کیف پول من

عرضه و تقاضا در ارز دیجیتال چیست؟ راهنمای جامع درک نوسانات قیمت

تاریخ انتشار:
۱۷ مرداد ۱۴۰۲
آخرین به‌روزرسانی:
۲۲ تیر ۱۴۰۵
53542

مفهوم عرضه و تقاضا در بازارهای مالی، نقطه تقاطع خواسته‌ها است؛ جایی که قیمت تعادلی یک دارایی شکل می‌گیرد. با این حال، بسیاری از معامله‌گران این مفهوم کلیدی را با خطوط کلاسیک حمایت و مقاومت یکی می‌دانند و تصور می‌کنند بازار همیشه به یک خط صاف و مشخص واکنش نشان می‌دهد.

supply-and-demand-in-the-crypto-market

روی نمودار بیت‌کوین یک خط حمایت محکم رسم کرده‌اید و منتظر واکنش قیمت هستید. کندل با قدرت به خط شما می‌رسد و آن را به سمت پایین می‌شکند. شما با فرض آغاز یک روند نزولی سنگین، وارد معامله فروش (Short) می‌شوید. در کمال تعجب، قیمت بلافاصله برمی‌گردد و با یک کندل مومنتوم قوی به سمت بالا پرواز می‌کند. شما در واقع گرفتار یک تله‌ی شکست جعلی (False Breakout) در یک «ناحیه» تقاضای پنهان شده‌اید، زیرا قیمت به جای یک خط، به یک محدوده واکنش نشان داده است. برای رهایی از این تله‌ها، در ادامه این مطلب یاد می‌گیریم که نواحی واقعی عرضه و تقاضا در پرایس اکشن چیستند و چگونه می‌توان با شناسایی دقیق آن‌ها روی نمودار، نقاط ورود و خروج بسیار امن‌تری برای معاملات تنظیم کرد.

مفهوم عرضه و تقاضا در بازار ارزهای دیجیتال

برای درک نوسانات قیمت در دنیای رمزارزها، پیش از هر چیز باید با نیروی محرکه‌ی اصلی بازارها آشنا شویم. این نیروی قدرتمند، چیزی نیست جز قانون عرضه و تقاضا که پایه‌ی تمام بازارهای مالی دنیا را تشکیل می‌دهد و درک آن، اولین قدم برای تبدیل شدن به یک سرمایه‌گذار آگاه است.

عرضه و تقاضا به زبان ساده و نقش آن در اقتصاد

تصور کنید در یک بازار محلی، فقط یک کشاورز حضور دارد که ده جعبه توت‌فرنگی تازه برای فروش آورده است. این ده جعبه در واقع همان عرضه یا مقدار کالای موجود در بازار هستند. حالا اگر صد نفر در بازار حضور داشته باشند که همگی دلشان توت‌فرنگی می‌خواهد، تقاضا برای این محصول بسیار بالا است. در این شرایط، چون کالا کمیاب است و خریدار زیاد، کشاورز می‌تواند توت‌فرنگی‌های خود را با قیمت بالاتری بفروشد و مردم هم حاضرند این مبلغ را بپردازند.

برعکس این حالت هم ممکن است. اگر ده کشاورز با صدها جعبه توت‌فرنگی وارد بازار شوند اما فقط دو خریدار وجود داشته باشد، عرضه از تقاضا پیشی می‌گیرد. در اینجا کشاورزان برای اینکه محصولشان روی دستشان نماند و خراب نشود، مجبور می‌شوند قیمت را پایین بیاورند.

در اقتصاد کلان نیز دقیقا همین اتفاق می‌افتد. عرضه به معنای مقدار دارایی یا کالای در دسترس برای فروش است و تقاضا میزان تمایل خریداران برای پرداخت پول و تصاحب آن دارایی را نشان می‌دهد. تقابل این دو نیروی ساده، قیمت نهایی هر چیزی را در چرخه‌ی اقتصاد تعیین می‌کند.

تفاوت عرضه و تقاضا در بازارهای مالی سنتی و بازار کریپتوکارنسی

شاید بپرسید اگر این قانون همه جا یکسان است، پس چه تفاوتی بین بورس یا بازار طلا با حوزه‌ی رمزارزها وجود دارد؟ تفاوت اصلی در نحوه‌ی کنترل و شفافیت اطلاعات است.

در بازارهای سنتی، دولت‌ها و بانک‌های مرکزی کنترل پول‌های فیات (پول‌های رایج دولتی مثل ریال، دلار یا یورو) را در دست دارند. آن‌ها می‌توانند بر اساس سیاست‌های خود، عرضه‌ی پول را با چاپ اسکناس‌های جدید افزایش دهند که این کار معمولا باعث کاهش ارزش پول و ایجاد تورم می‌شود.

اما در بازار کریپتوکارنسی، همه‌چیز توسط کدهای برنامه‌نویسی و شبکه‌ی بلاک چین (دفتر کل دیجیتال و غیرمتمرکزی که اطلاعات تراکنش‌ها را به صورت شفاف برای همه ثبت می‌کند) مدیریت می‌شود. در اینجا هیچ شخص یا نهادی نمی‌تواند ناگهان تصمیم بگیرد که ارزهای بیشتری تولید کند. عرضه‌ی ارزهای دیجیتال معمولا از پیش تعیین شده است. برای مثال، ساختار بیت کوین طوری طراحی شده است که در نهایت فقط 21 میلیون واحد از آن وجود داشته باشد. این شفافیت و محدودیت در عرضه، یکی از مهم‌ترین دلایل جذابیت دنیای رمزارز برای حفظ ارزش سرمایه‌ی افراد است.

