ساختار بازار در تحلیل تکنیکال چیست؟ بررسی اجزا، انواع و استراتژی های معاملاتی Market Structure

تاریخ انتشار:
۲۲ آذر ۱۴۰۳
آخرین به‌روزرسانی:
۱۸ مرداد ۱۴۰۵
آموزش‌های عمومیفائزه آذری
4,301
زمان مطالعه:
34 دقیقه

ساختار بازار (Market Structure) در ساده‌ترین تعریف، نقشه راهی است که مسیر حرکت قیمت را از طریق سقف‌ها و کف‌های متوالی در نمودار نشان می‌دهد. با این حال، دانستن اینکه قیمت به سمت بالا یا پایین می‌رود برای بقا در این بازار کافی نیست؛ نکته پنهان اینجاست که نمودارها همیشه واقعیت را به همین سادگی فاش نمی‌کنند و ظاهری فریبنده دارند.

market-structure

زمانی را تصور کنید که تمام اندیکاتورهای روی صفحه مانیتور، سیگنال خرید قطعی صادر کرده‌اند و شما با اطمینان کامل وارد معامله می‌شوید. چند دقیقه بعد، کندل‌ها با قدرت برمی‌گردند، حد ضرر شما لمس می‌شود و بازار دقیقا در جهت مخالف پیش‌بینی شما حرکت می‌کند. این همان لحظه‌ای است که ساختار پنهان بازار، در حال تله‌گذاری برای معامله‌گرانی است که صرفا به ظاهر ابزارهای تاخیری اعتماد کرده‌اند. در این مقاله، قرار است از لایه‌های سطحی تحلیل عبور کنیم. با بررسی دقیق سقف و کف‌های معتبر، درک مفاهیم کلیدی مانند BOS و CHoCH و یادگیری استراتژی‌های کاربردی، به شما نشان می‌دهیم چگونه روند واقعی را بشناسید و در سمت درست بازار معامله کنید.

مفاهیم پایه: مارکت استراکچر چیست و چرا اهمیت دارد؟

برای ورود به دنیای معامله‌گری و بازارهای مالی، اولین قدم شناخت زمینی است که در آن بازی می‌کنیم. این زمین بازی قوانینی دارد که اگر آن‌ها را ندانیم، خیلی زود سرمایه‌ی خود را از دست می‌دهیم. یکی از مهم‌ترین و پایه‌ای‌ترین این قوانین، درک رفتار قیمت است که در بطن مفهومی به نام ساختار بازار نهفته است.

مارکت استراکچر یا ساختار بازار به زبان ساده

تصور کنید در حال کوهنوردی هستید. مسیر شما برای رسیدن به قله یک خط صاف و مستقیم نیست؛ بلکه باید از تپه‌ها بالا بروید، در دره‌هایی کمی پایین بیایید، استراحت کنید و دوباره به سمت بالا حرکت کنید. حرکت قیمت در بازارهای مالی هم دقیقا همین‌طور است. قیمت هیچ‌وقت در یک خط راست بالا یا پایین نمی‌رود، بلکه به صورت موجی حرکت می‌کند و قله‌ها (سقف‌ها) و دره‌هایی (کف‌ها) می‌سازد.

مارکت استراکچر (Market Structure) یا ساختار بازار، در واقع همان نقشه‌ی مسیر این کوهنوردی است. این مفهوم به ما نشان می‌دهد که قیمت در حال حاضر در چه وضعیتی قرار دارد و نحوه‌ی قرارگیری این سقف‌ها و کف‌ها نسبت به یکدیگر چگونه است. وقتی به ساختار بازار نگاه می‌کنیم، به جای تمرکز روی یک کندل (شمع‌های قیمتی روی نمودار که نوسان قیمت را در یک زمان مشخص نشان می‌دهند) یا یک حرکت کوچک و لحظه‌ای، تصویر بزرگتر را می‌بینیم. این تصویر کلی به ما می‌گوید که بازار در دست خریداران است یا فروشندگان کنترل اوضاع را در دست دارند.

چرا درک ساختار بازار از یادگیری اندیکاتورها مهم‌تر است؟

بسیاری از معامله‌گران تازه‌کار، زمان زیادی را صرف پیدا کردن بهترین اندیکاتورها (ابزارهای ریاضی که بر اساس گذشته‌ی قیمت محاسباتی انجام می‌دهند و روی نمودار نمایش داده می‌شوند) می‌کنند تا سیگنال خرید یا فروش بگیرند. اما واقعیت این است که تکیه کردن صرف به این ابزارها می‌تواند بسیار خطرناک باشد. برای درک این موضوع، به این مثال ساده توجه کنید:

فرض کنید می‌خواهید مسیر حرکت یک ماشین را در جاده‌ای برفی پیش‌بینی کنید. آیا به رد لاستیک‌های ماشین در برف نگاه می‌کنید یا به فرمان و جهتی که خود ماشین در همان لحظه در حال حرکت است؟

اندیکاتورها دقیقا همان رد لاستیک هستند. آن‌ها ذاتا ابزارهایی تاخیری (Lagging) هستند؛ یعنی اول باید قیمت حرکت کند، سقف و کف جدیدی بسازد و مسیرش را مشخص کند تا فرمول‌های ریاضی اندیکاتور بتوانند بر اساس آن حرکت گذشته، به شما سیگنال بدهند. در مقابل، ساختار بازار فرمان خود ماشین است. دلایل برتری درک ساختار بازار به اندیکاتورها شامل موارد زیر است:

  • مشاهده‌ی دست اول و بدون تاخیر: با شناخت مارکت استراکچر، شما رفتار خام قیمت را در لحظه می‌بینید و نیازی ندارید منتظر محاسبات ریاضی بمانید.
  • کاهش خطاهای معاملاتی: اندیکاتورها در بازارهای خنثی یا زمان‌هایی که قیمت جهت مشخصی ندارد، سیگنال‌های اشتباه متعددی صادر می‌کنند، اما ساختار بازار به سادگی به شما می‌گوید که الان زمان مناسبی برای معامله نیست.
  • درک منطق بازار: یک اندیکاتور فقط به شما می‌گوید بخر یا بفروش، اما ساختار بازار دلیل تغییر مسیر قیمت و نقطه‌ی ورود پول‌های بزرگ را به شما نشان می‌دهد تا با اطمینان بیشتری تصمیم بگیرید.

