در این مقاله از کیف پول من، قرار است به دور از هیاهوهای تبلیغاتی، زیر و بم معاملات فرکانس بالا را بررسی کنیم، تفاوت آن را با روشهای رایج مانند اسکالپینگ نشان دهیم و بررسی کنیم که آیا واقعاً جایی برای تریدرهای خرد در این رقابت نابرابر وجود دارد یا خیر.
معاملات فرکانس بالا یا HFT چیست؟
معاملات فرکانس بالا یا به اختصار HFT (High-Frequency Trading)، یک روش معاملاتی بسیار پیشرفته است که در آن از برنامههای کامپیوتری قدرتمند برای انجام تعداد بسیار زیادی معامله در کسری از ثانیه استفاده میشود. برای درک بهتر این مفهوم، فرض کنید در یک بازار شلوغ میوه و ترهبار، تاجری حضور دارد که با سرعتی فرابشری کار میکند. این تاجر میتواند در یک چشم به هم زدن، هزاران جعبه سیب را بخرد و بلافاصله با سود بسیار ناچیز (مثلا چند تک تومانی برای هر جعبه) به شخص دیگری بفروشد. سود هر معامله به تنهایی اصلا به چشم نمیآید، اما وقتی این کار را میلیونها بار در روز تکرار میکند، سود نهایی او در پایان روز بسیار عظیم خواهد بود.
در بازارهای مالی نیز، رباتهای معاملهگر فرکانس بالا دقیقا همین کار را انجام میدهند. این سیستمها با استفاده از الگوریتم (دستورالعملهای دقیق ریاضی و منطقی برای حل مسئله توسط کامپیوتر) بازارهای مختلف را زیر نظر میگیرند و به محض پیدا کردن کوچکترین فرصت سودآوری، هزاران سفارش خرید و فروش ارز دیجیتال را ثبت و اجرا میکنند. در این روش، سرعت حرف اول را میزند و رقابت بر سر میلیثانیهها (یک هزارم ثانیه) و حتی میکروثانیهها (یک میلیونیم ثانیه) است.
تاریخچه کوتاه و پیدایش معاملات فرکانس بالا در بازارهای مالی
شاید تصور کنید که استفاده از رباتهای فوقسریع تنها مربوط به چند سال اخیر است، اما ریشهی معاملات فرکانس بالا به اواخر دههی ۱۹۹۰ میلادی برمیگردد. در سال ۱۹۹۸، زمانی که کمیسیون بورس و اوراق بهادار آمریکا (SEC) مجوز فعالیت شبکههای مبادلات الکترونیکی را صادر کرد، بستر مناسبی برای تولد این نوع معاملات فراهم شد. در ابتدا، زمان اجرای سفارشها در حد چند ثانیه بود که در آن زمان یک انقلاب محسوب میشد.
با ورود به دههی ۲۰۰۰ و پیشرفت چشمگیر تکنولوژیهای ارتباطی و سختافزاری، صندوقهای سرمایهگذاری بزرگ متوجه شدند که هرکس سریعتر به اطلاعات بازار دسترسی پیدا کند، برندهی بازی است. در این دوره، الگوریتمهای هوشمند توانستند جایگزین انسانها در سالنهای سنتی بورس شوند. تا سال ۲۰۱۰، معاملات فرکانس بالا بخش عظیمی از حجم معاملات بازار سهام آمریکا را به خود اختصاص دادند.
البته این مسیر همیشه هموار نبود؛ برای مثال در سال ۲۰۱۰، یک رویداد تاریخی به نام سقوط ناگهانی (Flash Crash) رخ داد که در آن بازار سهام آمریکا در عرض چند دقیقه هزاران واحد سقوط کرد و دوباره به حالت اول برگشت. دلیل اصلی این اتفاق، واکنش زنجیرهای و خطای همین رباتهای فرکانس بالا بود که به خوبی نشان داد این تکنولوژی چقدر میتواند قدرتمند و در عین حال خطرناک باشد.
تفاوت HFT در بازار ارزهای دیجیتال و بازارهای سنتی
با اینکه اصول پایهی معاملات فرکانس بالا در تمام بازارهای مالی یکسان است، اما اجرای آن در دنیای رمزارز تفاوتهای بسیار مهمی با بازارهای سنتی مانند بورس یا فارکس (بازار جهانی تبادل ارزهای خارجی) دارد. در ادامه، این تفاوتهای کلیدی را با هم بررسی میکنیم:
- ساعات کاری بازار: بازارهای سنتی معمولا در روزهای آخر هفته تعطیل هستند و در طول روز نیز ساعات کاری مشخصی دارند. اما بازار ارزهای دیجیتال یک بازار ۲۴ ساعته و بدون تعطیلی در تمام روزهای سال است. این پیوستگی باعث میشود رباتهای HFT در حوزهی رمزارز به صورت مداوم و بدون لحظهای توقف فعالیت کنند.
