مارجین (Margin) چیست؟ مفهوم، مزایا و خطرات معاملات اهرمی
اصطلاحات دنیای معاملات اهرمی (Leverage) میتوانند به شدت گیجکننده باشند. از یک طرف، صحبت از چند برابر کردن سود با «معاملات مارجین» (Margin Trading) است و از طرف دیگر، هشدارهای ترسناکی در مورد «لیکویید شدن» (Liquidation) و از دست رفتن ناگهانی کل سرمایه میشنویم. این تضاد باعث میشود درک اینکه مارجین دقیقاً چیست و چگونه کار میکند، دشوار باشد. واقعیت این است که معامله با پولی که عملاً قرض گرفتهاید، یک شمشیر دولبه بسیار تیز است. هدف این مقاله، آموزش معاملهگری نیست؛ بلکه میخواهیم به زبان ساده پرده از این مفاهیم پیچیده برداریم. با هم بررسی میکنیم که «وجه تضمین» چیست، اهرم چگونه سود و زیان را به یک اندازه چند برابر میکند، و تفاوت حیاتی مارجین «ایزوله» و «کراس» در کجاست. با خواندن این راهنما، دیدی شفاف و واقعبینانه نسبت به چیستی معاملات مارجین و ریسکهای جدی آن پیدا خواهید کرد.

مارجین (Margin) به زبان ساده چیست؟
در دنیای بازارهای مالی و رمزارزها، «مارجین» (Margin) یکی از اولین اصطلاحاتی است که ممکن است کمی گیجکننده به نظر برسد. اگر بخواهیم آن را به سادهترین شکل ممکن توضیح دهیم، مارجین در واقع همان «وجه تضمین» یا سرمایهی اولیهای است که شما برای باز کردن یک معاملهی بزرگتر، نزد صرافی یا کارگزاری قرار میدهید.
این مفهوم شباهت زیادی به «ودیعه» (Security Deposit) هنگام اجارهی خانه دارد. شما مبلغی را به عنوان ودیعه میپردازید تا به صاحبخانه اطمینان دهید که توانایی پرداخت اجاره و پوشش خسارتهای احتمالی را دارید. در دنیای معاملات، مارجین هم دقیقاً همین نقش را برای صرافی (که قرار است به شما اعتبار یا پول قرض دهد) ایفا میکند.
مارجین به عنوان «وجه تضمین» یا اعتبار معاملاتی
پس مارجین، خودِ پولی نیست که مستقیماً با آن خرید ارز دیجیتال انجام میدهید؛ بلکه سرمایهی اولیهی شماست که در حساب شما به نوعی «قفل» میشود. صرافی این مبلغ را به عنوان ضمانت از شما میگیرد تا در مقابل، به شما اجازه دهد با پولی بسیار بیشتر از موجودی واقعی حسابتان معامله کنید. این کار، پایهی اصلی مفهومی به نام «معاملات مارجین» را میسازد.
«معاملات مارجین» (Margin Trading) به چه معناست؟ (معامله با پولی که مال شما نیست)
حالا که با مفهوم «وجه تضمین» آشنا شدیم، «معاملات مارجین» (Margin Trading) معنای روشنتری پیدا میکند. معاملات مارجین، به زبان ساده، یعنی قرض گرفتن پول از صرافی برای انجام معاملهای بزرگتر از توان مالی واقعی شما.
بگذارید با یک مثال ساده توضیح دهیم:
- در معاملهی عادی (Spot): فرض کنید شما ۱۰۰ دلار سرمایه دارید. در حالت عادی، شما نهایتاً میتوانید به اندازهی همان ۱۰۰ دلار، برای مثال خرید بیت کوین انجام دهید. اگر قیمت بیت کوین ۱۰ درصد رشد کند، شما ۱۰ دلار سود میکنید.
- در معاملات مارجین: شما همان ۱۰۰ دلار را به عنوان «مارجین» یا «وجه تضمین» خود قرار میدهید. صرافی با دیدن این ضمانت، (برای مثال) ۹۰۰ دلار دیگر به شما قرض میدهد. حالا شما به جای ۱۰۰ دلار، با ۱۰۰۰ دلار وارد همان معامله میشوید. اگر قیمت بیت کوین ۱۰ درصد رشد کند، سود شما (۱۰ درصدِ ۱۰۰۰ دلار) برابر با ۱۰۰ دلار خواهد بود.
