در این مقاله قرار است بدون درگیر شدن با اصطلاحات پیچیده فنی، بررسی کنیم که این شبکهها دقیقاً چه هستند، چگونه امنیت و آزادی بیان را تضمین میکنند و بهترین گزینهها برای شروع فعالیت در این دنیای جدید کدامند.
شبکهی اجتماعی غیر متمرکز چیست و چرا اهمیت دارد؟
برای درک بهتر این مفهوم، بیایید ابتدا نگاهی به شیوهی کار پلتفرمهای فعلی بیندازیم. وقتی شما در اینستاگرام یا توییتر فعالیت میکنید، در واقع در «خانهی اجارهای» یک شرکت بزرگ زندگی میکنید. صاحبخانه (شرکت مادر) هر زمان که بخواهد میتواند قوانین را تغییر دهد، دسترسی شما را قطع کند یا حتی از وسایل شما (دادههای شخصی) برای کسب درآمد استفاده کند.
تعریف شبکهی اجتماعی غیر متمرکز به زبان ساده
شبکهی اجتماعی غیر متمرکز، نوعی پلتفرم آنلاین است که برخلاف مدلهای سنتی، روی سرورهای (رایانههای مرکزی بزرگ) یک شرکت خاص اجرا نمیشود. در عوض، این شبکهها روی بستری به نام بلاک چین فعالیت میکنند.
در این دنیا، هیچ «رئیس» یا «مدیر عاملی» وجود ندارد که دکمهی خاموش و روشن شبکه را در اختیار داشته باشد. مدیریت شبکه بر عهدهی خود کاربران و کدهای کامپیوتری شفاف است. اگر اینستاگرام را مثل یک شرکت خصوصی در نظر بگیریم، شبکهی غیر متمرکز شبیه به یک پارک عمومی است که متعلق به همهی مردم است و هیچکس نمیتواند دروازههای آن را به روی دیگران ببندد.
چرا کاربران به دنبال جایگزین برای اینستاگرام و توییتر هستند؟
شاید بپرسید وقتی شبکههای فعلی کار میکنند، چه نیازی به تغییر است؟ واقعیت این است که کاربران هوشمند اینترنت به تدریج متوجه ایرادات اساسی در مدلهای متمرکز شدهاند. دلایل اصلی این مهاجرت دیجیتالی عبارتند از:
- مالکیت واقعی دادهها: در پلتفرمهای فعلی، اطلاعات شما فروخته میشود تا تبلیغات هدفمند به شما نمایش دهند. اما در شبکهی غیر متمرکز، شما مالک قطعی دادههای خود هستید و تصمیم میگیرید چه کسی به آنها دسترسی داشته باشد.
- فرار از سانسور سلیقهای: در شبکههای متمرکز، حساب کاربری شما ممکن است بدون دلیل مشخص یا با یک گزارش اشتباه بسته شود. در سیستم غیر متمرکز، چون قدرت در دست یک نفر نیست، حذف محتوا یا بستن حساب کاربری بسیار دشوار و تابع قوانین شفاف جامعه است.
- شفافیت الگوریتمها: آیا تا به حال حس کردهاید که اینستاگرام فقط محتوایی را نشان میدهد که شما را بیشتر در برنامه نگه دارد؟ در شبکههای نوین، شما میتوانید انتخاب کنید که الگوریتم (فرمولهای ریاضی برای نمایش محتوا) چگونه برای شما کار کند.
مفهوم سوشال فای یا SocialFi؛ ترکیب شبکهی اجتماعی و امور مالی
یکی از جذابترین بخشهای این دنیای جدید، ظهور مفهومی به نام سوشال فای است. این کلمه ترکیبی از دو عبارت Social (اجتماعی) و Finance (امور مالی) است.
در دنیای وب 2 (اینترنت فعلی)، شما محتوا تولید میکنید، لایک میگیرید و وقت میگذارید، اما سود اصلی به جیب پلتفرم میرود. سوشال فای این معادله را برعکس میکند. در این سیستم، تعاملات اجتماعی شما مستقیماً به ارزش مالی تبدیل میشود.
- چگونه کار میکند؟ تولیدکنندگان محتوا و حتی کاربران عادی بابت فعالیتهایشان توکن (ارزهای دیجیتال اختصاصی آن پروژه) دریافت میکنند.
- اقتصاد سازنده: در اینجا دیگر نیازی نیست منتظر اسپانسر باشید؛ خود شبکه به ازای کیفیت محتوای شما، به شما پاداش میدهد و واسطهها حذف میشوند.