- پراکندگی بازار و نقدینگی: در بازارهای سنتی، سهام یک شرکت معتبر معمولا در یک یا دو بورس اصلی (مانند بورس نیویورک) معامله میشود. اما در دنیای رمزارز، یک دارایی ارز دیجیتال به طور همزمان در دهها صرافی مختلف معامله می شود مثل خرید و فروش بیت کوین. این پراکندگی، فرصتهای بینظیری را برای آربیتراژ (خرید یک دارایی از یک بازار ارزانتر و فروش فوری آن در بازار گرانتر برای کسب سود بدون ریسک) در اختیار رباتهای فرکانس بالا قرار میدهد.
- قوانین و محدودیتها: بازارهای مالی سنتی تحت نظارت شدید نهادهای قانونی هستند. در این بازارها قوانین سختگیرانهای برای کنترل سرعت سفارشات یا جلوگیری از دستکاری قیمتها وجود دارد. در مقابل، بازار کریپتوکارنسی هنوز قانونگذاری یکپارچه و جهانی ندارد؛ به همین دلیل، فضای آزادتر و البته پرریسکتری برای اجرای استراتژیهای تهاجمی HFT توسط نهادهای بزرگ فراهم شده است.
- زیرساختهای فناوری: در بورسهای سنتی، شرکتهای مالی با پرداخت هزینههای فوقالعاده سنگین، سرورهای خود را دقیقا در همان ساختمانی قرار میدهند که هستهی معاملات بورس در آنجاست تا طول کابلها کمتر شود و سرعت به حداکثر برسد. در بازار رمزارز نیز صرافیهای بزرگ این امکان را فراهم کردهاند، اما به دلیل ماهیت دیجیتال و غیرمتمرکز بودن بخش زیادی از این صنعت، تکیه بر فضاهای ابری (Cloud Servers) بسیار بیشتر است که چالش فنی خاص خود را برای کاهش تاخیر به همراه دارد.
معاملات فرکانس بالا چگونه کار میکند؟
معاملات فرکانس بالا یا HFT شبیه به یک مسابقهی فرمول یک در دنیای مالی است. در این مسابقه، برنده کسی نیست که فقط ماشین بهتری داشته باشد، بلکه کسی است که سریعترین واکنشها را در پیچهای خطرناک بازار نشان دهد. برای اینکه یک سیستم بتواند هزاران معامله را در چشمبرهمزدنی انجام دهد، به ترکیبی از قدرتمندترین سختافزارها، سریعترین شبکههای ارتباطی و باهوشترین نرمافزارها نیاز دارد. در ادامه، اجزای سازندهی این سیستم پیچیده را با زبانی ساده بررسی میکنیم.
نقش زیرساختهای سختافزاری و سرورهای هممکان
یکی از جذابترین بخشهای HFT، رقابت فیزیکی بر سر فاصلهها است. در دنیای کامپیوترها، اطلاعات از طریق کابلها جابهجا میشوند. هرچند سرعت حرکت اطلاعات در این شبکهها بسیار بالا است، اما وقتی پای میلیونها دلار در میان باشد، حتی چند متر کابل اضافهتر هم میتواند باعث تاخیر و شکست در یک معامله شود.
به همین دلیل، شرکتهای بزرگ مالی از روشی به نام هممکانی (Co-location - قرار دادن تجهیزات پردازشی در نزدیکترین فاصلهی فیزیکی به هستهی معاملات) استفاده میکنند. این یعنی آنها با پرداخت هزینههای نجومی، سرورها (کامپیوترهای قدرتمند و همیشه روشن) و تجهیزات خود را دقیقا در همان ساختمانی قرار میدهند که سرورهای اصلی صرافی یا بورس در آنجا قرار دارد.
برای درک بهتر، فرض کنید قرار است یک حراجی بزرگ برگزار شود. کسی که روی صندلی ردیف اول نشسته است، صدای حراجکننده را چند صدم ثانیه زودتر از فردی که در انتهای سالن است میشنود و میتواند سریعتر دستش را بالا ببرد. سرورهای هممکان دقیقا نقش همان صندلی ردیف اول را برای رباتهای معاملهگر بازی میکنند.

اهمیت تاخیر صفر در اجرای سفارشهای معاملاتی
در ادامهی مبحث قبلی، به مفهوم بسیار مهمی به نام تاخیر (Latency - مدت زمانی که طول میکشد تا یک دستور از سیستم شما به سرور صرافی برسد و اجرا شود) میرسیم. در معاملات روزمرهی ما، این تاخیر شاید یک یا دو ثانیه باشد و اصلا به چشم نیاید. اما در دنیای معاملات فرکانس بالا، هدف رسیدن به تاخیر صفر (Zero Latency) است. چرا زمان تا این حد مهم است؟
- شکار سریع فرصتها: قیمتها در بازار رمزارزها در کسری از ثانیه تغییر میکنند. اگر سیستم HFT یک اختلاف قیمت سودآور پیدا کند، باید قبل از سایر رقبا سفارش خود را ثبت کند.