قانون عرضه و تقاضا چگونه قیمت بیت کوین و آلت کوین ها را تعیین میکند؟

قیمت ارزهای دیجیتال در صرافی‌ها به صورت لحظه‌ای تغییر می‌کند، اما پشت این تغییرات هیچ جادویی پنهان نیست. همه‌چیز به رفتار خریداران و فروشندگان در همان لحظه بستگی دارد. وقتی می‌خواهیم بدانیم چه چیزی قیمت بیت کوین و انواع آلت کوین (هر ارز دیجیتالی در بازار که بیت کوین نباشد) را بالا و پایین می‌کند، باید به دو حالت اصلی نگاه کنیم:

  • افزایش تقاضا در برابر عرضه‌ی محدود: زمانی که خبر مثبتی در بازار منتشر می‌شود، مثلا یک شرکت بزرگ اعلام می‌کند که بیت کوین خریده است، موجی از خریداران جدید وارد بازار می‌شوند. در این حالت تمایل برای خرید بالا می‌رود اما تعداد کسانی که حاضرند ارزهای خود را بفروشند محدود است. نتیجه‌ی این اتفاق، رقابت خریداران با یکدیگر و رشد سریع قیمت است.
  • غلبه‌ی عرضه بر تقاضا: در مقابل، اگر یک خبر نگران‌کننده منتشر شود یا سرمایه‌گذاران تصمیم بگیرند سود خود را از بازار خارج کنند، تعداد فروشندگان به شدت بالا می‌رود. در این شرایط، خریداران کمی در بازار حضور دارند و فروشندگان برای اینکه بتوانند دارایی خود را سریعا نقد کنند، حاضر می‌شوند ارزهایشان را با قیمت پایین‌تری حراج کنند که این موضوع باعث افت قیمت می‌شود.

نقطه تعادل در بازار رمزارزها چگونه شکل میگیرد؟

بازار همیشه در حال کشمکش بین خریداران و فروشندگان است، اما در نهایت این دو گروه باید روی یک قیمت مشخص به توافق برسند. نقطه‌ی تعادل دقیقا همان جایی است که مقدار ارز دیجیتالی که فروشندگان قصد فروش آن را دارند، با مقداری که خریداران آماده‌ی خرید آن هستند، برابر می‌شود.

در این نقطه‌ی حساس، نه خریدار حاضر است پول بیشتری بپردازد و نه فروشنده حاضر است قیمت را از آن مقدار پایین‌تر بیاورد. به زبان ساده، بازار آرام می‌گیرد و قیمت برای مدتی ثابت می‌ماند. البته در بازار پرشتابی مثل کریپتو، این نقطه‌ی تعادل همیشگی نیست و با ورود سفارش‌های جدید و تغییر احساسات معامله‌گران، به سرعت به هم می‌خورد تا بازار در قیمت‌های بالاتر یا پایین‌تر، به دنبال یک نقطه‌ی تعادل جدید بگردد.

چه عواملی بر عرضه و تقاضای ارزهای دیجیتال تاثیر میگذارند؟

در بخش قبل متوجه شدیم که قیمت‌ها بر اساس رفتار خریداران و فروشندگان بالا و پایین می‌شوند. اما چه چیزی باعث می‌شود معامله‌گران ناگهان تصمیم به خرید یا فروش بگیرند؟ در دنیای رمزارزها، تغییرات عرضه و تقاضا تصادفی نیستند و موتورهای محرکه‌ی مشخصی دارند. در این بخش، عواملی را بررسی می‌کنیم که کفه‌ی این ترازو را به نفع خریداران یا فروشندگان سنگین می‌کنند.

عوامل موثر بر میزان عرضه رمزارزها

تعداد سکه‌هایی که در بازار برای خرید و فروش در دسترس هستند، عرضه‌ی بازار را تشکیل می‌دهند. در حوزه‌ی رمزارزها، میزان این عرضه توسط چند عامل کلیدی کنترل می‌شود:

مکانیزم توکنومیکس و حداکثر عرضه توکن

وقتی یک پروژه‌ی جدید متولد می‌شود، سازندگان آن قوانینی را برای نحوه‌ی تولید و توزیع سکه‌ها تعیین می‌کنند. به این سیستم برنامه‌ریزی شده توکنومیکس (اقتصاد توکنی یا مجموعه‌ی قوانین حاکم بر اقتصاد یک رمزارز) می‌گویند. یکی از مهم‌ترین بخش‌های توکنومیکس، تعیین حداکثر عرضه‌ی توکن (Max Supply) است. این عدد نشان می‌دهد که در نهایت، چه تعداد از آن سکه در جهان وجود خواهد داشت.

برای مثال، کدهای شبکه‌ی بیت کوین طوری نوشته شده‌اند که هرگز بیشتر از 21 میلیون واحد از آن تولید نخواهد شد. این محدودیت از پیش تعیین شده، یک حس کمیابی ارزشمند ایجاد می‌کند و باعث می‌شود عرضه به شکل بی‌رویه افزایش نیابد.

تاثیر رویداد هاوینگ بر کاهش عرضه

در شبکه‌هایی مانند بیت کوین که با فرآیند استخراج کار می‌کنند، رویداد بسیار مهمی به نام هاوینگ (نصف شدن پاداش استخراج‌کنندگان شبکه در فواصل زمانی مشخص) وجود دارد.