بررسی تفاوت ساختار بازار با پرایس اکشن کلاسیک و تحلیل تکنیکال

برای اینکه در مسیر یادگیری دچار سردرگمی نشوید، بیایید جایگاه ساختار بازار را در دنیای تحلیل‌گری مشخص کنیم. اغلب اوقات معامله‌گران تازه‌کار این سه مفهوم را یکی می‌دانند، اما تفاوت‌های ظریف و بسیار مهمی میان آن‌ها وجود دارد:

  • تحلیل تکنیکال (Technical Analysis): این یک چتر بزرگ است که تمام روش‌های پیش‌بینی قیمت بر اساس داده‌های گذشته را شامل می‌شود. در تحلیل تکنیکال شما مجاز هستید از هر ابزاری مثل اندیکاتورها، حجم معاملات و خطوط روند استفاده کنید. می‌توان تحلیل تکنیکال را به علم پزشکی تشبیه کرد که شاخه‌های بسیار متنوعی دارد.
  • پرایس اکشن (Price Action): یکی از زیرشاخه‌های مهم و محبوب تحلیل تکنیکال است. در این روش، معامله‌گر تمام اندیکاتورهای شلوغ را از روی نمودار پاک می‌کند و فقط بر اساس حرکات خود قیمت، الگوهای کندلی و اشکال هندسی (مثل الگوی مثلث یا سقف دوقلو) تصمیم‌گیری می‌کند. اگر تحلیل تکنیکال علم پزشکی باشد، پرایس اکشن تخصص ارتوپدی است.
  • مارکت استراکچر (Market Structure): ساختار بازار، در واقع هسته‌ی مرکزی و پایه‌ی اصلی پرایس اکشن است. در اینجا ما حتی کاری به الگوهای هندسی یا شکل یک کندل خاص نداریم، بلکه فقط توالی سقف‌ها و کف‌ها و روند اصلی را بررسی می‌کنیم. در ادامه‌ی همان مثال، ساختار بازار همان اسکلت‌بندی اصلی بدن بیمار است که تمام تخصص‌ها روی آن بنا شده است.

نتیجه‌گیری ساده این است که شما بدون درک ساختار بازار، نمی‌توانید پرایس اکشن‌کار موفقی باشید و بدون پرایس اکشن، تحلیل تکنیکال شما پر از خطاهای ابزارهای تاخیری خواهد بود. ساختار بازار الفبای زبانی است که نمودارها با آن صحبت می‌کنند.

اجزای اصلی سازنده مارکت استراکچر

همان‌طور که هر ساختمانی از آجرها و ستون‌های پایه‌ای ساخته می‌شود، ساختار بازار هم اجزای سازنده‌ی خودش را دارد. برای اینکه بتوانید نقشه‌ی بازار را به درستی بخوانید و در معاملات خود موفق عمل کنید، ابتدا باید با این اجزای کوچک اما بسیار مهم آشنا شوید.

آشنایی با سقف و کف نوسانی در نمودار قیمت

بازارهای مالی هرگز در یک خط مستقیم و بدون توقف حرکت نمی‌کنند. اگر به نمودار قیمت نگاه کنید، متوجه می‌شوید که قیمت مانند امواج دریا بالا و پایین می‌رود و یک مسیر زیگزاگی را طی می‌کند. در این حرکت‌های زیگزاگی، ما با دو مفهوم بسیار مهم سر و کار داریم:

  • سقف نوسانی (Swing High): به بالاترین نقطه‌ی یک موج صعودی می‌گویند؛ جایی که خریداران خسته می‌شوند، قدرت خود را از دست می‌دهند و فروشندگان وارد بازار می‌شوند تا قیمت را به سمت پایین برگردانند.
  • کف نوسانی (Swing Low): به پایین‌ترین نقطه‌ی یک موج نزولی می‌گویند؛ جایی که فروشندگان دیگر تمایلی به فروش ندارند، خریداران وارد عمل می‌شوند و از افت بیشتر قیمت جلوگیری می‌کنند.

تمامی روندهای بازار از کنار هم قرار گرفتن همین سقف‌ها و کف‌های نوسانی شکل می‌گیرند.

آشنایی با سقف و کف نوسانی در نمودار قیمت | صرافی کیف پول من

تفاوت ساختار داخلی و ساختار خارجی بازار

یکی از جاهایی که بسیاری از معامله‌گران تازه‌کار در آن دچار اشتباه می‌شوند و با ضرر از بازار خارج می‌شوند، تفاوت قائل نشدن بین ساختار اصلی و فرعی قیمت است. برای درک بهتر این موضوع، عروسک‌های تو در توی روسی را تصور کنید؛ یک عروسک بزرگ که درون خود عروسک‌های کوچکتری را جای داده است.

  • ساختار خارجی (External Structure): این همان روند بزرگ و اصلی بازار است. سقف‌ها و کف‌های قدرتمندی که مسیر کلی قیمت را در بلندمدت مشخص می‌کنند، ساختار خارجی را تشکیل می‌دهند.
  • ساختار داخلی (Internal Structure): نوسانات کوچک‌تر و موج‌های ریزی که بین یک سقف و کف اصلی اتفاق می‌افتند، ساختار داخلی نام دارند.