- جلوگیری از لغزش قیمت: لغزش قیمت (Slippage - تفاوت بین قیمت مورد انتظار شما و قیمتی که معامله واقعا در آن انجام میشود) یکی از خطرات همیشگی بازار است. سرعت بالا کمک میکند تا معامله دقیقا در همان قیمت ایدهآل انجام شود و سود از بین نرود.
- لغو فوری سفارشات: گاهی بازار ناگهان برخلاف پیشبینی حرکت میکند. رباتهای HFT باید بتوانند در یک میکروثانیه (یک میلیونیم ثانیه) تمام سفارشات باز خود را لغو کنند تا از ضررهای سنگین جلوگیری شود.
کاربرد هوش مصنوعی و الگوریتمهای پیچیده در تحلیل دادهها
سختافزار قدرتمند و سرعت بالا بدون داشتن یک مغز متفکر، هیچ فایدهای ندارد. این مغز متفکر در واقع همان برنامههای کامپیوتری و هوش مصنوعی است. انسانها برای بررسی نمودارها، خواندن اخبار و تصمیمگیری به زمان نیاز دارند، اما الگوریتمها میتوانند حجم عظیمی از اطلاعات را در کسری از ثانیه هضم و تحلیل کنند. سیستمهای هوش مصنوعی در معاملات فرکانس بالا وظایف شگفتانگیزی بر عهده دارند:
- تحلیل دفتر سفارشات: آنها دفتر کل سفارشات (Order Book - لیستی از تمام درخواستهای خرید و فروش که کاربران در صرافی ثبت کردهاند) را دائما بررسی میکنند تا الگوهای مخفی و حرکات نهنگها (سرمایهگذاران بسیار بزرگ که سرمایهی عظیمی دارند) را پیشبینی کنند.
- بررسی لحظهای اخبار: برخی رباتها به گونهای طراحی شدهاند که اخبار سایتهای معتبر مالی را در لحظهی انتشار اسکن میکنند و قبل از اینکه سایر انسانها حتی تیتر خبر را بخوانند، بر اساس بار مثبت یا منفی آن خبر معامله میکنند.
- یادگیری مستمر: الگوریتمهای پیشرفته با استفاده از یادگیری ماشین (Machine Learning - توانایی سیستم برای یادگیری از دادههای گذشته بدون نیاز به برنامهنویسی مجدد) رفتار بازار را میآموزند و استراتژیهای خود را دائما با شرایط جدید تطبیق میدهند تا همیشه یک قدم از سایرین جلوتر باشند.
استراتژیهای معاملاتی رایج در ترید فرکانس بالا
رباتهای معاملهگر فرکانس بالا برای کسب سود، به صورت تصادفی خرید و فروش نمیکنند. آنها بر اساس دستورالعملهای دقیق و از پیش تعیینشدهای عمل میکنند که به آنها استراتژی میگوییم. این رباتها با سرعت خارقالعادهی خود، روشهایی را اجرا میکنند که انجام آنها برای انسانهای عادی تقریبا غیرممکن است. در این بخش، سه مورد از مهمترین و رایجترین استراتژیهای معاملاتی در دنیای ترید فرکانس بالا را با زبانی ساده بررسی میکنیم.
بازارسازی و تامین نقدینگی
یکی از اصلیترین روشهای درآمدزایی در معاملات فرکانس بالا، بازارسازی (Market Making) است. برای درک این روش، صرافیهای فیزیکی ارز در سطح شهر را تصور کنید. این صرافیها همیشه دلار را با یک قیمت مشخص میخرند و با قیمتی کمی گرانتر به مشتریان میفروشند. به این اختلاف قیمت میان خرید و فروش، اسپرد (Spread) میگویند و سود اصلی صرافی از همین فاصلهی قیمتی به دست میآید.
رباتهای بازارساز دقیقا همین کار را در دنیای دیجیتال انجام میدهند. آنها به طور همزمان هزاران سفارش خرید در قیمتهای پایین و سفارش فروش در قیمتهای بالا ثبت میکنند. این کار دو فایدهی بزرگ دارد:
- کسب سود برای ربات: سیستم از اختلاف قیمت بسیار ناچیز میان سفارشهای خرید و فروش سود میبرد. وقتی این سودهای کوچک میلیونها بار در روز تکرار شوند، رقم نهایی بسیار چشمگیر خواهد بود.
- تامین نقدینگی برای بازار: با این کار، نقدینگی (Liquidity - میزان راحتی و سرعت خرید یا فروش یک دارایی بدون تاثیر چشمگیر روی قیمت آن) در بازار افزایش مییابد و تریدرهای عادی میتوانند معاملات خود را سریعتر و با قیمتهای منصفانهتری انجام دهند.