در واقع سوشال فای تلاش میکند تا ارزش تولید شده در شبکههای اجتماعی را عادلانه بین کسانی که واقعاً آن ارزش را میسازند (یعنی کاربران)، تقسیم کند.
تفاوتهای بنیادین شبکههای اجتماعی متمرکز و غیر متمرکز
برای اینکه بدانیم چرا کوچ کردن به سمت شبکههای جدید ارزشمند است، باید تفاوت عمیق آنها را با پلتفرمهایی که هر روز استفاده میکنیم، درک کنیم. تفاوت اصلی فقط در ظاهر یا دکمهها نیست؛ بلکه در زیرساخت و فلسفهی وجودی آنهاست.
مقایسه مالکیت دادهها؛ شما محصول هستید یا مالک؟
در دنیای اینترنت یک قانون طلایی و قدیمی وجود دارد: اگر برای استفاده از یک محصول پولی پرداخت نمیکنید، احتمالا خود شما محصول هستید.
- در شبکههای متمرکز (مانند اینستاگرام): شما صرفاً یک کاربر هستید. تمام عکسها، متنها و لیست دوستان شما در واقع متعلق به شرکت سازنده است. آنها رفتار شما را رصد میکنند تا آن را به شرکتهای تبلیغاتی بفروشند. اگر فردا تصمیم بگیرند حساب شما را ببندند، تمام زحمات و مخاطبان شما در لحظه از بین میرود.
- در شبکههای غیر متمرکز: شما مالک واقعی هویت دیجیتال خود هستید. اطلاعات شما رمزنگاری میشود و کلید دسترسی به آن فقط در دست شماست. هیچ شرکتی نمیتواند بدون اجازه، اطلاعات شما را بفروشد. اگر از رابط کاربری یک برنامه خوشتان نیامد، میتوانید با همان نام کاربری و همان لیست فالوورها، به یک برنامهی دیگر در همان شبکه نقل مکان کنید.
سرور مرکزی در برابر بلاک چین؛ دادهها کجا ذخیره میشوند؟
تفاوت فنی اصلی در محل ذخیرهسازی اطلاعات است. این موضوع تعیینکننده امنیت و پایداری شبکه است.
- سرور مرکزی (مدل سنتی): تصور کنید تمام پروندههای یک اداره در یک اتاق بایگانی بزرگ نگهداری شود. این اتاق همان سرور (رایانهی بزرگ و قدرتمند سرویسدهنده) است. اگر این اتاق آتش بگیرد یا مدیر اداره تصمیم بگیرد در را قفل کند، دسترسی همه قطع میشود. شبکههای متمرکز اینگونه کار میکنند؛ تمام اطلاعات در دیتاسنترهای شرکت ذخیره میشود که یک نقطه شکست واحد است.
- بلاک چین (مدل جدید): حالا تصور کنید کپی همان پروندهها در دست هزاران نفر در سراسر دنیا باشد. اگر پروندهی یک نفر از بین برود، هزاران کپی دیگر وجود دارد. در شبکههای غیر متمرکز، اطلاعات روی بلاک چین (زنجیرهای از اطلاعات که در رایانههای متعدد توزیع شده) ذخیره میشود. هیچ کامپیوتر مرکزی وجود ندارد که با خاموش شدنش کل شبکه از کار بیفتد.
جدول مقایسهای ویژگیهای وب 2 و وب 3 در شبکههای اجتماعی
|
ویژگی
|
شبکههای اجتماعی متمرکز (Web 2)
|
شبکههای اجتماعی غیر متمرکز (Web 3)
|
|
محل ذخیرهی داده
|
سرورهای خصوصی شرکت
|
بلاک چین و شبکه توزیعشده
|
|
مالکیت محتوا
|
متعلق به پلتفرم
|
متعلق به کاربر
|
|
سانسور
|
توسط مدیران شرکت و دولتها
|
مقاوم در برابر سانسور (مدیریت مردمی)
|
|
درآمدزایی
|
سود اصلی برای پلتفرم
|
سود مستقیم برای تولیدکنندهی محتوا
|
|
نیاز به اعتماد
|
باید به شرکت اعتماد کنید
|
اعتماد به کدنویسی و ریاضیات (بدون واسطه)
|
ویژگیها و مزایای کلیدی برای کاربران
حالا که با تفاوتهای ساختاری آشنا شدیم، بیایید ببینیم استفاده از این شبکههای نوین چه نفعی برای من و شما دارد. چرا باید زحمت یادگیری یک فضای جدید را به جان بخریم؟ پاسخ در چهار ویژگی طلایی نهفته است که تجربهی آنلاین ما را زیر و رو میکنند.