برای درک بهتر، یک معدن طلا را تصور کنید. در سال‌های اول، کارگران با کمی تلاش می‌توانند روزی ده کیلو طلا استخراج کنند. اما هر چه زمان می‌گذرد، پیدا کردن طلا سخت‌تر می‌شود و پس از چند سال، همان کارگران با همان میزان تلاش فقط پنج کیلو طلا پیدا می‌کنند. هاوینگ دقیقا همین کار را با ارزهای دیجیتال می‌کند؛ یعنی تقریبا هر چهار سال یک‌بار، تعداد سکه‌های جدیدی که روزانه تولید و به بازار عرضه می‌شوند را نصف می‌کند. این کاهش سرعت تولید، یکی از قوی‌ترین عواملی است که با محدود کردن عرضه‌ی جدید، می‌تواند در بلندمدت به رشد قیمت کمک کند.

نقش توکن سوزی در کنترل تورم شبکه

بعضی از پروژه‌ها برای جلوگیری از تورم و افت قیمت، از مکانیزمی به نام توکن سوزی (فرستادن دائمی بخشی از ارزها به یک آدرس قفل شده و غیرقابل دسترس برای خارج کردن آن‌ها از چرخه‌ی بازار) استفاده می‌کنند.

این کار شبیه این است که یک شرکت برای باارزش‌تر کردن سهام خود، بخشی از سهام‌های موجود در بازار را بخرد و آن‌ها را برای همیشه نابود کند. با توکن سوزی، تعداد سکه‌های در گردش کاهش می‌یابد و اگر تقاضا ثابت بماند یا بیشتر شود، این کاهش عرضه مستقیما روی افزایش قیمت تاثیر مثبت می‌گذارد.

عوامل محرک تقاضا در بازار

حالا که می‌دانیم چه چیزی عرضه را کنترل می‌کند، باید ببینیم چه عواملی باعث می‌شوند مردم برای خرید یک ارز دیجیتال صف بکشند و تقاضا را بالا ببرند.

اخبار فاندامنتال و پذیرش عمومی توسط نهادها

اخبار فاندامنتال (رویدادها و اطلاعات پایه‌ای که روی ارزش واقعی یک دارایی اثر می‌گذارند) یکی از بزرگترین موتورهای خلق تقاضا هستند.

وقتی می‌شنویم یک شرکت بزرگ و معتبر جهانی سرمایه‌ی خود را وارد بازار بیت کوین کرده است یا یک کشور رمزارزها را به عنوان روش پرداخت قانونی می‌پذیرد، اعتماد عمومی به شدت افزایش می‌یابد. این پذیرش توسط نهادهای بزرگ، به سرمایه‌گذاران خرد این پیام را می‌دهد که این بازار امن و آینده‌دار است، در نتیجه موجی از تقاضای جدید وارد بازار می‌شود.

تاثیر لیست شدن توکن ها در صرافی های معتبر

یک محصول محلی و عالی را در نظر بگیرید که فقط در یک مغازه‌ی کوچک در گوشه‌ی شهر فروخته می‌شود. مسلما افراد کمی آن را می‌شناسند. اما اگر همان محصول در بزرگترین فروشگاه‌های زنجیره‌ای کشور عرضه شود، فروش آن منفجر خواهد شد.

در دنیای کریپتو هم دقیقا همین اتفاق می‌افتد. وقتی یک ارز دیجیتال در صرافی‌های بزرگ جهانی لیست می‌شود، ناگهان در دسترس میلیون‌ها معامله‌گر جدید قرار می‌گیرد. این دسترسی آسان و سریع، حجم عظیمی از پول و تقاضا را به سمت آن پروژه‌ی خاص سرازیر می‌کند.

کاربردپذیری شبکه و ورود تکنولوژی های جدید

مردم فقط به خاطر اخبار یا لیست شدن در صرافی‌ها خرید نمی‌کنند؛ آن‌ها به دنبال حل مشکلات واقعی هستند. کاربردپذیری (میزان استفاده‌ی واقعی و کارایی یک پروژه در دنیای واقعی) یک عامل اساسی برای ایجاد تقاضای پایدار است. پروژه‌هایی که دارای ویژگی‌های زیر باشند، همیشه خریداران وفاداری دارند:

  • سرعت بالای انجام تراکنش‌ها
  • هزینه‌ی انتقال و کارمزدهای بسیار پایین
  • امنیت بالای شبکه‌ی بلاک چین
  • امکان اجرای قراردادهای هوشمند و برنامه‌های غیرمتمرکز

وقتی یک شبکه‌ی رمزارزی تکنولوژی جدیدی معرفی می‌کند که واقعا کارآمد است، توسعه‌دهندگان و کاربران بیشتری به سمت آن جذب می‌شوند و این موضوع تقاضا برای خرید ارز بومی آن شبکه را افزایش می‌دهد.

نقش احساسات بازار (ترس و طمع) و نقدینگی در نوسانات قیمت

گاهی اوقات، منطق جای خود را به احساسات می‌دهد. بازار ارزهای دیجیتال به شدت تحت تاثیر روانشناسی جمعی است. در اینجا دو نیروی احساسی قدرتمند وجود دارد که کفه‌ی عرضه و تقاضا را جابه‌جا می‌کنند:

  • احساس طمع (Greed): وقتی قیمت‌ها در حال رشد هستند، مردم می‌ترسند از این سود جا بمانند. این حس طمع باعث می‌شود بدون تحلیل و چشم‌بسته خرید کنند که نتیجه‌ی آن، افزایش دیوانه‌وار تقاضا و رشد حبابی قیمت است.
  • احساس ترس (Fear): وقتی یک خبر بد منتشر می‌شود یا قیمت کمی افت می‌کند، معامله‌گران تازه‌کار دچار ترس یا پنیک می‌شوند و دارایی خود را به سرعت می‌فروشند. این کار باعث ایجاد سونامی عرضه و ریزش شدید قیمت می‌شود.

