ها مستقر می‌شود، نه اینکه صرفاً به‌دنبال نوسان‌گیری باشد.

این تفاوت اهمیت زیادی دارد. بخشی که در یک هفته ۴۰ درصد رشد می‌کند، سرمایه‌های سفته‌بازانه را جذب کرده است؛ اما بخشی که بیشترین سرمایه را در اختیار دارد و درعین‌حال تقریباً بدون تغییر باقی می‌ماند، اعتماد بلندمدت سرمایه‌گذاران را به خود جلب کرده است.

این رتبه‌بندی‌ها رفتار نوع دوم را توصیف می‌کنند؛ رفتاری که از نظر مالی شبیه مستقرشدن سرمایه روی یک بستر محکم است، نه جابه‌جایی سریع آن میان معاملات مختلف.

دسته‌بندی ارزش بازار تغییرات ۷ روزه
پلتفرم‌های قرارداد هوشمند حدود ۱.۸۲ تریلیون دلار ۰.۱+ تا ۰.۲+ درصد
شبکه‌های لایه یک حدود ۱.۸۱ تریلیون دلار ۰.۱+ تا ۰.۲+ درصد
اثبات سهام یکی از پنج بخش برتر ۲.۱+ درصد

برای درک درست این ارقام باید به یک نکته مهم توجه کرد: برخی از این دسته‌ها هم‌پوشانی زیادی دارند و نباید ارزش بازار آن‌ها را با یکدیگر جمع کرد.

بیشتر شبکه‌های بزرگ لایه یک، از جمله اتریوم، سولانا، BNB Chain و کاردانو، هم‌زمان در دسته پلتفرم‌های قرارداد هوشمند نیز قرار می‌گیرند. بنابراین، دارایی‌های یکسان در هر دو مجموع محاسبه شده‌اند.

ارزش تقریبی ۱.۸ تریلیون دلاری هر دسته، دو منبع سرمایه جداگانه نیست که مجموع آن‌ها به ۳.۶ تریلیون دلار برسد؛ بلکه عمدتاً همان گروه اصلی توکن‌های زیرساختی است که از دو زاویه هم‌پوشان بررسی می‌شود.

همین هم‌پوشانی نیز نکته اصلی ماجراست: بزرگ‌ترین شبکه‌های بازار، هم لایه‌های زیربنایی آن هستند و هم بستر اجرای برنامه‌ها؛ به همین دلیل سرمایه در آن‌ها متمرکز می‌شود.

چرا زیرساخت بلاکچین به انتخاب اصلی سرمایه‌گذاران تبدیل شد؟

روشن‌ترین راه برای درک این تغییر، استفاده از یک مقایسه تاریخی است. در سال‌های ابتدایی اینترنت، ارزش ماندگار به وب‌سایت‌های منفرد نرسید، بلکه در پروتکل‌ها و زیرساخت‌هایی شکل گرفت که همه‌چیز روی آن‌ها ساخته شده بود؛ از TCP/IP گرفته تا روترها و ستون فقرات شبکه.

بازار ارزهای دیجیتال نیز در حال عبور از مرحله‌ای مشابه و رسیدن به بلوغ زیرساختی است. سرمایه‌گذاران به‌تدریج بزرگ‌ترین شبکه‌های لایه یک را کمتر به چشم گزینه‌هایی سفته‌بازانه و بیشتر به‌عنوان زیرساخت ابری نظام مالی می‌بینند؛ مسیرهایی که دارایی‌های توکنیزه‌شده، استیبل‌کوین‌ها و بازارهای درون‌زنجیره‌ای به آن‌ها وابسته‌اند.

به همین دلیل، این روند دقیقاً با اقداماتی که وال‌استریت انجام می‌دهد هم‌راستا شده است. درخواست‌های مورگان استنلی برای راه‌اندازی ETFهای کم‌هزینه اتریوم و سولانا، صندوق ذخیره استیبل‌کوین Fidelity و محصولات توکنیزه‌سازی Franklin Templeton همگی بر یک موضوع مشترک متمرکز هستند.