برای مثال، تصور کنید روند اصلی (ساختار خارجی) صعودی است. وقتی قیمت می‌خواهد از یک سقف بالاتر به سمت یک کف بالاتر حرکت کند تا کمی استراحت کند (که به این استراحت موقت قیمت Pullback یا پولبک می‌گویند)، در درون این مسیر کوتاه، ممکن است قیمت مدام سقف و کف پایین‌تر بسازد و کاملا نزولی به نظر برسد. معامله‌گرانی که فقط به ساختار داخلی نگاه می‌کنند، فریب می‌خورند و فکر می‌کنند روند کل بازار ریزشی شده است و شروع به فروش می‌کنند؛ در حالی که این فقط یک نوسان کوچک در دل یک روند بزرگ صعودی است.

تفاوت ساختار داخلی و ساختار خارجی بازار | صرافی کیف پول من

نقش تایم فریم ها در تشخیص ساختار اصلی قیمت

تایم فریم (Timeframe) در واقع بازه‌ی زمانی مشخصی است که نمودار قیمت بر اساس آن تنظیم می‌شود. مثلا در تایم فریم یک ساعته، هر کندل روی نمودار، نشان‌دهنده‌ی نوسان قیمت در طول یک ساعت است.

رابطه‌ی تایم فریم و ساختار بازار دقیقا شبیه به لنز دوربین و میزان زوم آن است. وقتی با یک پهپاد از بالا به یک شهر نگاه می‌کنید (تایم فریم‌های بزرگ مثل روزانه یا هفتگی)، نقشه‌ی کلی شهر، خیابان‌های اصلی و مسیرهای بزرگ را به وضوح می‌بینید. این همان نمای کلی از روند اصلی قیمت است. اما وقتی پهپاد را پایین می‌آورید و روی یک کوچه زوم می‌کنید (تایم فریم‌های کوچک مثل پنج دقیقه‌ای)، ممکن است ماشین‌هایی را ببینید که دنده عقب می‌روند یا در جهت مخالف حرکت می‌کنند.

اهمیت درک تایم فریم در این است که به ما کمک می‌کند تصویر بزرگتر را گم نکنیم. ممکن است شما در تایم فریم ۱۵ دقیقه‌ای یک ساختار کاملا نزولی ببینید و تصمیم به فروش بگیرید؛ اما اگر نمودار را در تایم فریم روزانه بررسی کنید، متوجه می‌شوید که این ریزش کوچک، فقط یک استراحت کوتاه در دل یک صعود بسیار قدرتمند است. به همین دلیل، قانون طلایی معامله‌گری این است که ابتدا ساختار اصلی بازار را در تایم فریم‌های بزرگتر پیدا کنید و سپس برای پیدا کردن نقطه‌ی ورود دقیق‌تر و کم‌ریسک‌تر، به سراغ تایم فریم‌های کوچکتر بروید.

انواع Market Structure: روند قیمت الان کجاست؟

همان‌طور که طبیعت فصل‌های مختلفی دارد، بازارهای مالی هم در دوره‌ها و فازهای متفاوتی حرکت می‌کنند. به عنوان یک معامله‌گر، اولین و مهم‌ترین وظیفه‌ی شما این است که تشخیص دهید بازار در حال حاضر در چه فصلی قرار دارد. اگر ندانید جریان اصلی آب به کدام سمت می‌رود، خیلی زود انرژی و سرمایه‌ی خود را از دست می‌دهید. به طور کلی، حرکت قیمت در تمام بازارهای مالی اعم از بورس یا حوزه‌ی رمزارز، در یکی از سه حالت زیر قرار می‌گیرد:

ساختار بازار صعودی و ویژگی‌های کلیدی آن

زمانی که بازار در دست خریداران است و امیدواری زیادی برای رشد قیمت وجود دارد، با یک ساختار بازار صعودی (Bullish یا بازار گاوی - وضعیتی که در آن قیمت دارایی‌ها به طور پیوسته در حال افزایش است) روبرو هستیم.

همان‌طور که در بخش قبلی اشاره کردیم، در این حالت حرکت قیمت شبیه به بالا رفتن از پله‌ها است. ویژگی‌های اصلی این ساختار عبارتند از:

  • ایجاد سقف‌های بالاتر: هر بار که قیمت اوج می‌گیرد، رکورد قبلی خود را می‌شکند و قله‌ی جدیدی می‌سازد.
  • ایجاد کف‌های بالاتر: زمانی که قیمت برای استراحت کمی پایین می‌آید (پولبک می‌زند)، خریداران به سرعت وارد عمل می‌شوند و اجازه نمی‌دهند قیمت به اندازه‌ی قبل افت کند.
  • استراتژی اصلی: در این ساختار، معامله‌گران حرفه‌ای فقط به دنبال پیدا کردن فرصت‌هایی برای خرید (پوزیشن Long یا معامله‌ای که در آن از افزایش قیمت سود می‌بریم) در محدوده‌ی کف‌های بالاتر هستند و هرگز بر خلاف جهت آب شنا نمی‌کنند.

ساختار بازار صعودی و ویژگی‌های کلیدی آن | صرافی کیف پول من

ساختار بازار نزولی و نحوه تشخیص پایان آن

وقتی ترس بر بازار غلبه می‌کند و فروشندگان کنترل اوضاع را در دست می‌گیرند، یک ساختار بازار نزولی (Bearish یا بازار خرسی - وضعیتی که در آن قیمت دارایی‌ها به طور مداوم در حال کاهش است) شکل می‌گیرد.

در این حالت، قیمت مانند شخصی است که از پله‌ها پایین می‌آید. فروشندگان آن‌قدر قدرت دارند که در هر تلاش قیمت برای صعود، آن را سرکوب می‌کنند. ویژگی‌های این ساختار شامل موارد زیر است:

  • ایجاد کف‌های پایین‌تر: قیمت مدام سطوح حمایتی (نقاطی که خریداران در گذشته از آن دفاع می‌کردند) را می‌شکند و به اعماق جدیدی می‌رسد.
  • ایجاد سقف‌های پایین‌تر: هر بار که قیمت کمی رشد می‌کند تا نفس بکشد، فروشندگان در قیمتی پایین‌تر از سقف قبلی، دوباره شروع به فروش می‌کنند.

