لایه دوم اتریوم چیست؟ معرفی برترین ارزهای لایه دوم برای سرمایه‌گذاری

پرداخت ۵۰ دلار کارمزد فقط برای انتقال یک دارایی کوچک، یکی از تلخ‌ترین تجربه‌های فعالیت در بازار کریپتو است. خیره شدن به صفحه کیف پول و دیدن اینکه هزینه تایید تراکنش از اصل سرمایه بیشتر شده، واقعیتی است که شبکه اصلی اتریوم در زمان‌های شلوغی به کاربران تحمیل می‌کند. این گلوگاه ترافیکی عملاً شبکه اصلی را به زمین بازی لوکسی برای نهنگ‌ها تبدیل کرده و کاربران عادی را به حاشیه رانده است. اما دنیای بلاکچین هرگز در بن‌بست باقی نمی‌ماند. راهکارهای لایه دوم اتریوم دقیقاً همان ناجیانی هستند که مانند یک لاین سرعت در اتوبانی پرترافیک، جریان معاملات را روان کرده‌اند. این شبکه‌ها آمده‌اند تا بدون قربانی کردن امنیت، هزینه‌ها را به زیر یک دلار برسانند و سرعت تایید تراکنش‌ها را چندین برابر کنند.

second-layer-of-ethereum

در این مقاله قرار است پرونده لایه دوم را به طور کامل باز کنیم. از درک ساده نحوه کارکرد رول‌آپ‌ها تا معرفی بهترین پروژه‌ها مانند آربیتروم و آپتیمیسم برای سرمایه‌گذاری، همه چیز در اینجا پوشش داده شده است. با مطالعه این مطلب، نه‌تنها تفاوت فنی این لایه‌ها را درک می‌کنید، بلکه یاد می‌گیرید چطور هوشمندانه‌تر، ارزان‌تر و سریع‌تر در دنیای دیفای فعالیت کنید.

لایه دوم اتریوم چیست و چرا به آن نیاز داریم؟

برای درک عمیق ماهیت لایه دوم، ابتدا باید نگاهی به وضعیت خود شبکه‌ی اتریوم بیندازیم. اتریوم به عنوان پادشاه قراردادهای هوشمند، میزبان هزاران اپلیکیشن غیرمتمرکز و میلیون‌ها کاربر است. اما این محبوبیت گسترده، هزینه‌ی سنگینی را به همراه داشته است. وقتی صحبت از لایه دوم می‌شود، در واقع صحبت از راهکاری برای نجات اتریوم از بار ترافیکی سنگین و هزینه‌های سرسام‌آور است.

مشکل مقیاس‌پذیری در اتریوم؛ داستان کارمزدهای بالا و سرعت پایین

تصور کنید اتریوم مانند یک خیابان بسیار شلوغ و محبوب در مرکز شهر است که تنها یک لاین برای عبور خودروها دارد. تمام خودروها (تراکنش‌ها) باید از همین یک مسیر عبور کنند. از آنجایی که ظرفیت این خیابان محدود است، ترافیک سنگینی ایجاد می‌شود.

در دنیای بلاکچین به این محدودیت ظرفیت، مشکل مقیاس‌پذیری (Scalability) می‌گویند. شبکه‌ی اصلی اتریوم در حال حاضر تنها قادر است حدود ۱۵ تا ۳۰ تراکنش را در هر ثانیه پردازش کند. وقتی تعداد کاربرانی که می‌خواهند تراکنش انجام دهند از این ظرفیت فراتر می‌رود، رقابتی سخت شکل می‌گیرد:

  • مزایده برای عبور: کاربران برای اینکه تراکنش‌شان زودتر تایید شود، مجبورند مبلغ بیشتری به عنوان گس فی (Gas Fee یا همان کارمزد شبکه) به ماینرها یا اعتبارسنج‌ها پرداخت کنند.
  • کند شدن شبکه: کسانی که تمایل یا توانایی پرداخت کارمزد بالا را ندارند، باید ساعت‌ها یا حتی روزها منتظر تایید تراکنش خود بمانند.

این وضعیت باعث شده بود که بعد از خرید اتریوم استفاده از آن برای تراکنش‌های کوچک عملاً غیرممکن و غیرمنطقی شود. هیچکس دوست ندارد برای خرید یک قهوه‌ی ۵ دلاری، ۵۰ دلار کارمزد پرداخت کند!

مفهوم لایه دوم به زبان ساده؛ تشبیه بزرگراه و جاده‌های فرعی

برای حل مشکلی که در بالا توضیح دادیم، مهندسان بلاکچین راهکاری هوشمندانه به نام لایه دوم (Layer 2) را ابداع کردند. بیایید به همان مثال خیابان شلوغ برگردیم.

به جای اینکه سعی کنیم همان خیابان اصلی را پهن‌تر کنیم (که کاری بسیار دشوار، زمان‌بر و پرخطر برای امنیت ساختمان‌های اطراف است)، یک بزرگراه طبقاتی یا یک جاده‌ی کمربندی سریع‌السیر روی آن یا در کنار آن می‌سازیم.

  • خیابان اصلی (لایه اول): همان شبکه‌ی اصلی اتریوم است که امنیت و تایید نهایی را بر عهده دارد.
  • جاده‌ی کمربندی (لایه دوم): شبکه‌ای جدید است که بار ترافیکی را از دوش خیابان اصلی برمی‌دارد.

در این معماری، خودروها (تراکنش‌ها) وارد جاده‌ی کمربندی می‌شوند و با سرعتی بسیار بالا و بدون ترافیک حرکت می‌کنند. در نهایت، گزارش کلی عبور و مرور این خودروها به صورت یک‌جا و فشرده به خیابان اصلی فرستاده می‌شود تا در دفتر مرکزی ثبت گردد. لایه دوم در واقع محاسبات سنگین را خارج از زنجیره‌ی اصلی (Off-chain) انجام می‌دهد و فقط نتیجه‌ی نهایی را برای تایید و امنیت به اتریوم می‌فرستد.