آربیتراژ آماری و مکانی در صرافیهای مختلف
همانطور که پیشتر اشاره کردیم، آربیتراژ به معنای کسب سود بدون ریسک از طریق اختلاف قیمتها است. این استراتژی در معاملات فرکانس بالا به دو شکل اصلی انجام میشود:
- آربیتراژ مکانی (Spatial Arbitrage): فرض کنید قیمت یک ارز دیجیتال در یک صرافی ۵۰ هزار دلار و در صرافی دیگر ۵۰ هزار و ده دلار است. یک انسان تا بخواهد این اختلاف را ببیند، وارد حساب خود شود و معامله کند، قیمتها تغییر کردهاند. اما ربات فرکانس بالا در یک هزارم ثانیه، ارز را از صرافی اول میخرد مثلا خرید تتر و فورا در صرافی دوم میفروشد و سود این فاصلهی قیمتی را به جیب میزند.
- آربیتراژ آماری (Statistical Arbitrage): در این روش، رباتها به جای گشتن به دنبال اختلاف قیمت یک ارز در دو صرافی، رابطهی تاریخی دو ارز دیجیتال متفاوت را بررسی میکنند. مثلا اگر دو ارز دیجیتال در گذشته همیشه با هم رشد کردهاند (همبستگی یا Correlation بالایی دارند)، اما ناگهان یکی از آنها رشد میکند و دیگری ثابت میماند، سیستم الگوریتمی بلافاصله ارزی که عقب مانده است را میخرد؛ زیرا با استفاده از علم آمار پیشبینی میکند که این ارز نیز به زودی رشد خواهد کرد تا فاصلهی خود را با ارز اول جبران کند.
معاملات مبتنی بر حجم و شناسایی سفارشات بزرگ
تصور کنید متوجه میشوید که یک سرمایهگذار بسیار بزرگ قصد دارد تمام خانههای یک محله را با قیمت بالا خریداری کند. شما با دانستن این موضوع، سریعا چند خانه در آن محله میخرید تا با ورود آن سرمایهگذار و افزایش ناگهانی تقاضا، خانههای خود را با قیمت بالاتر و سود بیشتر به او یا دیگران بفروشید.
در دنیای رمزارز، به این استراتژی، شناسایی جریان سفارشات (Order Flow) میگویند. رباتهای فرکانس بالا دائما در حال اسکن کردن بازار هستند تا ورود سرمایههای کلان را تشخیص دهند. وقتی یک نهنگ یا موسسهی مالی بزرگ میخواهد حجم عظیمی از یک ارز دیجیتال را بخرد، این خرید سنگین قطعا باعث افزایش قیمت آن ارز در بازار خواهد شد.
ربات فرکانس بالا با سرعت خیرهکنندهی خود، پیش از آنکه سفارش بزرگ به طور کامل اجرا شود، مقداری از آن ارز را میخرد. به این ترفند، فرانت رانینگ (Front-Running - ثبت سریع سفارش پیش از اجرای یک سفارش کلان برای کسب سود از تغییر قیمت پیشرو) گفته میشود. پس از اینکه سفارش بزرگ اجرا شد و قیمت به دلیل تقاضای بالا افزایش یافت، ربات دارایی خود را در کسری از ثانیه با قیمتی بالاتر میفروشد و از این موج ایجاد شده سود میبرد.
تفاوت معاملات فرکانس بالا با سایر روشهای ترید
بسیاری از افراد تازهکار در دنیای رمزارز، هر روشی را که با سرعت بالا یا توسط رباتها انجام میشود، با معاملات فرکانس بالا اشتباه میگیرند. برای اینکه این تفاوتها را بهتر درک کنیم، بیایید معاملات فرکانس بالا را به یک قطار سریعالسیر مغناطیسی تشبیه کنیم که در خطوط اختصاصی و با تکنولوژی فوقپیشرفته حرکت میکند. در مقابل، سایر روشهای معاملهگری شبیه به رانندگی با خودروهای شخصی در خیابانهای معمولی هستند. هر دو به مقصد میرسند، اما ابزار، سرعت و جادهی آنها کاملا متفاوت است. در ادامه، این تفاوتها را با جزئیات بیشتری بررسی میکنیم.