در کنار احساسات، مفهومی به نام نقدینگی (میزان پول در گردش و میزان راحتی خرید و فروش یک دارایی در بازار) نیز نقش مهمی دارد. در بازارهایی که نقدینگی بالایی دارند، خرید و فروش‌های بزرگ خیلی راحت انجام می‌شوند و بازار دچار شوک نمی‌شود. اما در ارزهایی که نقدینگی پایینی دارند، حتی یک سفارش خرید یا فروش متوسط هم می‌تواند تعادل عرضه و تقاضا را کاملا به هم بریزد و باعث پرش‌های قیمتی عجیب و غریب شود.

نواحی عرضه و تقاضا در تحلیل تکنیکال چیست؟

تا اینجا با منطق اقتصادی و پشت‌پرده‌ی نوسانات بازار آشنا شدیم. اما به عنوان یک معامله‌گر، چگونه می‌توانیم این مفاهیم را روی نمودار قیمت به صورت عملی ببینیم؟ در تحلیل تکنیکال (بررسی نمودارها و داده‌های گذشته برای پیش‌بینی آینده‌ی بازار)، ما به دنبال ردپای خریداران و فروشندگان بزرگ می‌گردیم تا بتوانیم با آن‌ها همراه شویم و تصمیمات بهتری بگیریم. این ردپاها دقیقا همان نواحی عرضه و تقاضا هستند که روی چارت جا مانده‌اند.

تفاوت مفاهیم حمایت و مقاومت با نواحی عرضه و تقاضا

بسیاری از معامله‌گران تازه‌کار، مفاهیم حمایت و مقاومت را با نواحی عرضه و تقاضا اشتباه می‌گیرند.

تفاوت اصلی در این است که حمایت و مقاومت معمولا به صورت یک خط صاف و در یک قیمت دقیق رسم می‌شوند. تصور کنید روی یک طناب باریک راه می‌روید؛ حفظ تعادل روی یک خط بسیار سخت است. اما نواحی عرضه و تقاضا یک محدوده‌ی قیمتی یا یک مستطیل روی نمودار هستند. این نواحی مانند یک تشک پهن و نرم عمل می‌کنند که قیمت به راحتی می‌تواند روی آن‌ها فرود بیاید و با خیال راحت دوباره به بالا پرتاب شود.

نهنگ‌ها و موسسات مالی بزرگ، سرمایه‌ی عظیم خود را فقط در یک عدد خاص وارد نمی‌کنند، بلکه سفارش‌های خرید یا فروش خود را در یک محدوده‌ی قیمتی پخش می‌کنند. به همین دلیل، استفاده از یک ناحیه‌ی قیمتی به جای یک خط نازک، دقت تحلیل شما را به شدت افزایش می‌دهد و شما را از خطاهای رایج نجات می‌دهد.

تفاوت مفاهیم حمایت و مقاومت با نواحی عرضه و تقاضا | صرافی کیف پول من

آشنایی با کندل های مهم: بیس و مومنتوم

برای پیدا کردن این نواحی طلایی روی نمودار، باید زبان کندل استیک‌ها (نمودارهای شمعی که نوسانات قیمت را در یک بازه‌ی زمانی مشخص با بدنه‌ها و سایه‌ها نشان می‌دهند) را یاد بگیریم. در استراتژی عرضه و تقاضا، ما با دو نوع شمع یا کندل بسیار مهم سروکار داریم:

  • کندل‌های بیس یا پایه (Base Candles): این کندل‌ها بدنه‌ی بسیار کوچکی دارند و نشان‌دهنده‌ی تعادل و تردید در بازار هستند. در این حالت، قدرت خریداران و فروشندگان تقریبا برابر است و بازار شبیه یک مسابقه‌ی طناب‌کشی است که هیچ تیمی نمی‌تواند دیگری را شکست دهد. کندل‌های بیس دقیقا همان جایی هستند که نواحی عرضه و تقاضا در دل آن‌ها شکل می‌گیرند.
  • کندل‌های مومنتوم یا قدرتمند (Momentum Candles): این کندل‌ها بدنه‌ی بسیار بزرگ و توپر دارند و نشان‌دهنده‌ی یک حرکت انفجاری در بازار هستند. وقتی یک کندل مومنتوم شکل می‌گیرد، یعنی مسابقه‌ی طناب‌کشی تمام شده و یک طرف با قدرت پیروز شده است. این کندل‌ها به ما نشان می‌دهند که یک عدم تعادل شدید بین عرضه و تقاضا رخ داده و قیمت با سرعت در حال فرار از ناحیه‌ی بیس است.

انواع الگوهای شکل گیری نواحی عرضه و تقاضا

حالا که بازیگران اصلی نمودار را می‌شناسیم، بیایید ببینیم ترکیب این کندل‌ها چگونه الگوهای اصلی بازار را می‌سازند. قیمت همیشه در حال حرکت، توقف و سپس ادامه‌ی مسیر یا تغییر جهت است. بر این اساس، دو دسته‌ی اصلی برای الگوهای عرضه و تقاضا داریم.