تفاوت اصلی لایه اول (Mainnet) و لایه دوم (L2)

شاید برایتان سوال شود که اگر لایه دوم اینقدر سریع و ارزان است، چرا اصلاً به لایه اول نیاز داریم؟ یا تفاوت بنیادین این دو در چیست؟ پاسخ در تقسیم وظایف است. هر کدام از این لایه‌ها مسئولیت خاصی را بر عهده دارند تا کل اکوسیستم به درستی کار کند:

  • وظیفه‌ی لایه اول (اتریوم): تمرکز اصلی لایه‌ی اول بر روی امنیت (Security) و تمرکززدایی است. این لایه مانند یک دادگاه عالی یا بانک مرکزی عمل می‌کند که حرف آخر را می‌زند و ضامن نهایی دارایی‌های شماست. تغییر ناپذیری اطلاعات در این لایه تضمین می‌شود.
  • وظیفه‌ی لایه دوم (راهکارهای مقیاس‌پذیری): تمرکز این لایه بر روی سرعت (Speed) و کارایی است. لایه دوم امنیت خود را از لایه اول می‌گیرد، اما وظیفه‌ی پردازش هزاران تراکنش را بر عهده دارد.

برای درک بهتر، می‌توانید تفاوت آن‌ها را به صورت زیر خلاصه کنید:

  • محل پردازش: در لایه اول، هر تراکنش باید توسط تمام نودهای شبکه پردازش شود که زمان‌بر است. در لایه دوم، تراکنش‌ها به صورت دسته‌ای و خارج از شبکه اصلی پردازش می‌شوند.
  • هزینه: فضای لایه اول گران و محدود است. فضای لایه دوم به دلیل تکنیک‌های فشرده‌سازی اطلاعات، بسیار ارزان‌تر است.
  • امنیت: لایه اول امنیت را تولید می‌کند (از طریق اعتبارسنج‌ها). لایه دوم امنیت را از لایه اول به ارث می‌برد و به آن تکیه می‌کند.

بنابراین، لایه دوم رقیبی برای اتریوم نیست، بلکه مکملی است که باعث می‌شود اتریوم بتواند میزبان میلیاردها کاربر در سراسر جهان باشد.

نحوه کارکرد راهکارهای لایه دوم؛ امنیت اتریوم، سرعت صاعقه

حال که متوجه شدیم چرا به لایه‌ی دوم نیاز داریم، بیایید کمی دقیق‌تر شویم و ببینیم در پشت پرده‌ی این فناوری چه اتفاقی می‌افتد. شاید تصور کنید که این فرایند بسیار پیچیده است، اما اگر آن را به اجزای ساده‌تر تقسیم کنیم، منطقی بسیار شفاف و کارآمد دارد. هدف نهایی تمام این راهکارها یک چیز است: برداشتن بار محاسباتی از دوش اتریوم، بدون اینکه امنیت آن به خطر بیفتد.

پردازش خارج از زنجیره (Off-chain) چگونه انجام می‌شود؟

عبارت پردازش خارج از زنجیره یا همان Off-chain processing کلید اصلی ماجراست. در حالت عادی، وقتی شما تراکنشی را در اتریوم انجام می‌دهید، هزاران کامپیوتر در سراسر جهان باید آن را پردازش و ثبت کنند. این کار دقیق، اما کند است.

در لایه‌ی دوم، ما این محاسبات را به بیرون از شبکه‌ی اصلی می‌بریم. بیایید با یک مثال ساده این موضوع را روشن کنیم:

تصور کنید در یک رستوران شلوغ هستید. اگر هر بار که یک نوشابه یا سالاد سفارش می‌دهید، بخواهید کارت بکشید و تراکنش بانکی انجام دهید، هم وقت شما گرفته می‌شود و هم صف طولانی ایجاد می‌گردد.

در عوض، رستوران یک فاکتور موقت برای میز شما باز می‌کند. شما ۱۰ بار سفارش می‌دهید (پردازش خارج از زنجیره)، اما در نهایت فقط یک بار و در پایان کار، مبلغ کل را با کارت بانکی پرداخت می‌کنید (ثبت در زنجیره‌ی اصلی).

در دنیای بلاکچین هم دقیقاً همین اتفاق می‌افتد:

  • لایه دوم تمام تراکنش‌های خرد و کلان کاربران را دریافت و اجرا می‌کند.
  • وضعیت حساب‌ها را در دفترچه‌ی خودش به‌روزرسانی می‌کند.
  • شبکه‌ی اصلی اتریوم اصلاً درگیر جزئیات این تراکنش‌ها نمی‌شود و فقط منتظر نتیجه‌ی نهایی می‌ماند.

رول آپ ها (Rollups)؛ محبوب‌ترین تکنولوژی مقیاس‌پذیری

در حال حاضر، تکنولوژی رول‌آپ پیشتاز راه‌حل‌های لایه‌ی دوم است. همان‌طور که از نامش پیداست (Rollup به معنی لوله کردن یا جمع کردن)، این تکنولوژی دسته‌ای از تراکنش‌ها را جمع می‌کند و آن‌ها را به یک بسته‌ی واحد تبدیل می‌کند.

روند کار رول‌آپ‌ها را می‌توان به مراحل زیر خلاصه کرد:

  • جمع‌آوری: صدها تراکنش مختلف از کاربران جمع‌آوری می‌شود.
  • فشرده‌سازی: این تراکنش‌ها مانند فایل‌های داخل یک پوشه‌ی زیپ (Zip File) فشرده می‌شوند تا حجم کمتری اشغال کنند.
  • ارسال به اتریوم: این بسته‌ی فشرده شده به عنوان یک تراکنش واحد به لایه‌ی اول (اتریوم) ارسال و در آنجا ثبت می‌شود.

چرا این کار باعث ارزانی می‌شود؟

پاسخ ساده است: تقسیم هزینه.

در حالت عادی، شما باید تمام کارمزد یک تراکنش را به تنهایی پرداخت کنید. اما در رول‌آپ، هزینه‌ی ثبت آن یک تراکنش نهایی در اتریوم، بین صدها کاربری که تراکنش‌شان در آن بسته بوده، تقسیم می‌شود. به همین دلیل کارمزدها گاهی تا ۱۰۰ برابر ارزان‌تر از شبکه‌ی اصلی می‌شود.

نقش قراردادهای هوشمند در اتصال لایه ۱ و ۲

شاید بپرسید اگر پردازش‌ها خارج از اتریوم انجام می‌شود، چطور می‌توانیم مطمئن باشیم که کسی تقلب نمی‌کند یا پول ما گم نمی‌شود؟ اینجاست که قراردادهای هوشمند (Smart Contracts) وارد عمل می‌شوند.