چرا اسکالپینگ و معاملات روزانه جزو HFT محسوب نمیشوند؟
اسکالپینگ (Scalping - روشی که در آن تریدر دهها معاملهی بسیار کوتاه را برای کسب سودهای کوچک در یک روز انجام میدهد) و معاملات روزانه (Day Trading - باز کردن و بستن تمام پوزیشنهای معاملاتی قبل از پایان همان روز) دو روش بسیار محبوب در میان کاربران هستند. بسیاری فکر میکنند چون یک اسکالپر سریع خرید و فروش میکند، در حال انجام HFT است؛ اما این یک تصور اشتباه است. تفاوتهای اصلی این روشها با معاملات فرکانس بالا شامل موارد زیر است:
- زمان اجرا: در اسکالپینگ، یک معامله ممکن است چند ثانیه تا چند دقیقه باز بماند. اما در ترید فرکانس بالا، زمان باز و بسته شدن معامله در حد میکرو ثانیه (یک میلیونیم ثانیه) است.
- عامل تصمیمگیرنده: در معاملات روزانه و اسکالپینگ، یک انسان پای نموداری مثل نمودار اتریوم نشسته، تحلیل میکند و دکمهی خرید یا فروش اتریوم را فشار میدهد. اما در HFT، هیچ انسانی در لحظهی معامله دخالت ندارد و همهچیز توسط برنامههای فوقسریع کامپیوتری انجام میشود.
- زیرساخت فنی: یک تریدر روزانه معمولا از اینترنت خانگی یا اینترنت موبایل استفاده میکند. اما سیستمهای HFT به کابلهای فیبر نوری اختصاصی و سرورهای بسیار گرانقیمت در نزدیکی هستهی معاملات صرافی نیاز دارند.
بررسی تفاوت معاملات نوسانی و کپی تریدینگ با ترید فرکانس بالا
معاملات نوسانی (Swing Trading - نگه داشتن یک دارایی برای چند روز یا چند هفته جهت کسب سود از روندهای بزرگتر بازار) روشی آرامتر و با دید میانمدت است. در این روش، تریدر کاری به نوسانات لحظهای ندارد و منتظر یک موج صعودی یا نزولی بزرگ میماند. مشخص است که این روش از نظر زمان و هدف، دقیقا در نقطهی مقابل ترید فرکانس بالا قرار دارد که به دنبال شکار کوچکترین تغییرات قیمتی در کسری از ثانیه است.
از سوی دیگر، کپی تریدینگ (Copy Trading - اتصال حساب شخصی به حساب یک معاملهگر حرفهای تا معاملات او به صورت خودکار برای شما هم کپی و اجرا شود) نیز شباهتی به HFT ندارد. در کپی تریدینگ، شما در واقع در حال تقلید از تصمیمات یک انسان دیگر هستید. سرعت اجرای این کپیبرداری معمولا چند ثانیه طول میکشد که برای سیستمهای HFT یک زمان بسیار طولانی و سوخته محسوب میشود. علاوه بر این، هدف کپی تریدینگ استفاده از تجربهی دیگران و یک استراتژی بلندمدتتر است، نه رقابت بر سر سرعت سختافزاری.
تفاوت معاملات الگوریتمی استاندارد با HFT
این بخش جایی است که بیشترین سوء تفاهم در آن رخ میدهد. معاملات الگوریتمی (Algorithmic Trading - استفاده از کدهای برنامهنویسی برای اجرای خودکار خرید و فروش بر اساس شروط از پیش تعیین شده) یک مفهوم بسیار گسترده است. برای درک بهتر، این قانون ساده را به یاد داشته باشید: هر معاملهی فرکانس بالایی در واقع یک معاملهی الگوریتمی است، اما هر معاملهی الگوریتمی، یک معاملهی فرکانس بالا نیست!
- رباتهای استاندارد (الگوریتمی): شما میتوانید با یک دانش متوسط برنامهنویسی، رباتی بسازید که مثلا اگر قیمت بیتکوین به ۵۰ هزار دلار رسید و همزمان شاخصهای تکنیکال سیگنال خرید دادند، برای شما خرید کند. این ربات را روی یک لپتاپ یا سرور ابری معمولی اجرا میکنید. این یک معاملهی الگوریتمی استاندارد است و سرعت اجرای آن معمولا در حد ثانیه است.
- سیستمهای HFT: رباتهای فرکانس بالا، نسخهی بسیار پیچیدهتر، گرانتر و سریعتر همین الگوریتمها هستند. آنها فقط به تغییرات سادهی قیمت نگاه نمیکنند، بلکه بینظمیهای میکروسکوپی در دفتر سفارشات صرافی را میبینند و هزاران بار در ثانیه معامله میکنند. یک الگوریتم استاندارد به دنبال اجرای بینقص یک استراتژی تحلیلی است، اما یک سیستم HFT به دنبال پیشی گرفتن از سایر کامپیوترها در یک مسابقهی سرعت بیرحمانه است.
پیشنیازها و زیرساختهای لازم برای اجرای HFT
ورود به دنیای معاملات فرکانس بالا شبیه به راهاندازی یک آژانس فضایی است. شما نمیتوانید با یک تلسکوپ خانگی و چند محاسبهی ساده، موشکی را به فضا بفرستید. به همین شکل، برای اجرای استراتژیهای HFT، داشتن یک لپتاپ قدرتمند و اینترنت پرسرعت خانگی به هیچ وجه کافی نیست. این معاملات نیازمند زیرساختهای تکنولوژیک بسیار پیشرفتهای هستند که در ادامه، دو مورد از مهمترین آنها را با زبانی ساده بررسی میکنیم.