اما چگونه بفهمیم این روند خسته‌کننده در حال پایان است؟ نشانه‌ی پایان یک روند نزولی زمانی صادر می‌شود که قیمت دیگر نتواند کف پایین‌تری بسازد و برعکس، آخرین سقف پایین‌تر خود را با قدرت به سمت بالا بشکند. این اتفاق اولین زنگ خطر برای فروشندگان است و نشان می‌دهد خریداران در حال پس گرفتن کنترل بازار هستند.

ساختار بازار نزولی و نحوه تشخیص پایان آن | صرافی کیف پول من

ساختار بازار رنج یا خنثی (چه زمانی معامله نکنیم؟)

همیشه بازار در حال بالا رفتن یا پایین آمدن نیست. گاهی اوقات خریداران و فروشندگان به یک تعادل موقت می‌رسند و هیچ‌کدام قدرت کافی برای شکست دادن دیگری را ندارند. در این حالت، قیمت وارد ساختار بازار رنج (Ranging یا بازار خنثی - بازاری که در آن قیمت جهت مشخصی ندارد و در یک محدوده‌ی خاص درجا می‌زند) می‌شود.

تصور کنید یک توپ پینگ‌پنگ بین دو دیوار گیر افتاده است و مدام به این دو دیوار برخورد می‌کند و برمی‌گردد. در بازار خنثی نیز قیمت بین یک سقف مشخص (دیوار بالایی) و یک کف مشخص (دیوار پایینی) بالا و پایین می‌رود.

در این شرایط، بهترین کار برای یک معامله‌گر مبتدی این است که دست نگه دارد و معامله نکند. چرا؟ زیرا بازار جهت مشخصی ندارد و نوسانات بسیار فریبنده هستند. معامله‌گران صبور و باهوش، منتظر می‌مانند تا قیمت یکی از این دو دیوار را بشکند و روند جدیدی را آغاز کند، سپس با خیال راحت با روند جدید همراه می‌شوند.

جدول خلاصه انواع ساختار بازار و استراتژی مناسب هر کدام

برای این که تمام این مفاهیم پایه‌ای به خوبی در ذهن شما ثبت شود، در جدول زیر یک خلاصه‌ی کاربردی از انواع ساختار بازار و بهترین رفتاری که باید در هر کدام داشته باشید را مرور می‌کنیم:

نوع ساختار بازار

وضعیت سقف‌ها و کف‌ها روی نمودار

بهترین استراتژی برای معامله‌گر

بازار صعودی (گاوی)

ساختن سقف بالاتر و کف بالاتر

صبر برای پایان اصلاح نزولی و جستجوی فرصت‌های خرید

بازار نزولی (خرسی)

ساختن سقف پایین‌تر و کف پایین‌تر

صبر برای پایان صعود موقت و جستجوی فرصت‌های فروش

بازار خنثی (رنج)

نوسان محدود بین یک سقف و کف مشخص

معامله نکردن و صبر برای شکستن محدوده (یا خرید در کف و فروش در سقف برای افراد حرفه‌ای‌تر)

مفاهیم پیشرفته: قلب تپنده مارکت استراکچر در سبک‌های نوین

تا اینجا با الفبای ساختار بازار و مفاهیم پایه‌ای آن آشنا شدیم. اما در سال‌های اخیر، سبک‌های جدیدتر و پیشرفته‌تری از پرایس اکشن مانند سبک پول هوشمند (Smart Money Concepts یا SMC - یک روش تحلیلی که تلاش می‌کند ردپای بانک‌ها و موسسات بزرگ مالی را در بازار دنبال کند) معرفی شده‌اند که نگاه بسیار دقیق‌تری به نمودار دارند. در این سبک‌های نوین، دو مفهوم بسیار کلیدی وجود دارد که مانند قلب تپنده‌ی چارت عمل می‌کنند. درک این دو مفهوم به شما کمک می‌کند تا به جای جنگیدن با بازار، همسو با سرمایه‌های بزرگ معامله کنید.

شکست ساختار یا BOS چیست و چگونه اتفاق می‌افتد؟

کلمه‌ی BOS مخفف عبارت Break of Structure (شکست ساختار - عبور قطعی قیمت از سقف یا کف قبلی که تاییدکننده‌ی ادامه‌ی روند فعلی است) است. برای درک بهتر این مفهوم، یک دونده‌ی ماراتن را تصور کنید که در یک مسیر طولانی می‌دود. هر بار که این دونده از خط پایان قبلی خود عبور می‌کند و رکورد جدیدی ثبت می‌کند، به ما ثابت می‌کند که هنوز انرژی دارد و مسیرش رو به جلو ادامه دارد.

در نمودار قیمت نیز دقیقا همین اتفاق می‌افتد. وقتی بازار در یک روند صعودی قدرتمند قرار دارد، هر بار که قیمت بتواند سقف قبلی خود را به سمت بالا بشکند و بالاتر از آن تثبیت شود، یک BOS رخ داده است. این شکست به ما این پیام اطمینان‌بخش را می‌دهد که خریداران هنوز قدرت دارند و روند صعودی همچنان معتبر است. به طور مشابه، در یک روند نزولی، شکسته شدن کف قبلی به سمت پایین، نشان‌دهنده‌ی یک BOS نزولی و تاییدکننده‌ی ادامه‌ی قدرت فروشندگان است.

تغییر رفتار بازار یا CHoCH به چه معناست؟

عبارت CHoCH مخفف Change of Character (تغییر رفتار - اولین نشانه‌ی هشداردهنده مبنی بر ضعیف شدن روند فعلی و احتمال بازگشت مسیر قیمت) است. بیایید دوباره به مثال دونده‌ی ماراتن برگردیم. اگر این دونده ناگهان متوقف شود، برگردد و شروع به دویدن در جهت مخالف کند، رفتار او کاملا تغییر کرده است.