قرارداد هوشمند در واقع کدهایی برنامه‌نویسی شده هستند که به صورت خودکار اجرا می‌شوند و نقش پل ارتباطی و نگهبان را بازی می‌کنند. ارتباط لایه ۱ و ۲ توسط این قراردادها به شیوه‌ی زیر مدیریت می‌شود:

  • قفل کردن دارایی: وقتی شما می‌خواهید اتریوم خود را به لایه‌ی دوم ببرید، دارایی شما واقعاً جابجا نمی‌شود. بلکه در یک قرارداد هوشمند روی لایه‌ی اول قفل می‌شود و معادل آن در لایه‌ی دوم برای شما ایجاد (Mint) می‌شود.
  • بررسی صحت اطلاعات: قرارداد هوشمند موجود روی اتریوم، وظیفه دارد داده‌هایی که از لایه‌ی دوم می‌آیند را تحویل بگیرد. بسته به نوع تکنولوژی، این قرارداد یا اثبات ریاضی صحت تراکنش‌ها را چک می‌کند و یا فرصتی می‌دهد تا اگر کسی اعتراضی دارد، آن را بیان کند.

بنابراین، حتی وقتی در لایه‌ی دوم فعالیت می‌کنید، خیالتان راحت است که یک قرارداد هوشمند قدرتمند در لایه‌ی اول، ضامن امنیت دارایی‌های شماست و هیچ‌کس نمی‌تواند بدون اجازه‌ی این قرارداد، تغییری در موجودی اصلی قفل شده ایجاد کند.

انواع تکنولوژی‌های لایه دوم اتریوم؛ بررسی فنی اما ساده

دنیای راهکارهای لایه دوم بسیار گسترده است و همه‌ی آن‌ها از یک روش واحد برای افزایش سرعت و کاهش هزینه استفاده نمی‌کنند. اگر بخواهیم ساده بگوییم، مقصد همه‌ی آن‌ها یکی است (مقیاس‌پذیری)، اما مسیری که برای رسیدن به این مقصد طی می‌کنند متفاوت است. در حال حاضر، چند تکنولوژی اصلی وجود دارد که رقابت تنگاتنگی با هم دارند. بیایید با زبانی ساده آن‌ها را بررسی کنیم.

رول‌آپ‌های آپتیمیستیک (Optimistic Rollups)؛ خوش‌بین و سریع

این تکنولوژی همان‌طور که از نامش پیداست، رویکردی خوش‌بینانه به تراکنش‌ها دارد. فلسفه‌ی کاری این نوع رول‌آپ بر اساس اصل برائت است: همه بی‌گناه هستند مگر اینکه خلافش ثابت شود.

در این روش، شبکه به صورت پیش‌فرض فرض را بر این می‌گذارد که تمام تراکنش‌های انجام شده صحیح و معتبر هستند و آن‌ها را سریعاً پردازش می‌کند. هیچ محاسبات پیچیده‌ای در لحظه‌ی انجام تراکنش برای اثبات درستی آن انجام نمی‌شود و همین موضوع باعث سرعت بالای آن است.

اما اگر کسی بخواهد تقلب کند چه می‌شود؟

یک بازه‌ی زمانی (معمولاً ۷ روز) در نظر گرفته می‌شود که به آن دوره‌ی چالش می‌گویند. در این مدت، اعتبارسنج‌های شبکه می‌توانند تراکنش‌ها را بررسی کنند. اگر تخلفی مشاهده شود، آن‌ها با ارائه یک مدرک تقلب (Fraud Proof)، تراکنش مخرب را لغو کرده و شخص متخلف جریمه می‌شود. به همین دلیل است که برداشت پول از این شبکه‌ها به لایه‌ی اصلی اتریوم، کمی زمان‌بر است.

رول‌آپ‌های دانش صفر (ZK-Rollups)؛ ایمن و پیچیده

در نقطه‌ی مقابل روش قبلی، رول‌آپ‌های دانش صفر یا Zero-Knowledge قرار دارند. این روش هیچ‌چیزی را بر اساس خوش‌بینی یا اعتماد قبول نمی‌کند، بلکه تنها به ریاضیات اعتماد دارد.

این تکنولوژی از روشی رمزنگاری شده استفاده می‌کند تا ثابت کند یک دسته از تراکنش‌ها درست هستند، بدون اینکه نیاز باشد جزئیات آن تراکنش‌ها را فاش کند. تصور کنید می‌خواهید به کسی ثابت کنید کلید گنجی را دارید، بدون اینکه خود کلید را به او نشان دهید؛ این دقیقاً کاری است که دانش صفر انجام می‌دهد.

ویژگی‌های اصلی این روش عبارتند از:

  • اثبات اعتبار (Validity Proof): به جای اینکه منتظر بمانیم تا کسی تقلب را کشف کند، این شبکه همراه با هر بسته از تراکنش‌ها، یک گواهی ریاضی تولید می‌کند که تضمین می‌کند همه چیز درست است.
  • تسویه آنی: چون صحت تراکنش‌ها با ریاضیات اثبات شده است، دیگر نیازی به آن دوره‌ی انتظار ۷ روزه نیست و برداشت وجه بسیار سریع‌تر انجام می‌شود.

مقایسه رول‌آپ آپتیمیستیک و دانش صفر در یک نگاه

برای اینکه تفاوت این دو غول لایه دوم را بهتر درک کنید، جدول زیر ویژگی‌های کلیدی آن‌ها را مقایسه می‌کند:

ویژگی

رول‌آپ آپتیمیستیک (Optimistic)

رول‌آپ دانش صفر (ZK)

روش تایید

فرض بر درستی است (مگر اینکه خلافش ثابت شود)

اثبات ریاضی صحت تراکنش‌ها در همان لحظه

زمان برداشت وجه

طولانی (معمولاً حدود ۷ روز)

بسیار کوتاه و سریع

پیچیدگی فنی

ساده‌تر و سازگارتر با برنامه‌های اتریوم

بسیار پیچیده و دشوار برای پیاده‌سازی

هزینه برای کاربر

بسیار ارزان

ارزان (اما کمی گران‌تر از آپتیمیستیک به دلیل محاسبات سنگین)

کانال‌های وضعیت (State Channels)؛ راهکاری برای تراکنش‌های خرد

کانال‌های وضعیت یکی از قدیمی‌ترین راهکارهای مقیاس‌پذیری هستند که شباهت زیادی به سیستم حساب دفتری در مغازه‌های قدیمی دارند. فرض کنید شما هر روز از یک کافه قهوه می‌خرید. به جای اینکه هر بار کارت بکشید، صاحب کافه هزینه‌ی هر قهوه را در یک دفتر می‌نویسد (باز کردن کانال).