دسترسی مستقیم به بازار و اتصال به هسته معاملات صرافیها
تریدرهای عادی معمولا از طریق وبسایت یا اپلیکیشن موبایل یک صرافی معاملات خود را انجام میدهند. وقتی شما روی دکمهی خرید کلیک میکنید، درخواست شما از طریق اینترنت این مسیر طولانی را طی میکند: ابتدا به سرور ارائهدهندهی اینترنت شما میرود، سپس از چندین گره شبکهای عبور میکند تا به سرور صرافی برسد، در آنجا پردازش میشود و در نهایت روی صفحهی نمایش شما نشان داده میشود. این فرآیند ممکن است یک یا دو ثانیه زمان ببرد که برای ما عادی است، اما برای یک ربات فرکانس بالا به معنای از دست رفتن کامل فرصت است.
برای حل این مشکل، نهادهای مالی از سیستمی به نام دسترسی مستقیم به بازار (DMA - راهی برای ارسال مستقیم سفارشات معاملاتی به دفتر کل صرافی بدون نیاز به واسطهها یا نرمافزارهای گرافیکی) استفاده میکنند.
برای درک بهتر، یک اتوبان شلوغ را در نظر بگیرید. تریدرهای عادی مانند ماشینهایی هستند که باید در ترافیک گیت عوارضی (وبسایت یا اپلیکیشن) منتظر بمانند. اما سیستمهای HFT یک خط ویژهی اختصاصی (بدون ترافیک و توقف) دارند که مستقیما آنها را به مقصد میرساند. این نهادها با استفاده از API (رابط برنامهنویسی اپلیکیشن - پلی نامرئی که دو نرمافزار را برای تبادل کدهای اطلاعاتی به هم متصل میکند)، رباتهای خود را مستقیما به هستهی معاملات (Matching Engine - قلب تپندهی صرافی که سفارشهای خرید و فروش را در کسری از ثانیه به هم وصل میکند) متصل میکنند تا بدون اتلاف وقت برای بارگذاری صفحات گرافیکی، سفارشات خود را ثبت کنند.
هزینههای سنگین توسعه و نگهداری زیرساختها برای نهادهای مالی
شاید با خواندن بخشهای قبلی این سوال برایتان پیش آمده باشد که چرا همهی شرکتها از این روش استفاده نمیکنند؟ پاسخ در یک کلمهی ساده خلاصه میشود: هزینهی فوقالعاده سنگین. راهاندازی و نگهداری یک سیستم معاملات فرکانس بالا به سرمایهی عظیمی نیاز دارد که معمولا فقط از عهدهی بانکهای بزرگ، صندوقهای پوشش ریسک (Hedge Funds - صندوقهای سرمایهگذاری بزرگی که از استراتژیهای پیچیده برای کسب سود در هر شرایطی از بازار استفاده میکنند) و شرکتهای تخصصی برمیآید. این هزینههای سرسامآور شامل موارد زیر است:
- هزینهی اجارهی سرورهای هممکان: همانطور که قبلا اشاره کردیم، قرار دادن کامپیوترها در همان ساختمانی که سرورهای صرافی قرار دارند، هزینهی اجارهی بسیار بالایی دارد. صرافیها این فضاهای فیزیکی را با قیمتهای نجومی به شرکتهای HFT اجاره میدهند.
- خرید دادههای لحظهای بازار: در بازارهای مالی، اطلاعات همان پول است. سیستمهای فرکانس بالا به دادههای فوقسریع و خام بازار (Tick Data) نیاز دارند که صرافیها این دادههای اختصاصی را با دریافت حق اشتراکهای بسیار گران در اختیار آنها قرار میدهند.
- توسعهی مداوم سختافزار و نرمافزار: تکنولوژی هر روز در حال پیشرفت است. شرکتی که امروز سریعترین پردازندهها و کابلهای فیبر نوری را دارد، ممکن است ماه آینده توسط رقیبی با سختافزار جدیدتر شکست بخورد. بنابراین، این سیستمها نیاز به ارتقای دائمی دارند.
- استخدام نوابغ ریاضی و برنامهنویسی: پشت این رباتهای هوشمند، انسانهایی به نام کوانت (Quants - متخصصان تحلیل کمی که با استفاده از ریاضیات پیشرفته و آمار، مدلهای معاملاتی پیچیده میسازند) قرار دارند. دستمزد این برنامهنویسان و ریاضیدانان نخبه، بخش بزرگی از هزینههای توسعهی استراتژیهای HFT را تشکیل میدهد.