به این قدرت اضافه شده برای بزرگتر کردن حجم معامله، «اهرم» یا «لوریج» (Leverage) گفته میشود. در مثال بالا، شما از اهرم ۱۰ برابری (10x) استفاده کردهاید.
بنابراین، معاملات مارجین یعنی استفاده از اعتبار صرافی برای افزایش قدرت خرید (یا فروش) خود، با این امید که بتوانید سودهای بسیار بزرگتری از نوسانات بازار کسب کنید. البته، این ابزار قدرتمند یک شمشیر دولبه است؛ همانطور که میتواند سود شما را چند برابر کند، دقیقاً به همان نسبت میتواند باعث ضررهای بسیار سنگینتری هم بشود.
معاملات مارجین چگونه کار میکنند؟ (نگاهی به پشت صحنه)
حالا که میدانیم معاملات مارجین به معنای قرض گرفتن پول برای بزرگتر کردن معامله است، بیایید ببینیم این فرآیند در پشت صحنه چطور اتفاق میافتد. این سیستم بر سه پایهی اصلی استوار است: اهرم (پولی که قرض میگیرید)، وثیقه (پولی که خودتان میگذارید) و هزینهها (سود و کارمزد وام).
مفهوم کلیدی «اهرم» (Leverage) یا لوریج چیست؟
اهرم یا لوریج (Leverage) دقیقاً مانند یک اهرم فیزیکی عمل میکند؛ ابزاری که به شما اجازه میدهد با نیروی کم، جسمی سنگین را جابجا کنید. در دنیای معاملات، «نیروی کم» همان سرمایهی اولیهی (مارجین) شماست و «جسم سنگین»، معاملهای با حجم بسیار بزرگتر است.
صرافیها اهرم را به صورت یک ضریب نشان میدهند؛ مانند 5x (بخوانید ۵ ایکس)، 10x یا حتی 100x.
- مثال: فرض کنید شما ۱۰۰ دلار سرمایه دارید و میخواهید یک معامله باز کنید.
- بدون اهرم (معامله اسپات): شما فقط میتوانید به اندازهی ۱۰۰ دلار انجام دهید.
- با اهرم 10x: صرافی به شما اجازه میدهد ۱۰ برابر سرمایهتان، یعنی تا سقف ۱۰۰۰ دلار (۱۰۰ دلار از شما + ۹۰۰ دلار وام از صرافی) وارد معامله شوید.
اهرم، پتانسیل سود شما را به همان نسبت چند برابر میکند. اما نکتهی حیاتی که اغلب فراموش میشود این است که اهرم، پتانسیل ضرر شما را هم دقیقاً به همان اندازه چند برابر میکند.
قرض گرفتن از صرافی: این پول اضافی از کجا میآید؟
این سوال بسیار خوبی است. آن ۹۰۰ دلار اضافی در مثال بالا، پول مجازی یا ساختگی نیست؛ یک وام واقعی است که صرافی در اختیار شما قرار میدهد. اما منبع این پول کجاست؟
این پول معمولاً از یک «استخر مارجین» (Margin Pool) تأمین میشود. در این استخر، سایر کاربران پلتفرم، داراییهای خود (مثلاً تترهایی که از قبل داشتهاند یا از طریق خرید تتر به دست آوردهاند) را قفل میکنند تا در ازای آن، به صورت روزانه سود (بهره) دریافت کنند.
صرافی به عنوان یک واسطه عمل میکند: پول را از سپردهگذاران (Lenders) میگیرد و به معاملهگران مارجین (Borrowers) وام میدهد.
در این میان، «مارجین» یا همان ۱۰۰ دلار اولیهی شما، نقش وثیقه (Collateral) را برای این وام ۹۰۰ دلاری بازی میکند. صرافی این وثیقه را نگه میدارد تا مطمئن شود که اگر معاملهی شما وارد ضرر شد، پول خودش (آن ۹۰۰ دلار) را از دست نمیدهد و میتواند آن را از وثیقهی شما بردارد.