الگوهای ادامه دهنده (رالی بیس رالی و دراپ بیس دراپ)

این الگوها زمانی شکل می‌گیرند که بازار پس از یک استراحت کوتاه، دوباره به مسیر قبلی خود ادامه می‌دهد.

  • رالی بیس رالی (Rally Base Rally): در این حالت، قیمت ابتدا یک حرکت صعودی و پرقدرت (رالی) دارد، سپس برای مدتی کوتاه درجا می‌زند و کندل‌های کوچک می‌سازد (بیس) و دوباره با قدرت به سمت بالا پرتاب می‌شود. محدوده‌ی استراحت یا همان بیس در این الگو، یک ناحیه‌ی تقاضای بسیار عالی برای خریدهای آینده ایجاد می‌کند.
  • دراپ بیس دراپ (Drop Base Drop): در اینجا قیمت یک ریزش و افت سریع (دراپ) را تجربه می‌کند، کمی استراحت می‌کند و دوباره به شدت می‌ریزد. این محدوده‌ی توقف در میانه‌ی ریزش، یک ناحیه‌ی عرضه‌ی قوی است که فروشندگان در آینده دوباره در آنجا برای فروش کمین می‌کنند.

الگوهای بازگشتی (رالی بیس دراپ و دراپ بیس رالی)

این الگوها دقیقا در نقاط چرخش و پیچ‌های تند بازار شکل می‌گیرند؛ یعنی جایی که روند صعودی به نزولی یا برعکس تبدیل می‌شود.

  • رالی بیس دراپ (Rally Base Drop): قیمت با قدرت بالا می‌رود، در یک نقطه‌ی اوج متوقف شده و کندل‌های بیس را می‌سازد و سپس با شدت به سمت پایین می‌ریزد. این الگو یک ناحیه‌ی عرضه‌ی قدرتمند ایجاد می‌کند که سقف‌های مهم بازار را می‌سازد.
  • دراپ بیس رالی (Drop Base Rally): قیمت در حال ریزش است، ناگهان ترمز می‌کند و پس از کمی درجا زدن، با قدرت به سمت بالا حرکت می‌کند و تغییر مسیر می‌دهد. این محدوده‌ی توقف در پایین‌ترین نقطه، یک ناحیه‌ی تقاضای بسیار مهم است که خریداران زیادی در آنجا برای شکار قیمت‌های پایین منتظر هستند.

الگوهای بازگشتی | صرافی کیف پول من

آموزش پیدا کردن نواحی Supply و Demand روی نمودار

اکنون که با منطق پشت پرده‌ی بازار و شکل ظاهری الگوها آشنا شدیم، وقت آن رسیده است که آستین‌ها را بالا بزنیم و به صورت عملی روی نمودار کار کنیم. پیدا کردن نواحی عرضه و تقاضا شبیه به پیدا کردن گنجینه‌های پنهان در نقشه‌ی بازار است. در این بخش، قدم به قدم یاد می‌گیریم که چگونه این نواحی کلیدی را روی چارت پیدا کنیم و یک معامله‌ی اصولی ترتیب دهیم.

انتخاب تایم فریم مناسب برای تحلیل و یافتن نواحی معتبر

اولین قدم برای شروع تحلیل، انتخاب تایم فریم (بازه زمانی مشخصی که هر کندل در آن شکل می‌گیرد و بسته می‌شود) مناسب است. تایم فریم‌ها مانند لنزهای دوربین عکاسی عمل می‌کنند؛ می‌توانید از دور به کل منظره نگاه کنید یا روی یک سوژه‌ی کوچک زوم کنید.

به عنوان یک قاعده‌ی کلی در استراتژی عرضه‌ و تقاضا، هرچه تایم فریم شما بزرگ‌تر باشد، نواحی پیدا شده اعتبار و قدرت بیشتری دارند. دلیل این موضوع بسیار ساده است: پول‌ها و سرمایه‌های عظیم نهنگ‌ها و موسسات بزرگ مالی، در تایم فریم‌های بالا (مانند روزانه یا چهار ساعته) وارد بازار می‌شوند.

برای شروع، بهتر است ابتدا روند کلی بازار را در تایم فریم روزانه بررسی کنید تا محدوده‌های اصلی و قدرتمند را پیدا کنید. سپس برای پیدا کردن یک نقطه‌ی ورود دقیق‌تر و بهتر، می‌توانید به تایم فریم‌های پایین‌تر (مانند یک ساعته یا پانزده دقیقه‌ای) بروید. ترکیب این دو نگاه به شما کمک می‌کند تا با دیدی بازتر و مطمئن‌تر معامله کنید.