مقاومت در برابر سانسور و آزادی بیان واقعی
در پلتفرمهای متمرکز، یک تیم نظارتی یا هوش مصنوعی تصمیم میگیرد چه چیزی مجاز است و چه چیزی نیست. اما در شبکهی اجتماعی غیر متمرکز، این قدرت در دست هیچ شخص خاصی نیست.
از آنجا که اطلاعات روی بلاک چین ثبت میشود، هیچ دکمهی "حذفی" وجود ندارد که یک مدیر بتواند آن را فشار دهد و صدای شما را خاموش کند. قوانین توسط اجماع جامعه (توافق اکثریت کاربران) تعیین میشود، نه سلیقهی یک شرکت خاص. این یعنی تا زمانی که فعالیت شما خلاف قوانین کلی جامعه نباشد، هیچ دولتی یا نهادی نمیتواند صفحهی شما را مسدود کند.
امنیت بالا و حفظ حریم خصوصی بدون ردیابی تبلیغاتی
آیا تا به حال پیش آمده که در مورد خرید یک کفش با دوستتان صحبت کنید و بلافاصله تبلیغ آن را در اینستاگرام ببینید؟ این اتفاق در شبکههای غیر متمرکز رخ نمیدهد.
- خداحافظی با جاسوسی: این پلتفرمها نیازی ندارند بدانند شما چه کسی هستید، کجا زندگی میکنید یا چه علایقی دارید تا آن را به تبلیغکنندگان بفروشند.
- ورود امن: برای ورود به این شبکهها، معمولاً نیازی به ایمیل یا شماره تلفن ندارید. تنها چیزی که نیاز دارید یک کیف پول دیجیتال است که به عنوان هویت ناشناس شما عمل میکند.
پتانسیل درآمدزایی مستقیم برای تولیدکنندگان محتوا
شاید جذابترین بخش ماجرا برای بسیاری از کاربران، مدل اقتصادی این شبکهها باشد. در اینجا واسطهها حذف شدهاند و رابطه مالی مستقیماً بین "تولیدکننده" و "مخاطب" شکل میگیرد. روشهای کسب درآمد عبارتند از:
- پاداش تولید محتوا: برخلاف یوتیوب یا اینستاگرام که درصد زیادی از درآمد تبلیغات را برای خود برمیدارند، در اینجا شما توکن (ارز دیجیتال بومی شبکه) را مستقیماً دریافت میکنید.
- انعام یا Tip: کاربران میتوانند اگر از پستی خوششان آمد، مقادیر بسیار کمی پول (Micropayments) را با کارمزد نزدیک به صفر برای شما ارسال کنند.
- مالکیت معنوی: شما میتوانید پست یا عکس خود را به عنوان یک دارایی دیجیتال ثبت کنید و اگر کسی بخواهد از آن استفاده کند، باید حق امتیاز شما را بپردازد.
قابلیت جابجایی هویت و گراف اجتماعی (Social Graph) بین پلتفرمها
این یکی از انقلابیترین ویژگیهای وب 3 است. گراف اجتماعی اصطلاحی فنی است که به زبان ساده یعنی "نقشهی روابط شما با دیگران"؛ شامل لیست دوستان، کسانی که فالو کردهاید و کسانی که شما را فالو میکنند.
در دنیای فعلی (وب 2)، اگر بخواهید از توییتر به اینستاگرام بروید، باید همه چیز را از صفر شروع کنید؛ چون دوستانتان در توییتر جا میمانند.
اما در شبکههای غیر متمرکز:
- هویت و لیست دوستان شما داخل کیف پولتان ذخیره میشود، نه در سرور یک برنامه خاص.
- شما میتوانید با همان هویت و همان لیست دوستان، وارد دهها برنامهی مختلف شوید. مثل این است که سیمکارت خود را از یک گوشی به گوشی دیگر بیاندازید؛ تمام مخاطبان شما همراهتان میآیند و هیچوقت آنها را گم نمیکنید.