مزایا و معایب معاملات فرکانس بالا
معاملات فرکانس بالا شبیه به یک شمشیر دو لبه در دنیای رمز راز است. از یک طرف، موتور محرک بازارها محسوب میشود و از طرف دیگر، میتواند به ابزاری برای نوسانات ترسناک تبدیل شود. حضور این رباتهای پرسرعت، هم برای تریدرهای خرد (معاملهگران عادی با سرمایهی کم) مفید است و هم میتواند خطرات پنهانی برای آنها به همراه داشته باشد. در این بخش، کفهی ترازوی مزایا و معایب این سیستمهای هوشمند را بررسی میکنیم.
تاثیرات مثبت
مهمترین فایدهی سیستمهای HFT برای بازار، روانتر کردن جریان معاملات است. این تاثیرات مثبت را میتوان در موارد زیر خلاصه کرد:
- افزایش نقدینگی: همانطور که میدانید، بازار خوب بازاری است که در آن هر زمان بخواهید، بتوانید دارایی خود را فورا بخرید یا بفروشید. رباتهای فرکانس بالا با ثبت میلیونها سفارش خرید و فروش در طول روز، نقش یک خریدار یا فروشندهی همیشگی را بازی میکنند. این یعنی وقتی شما دکمهی خرید ریپل را میزنید، معاملهی شما فورا انجام میشود، چون همیشه یک ربات در آن سوی بازار آمادهی معامله با شماست.
- کاهش اسپرد بازار: پیشتر اشاره کردیم که اسپرد تفاوت قیمت بین بهترین سفارش خرید و بهترین سفارش فروش است. وقتی صرافی خلوت باشد، این فاصلهی قیمتی زیاد است و تریدر عادی باید هزینهی بیشتری (که در تفاوت قیمت پنهان است) بپردازد. اما رقابت شدید بین رباتهای بازارساز برای کسب سود، باعث میشود این فاصلهی قیمتی به حداقل برسد. این موضوع در نهایت به نفع خریداران و فروشندههای عادی تمام میشود تا با قیمتهای منصفانهتری معامله کنند.
- کشف قیمت سریعتر: الگوریتمهای هوشمند با تحلیل صدمثانیهای اخبار و دادهها، باعث میشوند تا قیمت داراییها بسیار سریعتر با واقعیتهای اقتصادی و اتفاقات روز جهان تطبیق پیدا کند.
تاثیرات منفی
با وجود تمام این مزایا، حضور کامپیوترهای غولپیکر در بازار بدون دردسر نیست و خطرات جدی و گاهی ویرانگر به همراه دارد:
- ریسک دستکاری بازار با اسپوفینگ: برخی از سیستمهای HFT از استراتژیهای فریبکارانه مانند اسپوفینگ (Spoofing - ثبت یک سفارش بسیار بزرگ و لغو فوری آن پیش از اجرا) استفاده میکنند. در این حالت، ربات یک دیوار خرید یا فروش ساختگی ایجاد میکند تا تریدرهای انسانی را بترساند یا فریب دهد و قیمت را به سمت دلخواه خود هدایت کند.
- پدیدهی سقوط ناگهانی: یکی از ترسناکترین اتفاقات در بازارهای مالی، فلش کرش (Flash Crash - ریزش بسیار شدید و غیرمنطقی قیمتها در عرض چند دقیقه و بازگشت سریع به حالت اول) است.
از آنجا که این رباتها صرفا بر اساس کدهای برنامهنویسی عمل میکنند، اگر یک اتفاق غیرمنتظره رخ دهد یا یک خطای کوچک در کدها وجود داشته باشد، ممکن است به صورت زنجیرهای شروع به فروشهای سنگین کنند. این واکنشهای ماشینی و دومینووار میتواند در یک چشم بر هم زدن، کل بازار را با ریزش شدیدی مواجه کند و معاملات تریدرهای عادی را با ضرر ببندد.
در نهایت، معاملات فرکانس بالا یک زمین بازی نابرابر ایجاد میکنند. نهادهای مالی بزرگ با داشتن سرورهای چند میلیون دلاری و سرعت نور، همیشه یک قدم جلوتر از تریدرهای عادی هستند. این شرکتها میتوانند پیش از رسیدن اطلاعات به دست انسانها، سود خود را از بازار استخراج کنند.
آیا تریدرهای خرد میتوانند از معاملات فرکانس بالا استفاده کنند؟
بسیاری از افرادی که تازه وارد بازار ارزهای دیجیتال شدهاند، با شنیدن سودهای جذاب و سرعت بالای سیستمهای کامپیوتری، از خود میپرسند که آیا من هم میتوانم از این روش استفاده کنم؟ پاسخ کوتاه به این سوال متاسفانه خیر است.