نقش کارمزد و «بهره» (Interest) در معاملات مارجین
هیچ وامی در دنیای مالی رایگان نیست. استفاده از معاملات مارجین دو نوع هزینه اصلی برای شما دارد:
۱. کارمزد معامله (Trading Fee): این همان کارمزد استانداردی است که برای هر معامله (حتی در بازار اسپات) میپردازید. اما یک تفاوت بزرگ وجود دارد: این کارمزد بر اساس کل حجم معاملهی اهرمی شما محاسبه میشود، نه فقط بر اساس سرمایهی اولیهی خودتان.
- در مثال ما، شما کارمزد را بر اساس کل ۱۰۰۰ دلار میپردازید، نه فقط آن ۱۰۰ دلار اولیه.
۲. بهرهی وام (Interest): این هزینه، بابت قرض گرفتن آن ۹۰۰ دلار است. تا زمانی که معاملهی مارجین شما باز باشد، صرافی به صورت ساعتی یا روزانه، مبلغ مشخصی را به عنوان «بهره» از حساب شما کم میکند. این هزینه گاهی «نرخ تأمین مالی» یا (Funding Rate) نیز نامیده میشود.
این هزینهها (مخصوصاً بهره) میتوانند به مرور زمان روی هم جمع شوند و حتی اگر معاملهی شما در نقطهی سربهسر هم باشد، باز هم موجودی شما را کاهش دهند.
یک مثال ساده از معامله مارجین (سود و زیان اهرمی)
تئوریها کافی است؛ بیایید با یک مثال عددی شفاف ببینیم که معاملات مارجین در عمل چطور سود یا ضرر شما را چند برابر میکند.
سناریوی اصلی ما:
- سرمایه اولیه شما (Margin): ۱۰۰ دلار
- اهرم (Leverage) انتخابی: 10x (ده برابر)
- کل حجم معامله: ۱۰۰۰ دلار (۱۰۰ دلار شما + ۹۰۰ دلار وام از صرافی)
- دارایی مورد معامله: فرض کنیم میخواهیم روی نوسان قیمت بیت کوین معامله کنیم.
سناریو ۱: معامله «لانگ» (Long) یا پیشبینی افزایش قیمت
معامله «لانگ» (Long Position) به زبان ساده یعنی خرید، با این پیشبینی که قیمت قرار است در آینده بالا برود. شما با کل ۱۰۰۰ دلار (۱۰۰ دلار خودتان + ۹۰۰ دلار وام) وارد معامله خرید بیت کوین میشوید.
- حالت خوشبینانه: قیمت ۱۰٪ رشد میکند.
- سود شما ۱۰٪ از کل ۱۰۰۰ دلار محاسبه میشود، یعنی: ۱۰۰ دلار سود.
- شما با سرمایهی ۱۰۰ دلاری خود، توانستید ۱۰۰ دلار سود کنید (این یعنی بازده ۱۰۰٪ روی سرمایه شخصی شما). صرافی ۹۰۰ دلار وام خود را پس میگیرد و شما با ۲۰۰ دلار (۱۰۰ دلار اصلی + ۱۰۰ دلار سود) از معامله خارج میشوید (البته بدون در نظر گرفتن بهرهی وام و کارمزد).
- حالت بدبینانه: قیمت ۱۰٪ سقوط میکند.
- ضرر شما ۱۰٪ از کل ۱۰۰۰ دلار محاسبه میشود، یعنی: ۱۰۰ دلار ضرر.
- این ۱۰۰ دلار ضرر از کجا پرداخت میشود؟ از «وجه تضمین» (مارجین) ۱۰۰ دلاری شما.
- در این نقطه، صرافی به طور خودکار معاملهی شما را میبندد (چون وثیقهی شما تمام شده) تا ۹۰۰ دلار وام خودش را پس بگیرد. به این اتفاق «لیکویید شدن» (Liquidation) میگویند. شما کل ۱۰۰ دلار اولیهی خود را از دست دادهاید.
سناریو ۲: معامله «شورت» (Short) یا پیشبینی کاهش قیمت
معامله «شورت» (Short Position) برای زمانی است که شما پیشبینی میکنید قیمت یک دارایی قرار است پایین بیاید.
- فرآیند کار: در این حالت، شما با استفاده از اهرم 10x، به ارزش ۱۰۰۰ دلار بیت کوین از صرافی «قرض میگیرید» (نه دلار، خودِ بیت کوین را).
- بلافاصله آن ۱۰۰۰ دلار بیت کوین را در بازار میفروشید و ۱۰۰۰ دلار پول نقد (مثلاً تتر) دریافت میکنید.