کارکرد فنی شبکههای اجتماعی غیر متمرکز
برای کار با این شبکهها نیازی به دانش فنی ندارید، اما دانستن اینکه این سیستم چطور بدون مدیر مرکزی کار میکند، جذاب است. سه جزء اصلی در پشت صحنه فعالیت میکنند:
نقش قراردادهای هوشمند در مدیریت تعاملات
به جای اینکه یک شرکت بر رفتار شما نظارت کند، کدهایی به نام قرارداد هوشمند (Smart Contract) این کار را انجام میدهند. اینها مانند رباتهای خودکاری هستند که قوانین شبکه را اجرا میکنند. مثلاً اگر قرار باشد بابت لایک گرفتن پولی دریافت کنید، قرارداد هوشمند بلافاصله و بدون نیاز به تایید هیچ انسانی، آن را انجام میدهد.
سیستمهای ذخیرهسازی غیر متمرکز (مانند IPFS)
از آنجا که ذخیرهی عکس و فیلم مستقیماً روی بلاک چین گران و کند است، از فناوریهایی مثل IPFS استفاده میشود. در این روش، فایلهای شما تکهتکه شده و در بین هزاران کامپیوتر در سراسر جهان پخش میشوند. به این ترتیب، هیچ سرور مرکزی وجود ندارد که با خرابی آن، اطلاعات شما از دسترس خارج شود.
هویت دیجیتال و نقش کیف پولها در ورود به شبکه
در وب 3، کیف پول دیجیتال (Wallet) شما همان نام کاربری و رمز عبور شماست. برای ورود به این شبکهها نیازی به ایمیل یا شماره تلفن ندارید؛ تنها با اتصال کیف پول خود، هویتتان تایید میشود و تمام سوابق و فالوور هایتان همیشه همراه این کیف پول باقی میمانند.
معرفی برترین شبکههای اجتماعی غیر متمرکز و کاربرد آنها
در میان صدها پروژهی موجود، 5 مورد زیر به دلیل پایداری و کاربرد واقعی، بهترین گزینهها برای شروع فعالیت در این دنیای جدید هستند.
ماستودون (Mastodon)؛ رقیب جدی توییتر با ساختار فدرال
این پلتفرم شبیه به توییتر است اما سرور مرکزی ندارد. ساختار آن «فدرال» است؛ یعنی از هزاران سرور کوچک و مستقل تشکیل شده که به هم متصل هستند. شما عضو یکی از این سرورها میشوید اما میتوانید با کاربران تمام سرورهای دیگر گفتگو کنید، بدون اینکه نگران بسته شدن ناگهانی کل شبکه باشید.
لنز پروتکل (Lens Protocol)؛ زیرساختی برای ساخت شبکهی اجتماعی شخصی
لنز یک زیرساخت مادر است که اپلیکیشنهای زیادی روی آن ساخته شدهاند. ویژگی شاهکار آن این است که پروفایل شما یک انافتی (NFT) یا دارایی دیجیتال است. این یعنی تمام فالوورها و محتوای شما داخل کیف پولتان ذخیره میشود و میتوانید آنها را با خود به هر اپلیکیشن دیگری در اکوسیستم لنز منتقل کنید.
استیمیت (Steemit) و هایو (Hive)؛ پیشگامان وبلاگنویسی درآمدزا
این دو پلتفرم بهشت نویسندگان و وبلاگنویسان هستند. در اینجا خبری از لایکهای خشک و خالی نیست؛ هر لایک ارزش مالی دارد. کاربران با نوشتن مقاله و دریافت بازخورد مثبت، مستقیماً ارز دیجیتال پاداش میگیرند. «هایو» در واقع نسخهی جدیدتر و مستقلشدهای است که از دل «استیمیت» بیرون آمده است.
تتا (Theta) و دیلایو (DLive)؛ آیندهی استریم ویدیو در بلاک چین
اینها جایگزینهای غیر متمرکز برای یوتیوب و توییچ هستند. تتا با استفاده از پهنای باند اضافی کاربران، کیفیت پخش ویدیو را بالا میبرد و به اشتراکگذارندگان اینترنت پاداش میدهد. دیلایو نیز پلتفرمی محبوب برای استریمرهاست که برخلاف رقبای سنتی، تقریباً تمام درآمد حاصل از حمایت مالی طرفداران را به خود تولیدکننده میدهد.