در بازارهای مالی، روندها تا ابد ادامه پیدا نمی‌کنند. بالاخره زمانی می‌رسد که قدرت خریداران در یک روند صعودی تمام می‌شود و فروشندگان وارد میدان می‌شوند. اولین نشانه‌ی این اتفاق زمانی است که قیمت به جای ساختن یک سقف بالاتر، ناگهان افت می‌کند و آخرین کف معتبر خود را به سمت پایین می‌شکند. این اتفاق همان CHoCH است. رخ دادن CHoCH مانند روشن شدن یک چراغ زرد است که به ما هشدار می‌دهد رفتار بازار در حال تغییر است و احتمالا روند صعودی جای خود را به یک روند نزولی خواهد داد.

تغییر رفتار بازار یا CHoCH به چه معناست؟ | صرافی کیف پول من

تفاوت BOS و CHoCH در یک نگاه (همراه با جدول مقایسه)

بسیاری از معامله‌گران تازه‌کار این دو مفهوم را با هم اشتباه می‌گیرند، زیرا در هر دو حالت قیمت یک سقف یا کف مهم را می‌شکند. اما تفاوت اصلی و حیاتی در پیامی است که به ما می‌دهند. BOS نشان‌دهنده‌ی تایید و ادامه‌ی مسیر فعلی است، در حالی که CHoCH اولین زنگ خطر برای تغییر مسیر است. به زبان ساده‌تر، BOS به شما می‌گوید با روند فعلی بمانید، اما CHoCH به شما می‌گوید آماده‌ی تغییر جهت بازار باشید.

جدول مقایسه کاربرد، موقعیت شکل‌گیری و معنای BOS در برابر CHoCH

برای مرور سریع و درک راحت‌تر این دو مفهوم بسیار مهم، تفاوت‌های کلیدی آن‌ها را در جدول زیر دسته‌بندی کرده‌ایم:

ویژگی اصلی

شکست ساختار (BOS)

تغییر رفتار (CHoCH)

معنا و پیام اصلی

تایید ادامه‌ی روند فعلی بازار

اولین نشانه‌ی تغییر جهت کلی روند بازار

محل شکل‌گیری در روند صعودی

شکستن سقف قبلی به سمت بالا

شکستن آخرین کف معتبر به سمت پایین

محل شکل‌گیری در روند نزولی

شکستن کف قبلی به سمت پایین

شکستن آخرین سقف معتبر به سمت بالا

اقدام مناسب معامله‌گر

روند سالم است؛ در جهت روند معامله کنید

مراقب باشید؛ روند احتمالا در حال چرخش است

نواحی کلیدی و پول‌ساز در ساختار بازار

پس از اینکه با الفبای ساختار بازار و مفاهیم پیشرفته‌ای مانند تغییر رفتار قیمت آشنا شدید، حالا نوبت به جذاب‌ترین بخش ماجرا می‌رسد؛ پیدا کردن محدوده‌هایی که پول‌های بزرگ در آن‌ها پنهان شده‌اند. درک روند کلی بازار به تنهایی برای ورود به یک معامله کافی نیست، بلکه شما باید دقیقا بدانید در کدام نقطه‌ی نموداری مثل نمودار بیت کوین باید کمین کنید تا همراه با سرمایه‌گذاران بزرگ، بیشترین سود را به دست بیاورید.

درک حرکت‌های رالی و دراپ در نمودار قیمت

اگر به نمودار قیمت دقت کنید، متوجه می‌شوید که بازار همیشه با یک سرعت ثابت حرکت نمی‌کند. گاهی اوقات قیمت به آرامی نوسان می‌کند و گاهی شبیه به یک موشک به سمت بالا یا پایین پرتاب می‌شود. برای درک بهتر این نوسانات، باید با دو مفهوم کلیدی آشنا شویم:

  • رالی: (Rally - حرکت سریع و بسیار قدرتمند قیمت به سمت بالا در مدت زمان کوتاه: این حرکت شبیه به ماشینی است که در یک بزرگراه خلوت با بیشترین سرعت ممکن گاز می‌دهد. وقتی خریداران با سرمایه‌ی عظیم وارد بازار می‌شوند و هیچ فروشنده‌ای نمی‌تواند جلوی آن‌ها را بگیرد، مجموعه‌ای از کندل‌های سبز و بزرگ پشت سر هم شکل می‌گیرند و یک رالی صعودی را می‌سازند.
  • دراپ: (Drop - ریزش تند و سریع قیمت به سمت پایین با کندل‌های قرمز و بزرگ) دراپ دقیقا نقطه‌ی مقابل رالی است و شبیه به سنگی است که از بالای یک صخره رها می‌شود. زمانی که ترس در بازار فراگیر می‌شود و همه می‌خواهند دارایی خود را بفروشند، قیمت با سرعت و شدت زیادی سقوط می‌کند.

شناسایی رالی‌ها و دراپ‌ها بسیار مهم است، زیرا این حرکت‌های شارپ و سریع به ما نشان می‌دهند که پول هوشمند در چه نقطه‌ای وارد بازار شده است.

درک حرکت‌های رالی و دراپ در نمودار قیمت | صرافی کیف پول من

ناحیه‌ی بیس و اهمیت اردر بلاک در معاملات نهنگ‌ها

قیمت هیچ‌وقت نمی‌تواند برای همیشه در حالت رالی یا دراپ باقی بماند. همان‌طور که یک دونده‌ی سرعت پس از طی کردن مسافتی نیاز به توقف و نفس تازه کردن دارد، قیمت نیز پس از یک حرکت شدید متوقف می‌شود.