- حالا شما به صرافی «بیت کوین» بدهکارید (نه دلار) و منتظرید قیمت پایین بیاید.
- حالت خوشبینانه: قیمت ۱۰٪ سقوط میکند.
- آن مقدار بیت کوینی که شما به ارزش ۱۰۰۰ دلار فروخته بودید، حالا فقط ۹۰۰ دلار ارزش دارد.
- شما با ۹۰۰ دلار از آن ۱۰۰۰ دلاری که داشتید، همان مقدار بیت کوین را از بازار میخرید و قرض خود را به صرافی پس میدهید.
- چه چیزی برای شما باقی میماند؟ ۱۰۰ دلار سود. (۱۰۰۰ دلار دریافتی از فروش اولیه - ۹۰۰ دلار هزینه بازخرید).
- حالت بدبینانه: قیمت ۱۰٪ رشد میکند.
- آن بیت کوینی که قرض گرفته و فروخته بودید، حالا ۱۱۰۰ دلار ارزش دارد.
- شما برای بازخرید و پس دادن آن به صرافی، به ۱۱۰۰ دلار پول نیاز دارید.
- شما ۱۰۰۰ دلار از فروش اولیه داشتید؛ ۱۰۰ دلار باقیمانده از کجا میآید؟ از «وجه تضمین» (مارجین) ۱۰۰ دلاری شما.
- در این حالت هم شما لیکویید میشوید و کل سرمایهی اولیهی خود را از دست میدهید.
(جدول) مقایسه سود و زیان این مثال در حالت عادی (Spot) و حالت مارجین
این جدول به خوبی نشان میدهد که اهرم چطور مانند یک ذرهبین، هم سود و هم ضرر را بزرگنمایی میکند.
|
سناریو (با سرمایه اولیه ۱۰۰ دلار) |
معامله عادی (Spot) |
معامله مارجین (با اهرم 10x) |
|
کل حجم معامله |
۱۰۰ دلار |
۱۰۰۰ دلار |
|
اگر قیمت ۱۰٪ رشد کند (سود) |
۱۰+ دلار |
۱۰۰+ دلار |
|
اگر قیمت ۱۰٪ سقوط کند (ضرر) |
۱۰- دلار (هنوز ۹۰ دلار دارید) |
۱۰۰- دلار (لیکویید شدن و از دست رفتن کل ۱۰۰ دلار) |
|
بازدهی در صورت سود (نسبت به ۱۰۰ دلار) |
۱۰٪ |
۱۰۰٪ |
دیکشنری معاملات مارجین: اصطلاحات کلیدی که باید بدانید
ورود به بخش معاملات مارجین در صرافیها میتواند کمی ترسناک باشد، چون ناگهان با کلمات و اعداد زیادی روبرو میشوید که در معاملات عادی (اسپات) وجود ندارند. درک این اصطلاحات برای مدیریت ریسک حیاتی است. بیایید این «دیکشنری» را با هم مرور کنیم.
مارجین اولیه (Initial Margin): پولی که شما در ابتدا وسط میگذارید
مارجین اولیه، به زبان ساده، همان «بیعانه» یا «ورودی» معاملهی شماست. این همان مقدار پولی است که شما باید از حساب خودتان بگذارید تا صرافی اجازهی باز کردن یک معاملهی اهرمی (Leveraged Position) را به شما بدهد.
- مثال: اگر بخواهید یک معامله به ارزش ۱۰۰۰ دلار با اهرم 10x باز کنید، صرافی از شما میخواهد که ۱/۱۰ (یک دهم) آن را خودتان بپردازید. در اینجا، مارجین اولیهی شما ۱۰۰ دلار خواهد بود.
مارجین نگهداری (Maintenance Margin): حداقل موجودی لازم برای باز ماندن معامله
این یکی از مهمترین اعداد است. مارجین نگهداری، خط قرمز شماست. این، حداقل مبلغ وثیقهای است که صرافی الزام میکند در حساب شما باقی بماند تا معاملهی شما باز بماند. این مبلغ همیشه از مارجین اولیه کمتر است.
- چرا این وجود دارد؟ صرافی میخواهد مطمئن شود که قبل از اینکه ضررهای شما به پولی که خودش به شما وام داده برسد، معامله بسته شود.