دایموند (Diamond)؛ توییتر غیر متمرکز بر بستر DeSo
دایموند اپلیکیشنی شبیه توییتر است که روی بلاک چین دیسو (DeSo) اجرا میشود. نوآوری جذاب آن «سکههای سازنده» است؛ به این معنی که شهرت شما قابل خرید و فروش میشود. اگر محتوای خوبی بسازید، دیگران میتوانند سکهی اختصاصی شما را بخرند و روی موفقیت برند شخصی شما سرمایهگذاری کنند.
چالشها و واقعیتهای فعلی شبکه اجتماعی غیرمتمرکز
تا اینجا از مزایای جذاب دنیای غیر متمرکز گفتیم، اما صداقت شرط اول آموزش است. باید بدانید که این تکنولوژی هنوز در مراحل اولیهی رشد خود قرار دارد و مانند هر فناوری نوپای دیگری، بدون اشکال نیست. قبل از مهاجرت کامل به این فضا، باید با جنبهی دیگر سکه هم آشنا شوید.
تجربهی کاربری (UX) و پیچیدگیهای اولیه برای تازهواردان
اگر به استفاده از اینستاگرام یا تلگرام عادت کردهاید، اولین برخورد شما با شبکههای غیر متمرکز ممکن است کمی گیجکننده باشد. در برنامههای متمرکز، همه چیز برای راحتی شما طراحی شده است، اما در دنیای بلاک چین، اولویت با امنیت و مالکیت است که گاهی باعث پیچیدگی میشود.
- منحنی یادگیری: برای شروع، شما نیاز به نصب کیف پول، ذخیرهی کلمات امنیتی و خرید ارز دیجیتال برای پرداخت کارمزدها دارید. این مراحل برای کسی که تابهحال با ارز دیجیتال کار نکرده، میتواند دشوار باشد.
- رابط کاربری: ظاهر برخی از این برنامهها هنوز به زیبایی و روانی اپلیکیشنهای مشهور نیست و گاهی ممکن است با کُندی یا خطاهای ناشناخته روبرو شوید.
مسئلهی مقیاسپذیری و سرعت شبکه در ترافیک بالا
یکی از بزرگترین چالشهای فنی بلاک چین، بحث مقیاسپذیری (توانایی شبکه برای مدیریت تعداد زیادی کاربر همزمان) است. سرورهای اینستاگرام میتوانند میلیونها لایک را در ثانیه پردازش کنند، اما بلاک چینها فعلاً محدودیت دارند.
چون اطلاعات باید در هزاران کامپیوتر در سراسر جهان کپی و تایید شود، سرعت پردازش طبیعتاً پایینتر میآید. وقتی ترافیک شبکه بالا میرود (مثلاً تعداد زیادی کاربر همزمان وارد میشوند)، دو اتفاق میافتد:
- کاهش سرعت: انجام یک لایک یا ارسال پست ممکن است چند ثانیه یا حتی چند دقیقه طول بکشد.
- افزایش هزینه: در برخی شبکهها، برای اینکه کارتان زودتر انجام شود، باید کارمزد بیشتری بپردازید که برای فعالیتهای روزمره بهصرفه نیست.
چالش فراموشی رمز عبور و عدم امکان بازیابی حساب
این مورد، ترسناکترین و در عین حال مهمترین تفاوت دنیای غیر متمرکز است. در وبسایتهای معمولی، اگر رمز عبور خود را فراموش کنید، روی گزینهی "فراموشی رمز عبور" کلیک میکنید و یک ایمیل بازیابی برایتان ارسال میشود. چرا؟ چون آن شرکت به اطلاعات شما دسترسی دارد.
اما در شبکههای غیر متمرکز:
- شما بانک خودتان هستید: مسئولیت حفظ امنیت دارایی و حساب کاربری، صددرصد با شماست.
- عبارت بازیابی: هنگام ساخت کیف پول، به شما 12 یا 24 کلمه داده میشود که به آن عبارت بازیابی (Seed Phrase) میگویند. اگر این کلمات را گم کنید، هیچ پشتیبانی، مدیر یا نهادی در کل دنیا نمیتواند حساب شما را برگرداند. حساب شما و تمام محتویات آن برای همیشه قفل خواهد شد.
بنابراین، آزادی مطلق در این فضا، نیازمند مسئولیتپذیری مطلق نیز هست.
هزینهی تراکنشها و تعاملات در برخی پلتفرمها
ما در دنیای وب 2 عادت کردهایم که لایک کردن، کامنت گذاشتن و پست کردن کاملاً رایگان باشد. اما در برخی از شبکههای غیر متمرکز، قضیه کمی متفاوت است و این موضوع میتواند برای کاربران تازهوارد شوکهکننده باشد.