این شرکت‌ها روی جهش ناگهانی قیمت یک توکن شرط‌بندی نمی‌کنند، بلکه بر تبدیل‌شدن شبکه‌های زیربنایی به اجزای دائمی زیرساخت مالی تمرکز دارند.

زمانی که مؤسسات، اوراق خزانه را توکنیزه می‌کنند یا پرداخت‌ها را به‌صورت درون‌زنجیره‌ای تسویه می‌کنند، به نقدینگی عمیق، امنیت شبکه و تمرکززدایی اثبات‌شده نیاز دارند. در حال حاضر، تنها بزرگ‌ترین شبکه‌ها هر سه ویژگی را ارائه می‌دهند.

تمرکز سرمایه در این دسته‌بندی‌ها نشان می‌دهد بازار در حال ارزش‌گذاری همین نیاز است.

این روند را می‌توان در اقدامات واقعی نیز مشاهده کرد. قیمت XLM، توکن شبکه Stellar، در فاصله ۱۵ تا ۱۸ ژوئن و در پی گسترش توکنیزه‌سازی دارایی‌های دنیای واقعی حدود ۳۵ درصد افزایش یافت. کاردانو نیز قرار است در ۲۳ ژوئن شبکه آزمایشی راهکار مقیاس‌پذیری Leios را راه‌اندازی کند.

این تحولات به زیرساخت، پذیرش و ارتقای شبکه مربوط هستند، نه به چرخه‌های تبلیغاتی و هیجانی.

چرا شبکه‌های اثبات سهام در حال پیشتازی هستند؟

بهترین عملکرد در میان بخش‌های برتر بازار به شبکه‌های اثبات سهام تعلق داشت که طی یک هفته حدود ۲.۱ درصد رشد کردند و از پلتفرم‌های قرارداد هوشمند و شبکه‌های لایه یک پیش افتادند.

دلیل این موضوع ساختاری است، نه احساسی. استیکینگ در حال تبدیل‌شدن به نزدیک‌ترین معادل سود اوراق قرضه در بازار ارزهای دیجیتال است و همین موضوع تعریف دارایی‌های مبتنی بر اثبات سهام را تغییر می‌دهد.

این ویژگی برای مؤسسات جذاب است. شبکه‌ای که پاداش استیکینگ تولید می‌کند، دیگر صرفاً یک سرمایه‌گذاری مبتنی بر رشد قیمت نیست؛ بلکه به ابزاری درآمدزا تبدیل می‌شود.

تحقیقات Grayscale این تأثیر را به‌خوبی نشان می‌دهد. از زمان راه‌اندازی استیکینگ در سال ۲۰۲۲، قیمت اتریوم افزایش یافته است؛ اما بازده کل نگهداری اتریوم استیک‌شده به ۱۱۹ درصد رسیده و تفاوت میان این دو رقم از سود استیکینگ ناشی شده است.

با آغاز گنجاندن پاداش‌های استیکینگ در ساختار محصولات مالی سنتی که درخواست‌های اخیر ETF نمونه آشکار آن هستند، شبکه‌های پشتیبان استیکینگ قابلیتی به دست می‌آورند که مستقیماً با شیوه ارزیابی بازده توسط مؤسسات مالی هماهنگ است.

خطراتی که در رتبه‌بندی‌ها دیده نمی‌شوند

در این میان، احتیاط همچنان ضروری است؛ زیرا واژه «زیرساخت» ممکن است حس امنیت ایجاد کند و این برداشت می‌تواند گمراه‌کننده باشد.

تمرکز سرمایه روی شبکه‌های زیربنایی برخی ریسک‌ها، مانند خطر نابودی کامل یک توکن کوچک و سفته‌بازانه، را کاهش می‌دهد؛ اما آن‌ها را به‌طور کامل از بین نمی‌برد.