در این روش، دو کاربر یک کانال مستقیم بین خودشان باز می‌کنند و می‌توانند هزاران تراکنش را خارج از زنجیره‌ی اصلی انجام دهند. تنها دو بار با لایه‌ی اصلی اتریوم تعامل دارند:

  • زمانی که کانال را باز می‌کنند و پولی را در آن قفل می‌کنند.
  • زمانی که کانال را می‌بندند و نتیجه‌ی نهایی (تسویه حساب) را در اتریوم ثبت می‌کنند.

این روش برای پرداخت‌های خرد و مکرر بسیار عالی است اما محدودیت‌هایی دارد و برای کارهای پیچیده مناسب نیست.

پلاسما (Plasma)؛ تکنولوژی قدیمی اما پایه‌ای

پلاسما یکی دیگر از راهکارهایی بود که در سال‌های گذشته مطرح شد. می‌توانید پلاسما را مانند شاخه‌های یک درخت تصور کنید که به تنه‌ی اصلی (اتریوم) متصل هستند. در این روش، زنجیره‌های کوچک‌تری به نام زنجیره‌ی کودک (Child Chains) ایجاد می‌شوند که هر کدام قوانین خودشان را دارند اما در نهایت برای امنیت به زنجیره‌ی مادر تکیه می‌کنند.

اگرچه امروزه استفاده از پلاسما به دلیل ظهور رول‌آپ‌ها کمتر شده است، اما این تکنولوژی پایه‌گذار بسیاری از ایده‌های فعلی در مقیاس‌پذیری اتریوم بوده است.

والیدیوم (Validium)؛ ترکیبی از سرعت و امنیت

والیدیوم شباهت بسیار زیادی به رول‌آپ‌های دانش صفر دارد، با یک تفاوت بسیار مهم در محل ذخیره‌سازی داده‌ها.

در رول‌آپ‌های معمولی، داده‌های تراکنش‌ها (هرچند فشرده) روی لایه‌ی اصلی اتریوم ذخیره می‌شوند تا امنیت حداکثری تضمین شود. اما در والیدیوم، داده‌ها در خارج از زنجیره (Off-chain) نگهداری می‌شوند.

  • مزیت: سرعت بسیار بالاتر و کارمزد بسیار کمتر نسبت به تمام روش‌های دیگر.
  • عیب: امنیت آن کمی کمتر از رول‌آپ‌های واقعی است، زیرا داده‌ها روی اتریوم نیستند.

این تکنولوژی برای پروژه‌هایی مثل بازی‌های بلاکچینی یا پلتفرم‌های NFT که به سرعت نور و کارمزد نزدیک به صفر نیاز دارند، گزینه‌ای ایده‌آل است.

تفاوت ساید چین و لایه دوم اتریوم؛ آیا پالیگان یک لایه دوم است؟

یکی از رایج‌ترین اشتباهات در میان کاربران تازه‌وارد و حتی برخی از فعالان بازار، یکی دانستن ساید چین‌ها با لایه دوم است. اگرچه هدف هر دو گروه کمک به مقیاس‌پذیری اتریوم است، اما ماهیت فنی و سطح امنیت آن‌ها تفاوت‌های بنیادی با هم دارد. برای پاسخ به سوال مهم آیا پالیگان لایه دوم است؟، باید ابتدا بفهمیم ساید چین دقیقاً چگونه کار می‌کند.

تعریف زنجیره‌های جانبی (Sidechains) و مکانیزم اجماع مستقل

ساید چین یا زنجیره‌ی جانبی، یک بلاکچین کاملاً مستقل است که به موازات شبکه‌ی اصلی اتریوم فعالیت می‌کند. کلمه‌ی کلیدی در اینجا مستقل است.

بیایید از یک تشبیه استفاده کنیم:

  • لایه دوم (L2): مانند یک شعبه‌ی جدید از یک بانک معتبر (اتریوم) است. امنیت، قوانین و پشتوانه‌ی این شعبه، مستقیماً از همان بانک مرکزی تامین می‌شود.
  • ساید چین (Sidechain): مانند یک بانک خصوصی و جداگانه در همسایگی بانک مرکزی است. این بانک خصوصی، نگهبانان، قوانین و سیستم امنیتی خاص خودش را دارد.

این استقلال به این معناست که ساید چین‌ها دارای مکانیزم اجماع (Consensus Mechanism) اختصاصی هستند. مکانیزم اجماع، روشی است که اعضای شبکه برای تایید تراکنش‌ها و امنیت شبکه روی آن توافق می‌کنند. یعنی اگر اتفاقی برای ساید چین بیفتد یا امنیت آن به خطر بیفتد، لزوماً ربطی به اتریوم ندارد و اتریوم مسئول جبران خسارت نیست. این زنجیره‌ها تنها از طریق یک پل (Bridge) دوطرفه به اتریوم متصل می‌شوند تا دارایی‌ها بتوانند بین دو شبکه جابجا شوند.

مرز باریک بین ساید چین‌ها و راهکارهای لایه دوم واقعی

تفاوت اصلی در یک کلمه خلاصه می‌شود: امنیت.

راهکارهای لایه دوم واقعی (مانند آربیتروم و آپتیمیسم) امنیت خود را از شبکه‌ی اصلی اتریوم به ارث می‌برند. یعنی برای هک کردن آن‌ها، باید خود اتریوم را هک کنید که کاری تقریباً غیرممکن است. اما ساید چین‌ها مسئول امنیت خودشان هستند.

برای درک بهتر این مرز باریک، به مقایسه‌ی زیر دقت کنید:

  • منبع امنیت: لایه دوم به ماینرها و اعتبارسنج‌های اتریوم متکی است، اما ساید چین اعتبارسنج‌های مخصوص خود را دارد (که ممکن است تعدادشان کم باشد و امنیت پایین‌تری داشته باشند).
  • ثبت اطلاعات: لایه دوم خلاصه تراکنش‌ها را حتماً روی اتریوم ثبت می‌کند، اما ساید چین الزامی به این کار ندارد.
  • ریسک خرابی: اگر شبکه‌ی لایه دوم از کار بیفتد، معمولاً راهی برای بازیابی پول از طریق لایه اصلی وجود دارد. اما اگر ساید چین از کار بیفتد یا هک شود، احتمال از دست رفتن سرمایه بسیار بالاست.