هر تغییری که روی بلاک چین ثبت میشود، نیاز به قدرت پردازشی کامپیوترها دارد و این قدرت هزینه دارد. به این هزینه اصطلاحاً گس فی (Gas Fee) یا کارمزد شبکه میگویند.
- پول خرد دیجیتال: در برخی پلتفرمها، شما بابت هر بار لایک کردن یا انتشار پست، باید مبلغ بسیار ناچیزی پرداخت کنید. این کار شبیه به چسباندن تمبر روی نامه است؛ تا هزینهی تمبر را نپردازید، نامهی شما ارسال و ثبت نمیشود.
- تفاوت شبکهها: البته جای نگرانی نیست؛ همهی شبکهها گران نیستند. پلتفرمهای جدیدتر طوری طراحی شدهاند که هزینهها را به کسری از یک ریال رساندهاند یا حتی برای تراکنشهای ساده، آن را رایگان کردهاند. با این حال، درک اینکه «هر کلیک میتواند هزینه داشته باشد»، یکی از تفاوتهای فرهنگی مهم در مهاجرت به این فضای جدید است.
آیندهی شبکههای اجتماعی؛ آیا مهاجرت بزرگ اتفاق میافتد؟
بسیاری از کارشناسان معتقدند که ما در حال تماشای همان انقلابی هستیم که سالها پیش هنگام کوچ کردن مردم از پیامکهای ساده به تلگرام و واتساپ رخ داد. هرچند اینستاگرام و توییتر هنوز قدرتمند هستند، اما تاریخ نشان داده است که کاربران همیشه به سمت آزادی، امنیت و کیفیت بهتر حرکت میکنند. مهاجرت به شبکههای غیر متمرکز یک اتفاق ناگهانی نیست، بلکه یک موج آرام و پیوسته است که با بلوغ تکنولوژی سرعت میگیرد.
نقش دائو (DAO) در مدیریت قوانین شبکه توسط مردم
یکی از هیجانانگیزترین بخشهای آینده، تغییر شیوهی مدیریت پلتفرمهاست. در شبکههای متمرکز، یک مدیرعامل در اتاقی دربسته تصمیم میگیرد که قوانین چیست. اما در دنیای جدید، مفهومی به نام دائو یا DAO وجود دارد.
دائو (سازمان خودگردان غیر متمرکز) چیزی شبیه به یک تعاونی دیجیتال یا جلسهی ساختمان است. در این سیستم:
- دموکراسی واقعی: هیچ رئیسی وجود ندارد. تمام تصمیمات مهم، از تغییر رنگ لوگو گرفته تا نحوهی تقسیم درآمدها، توسط رایگیری بین تمام کاربران انجام میشود.
- قدرت رای: هر کاربر که توکن حاکمیتی (نوعی ارز دیجیتال که حق رای میدهد) بیشتری داشته باشد یا فعالیت مثبتتری کرده باشد، تاثیر بیشتری در تصمیمگیریها خواهد داشت.
- شفافیت: نتایج آرا روی بلاک چین ثبت میشود و هیچکس نمیتواند در صندوق رای دست ببرد یا تقلب کند.
پیشبینی روند رشد کاربران در سالهای آینده
آمارها نشان میدهد که نمودار رشد این شبکهها صعودی است. همانطور که اینترنت در ابتدا کند و پیچیده بود ولی حالا بخش جداییناپذیر زندگی ماست، شبکههای اجتماعی بلاکچینی نیز در حال طی کردن مسیر تکامل هستند. سه عامل اصلی باعث شتاب گرفتن این رشد در سالهای آینده خواهد شد:
- بهبود رابط کاربری: برنامهنویسان هر روز در حال سادهتر کردن محیط کاربری هستند تا حدی که کاربر اصلا متوجه نشود در حال استفاده از بلاک چین است.
- خستگی از انحصار: رسواییهای پیاپی شرکتهای بزرگ در نقض حریم خصوصی، اعتماد مردم را کم کرده و آنها را به سمت گزینههای امنتر سوق میدهد.
- جذابیت مالی: برای نسل جوان، امکان کسب درآمد از تعاملات روزمره (سوشال فای)، انگیزهی بسیار قدرتمندی برای ترک پلتفرمهای قدیمی و پیوستن به دنیای جدید است.
منابع:
Sopa
Hostinger
Chain Stack