تریدرهای خرد (معاملهگرانی که با سرمایهی شخصی و محدود خود در بازار فعالیت میکنند) در عمل هیچ شانسی برای رقابت در زمین بازی معاملات فرکانس بالا ندارند. رقابت یک کاربر خانگی با یک موسسهی مالی بزرگ در اجرای HFT، شبیه به مسابقهی دوچرخهسواری با یک ماشین فرمول یک است. در ادامه بررسی میکنیم که چرا این روش برای کاربران عادی کاملا دور از دسترس است.
بررسی محدودیتها و چالشها برای کاربران عادی
دلیل اصلی حذف شدن تریدرهای خرد از این رقابت، نبود مهارت یا هوش نیست، بلکه محدودیتهای شدید زیرساختی، تکنولوژیک و مالی است. مهمترین چالشهای پیش روی یک کاربر عادی برای ورود به این حوزه عبارتند از:
- هزینهی سرسامآور سختافزار: همانطور که در بخشهای قبل یاد گرفتیم، این سیستمها به سرورهای هممکان (کامپیوترهایی که با هزینههای نجومی مستقیما در کنار هستهی صرافی قرار میگیرند) نیاز دارند. هزینهی راهاندازی و اجارهی ماهانهی این زیرساختها به قدری بالاست که پرداخت آن برای یک فرد عادی به هیچ وجه توجیه اقتصادی ندارد.
- محدودیتهای اینترنت خانگی: حتی اگر بهترین و پرسرعتترین اینترنت خانگی یا فیبر نوری شهری را داشته باشید، باز هم پینگ (Ping - مدت زمان رفت و برگشت اطلاعات بین سیستم شما و سرور صرافی) شما در حد چند صدم یا دهم ثانیه خواهد بود. در دنیای بیرحم HFT که رقابت بر سر میکروثانیه است، این میزان تاخیر به معنای شکست قطعی است.
- کارمزد بالای معاملات: تریدرهای عادی برای هر خرید و فروش باید به صرافی کارمزد (Trading Fee - مبلغی که صرافی به عنوان دستمزد برای انجام معامله کسر میکند) بپردازند. شرکتهای اجرای معاملات فرکانس بالا به دلیل ایجاد حجم معاملات بسیار سنگین، معمولا با صرافیها قراردادهای ویژهای دارند تا کارمزد نزدیک به صفر بپردازند. در غیر این صورت، تمام سود بسیار کوچک آنها در هر معامله، خرج پرداخت کارمزد میشود.
- محدودیت تعداد درخواست به صرافی: صرافیهای ارز دیجیتال برای کاربران عادی محدودیتی به نام ریت لیمیت (Rate Limit - حداکثر تعداد دستوری که یک کاربر میتواند در یک ثانیه به سرور صرافی ارسال کند) تعیین میکنند تا از فشار بیش از حد به سرور هایشان جلوگیری کنند. بنابراین، صرافی از نظر فنی اصلا به شما اجازه نمیدهد هزاران دستور خرید و فروش را در یک ثانیه ارسال کنید.

خطرات کلاهبرداری با ادعای فروش رباتهای HFT به افراد عادی
متاسفانه، ناآگاهی از همین محدودیتهایی که در بالا اشاره کردیم، باعث شده تا بازار کلاهبرداری در این حوزه به شدت داغ شود. حتما شما هم در شبکههای اجتماعی یا کانالهای تلگرامی تبلیغاتی را دیدهاید که ادعا میکنند با فروش یک ربات معاملاتی یا با دریافت حق اشتراک، سودهای تضمینی و نجومی از طریق معاملات فرکانس بالا برای شما به دست میآورند.
برای در امان ماندن از این دامها، همیشه این قانون طلایی و منطقی را به یاد داشته باشید، کدهای برنامهنویسی یک سیستم HFT واقعی، جزو ارزشمندترین و محرمانهترین داراییهای یک شرکت مالی هستند. هیچ فرد یا شرکتی، ماشین پولسازی چند میلیون دلاری خود را با قیمت چند ده دلار به افراد غریبه در اینترنت نمیفروشد.
بسیاری از این رباتهای فروشی، در بهترین حالت یک ربات سادهی الگوریتمی هستند که با تاخیر زیاد کار میکنند و توانایی درک پیچیدگیهای بازار را ندارند. در بدترین حالت نیز، این پروژهها پانزی (Ponzi Scheme - نوعی کلاهبرداری که در آن سود سرمایهگذاران قدیمی با پول سرمایهگذاران جدید پرداخت میشود و در نهایت از هم میپاشد) هستند که فقط برای سرقت سرمایهی شما طراحی شدهاند. بنابراین، به عنوان یک معاملهگر خرد، بهتر است به جای جستجوی رباتهای جادویی، روی یادگیری تحلیلهای تکنیکال، مدیریت ریسک و سرمایهگذاری منطقی تمرکز کنید.
منابع:
Investopedia
VT Markets
Brimco.io