این نقطه‌ی توقف و استراحت را بیس (Base - محدوده‌ای فشرده که قیمت در آن متوقف می‌شود تا برای حرکت قدرتمند بعدی انرژی جمع کند) می‌نامند. ناحیه‌ی بیس شبیه به یک ایستگاه سوخت‌گیری است. اما چرا این نواحی تا این حد مهم هستند؟

پاسخ در مفهومی به نام اردر بلاک (Order Block - محدوده‌ای که نهنگ‌ها یا موسسات مالی بزرگ، سفارش‌های خرید یا فروش سنگین خود را در آنجا پنهان کرده‌اند) نهفته است. بانک‌ها و سرمایه‌گذاران بزرگ نمی‌توانند تمام پول خود را به یکباره وارد بازار کنند، زیرا این کار باعث پرش ناگهانی قیمت می‌شود. بنابراین، آن‌ها سفارش‌های عظیم خود را در نواحی بیس خرد می‌کنند و جا می‌گذارند.

زمانی که قیمت دوباره به این ناحیه‌ی بیس (که حالا به یک اردر بلاک تبدیل شده) برمی‌گردد، سفارش‌های جا مانده‌ی نهنگ‌ها فعال می‌شود و قیمت با قدرت در جهت روند اصلی پرتاب می‌شود. وظیفه‌ی شما به عنوان یک معامله‌گر باهوش این است که این نواحی را پیدا کنید و در کنار نهنگ‌ها وارد معامله شوید.

نحوه‌ی ترکیب ساختار بازار برای پیدا کردن سطوح معتبر حمایت و مقاومت

یکی از رایج‌ترین اشتباهات معامله‌گران تازه‌کار این است که روی نمودار ده‌ها خط رسم می‌کنند و هر قله یا دره‌ای را به عنوان حمایت و مقاومت (Support and Resistance - سطوح کلیدی و روانی در نمودار که انتظار داریم قیمت به آن‌ها واکنش نشان دهد و از ادامه‌ی ریزش یا رشد جلوگیری کند) در نظر می‌گیرند. این کار فقط باعث سردرگمی می‌شود.

برای پیدا کردن سطوحی که واقعا کار می‌کنند، باید حمایت و مقاومت را با ساختار بازار ترکیب کنید. به زبان ساده، هر حمایتی ارزش خرید ندارد و هر مقاومتی جای مناسبی برای فروش نیست. بیایید با این قوانین ساده پیش برویم:

  • در ساختار بازار صعودی: فقط به دنبال پیدا کردن نواحی حمایت (مانند کف‌های بالاتر یا اردر بلاک‌های جا مانده در پایین قیمت) باشید. در این حالت، مقاومت‌ها معمولا شکستنی و ضعیف هستند، بنابراین هرگز روی آن‌ها معامله‌ی فروش باز نکنید.
  • در ساختار بازار نزولی: فقط روی پیدا کردن نواحی مقاومت (مانند سقف‌های پایین‌تر یا اردر بلاک‌های شکل‌گرفته در بالای قیمت) تمرکز کنید. در یک بازار ریزشی قدرتمند، حمایت‌ها به راحتی پودر می‌شوند، پس تلاش برای خرید در این سطوح مانند ایستادن جلوی قطار در حال حرکت است.
  • تاییدیه با شکست ساختار: معتبرترین محدوده‌های حمایت و مقاومت، آن‌هایی هستند که توانسته‌اند یک سقف یا کف مهم را بشکنند (باعث ایجاد BOS یا CHoCH شوند). اگر یک ناحیه‌ی بیس نتواند سقف یا کف قبلی خود را بشکند، قدرت کافی برای متوقف کردن قیمت در آینده را نخواهد داشت.

با رعایت این چند قانون ساده و ترکیب هوشمندانه‌ی نواحی اردر بلاک با ساختار کلی بازار، شما می‌توانید نقاط ورود بسیار دقیق و کم‌ریسکی را در نموداری مثل نمودار اتریوم پیدا کنید و بازدهی معاملات خود را به شکل چشمگیری افزایش دهید.

استراتژی‌های معاملاتی کاربردی بر اساس ساختار بازار

تا اینجا به خوبی یاد گرفتیم که بازار چگونه حرکت می‌کند و نهنگ‌ها چگونه ردپای خود را به جا می‌گذارند. اما داشتن نقشه‌ی مسیر به تنهایی کافی نیست؛ شما باید بدانید چگونه از این نقشه برای رسیدن به سود استفاده کنید. در این بخش، تمام مفاهیمی که آموختیم را به استراتژی‌های عملی و کاربردی تبدیل می‌کنیم تا بتوانید با اطمینان بیشتری در بازارهای مالی معامله کنید.

استراتژی ورود با تاییدیه شکست ساختار و پولبک

یکی از امن‌ترین روش‌ها برای معامله‌گران تازه‌کار، همراهی با روند قدرتمند بازار است. فرض کنید قیمت در یک روند صعودی قرار دارد و به تازگی یک سقف مهم را به سمت بالا شکسته است (همان اتفاقی که به آن شکست ساختار یا BOS می‌گوییم).

بزرگترین اشتباه در این لحظه، ورود هیجانی و خرید در بالاترین نقطه‌ی نمودار است. به جای این کار، باید مانند یک شکارچی صبور باشید و منتظر پولبک (Pullback - بازگشت موقت قیمت به سطوح شکسته‌شده برای استراحت و جمع‌آوری انرژی) بمانید. اگر بخواهیم این استراتژی را به صورت گام‌به‌گام پیاده‌سازی کنیم، مسیر ما به این شکل خواهد بود:

  • ابتدا منتظر بمانید تا قیمت سقف قبلی خود را با قدرت و با کندل‌های بزرگ بشکند.
  • هیچ اقدامی نکنید تا زمانی که قیمت برای استراحت به سمت پایین برگردد و به ناحیه‌ی شکسته‌شده (که حالا به حمایت تبدیل شده) برسد.
  • در این نقطه‌ی طلایی، وارد معامله‌ی خرید شوید و با ادامه‌ی روند صعودی همراه شوید. این کار باعث می‌شود در قیمت بسیار بهتری خرید خود را انجام دهید.