- اگر ضررهای معاملهی شما آنقدر زیاد شود که موجودی شما به این «خط قرمز» برسد، شما یا باید پول بیشتری (مارجین) به حساب واریز کنید، یا صرافی معاملهی شما را به اجبار میبندد (یعنی شما را لیکویید میکند).
سطح مارجین (Margin Level): شاخص سلامت حسابِ شما
سطح مارجین را مانند «نمایشگر سلامت» یا «نشانگر باتری» حسابِ خود در نظر بگیرید. این عدد که به صورت درصد (٪) نشان داده میشود، به شما میگوید که وضعیت حساب شما چقدر نسبت به «مارجین نگهداری» (خط قرمز) امن است.
- هرچه این درصد بالاتر باشد، وضعیت شما امنتر است.
- هرچه این درصد پایینتر بیاید، شما به خطر «مارجین کال» (Margin Call) یا همان هشدار صرافی، و در نهایت «لیکویید شدن» نزدیکتر میشوید. مدیریت معاملات مارجین در واقع به معنای مدیریت و بالا نگه داشتن همین «سطح مارجین» است.
مارجین آزاد (Free Margin) در مقابل مارجین استفاده شده (Used Margin)
وقتی به کیف پول مارجین خود نگاه میکنید، موجودی شما معمولاً به دو بخش تقسیم میشود:
- مارجین استفاده شده (Used Margin): این بخش از پول شما، مجموع تمام «مارجینهای اولیه»ای است که در حال حاضر در معاملاتِ باز شما «قفل» شدهاند. شما نمیتوانید از این پول استفاده کنید، مگر اینکه آن معاملات را ببندید.
- مارجین آزاد (Free Margin): این بخش، پولی است که در حال حاضر درگیر هیچ معاملهای نیست. شما میتوانید از این پول برای باز کردن پوزیشنهای جدید یا اضافه کردن به وثیقهی معاملات فعلیتان (برای امنتر کردن آنها) استفاده کنید.
تفاوت مارجین ایزوله (Isolated) و کراس (Cross) به زبان ساده
این یکی از حیاتیترین انتخابهای شما قبل از باز کردن هر معاملهی مارجین است که مستقیماً بر مدیریت ریسک شما تأثیر میگذارد.
ایزوله (Isolated): ریسک محدود به یک معامله
در حالت «ایزوله» (Isolated) یا «ایزوله شده»، شما برای هر معامله یک «قلک» جداگانه میسازید.
- مثال: فرض کنید شما ۲۰۰ دلار در حساب مارجین خود دارید. تصمیم میگیرید با ۵۰ دلار آن، یک معاملهی خرید اتریوم با اهرم 10x باز کنید.
- در حالت ایزوله، شما فقط همان ۵۰ دلار را به خطر انداختهاید. اگر این معامله به شدت ضرر کند و لیکویید شود، شما آن ۵۰ دلار را از دست میدهید، اما آن ۱۵۰ دلار باقیمانده در حساب شما کاملاً امن و دستنخورده باقی میماند.
کراس (Cross): ریسک تقسیم شده بین کل موجودی حساب
در حالت «کراس» (Cross) یا «متقاطع»، همهی پول شما در یک «استخر» بزرگ وثیقه ریخته میشود.
- مثال: با همان ۲۰۰ دلار، شما یک معاملهی خرید اتریوم با مارجین اولیهی ۵۰ دلار باز میکنید.
- در حالت کراس، اگر معاملهی شما وارد ضرر شود و به خط قرمز «مارجین نگهداری» نزدیک شود، صرافی به طور خودکار از آن ۱۵۰ دلار باقیمانده در حساب شما برمیدارد تا معاملهی شما را باز نگه دارد.
- مزیت: این کار میتواند از لیکویید شدن سریع شما جلوگیری کند.
- خطر بزرگ: اگر بازار به شدت خلاف جهت شما حرکت کند، آن معاملهی بد میتواند آنقدر از موجودی آزاد شما تغذیه کند که در نهایت کل ۲۰۰ دلار شما را لیکویید کند. یک معاملهی بد میتواند کل حساب شما را نابود کند.