پاسخ به سوال پالیگان (Polygon):

شبکه‌ی پالیگان (نسخه‌ی PoS که اکثر ما از آن استفاده می‌کنیم) در واقع یک ساید چین است، نه یک لایه دوم واقعی. این شبکه اعتبارسنج‌های خود را دارد و امنیتش کاملاً وابسته به اتریوم نیست. البته پالیگان در حال توسعه‌ی نسخه‌های جدیدی (مانند Polygon zkEVM) است که دقیقاً مشابه لایه دوم عمل می‌کنند، اما نسخه‌ی مشهور و فعلی آن که کارمزد بسیار ارزانی دارد، در دسته‌ی زنجیره‌های جانبی قرار می‌گیرد.

بهترین ارزهای لایه دوم اتریوم برای سرمایه گذاری و استفاده

اکنون که با فناوری‌های پشت پرده آشنا شدیم، زمان آن رسیده است که با بازیگران اصلی این میدان آشنا شویم. انتخاب بهترین پروژه در دنیای لایه‌ی دوم، تنها به معنی شناخت تکنولوژی نیست؛ بلکه باید ببینیم کدام اکوسیستم توانسته است کاربران و سرمایه‌ی بیشتری را جذب کند. در ادامه، مهم‌ترین پروژه‌ها و ارزهای دیجیتال آن‌ها را که پتانسیل بالایی برای سرمایه‌گذاری و استفاده‌ی روزمره دارند، بررسی می‌کنیم.

آربیتروم (Arbitrum - ARB)؛ رهبر بازار لایه دوم‌ها

اگر بخواهیم پادشاه فعلی سرزمین لایه‌ی دوم را معرفی کنیم، بدون شک نام آربیتروم در صدر لیست قرار می‌گیرد. این پروژه بیشترین سهم بازار را در اختیار دارد و میزبان محبوب‌ترین اپلیکیشن‌های غیرمتمرکز (DApps) است.

  • چرا مهم است؟ آربیتروم بیشترین مقدار سرمایه‌ی قفل شده یا TVL را دارد. (TVL یا Total Value Locked به معنی کل پولی است که کاربران در یک پروژه سپرده‌گذاری کرده‌اند و نشان‌دهنده‌ی اعتماد بازار است).
  • کاربرد توکن ARB: این توکن عمدتاً برای حاکمیت (Governance) استفاده می‌شود. یعنی دارندگان آن می‌توانند در مورد آینده‌ی پروژه و تغییرات شبکه رای بدهند.

آپتیمیسم (Optimism - OP)؛ زیرساختی برای سوپرچین‌ها

آپتیمیسم رقیب دیرینه‌ی آربیتروم است که نگاهی فراتر از یک شبکه‌ی ساده دارد. آن‌ها ابزاری به نام اوپی استک (OP Stack) را توسعه داده‌اند که به سایر شرکت‌ها اجازه می‌دهد به سادگی بلاکچین لایه دوم اختصاصی خودشان را بسازند.

  • نوآوری اصلی: ایده‌ی سوپرچین (Superchain). آپتیمیسم می‌خواهد شبکه‌ای از چندین لایه دوم مختلف بسازد که همگی به یکدیگر متصل هستند. برای مثال، شبکه‌ی معروف بیس (Base) متعلق به صرافی کوین‌بیس، با استفاده از همین تکنولوژی ساخته شده است.
  • توکن OP: این ارز نیز نقش حاکمیتی دارد و اکوسیستم گسترده‌ای از پروژه‌ها را مدیریت می‌کند.

پالیگان (Polygon - MATIC)؛ اکوسیستمی فراتر از یک ساید چین

پالیگان یکی از قدیمی‌ترین و شناخته‌شده‌ترین نام‌ها در این لیست است. اگرچه همان‌طور که در بخش قبل گفتیم، شبکه‌ی اصلی آن یک زنجیره‌ی جانبی است، اما پالیگان در حال تبدیل شدن به مجموعه‌ای از چندین راهکار مختلف (شامل رول‌آپ‌های دانش صفر) است.

  • مزیت رقابتی: همکاری‌های تجاری عظیم. برندهای بزرگی مانند استارباکس، نایکی و ردیت برای ورود به دنیای بلاکچین، پالیگان را انتخاب کرده‌اند.
  • توکن MATIC: برخلاف دو مورد قبلی، این توکن برای پرداخت کارمزد شبکه (Gas) استفاده می‌شود که تقاضا برای خرید ارز MATIC را افزایش می‌دهد. (نکته: این توکن در حال بروزرسانی و تغییر نام به POL است تا نقش‌های بیشتری در شبکه ایفا کند).

متیس دائو (MetisDAO - METIS)؛ نوآوری در ساختار دائو

متیس پروژه‌ای است که تلاش می‌کند مشکلات تمرکز در سایر لایه‌های دوم را حل کند. بسیاری از لایه‌های دوم هنوز توسط یک تیم مرکزی اداره می‌شوند، اما متیس ساختاری کاملاً غیرمتمرکز دارد.

  • ویژگی خاص: تمرکز بر ساختارهای سازمانی خودگردان یا DAO. (دائو یا Decentralized Autonomous Organization سازمانی است که مدیرعامل ندارد و توسط کدهای کامپیوتری و رای اعضا اداره می‌شود).
  • کارایی: متیس از ترکیبی از تکنولوژی‌های رول‌آپ برای ارائه کارمزدهای بسیار پایین و امنیت بالا استفاده می‌کند.

ایمیوتبل ایکس (Immutable X - IMX)؛ بهشتی برای NFT و بازی‌ها

اگر گیمر هستید یا به خرید و فروش آثار هنری دیجیتال (NFT) علاقه دارید، ایمیوتبل ایکس خانه‌ی شماست. این لایه دوم به طور تخصصی برای بازی‌های بلاکچینی طراحی شده است.