استراتژی شکار زودهنگام بازگشت روند با استفاده از تغییر کاراکتر

گاهی اوقات ما نمی‌خواهیم وسط یک روند وارد بازار شویم، بلکه دوست داریم دقیقا در نقطه‌ی چرخش بازار، یعنی همان جایی که یک روند نزولی تمام می‌شود و روند صعودی آغاز می‌گردد، معامله‌ی خود را شروع کنیم.

برای این کار از مفهوم تغییر کاراکتر (CHoCH) که در بخش‌های قبلی یاد گرفتیم، استفاده می‌کنیم. روند اجرای این استراتژی به شرح زیر است:

  • وقتی بازار در یک روند نزولی خسته‌کننده قرار دارد، نمودار را زیر نظر بگیرید تا قیمت ناگهان آخرین سقف مهم خود را به سمت بالا بشکند.
  • این شکست، نشانه‌ی تغییر رفتار بازار است و به ما می‌گوید فروشندگان قدرت خود را از دست داده‌اند و خریداران وارد میدان شده‌اند.
  • پس از این شکست اولیه، دوباره منتظر یک استراحت رو به پایین می‌مانیم و در محدوده‌ی مناسب وارد معامله می‌شویم تا از شروع یک موج صعودی تازه سود ببریم.

ترکیب ساختار بازار با مفاهیم نقدینگی برای جلوگیری از استاپ هانت

احتمالا برای شما هم پیش آمده است که تحلیلتان کاملا درست بوده، اما قیمت ابتدا حد ضرر شما را می‌زند و سپس دقیقا به همان سمتی که پیش‌بینی کرده بودید حرکت می‌کند! به این پدیده‌ی آزاردهنده استاپ هانت (Stop Hunt - حرکت عمدی و سریع قیمت توسط سرمایه‌گذاران بزرگ برای فعال کردن حد ضرر معامله‌گران خرد) می‌گویند.

بانک‌ها و موسسات مالی بزرگ برای اینکه بتوانند خریدهای سنگین خود را انجام دهند، به نقدینگی (Liquidity - مناطقی در نمودار که پول زیادی در قالب سفارشات معامله‌گران خرد در آنجا جمع شده است) نیاز دارند. آن‌ها قیمت را به سمت این نواحی هل می‌دهند تا شما را از بازار اخراج کنند و سپس خودشان مسیر اصلی را طی کنند.

برای اینکه در تله‌ی این افراد نیفتید، باید هوشمندانه‌تر عمل کنید. زمانی که قیمت در یک ساختار صعودی به یک کف مهم می‌رسد، فورا برای خرید اقدام نکنید. اجازه دهید قیمت یک بار به صورت دروغین این کف را به سمت پایین بشکند، نقدینگی معامله‌گران عجول را جمع کند و وقتی دوباره با قدرت به بالای خط حمایت برگشت، آن‌گاه شما با خیالی آسوده وارد معامله شوید.

ترکیب ساختار بازار با مفاهیم نقدینگی برای جلوگیری از استاپ هانت | صرافی کیف پول من

استفاده از ابزارهای کمکی مانند فیبوناچی اصلاحی برای ورود بهینه‌تر

با وجود اینکه ساختار بازار به تنهایی بسیار قدرتمند است و نیازی به ابزارهای پیچیده ندارد، اما ترکیب آن با برخی ابزارهای ساده می‌تواند دقت شما را چند برابر کند. یکی از بهترین این ابزارها، فیبوناچی اصلاحی (Fibonacci Retracement - ابزاری که با استفاده از درصدهای ریاضی، محدوده‌ی دقیق پایان استراحت قیمت را پیش‌بینی می‌کند) است.

وقتی قیمت یک حرکت شدید انجام می‌دهد و سپس وارد فاز استراحت می‌شود، ما همیشه می‌خواهیم بدانیم این استراحت دقیقا کجا تمام می‌شود. با رسم ابزار فیبوناچی روی موج قبلی، متوجه می‌شویم که قیمت تمایل دارد به اندازه‌ی ۵۰ درصد یا ۶۱.۸ درصد از مسیر طی شده را برگردد.

اگر این درصدهای طلایی، دقیقا با یک محدوده‌ی مهم در ساختار بازار (مثلا یک سقف شکسته‌شده یا یک ناحیه‌ی بیس) هم‌پوشانی داشته باشند، ما یک نقطه‌ی ورود فوق‌العاده قوی پیدا کرده‌ایم که احتمال موفقیت بسیار بالایی دارد.

تحلیل چند تایم فریمی و جلوگیری از اشتباهات مهلک

همیشه داشتن یک نقشه‌ی دقیق برای رسیدن به گنج کافی نیست؛ شما باید بدانید چگونه از این نقشه استفاده کنید تا در تله‌ها نیفتید. در دنیای معامله‌گری، یکی از مهم‌ترین مهارت‌ها برای جلوگیری از ضررهای سنگین، تسلط بر تحلیل چند تایم فریمی است. این روش به شما کمک می‌کند تا بازار را از زوایای مختلف بررسی کنید و دچار خطای دید نشوید.

آموزش گام به گام تحلیل چند تایم فریمی در مارکت استراکچر

برای درک بهتر این موضوع، یک برنامه‌ی مسیریابی روی تلفن همراهتان را تصور کنید. وقتی می‌خواهید به شهر دیگری سفر کنید، ابتدا نقشه را از نمای خیلی دور نگاه می‌کنید تا مسیر کلی و جاده‌های اصلی را ببینید. سپس وقتی به مقصد نزدیک شدید، روی نقشه زوم می‌کنید تا کوچه‌ها و خیابان‌های فرعی را پیدا کنید.