نحوه رسم صحیح نواحی عرضه و تقاضا با استفاده از پرایس اکشن

برای رسم این نواحی، ما از روش پرایس اکشن (تحلیل حرکات خام قیمت روی نمودار بدون نیاز به استفاده از اندیکاتورهای پیچیده ریاضی) استفاده می‌کنیم. برای رسم یک ناحیه‌ی دقیق، باید مراحل زیر را به ترتیب طی کنید:

  • پیدا کردن حرکت قدرتمند: ابتدا روی نمودار به دنبال یک حرکت انفجاری و شارپ بگردید. یعنی جایی که قیمت با کندل‌های مومنتوم بزرگ (بسیار سبز یا بسیار قرمز) به سرعت تغییر مسیر داده است.
  • شناسایی کندل پایه: حالا از نقطه‌ی شروع آن حرکت قدرتمند، کمی به سمت چپ نگاه کنید تا کندل یا کندل‌های بیس (همان کندل‌های کوچکی که نشان‌دهنده‌ی درجا زدن و استراحت قیمت بودند) را پیدا کنید.
  • رسم مستطیل: از ابزار مستطیل در پلتفرم‌های تحلیلی استفاده کنید. برای رسم ناحیه‌ی تقاضا، سقف مستطیل را روی بالاترین قسمت کندل بیس و کف آن را روی پایین‌ترین سایه‌ی همان کندل قرار دهید. برای ناحیه‌ی عرضه نیز دقیقا همین کار را تکرار کنید. این مستطیل را به سمت راست (آینده‌ی بازار) امتداد دهید.

نحوه رسم صحیح نواحی عرضه و تقاضا با استفاده از پرایس اکشن | صرافی کیف پول من

بررسی سطوح دست نخورده (Fresh Zones) و اهمیت آنها در معامله

یکی از رازهای موفقیت در این سبک معاملاتی، توجه به مفهوم سطوح دست نخورده (نواحی قیمتی که پس از تشکیل شدن، قیمت هنوز به آن‌ها بازنگشته و سفارشات خرید یا فروش در آنجا همچنان باقی مانده‌اند) است.

تصور کنید یک لیوان آب خنک و تازه در یک روز گرم تابستانی دارید. اولین باری که از آن می‌نوشید، بیشترین لذت و تاثیر را دارد. دفعات بعدی، آب کمتر و گرم‌تر می‌شود. نواحی عرضه و تقاضا نیز دقیقا همین رفتار را دارند. قدرتمندترین واکنش قیمت همیشه در اولین برخورد (First Touch) به یک ناحیه‌ی دست‌نخورده رخ می‌دهد.

هر بار که قیمت به یک ناحیه برخورد می‌کند و برمی‌گردد، بخشی از سفارشات نهفته در آن ناحیه مصرف می‌شود. بنابراین، اگر دیدید قیمت برای بار سوم یا چهارم به یک محدوده‌ی تقاضا یا عرضه رسیده است، به احتمال زیاد آن سطح ضعیف شده و به زودی خواهد شکست. همیشه به دنبال شکار نواحی تازه و دست‌نخورده باشید.

تنظیم نقاط ورود، حد ضرر (Stop Loss) و حد سود (Take Profit)

پیدا کردن ناحیه فقط نیمی از کار است؛ نیمه‌ی مهم‌تر، مدیریت صحیح معامله است. برای یک معامله‌ی ایمن باید سه نقطه‌ی حیاتی را تعیین کنید:

  • نقطه ورود: بهترین مکان برای ورود به معامله، دقیقا روی لبه‌ی بالایی (برای خرید در ناحیه‌ی تقاضا) یا لبه‌ی پایینی (برای فروش در ناحیه‌ی عرضه) مستطیلی است که رسم کرده‌اید.
  • حد ضرر (Stop Loss): حد ضرر شما باید همیشه کمی پایین‌تر از لبه‌ی پایینی ناحیه‌ی تقاضا، و یا کمی بالاتر از لبه‌ی بالایی ناحیه‌ی عرضه قرار بگیرد. این فاصله به عنوان یک حاشیه‌ی امن عمل می‌کند تا نوسانات کوچک بازار شما را به اشتباه از معامله خارج نکند.
  • حد سود (Take Profit): منطقی‌ترین مکان برای قرار دادن حد سود، رسیدن قیمت به ناحیه‌ی مخالف بعدی است. یعنی اگر در یک منطقه‌ی تقاضا خرید کرده‌اید، حد سود شما باید در ابتدای منطقه‌ی عرضه‌ی بعدی قرار گیرد.

بررسی یک نمونه معامله واقعی بر اساس تقاضا روی چارت بیت کوین

برای اینکه تمام این مفاهیم در ذهن شما تثبیت شود، بیایید یک سناریوی عملی را روی نمودار بیت کوین بررسی کنیم.

فرض کنید در تایم فریم روزانه، قیمت بیت کوین پس از چند روز درجا زدن در محدوده‌ی 60 هزار دلار، ناگهان با چند کندل سبز بزرگ به سمت 65 هزار دلار پرواز کرده است. ما محدوده‌ی 60 هزار دلار را به عنوان یک ناحیه‌ی تقاضای دست‌نخورده (Fresh) با یک مستطیل مشخص می‌کنیم.

سپس صبر می‌کنیم. چند روز بعد، بازار کمی افت می‌کند و قیمت دوباره به لبه‌ی بالایی مستطیل ما یعنی عدد 60500 دلار نزدیک می‌شود. در این لحظه، ما سفارش خرید خود را فعال می‌کنیم. حد ضرر خود را زیر کندل‌های بیس این ناحیه، مثلا روی 59000 دلار قرار می‌دهیم تا اگر قیمت این حمایت قوی را از دست داد، ضرر سنگینی نکنیم. از طرفی، می‌دانیم که فروشندگان قدرتمندی در محدوده‌ی 65000 دلار (ناحیه‌ی عرضه‌ی بعدی) حضور دارند، پس حد سود خود را در نزدیکی آن عدد تنظیم می‌کنیم.