  • برگ برنده: کارمزد صفر برای ضرب کردن و معامله‌ی NFT. این ویژگی باعث شده تا هزاران بازی بلاکچینی این شبکه را برای فعالیت انتخاب کنند تا کاربرانشان درگیر هزینه‌های گزاف نشوند.
  • امنیت: این پروژه از تکنولوژی قدرتمند استارک‌ویر (StarkWare) که مبتنی بر دانش صفر است، استفاده می‌کند.

منتل (Mantle - MNT)؛ رقیبی تازه نفس و قدرتمند

منتل یکی از جدیدترین بازیگران است که با پشتیبانی مالی بسیار قوی وارد میدان شده است. این پروژه از یک خزانه‌ی مالی عظیم (یکی از بزرگترین‌ها در دنیای کریپتو) برخوردار است که به آن اجازه می‌دهد روی توسعه و جذب کاربر سرمایه‌گذاری سنگینی کند.

  • معماری مدولار: منتل از طراحی مدولار (Modular) استفاده می‌کند. یعنی وظایف مختلف بلاکچین (مثل اجرا و ذخیره‌سازی داده) را جدا کرده تا سرعت و کارایی را به حداکثر برساند.

جدول مقایسه برترین پروژه‌های L2 (سرعت، کارمزد و TVL)

برای اینکه بتوانید در یک نگاه تصمیم بگیرید کدام شبکه برای نیاز شما مناسب‌تر است، جدول زیر را بررسی کنید. توجه داشته باشید که ارقام مربوط به کارمزد و سرعت تقریبی هستند و ممکن است بر اساس شلوغی شبکه تغییر کنند.

نام پروژه

تکنولوژی اصلی

میانگین کارمزد (دلار)

سرعت و کارایی

وضعیت TVL (محبوبیت)

آربیتروم (ARB)

Optimistic Rollup

0.05 تا 0.15

بسیار بالا

رتبه ۱ (بسیار محبوب)

آپتیمیسم (OP)

Optimistic Rollup

0.05 تا 0.15

بالا

رتبه ۲

پالیگان (MATIC)

Sidechain / ZK

0.01 تا 0.05

متوسط/بالا

رتبه ۳

متیس دائو (METIS)

Optimistic Rollup

0.01 تا 0.05

بالا

متوسط رو به بالا

ایمیوتبل ایکس (IMX)

ZK-Rollup

نزدیک به 0 (برای NFT)

فوق‌العاده سریع

متوسط (مخصوص گیمینگ)

منتل (MNT)

Optimistic / Modular

0.01 تا 0.05

بسیار بالا

در حال رشد سریع

این جدول نشان می‌دهد که اگر به دنبال کمترین هزینه هستید، پالیگان و منتل گزینه‌های خوبی هستند، اما اگر به دنبال دسترسی به بیشترین تعداد اپلیکیشن‌ها و امنیت بالاتر هستید، آربیتروم گزینه‌ی مطمئن‌تری است.

مزایا و چالش‌های استفاده از شبکه‌های لایه دوم

مانند هر فناوری جدیدی در دنیای تکنولوژی، راهکارهای لایه دوم هم ترکیبی از فرصت‌های طلایی و خطرات بالقوه هستند. تا اینجای کار بیشتر از خوبی‌های این تکنولوژی گفتیم، اما برای اینکه یک کاربر آگاه باشید، باید نگاهی واقع‌بینانه به هر دو روی سکه داشته باشید. بیایید ببینیم چرا کاربران عاشق این شبکه‌ها هستند و چه چیزهایی ممکن است آن‌ها را نگران کند.

مزایای کلیدی: کاهش چشمگیر Gas Fee و افزایش توان عملیاتی

جذاب‌ترین بخش ماجرا برای همه‌ی ما، صرفه‌جویی در هزینه‌هاست. همان‌طور که پیش‌تر اشاره کردیم، لایه‌ی دوم با تکنیک فشرده‌سازی اطلاعات، هزینه‌ها را سرشکن می‌کند.

  • کاهش گس فی (Gas Fee): گس فی یا همان کارمزد شبکه، هزینه‌ای است که شما برای انجام هر تراکنش به پردازشگران شبکه می‌پردازید. در شبکه‌ی اصلی اتریوم، این هزینه گاهی به ده‌ها دلار می‌رسد، اما در لایه‌ی دوم این عدد اغلب کمتر از ۱ دلار و گاهی در حد چند سنت است. این یعنی شما می‌توانید با خیال راحت، حتی مبالغ کوچک را جابجا کنید.
  • افزایش توان عملیاتی (Throughput): توان عملیاتی به تعداد تراکنش‌هایی گفته می‌شود که یک شبکه می‌تواند در ثانیه پردازش کند. لایه‌ی دوم مانند اتوبانی است که چندین باند اضافه دارد. این ویژگی باعث می‌شود تراکنش‌های شما تقریباً آنی و بدون معطلی تایید شوند، که برای تریدرها (معامله‌گران) و گیمرها یک ویژگی حیاتی است.

چالش‌ها: خطرات امنیتی پل‌ها (Bridges) و پیچیدگی کاربری

اما همه چیز گل و بلبل نیست. ورود به دنیای لایه‌ی دوم چالش‌هایی هم دارد که باید قبل از انتقال سرمایه از آن‌ها آگاه باشید.

  • خطر پل‌های بلاکچینی: برای اینکه دارایی خود را از اتریوم به لایه‌ی دوم ببرید، باید از یک پل یا بریج (Bridge) استفاده کنید. بریج‌ها پروتکل‌هایی هستند که دارایی شما را در یک طرف قفل و در طرف دیگر آزاد می‌کنند. متاسفانه در تاریخچه‌ی کریپتو، بریج‌ها یکی از اهداف اصلی هکرها بوده‌اند. اگر کدهای‌نویسی یک بریج ایراد داشته باشد، ممکن است دارایی‌های قفل شده در آن به سرقت برود. بنابراین همیشه باید از بریج‌های رسمی و معتبر استفاده کنید.
  • پیچیدگی برای کاربر تازه ‌کار: استفاده از لایه‌ی دوم نیاز به کمی دانش فنی دارد. شما باید شبکه‌ی کیف پول خود را به دستی تغییر دهید، مفهوم واریز و برداشت را یاد بگیرید و بدانید که نمی‌توانید مثلاً تتر موجود در لایه‌ی دوم را مستقیم به آدرس تتر در لایه‌ی اول بفرستید (بدون استفاده از بریج). این مراحل اضافه ممکن است برای کسی که تازه وارد این فضا شده، گیج‌کننده باشد و منجر به اشتباهات ناخواسته شود.