در روش تحلیل از بالا به پایین (Top-Down Analysis - بررسی نمودار از بازه‌های زمانی بزرگتر به کوچکتر برای درک بهتر تصویر کلی و پیدا کردن نقطه‌ی ورود دقیق)، ما دقیقا همین کار را انجام می‌دهیم. مراحل این کار به صورت زیر است:

  • گام اول (پیدا کردن روند اصلی): ابتدا به یک تایم فریم بزرگ مانند نمودار روزانه می‌رویم. در این مرحله فقط می‌خواهیم بدانیم که آیا جریان کلی بازار در دست خریداران است یا فروشندگان.
  • گام دوم (بررسی ساختار میانی): سپس یک پله پایین‌تر می‌آییم و مثلا نمودار چهار ساعته را بررسی می‌کنیم. در اینجا به دنبال نواحی مهم مانند اردر بلاک‌ها و سطوح مقاومت و حمایتی می‌گردیم که در مسیر قیمت قرار دارند.
  • گام سوم (پیدا کردن نقطه‌ی ورود): در نهایت به تایم فریم‌های کوچک‌تر مانند ۱۵ دقیقه‌ای می‌رویم. در این مرحله، با استفاده از مفاهیمی مثل تغییر رفتار بازار که در بخش‌های قبلی یاد گرفتیم، به دنبال بهترین و کم‌ریسک‌ترین نقطه برای ورود به معامله می‌گردیم.

اشتباه اول: تشخیص غلط سقف و کف‌های معتبر

یکی از رایج‌ترین اشتباهاتی که معامله‌گران مبتدی مرتکب می‌شوند، این است که هر نوسان کوچکی روی نمودار را به عنوان یک سقف یا کف مهم در نظر می‌گیرند. این کار باعث می‌شود نمودار آن‌ها پر از خطوط گیج‌کننده شود و مسیر اصلی را گم کنند.

همان‌طور که قبلا اشاره کردیم، شما باید تفاوت ساختار داخلی و خارجی را به خوبی درک کنید. یک سقف یا کف تنها زمانی معتبر است که بتواند کار مهمی در بازار انجام دهد؛ مثلا سقف قبلی خود را بشکند یا به یک ناحیه‌ی حمایت کلیدی واکنش نشان دهد. نوسانات کوچکی که در دل یک موج اصلی رخ می‌دهند، صرفا نویز و سروصدای بازار هستند و نباید مبنای تصمیم‌گیری شما قرار بگیرند.

اشتباه دوم: ورود عجولانه به معامله بدون دریافت تاییدیه شکست

بسیاری از معامله‌گران به دلیل فومو (FOMO یا ترس از دست دادن فرصت معاملاتی که باعث تصمیمات هیجانی می‌شود)، عجله می‌کنند و پیش از موعد وارد معامله می‌شوند. فرض کنید قیمت به یک سطح مقاومت مهم رسیده و فقط یک سایه یا نوک کندل از آن عبور کرده است. معامله‌گر مبتدی با دیدن همین صحنه فورا خرید می‌کند تا از سود احتمالی جا نماند.

اما یک معامله‌گر حرفه‌ای و صبور می‌داند که برای تایید شکست ساختار بازار، حتما باید منتظر تثبیت کندل (بسته شدن شمع قیمتی به طور کامل در بالای سطح مقاومت یا پایین سطح حمایت) بماند. اگر کندل به صورت کامل بالای خط بسته نشود، این حرکت فقط یک شکست جعلی است و قیمت به سرعت برمی‌گردد و حد ضرر افراد عجول را فعال می‌کند.

اشتباه سوم: نادیده گرفتن روند تایم فریم بالاتر و افتادن در تله نقدینگی

این اشتباه، ادامه‌ی همان مفهوم خطای دید است که پیش‌تر بررسی کردیم. معامله‌گری را تصور کنید که تمام تمرکزش را روی نمودار ۵ دقیقه‌ای گذاشته است. او در این تایم فریم کوچک، یک روند صعودی زیبا با سقف‌ها و کف‌های بالاتر می‌بیند و با خوشحالی تمام سرمایه‌ی خود را وارد معامله‌ی خرید می‌کند.

اما او متوجه نیست که قیمت در تایم فریم ۴ ساعته، دقیقا به یک مقاومت بسیار قدرتمند رسیده است. در این حالت او در یک تله گاوی (Bull Trap - فریب خوردن خریداران با یک صعود موقت پیش از ریزش شدید بازار) گیر افتاده است. موسسات بزرگ مالی دقیقا از همین روندهای صعودی در تایم فریم‌های کوچک استفاده می‌کنند تا نقدینگی لازم برای فروش‌های سنگین خود در تایم فریم‌های بزرگتر را تامین کنند.

برای جلوگیری از این اشتباه مهلک، همیشه قبل از باز کردن هر معامله، نگاهی به نقشه‌ی بزرگتر و تایم فریم‌های بالاتر بیندازید تا مطمئن شوید برخلاف جریان اصلی آب شنا نمی‌کنید.

سوالات متداول

دیدگاه‌های کاربران

تاکنون 1 کاربر در مورد این مقاله دیدگاه و تحلیل ثبت کرده‌اند
ابوالفضل قربانی
1 سال قبل
بسیار عالی بود ممنون از شما
0
0

افزودن دیدگاه

با ثبت‌نام در صرافی کیف پول من و ارسال تحلیل و نظر در سایت ارز دیجیتال رایگان هدیه بگیرید.
به این مطلب چند امتیاز می‌دهید؟
انتخاب کنید

دنبال آخرین اخبار بازار هستید؟

قیمت لحظه‌ای، رویدادها و تحلیل‌های روزانه را در اتاق خبر کیف پول مدیا دنبال کنید.

رفتن به اتاق خبر

ویدئو رسانه

در بخش ویدئو رسانه، می‌توانید به آموزش‌ها، تحلیل‌ها و محتوای ویدیویی جذاب درباره ارزهای دیجیتال و خدمات ما دسترسی پیدا کنید.