بررسی یک نمونه معامله واقعی بر اساس تقاضا روی چارت بیت کوین | صرافی کیف پول من

چالش ها و ریسک های معامله با سبک عرضه و تقاضا

تا به اینجای کار، استراتژی‌ی عرضه و تقاضا بسیار جذاب و سودآور به نظر می‌رسد؛ اما واقعیت این است که هیچ روشی در بازارهای مالی، یک فرمول جادویی و بدون خطا نیست. بازار ارزهای دیجیتال مانند یک اقیانوس وحشی است و حتی قدرتمندترین نواحی نیز ممکن است در هم بشکنند. برای اینکه بتوانید به عنوان یک معامله‌گر در این بازار زنده بمانید، باید با چالش‌های مسیر آشنا باشید و بدانید چگونه از سرمایه‌ی خود محافظت کنید.

تله شکست جعلی یا فالس بریک اوت چیست؟

یکی از بزرگترین کابوس‌های معامله‌گران تازه‌کار، افتادن در تله‌ی شکست جعلی یا فالس بریک اوت (حالتی که در آن قیمت یک ناحیه‌ی مهم را می‌شکند تا معامله‌گران را فریب دهد، اما بلافاصله تغییر مسیر داده و به محدوده‌ی قبلی برمی‌گردد) است.

تصور کنید قیمت بیت کوین به یک ناحیه‌ی عرضه‌ی بسیار قدرتمند رسیده است و شما منتظر ریزش قیمت هستید. ناگهان، یک کندل سبز و بزرگ، لبه‌ی بالایی این ناحیه را می‌شکند. در این لحظه، بسیاری از معامله‌گران هیجان‌زده می‌شوند و با خود می‌گویند که مقاومت شکسته شده و قیمت قرار است به آسمان برود. آن‌ها با عجله وارد معامله‌ی خرید می‌شوند. اما این دقیقا همان تله‌ای است که نهنگ‌ها (سرمایه‌گذاران بسیار بزرگی که توانایی جابه‌جایی قیمت را دارند) پهن کرده‌اند.

به محض اینکه خریداران خرد وارد بازار می‌شوند، نهنگ‌ها تمام دارایی‌ی خود را با قیمت بالا به آن‌ها می‌فروشند. نتیجه‌ی این کار، بازگشت سریع و خشن قیمت به سمت پایین و ضرر سنگین خریداران فریب‌خورده است. برای فرار از این تله، همیشه باید صبور باشید و منتظر بمانید تا کندل به طور کامل بالای ناحیه‌ی مورد نظر بسته و تثبیت شود.

تله شکست جعلی یا فالس بریک اوت چیست؟ | صرافی کیف پول من

تاثیر اخبار اقتصادی بر بی اعتبار شدن ناگهانی نواحی تکنیکال

تحلیل روی نمودار بسیار عالی است، اما شما هرگز نباید از اخبار غافل شوید. یک ناحیه‌ی عرضه‌ی یا تقاضای بسیار معتبر، شبیه به یک قلعه‌ی شنی زیبا در کنار ساحل است. تا زمانی که دریا آرام باشد، این قلعه محکم سر جای خود ایستاده است؛ اما یک موج بزرگ می‌تواند در یک ثانیه تمام آن را با خود ببرد.

در بازار ارزهای دیجیتال، اخبار اقتصادی و فاندامنتال (داده‌های پایه‌ای اقتصاد مثل نرخ بهره‌ی بانکی یا تصمیمات قانونی دولت‌ها) نقش همان موج‌های سهمگین را بازی می‌کنند. برای مثال، اگر شما یک محدوده‌ی تقاضای عالی پیدا کرده باشید و منتظر رشد قیمت بمانید، اما در همان لحظه خبری مبنی بر ممنوعیت ارزهای دیجیتال در یک کشور بزرگ منتشر شود، ترس تمام بازار را فرا می‌گیرد. در این شرایط، فشار فروش به قدری زیاد می‌شود که نمودار بدون هیچ توجهی به منطقه‌ی تقاضای شما، آن را به سمت پایین می‌شکند. بنابراین، همیشه قبل از معامله، تقویم اقتصادی و اخبار مهم روز را چک کنید.

اهمیت مدیریت سرمایه و عدم اتکای صددرصدی به یک ناحیه خاص

حتی اگر شما بهترین تحلیل‌گر دنیا باشید و یک منطقه‌ی عرضه‌ی یا تقاضای بسیار تازه و معتبر پیدا کنید، باز هم تضمینی وجود ندارد که بازار دقیقا طبق خواسته‌ی شما رفتار کند. به همین دلیل، مهم‌ترین سپر دفاعی شما در این بازار، رعایت دقیق مدیریت سرمایه (هنر کنترل ریسک و تعیین دقیق مقدار پولی که مجاز هستید در هر معامله درگیر کنید) است.

برای اینکه درگیر ریسک‌های نابودکننده‌ی بازار نشوید، همیشه این چند قانون طلایی را در معاملات خود رعایت کنید:

  • ورود پله‌ای: هیچ‌گاه تمام پولی که برای یک معامله در نظر گرفته‌اید را در یک نقطه‌ی دقیق وارد نکنید. سفارش خود را به چند بخش کوچک‌تر تقسیم کنید و آن‌ها را در طول ناحیه‌ی قیمتی پخش کنید تا اگر قیمت کمی نفوذ کرد، میانگین خرید یا فروش بهتری داشته باشید.
  • استفاده‌ی همیشگی از حد ضرر: معامله کردن بدون حد ضرر، شبیه به رانندگی در یک جاده‌ی کوهستانی بدون ترمز است. هرگز به امید اینکه قیمت برمی‌گردد، حد ضرر خود را جابه‌جا نکنید یا آن را حذف نکنید.
  • ریسک منطقی در هر معامله: به عنوان یک قاعده‌ی کلی، در هر معامله فقط و فقط بین 1 تا 2 درصد از کل سرمایه‌ی خود را ریسک کنید. با این کار، حتی اگر چند تحلیل شما پشت سر هم با شکست مواجه شود، همچنان سرمایه‌ی کافی برای ادامه‌ی کار و جبران ضررها خواهید داشت.