آیا تمرکززدایی در لایه دوم کاهش می‌یابد؟

این یکی از مهم‌ترین بحث‌های فنی و فلسفی در دنیای کریپتو است. اتریوم به شدت غیرمتمرکز است، یعنی هزاران کامپیوتر در سراسر دنیا آن را اداره می‌کنند و هیچ‌کس قدرت مطلق نیست. اما در مورد لایه‌ی دوم چطور؟

باید صادقانه بگوییم که در حال حاضر، بسیاری از شبکه‌های لایه دوم متمرکزتر از خود اتریوم هستند. دلیل آن وجود بخشی به نام "توالی‌دهنده" (Sequencer) است. توالی‌دهنده کامپیوتری است که وظیفه دارد تراکنش‌ها را سریع جمع‌آوری و مرتب کند. در بسیاری از پروژه‌ها، این بخش فعلاً توسط تیم سازنده‌ی پروژه اداره می‌شود.

این موضوع دو ریسک ایجاد می‌کند:

  • اگر توالی‌دهنده خراب شود، شبکه ممکن است موقتاً قطع شود (اگرچه سرمایه‌ی شما امن است چون روی اتریوم ثبت شده).
  • قدرت دستکاری ترتیب تراکنش‌ها به صورت محدود در دست یک نهاد خاص است.

البته اکثر پروژه‌ها نقشه‌ی راهی دارند تا به مرور زمان این بخش را هم غیرمتمرکز کنند، اما در حال حاضر، باید بدانید که لایه‌ی دوم هنوز به اندازه‌ی لایه‌ی اول "بی‌نیاز از اعتماد" نیست و ما تا حدی به تیم توسعه‌دهنده اعتماد می‌کنیم.

رابطه لایه دوم با اتریوم ۲.۰ (تکامل اتریوم)

یکی از بزرگ‌ترین سوالاتی که ذهن کاربران را درگیر می‌کند این است که اگر قرار است خود اتریوم آپدیت شود و نسخه‌ی پیشرفته‌تری به نام «اتریوم ۲.۰» داشته باشیم، پس دیگر چه نیازی به این همه راهکار لایه دوم است؟ آیا این پروژه‌ها موقتی هستند؟ برای پاسخ به این سوال، باید رابطه‌ی این دو بخش را مثل رابطه‌ی "ریشه" و "شاخه" در نظر بگیریم، نه دو رقیب که قرار است جای یکدیگر را بگیرند.

اتریوم ۲.۰ چیست و چه تفاوتی با لایه دوم دارد؟

اصطلاح اتریوم ۲.۰ که این روزها توسعه‌دهندگان بیشتر آن را «لایه نشست» یا «تکامل اتریوم» می‌نامند، مجموعه‌ای از به‌روزرسانی‌های داخلی خود شبکه‌ی اصلی است.

بیایید از یک مثال ساختمانی استفاده کنیم:

  • اتریوم ۲.۰ (به‌روزرسانی داخلی): تصور کنید مهندسان در حال تقویت فونداسیون، ستون‌های اصلی و سیستم برق‌کشی یک برج بزرگ هستند تا ساختمان در برابر زلزله مقاوم‌تر شود و مصرف انرژی‌اش بهینه گردد. این کار باعث می‌شود ساختمان "امن‌تر" و "پایدارتر" شود، اما لزوماً فضای داخلی اتاق‌ها را برای ساکنین بیشتر نمی‌کند.
  • لایه دوم (راهکار خارجی): این‌ها طبقات و واحدهای جدیدی هستند که روی آن فونداسیون محکم ساخته می‌شوند تا افراد بیشتری بتوانند در برج ساکن شوند.

بنابراین، تفاوت اصلی اینجاست:

  • هدف اصلی به‌روزرسانی‌های اتریوم، افزایش امنیت و پایداری شبکه است (مانند تغییر سیستم ماینینگ به اثبات سهام).
  • هدف اصلی لایه دوم، افزایش سرعت و کاهش هزینه برای کاربران نهایی است.

تاثیر آپدیت‌های جدید (مثل دنکن و بلاب‌ها) بر هزینه‌های لایه دوم

شاید نام آپدیت «دنکن» (Dencun) یا اصطلاح بامزه‌ی «بلاب» (Blob) به گوشتان خورده باشد. این‌ها بخشی از نقشه‌ی راه اتریوم هستند که مستقیماً برای کمک به لایه‌های دوم طراحی شده‌اند.

تا قبل از این آپدیت‌ها، شبکه‌های لایه دوم مجبور بودند داده‌های تراکنش‌های شما را در گران‌ترین جای ممکن در اتریوم ذخیره کنند. اما با معرفی تکنولوژی «بلاب» در آپدیت دنکن، شرایط تغییر کرد.

بلاب (Blob) چیست؟

بلاب را می‌توانید مانند یک "صندوق عقب موقت و ارزان" برای اتوبوس اتریوم در نظر بگیرید.

  • قبل از بلاب: لایه‌های دوم مجبور بودند اطلاعات را روی صندلی‌های گران‌قیمت اتوبوس (فضای اصلی بلوک) بگذارند که هزینه‌ی بالایی داشت.
  • بعد از بلاب: حالا لایه‌های دوم اطلاعات را در این صندوق عقب‌های ارزان (Blobs) قرار می‌دهند. این اطلاعات برای همیشه ذخیره نمی‌شوند (چون نیازی هم نیست)، بلکه فقط برای مدت کوتاهی در دسترس هستند تا تایید شوند.

نتیجه‌ی این تکنولوژی چیست؟ هزینه‌ی ثبت اطلاعات برای لایه‌های دوم به شدت کاهش می‌یابد و در نتیجه، کارمزدی که شما پرداخت می‌کنید گاهی تا ۱۰ برابر یا بیشتر ارزان‌تر می‌شود. این نشان می‌دهد که اتریوم خودش را تغییر می‌دهد تا میزبان بهتری برای لایه‌های دوم باشد.

آیا با کامل شدن اتریوم ۲.۰ دیگر به لایه دوم نیاز نداریم؟

پاسخ کوتاه و قاطع این است: خیر، ما همیشه به لایه دوم نیاز خواهیم داشت.