این شبکه‌ها با خطرهای مشخصی روبه‌رو هستند. یکی از آن‌ها ریسک پل‌های میان‌زنجیره‌ای است؛ پل‌هایی که اکوسیستم‌ها را به یکدیگر متصل می‌کنند و بارها به بزرگ‌ترین منبع حملات و سوءاستفاده‌های امنیتی در بازار ارزهای دیجیتال تبدیل شده‌اند.

ریسک دیگر، تمرکز حاکمیت است؛ شرایطی که در آن تعداد محدودی از اعتبارسنج‌های بزرگ یا دارندگان عمده توکن می‌توانند بی‌سروصدا کنترل شبکه‌ای را در اختیار بگیرند که قرار است غیرمتمرکز باشد.

خطر دیگر نیز پراکندگی نقدینگی است. زمانی که فعالیت میان شبکه‌های لایه دو رقیب و بلاکچین‌های مختلف تقسیم می‌شود، عمق نقدینگی در هر شبکه کاهش پیدا می‌کند.

شبکه لایه یک در مقایسه با یک میم‌کوین، به همان اندازه امن‌تر است که سهام یک شرکت بزرگ در مقایسه با سهام کم‌ارزش امنیت بیشتری دارد؛ یعنی این امنیت نسبی است، نه مطلق.

خود این روند نیز با ریسک تمرکز روبه‌روست. زمانی که بیشتر سرمایه به چند بخش محدود وارد می‌شود، دارایی‌های آن بخش‌ها ممکن است به‌صورت هماهنگ حرکت کنند و یک شوک قانونی یا فنی به کل دسته، حتی شبکه‌های پیشرو را نیز تحت تأثیر قرار دهد.

تنوع روایت‌ها با تنوع ریسک یکسان نیست. حتی بسترهای اصلی نیز می‌توانند تغییر کنند. این روند در برابر مهاجرت توسعه‌دهندگان آسیب‌پذیر است؛ زیرا اگر شبکه‌ای جدیدتر و سریع‌تر بتواند چالش‌های مقیاس‌پذیری را بهتر از شبکه‌های فعلی حل کند، سرمایه‌ای که اکنون تثبیت‌شده به نظر می‌رسد، ممکن است سریع‌تر از آنچه ارزش بازار فعلی نشان می‌دهد جابه‌جا شود.

* اطلاعات ارائه شده در این مقاله صرفاً برای اهداف اطلاعاتی و آموزشی است و نباید به عنوان مشاوره مالی، سرمایه‌گذاری یا حقوقی تلقی شود. ما توصیه می‌کنیم قبل از انجام هر گونه سرمایه‌گذاری، تحقیقات مستقل انجام دهید و با یک مشاور مالی یا حقوقی مشورت کنید.

این موضوع را مثبت می‌بینید یا منفی؟
18
0
4.9/5
writer image
ابوالفضل عابدینی
نویسنده

فعال در حوزه ارزهای دیجیتال و بلاکچین، تلاش می‌کنم مفاهیم بازار کریپتو و فناوری‌های نوین مالی را به‌صورت ساده، کاربردی و قابل فهم در اختیار مخاطبان قرار دهم.

مشاهده پروفایل

دیدگاه‌های کاربران

تا کنون 0 کاربر در مورد چرا سرمایه‌های بزرگ بازار ارزهای دیجیتال به شبکه‌های لایه یک سرازیر شده‌اند؟ دیدگاه ثبت کرده اند
نظری ثبت نشده است!شما اولین باشید

افزودن دیدگاه

با ثبت‌نام در صرافی کیف پول من و ارسال نظر در سایت ارز دیجیتال رایگان هدیه بگیرید. نظر شما حداقل باید ۱۰ کلمه باشد و تکراری نباشد.
به این مطلب چند امتیاز می‌دهید؟
1
2
3
4
5

انتخاب کنید

ویدئو رسانه

در بخش ویدئو رسانه، می‌توانید به آموزش‌ها، تحلیل‌ها و محتوای ویدیویی جذاب درباره ارزهای دیجیتال و خدمات ما دسترسی پیدا کنید.