به یاد داشته باشید که موفقیت در بازار رمزارزها، ترکیبی از تحلیل درست، کنترل احساسات و محافظت همیشگی از سرمایه است.

جدول خلاصه: مقایسه و مرور سریع مفاهیم عرضه و تقاضا

ویژگی مورد بررسی

شرایط عرضه بالا (فشار فروش)

شرایط تقاضای بالا (فشار خرید)

وضعیت کلی بازار

تعداد فروشنده‌ها > خریدارها

تعداد خریدارها > فروشنده‌ها

مسیر حرکت قیمت

ریزش و افت شدید

رشد و صعود سریع

عوامل و اخبار

اخبار منفی، آزادسازی توکن‌های جدید

اخبار مثبت، لیست شدن در صرافی‌ها

تاثیر شبکه رمزارز

تولید توکن جدید و تورم

رویداد هاوینگ و توکن‌سوزی (کمیابی)

نشانه روی نمودار

کندل‌های قرمز، ساخت ناحیه‌ی عرضه

کندل‌های سبز، ساخت ناحیه‌ی تقاضا

احساسات بازار

ترس (Fear) و فروش هیجانی

طمع (Greed) و رقابت برای خرید

تصمیم معامله‌گران

خروج از بازار یا معامله‌ی فروش (Short)

ورود به بازار یا معامله‌ی خرید (Long)

همان‌طور که می‌بینید، درک جهت بازار به همین سادگی است. اگر بتوانید تشخیص دهید که در هر لحظه کدام ستون از این جدول قدرت بیشتری دارد، یک قدم بزرگ از سایر معامله‌گران تازه‌کار جلوتر هستید.

سخن پایانی: ترکیب استراتژی عرضه و تقاضا با سایر ابزارهای تحلیلی

درک قانون عرضه و تقاضا به عنوان نیروی محرکه‌ی اصلی بازار، پایه‌ی محکم مسیر معامله‌گری شما را می‌سازد، اما برای تبدیل شدن به یک سرمایه‌گذار موفق، نباید تنها به یک مفهوم تکیه کنید. همان‌طور که یک خلبان برای پروازی امن فقط به قدرت موتور هواپیما اکتفا نمی‌کند و تمام رادارها و تجهیزات کابین را بررسی می‌کند، شما نیز باید نواحی پیدا شده روی نمودار را با سایر ابزارهای تحلیلی ترکیب کنید. برای مثال، بررسی حجم معاملات، استفاده از اندیکاتورها و توجه مستمر به اخبار اقتصادی، به شما کمک می‌کند تا اعتبار یک ناحیه‌ی قیمتی را تایید کنید. در نهایت، فراموش نکنید که هیچ روشی در دنیای پرنوسان رمزارزها صد درصد قطعی نیست؛ بنابراین داشتن یک برنامه‌ی معاملاتی مشخص، مدیریت سرمایه‌ی اصولی و پایبندی به حد ضرر، مهم‌ترین سپر دفاعی شماست تا بتوانید با خیالی آسوده، در این بازار بمانید و از فرصت‌های بی‌نظیر آن سود ببرید.

منابع:

Blog.Whitebit

Binance

Bitget

واکنش شما به این خبر چیست؟
7
1

سوالات متداول

4.9/5
writer image
هدیه آرمان
نویسنده

من فارغ‌التحصیل زبان انگلیسی و مدرس سابق زبان هستم و چندین سال است در حوزه بازارهای مالی و ارزهای دیجیتال فعالیت می‌کنم. تولید محتوای کریپتو و سئو برای من فقط یک شغل نیست، بلکه مسیری است که با علاقه آن را دنبال می‌کنم. خوشحالم که همراه شما هستم.

مشاهده پروفایل

دیدگاه‌های کاربران

تا کنون 5 کاربر در مورد عرضه و تقاضا در ارز دیجیتال چیست؟ راهنمای جامع درک نوسانات قیمت دیدگاه و تحلیل ثبت کرده اند
عارفه گلابتونی شاندیز
2 سال قبل
عالی بود
0
4
محسن قائمی
2 سال قبل
بسیار عالی و قوی
0
0
زهرا احمدی
2 سال قبل
مطالب خوب وفوق العاده ای بود
0
0
نرگس ثابت شاندیز
2 سال قبل
مطالب فوق العاده بود ممنون
0
4

افزودن دیدگاه

با ثبت‌نام در صرافی کیف پول من و ارسال تحلیل و نظر در سایت ارز دیجیتال رایگان هدیه بگیرید. نظر یا تحلیل شما حداقل باید ۱۰ کلمه باشد و تکراری نباشد.
به این مطلب چند امتیاز می‌دهید؟
انتخاب کنید

ویدئو رسانه

در بخش ویدئو رسانه، می‌توانید به آموزش‌ها، تحلیل‌ها و محتوای ویدیویی جذاب درباره ارزهای دیجیتال و خدمات ما دسترسی پیدا کنید.