در واقع، استراتژی و نقشه‌ی راه اتریوم به طور کامل تغییر کرده و به سمت مسیری رفته که به آن «آینده‌ی مبتنی بر رول‌آپ» (Rollup-centric roadmap) می‌گویند. در این دیدگاه جدید، وظایف تقسیم شده است:

  • وظیفه‌ی اتریوم: تبدیل شدن به امن‌ترین و غیرقابل نفوذترین لایه‌ی تسویه حساب در جهان. اتریوم قرار نیست جایی برای خرید قهوه یا بازی‌های کامپیوتری باشد؛ بلکه قرار است زیرساختی باشد که تمام اقتصاد دیجیتال روی آن سوار می‌شود.
  • وظیفه‌ی لایه دوم: تبدیل شدن به لایه‌ی اجرایی سریع و ارزان که کاربران (من و شما) مستقیماً با آن سروکار داریم.

بنابراین، حتی وقتی تمام آپدیت‌های اتریوم تکمیل شود، این شبکه به تنهایی نمی‌تواند تمام تراکنش‌های جهان را پردازش کند. لایه‌های دوم حذف نمی‌شوند، بلکه به بخش جدایی‌ناپذیر و دائمی از اکوسیستم اتریوم تبدیل می‌شوند. در آینده‌ی نزدیک، احتمالاً اکثر کاربران اصلاً با خود اتریوم تعامل نخواهند داشت و تمام کارهایشان را در لایه‌های دوم انجام می‌دهند، بدون اینکه حتی متوجه شوند که در لایه‌ی زیرین، اتریوم در حال تامین امنیت آن‌هاست.

جمع‌بندی؛ آینده‌ی اکوسیستم لایه دوم اتریوم

ما در این مقاله سفری را از خیابان‌های شلوغ و گران‌قیمت اتریوم به سمت بزرگراه‌های سریع و ارزان لایه‌ی دوم آغاز کردیم. اکنون به خوبی می‌دانیم که لایه‌ی دوم، یک مُسکن موقت یا یک وصله برای تعمیر اتریوم نیست؛ بلکه این فناوری، بخش جدایی‌ناپذیر و آینده‌ی قطعی بلاکچین است. بدون لایه‌ی دوم، رویای استفاده از ارزهای دیجیتال توسط میلیاردها انسان، هرگز به واقعیت تبدیل نخواهد شد.

اگر بخواهیم چشم‌انداز آینده‌ی این اکوسیستم را در چند خط خلاصه کنیم، باید منتظر اتفاقات زیر باشیم:

  • نامرئی شدن پیچیدگی‌ها: در آینده‌ای نزدیک، کیف پول‌ها آنقدر هوشمند می‌شوند که شما اصلاً متوجه نمی‌شوید تراکنش‌تان در لایه‌ی اول انجام شده یا دوم. همه چیز به صورت خودکار، با کمترین هزینه و بیشترین سرعت انجام می‌شود و پیچیدگی‌های فنی از دید کاربر پنهان می‌ماند.
  • پیروزی نهایی رول‌آپ‌ها: رقابت بین رول‌آپ‌های آپتیمیستیک (مانند آربیتروم) و دانش صفر (مانند zksync) به نفع کاربران تمام می‌شود. این رقابت باعث می‌شود امنیت بالاتر رود و کارمزدها به سمت صفر حرکت کنند.
  • ظهور سوپرچین‌ها: به جای اینکه صدها بلاکچین جزیره‌ای و جدا از هم داشته باشیم، شبکه‌هایی یکپارچه و متصل به هم شکل می‌گیرند که جابجایی دارایی بین آن‌ها به سادگی ارسال یک پیام متنی خواهد بود.

در نهایت، توصیه‌ی ما به شما به عنوان یک کاربر ایرانی این است که ترس از تکنولوژی را کنار بگذارید. اکوسیستم لایه‌ی دوم فرصتی عالی است تا با هزینه‌ای بسیار اندک (در حد چند سنت)، کار با ابزارهای مالی غیرمتمرکز، صرافی‌ها و پلتفرم‌های وام‌دهی را تجربه کنید.

فراموش نکنید که این فضا هنوز جوان و در حال تکامل است. پس همیشه جانب احتیاط را رعایت کنید، از پروژه‌های معتبر استفاده کنید و دانش خود را به‌روز نگه دارید. آینده‌ی اتریوم، روشن، سریع و ارزان است و لایه‌ی دوم، بلیط ورود شما به این آینده‌ی جذاب خواهد بود.

منابع:

OSL

Coinbase

Alwin

سوالات متداول

1

امن‌ترین شبکه لایه دوم اتریوم کدام است؟

2

چگونه دارایی خود را از اتریوم به لایه دوم منتقل کنیم؟(مفهوم بریج)

3

آیا کارمزد لایه دوم‌ها همیشه ثابت است؟

4

بهترین کیف پول برای نگهداری ارزهای لایه دوم چیست؟

5

تفاوت اصلی آربیتروم و آپتیمیسم در چیست؟

4.9/5

دیدگاه‌های کاربران

تا کنون 33 کاربر در مورد لایه دوم اتریوم چیست؟ معرفی برترین ارزهای لایه دوم برای سرمایه‌گذاری دیدگاه ثبت کرده اند
عارفه گلابتونی شاندیز
۱۲ اسفند ۱۴۰۲
عالی
0
4
محسن قائمی
۸ بهمن ۱۴۰۲
عالی
0
0
محسن قائمی
۱ بهمن ۱۴۰۲
بسیار عالی و قوی
0
0
ایمان قره چاهی
۳۰ دی ۱۴۰۲
ارز های لایه دوم اتریوم واقعا عالی هستند
0
0

افزودن دیدگاه

با ثبت‌نام در صرافی کیف پول من و ارسال نظر در سایت ارز دیجیتال رایگان هدیه بگیرید. نظر شما حداقل باید ۱۰ کلمه باشد و تکراری نباشد.
به این مطلب چند امتیاز می‌دهید؟
1
2
3
4
5

انتخاب کنید

ویدئو رسانه

در بخش ویدئو رسانه، می‌توانید به آموزش‌ها، تحلیل‌ها و محتوای ویدیویی جذاب درباره ارزهای دیجیتال و خدمات ما دسترسی پیدا کنید.