چرا برخی از معاملهگران به سراغ مارجین میروند؟ (مزایا)
با توجه به ریسکهای بزرگی که معاملات مارجین دارد (و در بخش بعدی به طور کامل به آنها میپردازیم)، شاید این سوال اساسی پیش بیاید که اصلاً چرا یک معاملهگر باید چنین خطری را بپذیرد؟
پاسخ در سه مزیت اصلی نهفته است که این ابزار در اختیار معاملهگران قرار میدهد؛ مزایایی که در معاملات عادی «اسپات» (Spot) به هیچ وجه در دسترس نیستند.
امکان کسب سود چند برابری با سرمایه کم (قدرت اهرم)
این اصلیترین و جذابترین دلیل استفاده از مارجین است. «اهرم» (Leverage) یا لوریج، همانطور که قبلاً اشاره کردیم، به شما اجازه میدهد تا با سرمایهی اولیهی اندک، موقعیتهای معاملاتی (Position) با ارزشی بسیار بزرگتر را مدیریت کنید.
این قابلیت، پتانسیل سود شما را به شدت افزایش میدهد.
- مثال: فرض کنید شما ۱۰۰ دلار سرمایه دارید و تحلیل شما این است که قیمت بیت کوین قرار است ۵ درصد رشد کند.
- در حالت عادی (Spot): شما با ۱۰۰ دلار خود اقدام به خرید بیت کوین میکنید. اگر قیمت ۵ درصد رشد کند، شما ۵ دلار سود میکنید (بازدهی ۵٪).
- در حالت مارجین: شما همان ۱۰۰ دلار را به عنوان «وجه تضمین» میگذارید و با اهرم 10x (ده برابری)، یک پوزیشن به ارزش ۱۰۰۰ دلار باز میکنید. حالا همان رشد ۵ درصدی بازار، ۵ درصدِ ۱۰۰۰ دلار، یعنی ۵۰ دلار برای شما سود به همراه دارد.
در واقع، شما با همان ۱۰۰ دلار سرمایه و همان تحلیل بازار، به جای ۵ دلار، ۵۰ دلار سود کردید و بازدهی خود را ۱۰ برابر افزایش دادید.
توانایی کسب سود از بازارهای نزولی (از طریق پوزیشن Short)
در معاملات عادی اسپات، شما یک دارایی را میخرید و تنها راه سود کردن شما، بالا رفتن قیمت آن است (مثلاً خرید اتریوم در قیمت ۲۰۰۰ دلار و فروش آن در ۲۵۰۰ دلار). اگر بازار در حال ریزش باشد، در حالت اسپات تنها کاری که میتوانید بکنید، تماشا کردن یا فروختن داراییتان برای جلوگیری از ضرر بیشتر است.
اما معاملات مارجین به شما این امکان قدرتمند را میدهد که از بازارهای نزولی (Bear Market) و ریزش قیمتها نیز سود کسب کنید.
این کار از طریق گرفتن «پوزیشن شورت» (Short Position) یا «معاملهی فروش» انجام میشود. در این حالت، شما پیشبینی میکنید که قیمت یک دارایی (مثلاً قیمت شیبا) قرار است کاهش یابد. با باز کردن پوزیشن شورت، اگر قیمت واقعاً پایین بیاید، شما سود میکنید. (این همان سناریوی دومی بود که در بخش مثالها بررسی کردیم).
انعطافپذیری بیشتر برای باز کردن پوزیشنهای متنوع
معاملات مارجین به معاملهگران اجازه میدهد تا سرمایهی خود را به شکل بهینهتری مدیریت کنند، که به آن «کارایی سرمایه» (Capital Efficiency) گفته میشود.
به جای اینکه کل سرمایهی خود را برای خرید یک دارایی (مثلاً سولانا) در بازار اسپات قفل کنید، میتوانید تنها بخشی از آن را به عنوان «مارجین اولیه» (Initial Margin) اختصاص دهید و با اهرم، همان حجم معامله را به دست آورید.
این کار باعث میشود بخش بزرگی از سرمایهی شما (که «مارجین آزاد» یا Free Margin نام دارد) آزاد بماند. شما میتوانید از این پول آزاد برای اهداف زیر استفاده کنید:
- باز کردن پوزیشنهای دیگر روی ارزهای مختلف (مثلاً خرید کاردانو یا فروش دوج کوین).
- استفاده از آن به عنوان وثیقهی اضافه برای امنتر کردن معاملات فعلیتان.
- استفاده برای استراتژیهای پوشش ریسک (Hedging).
شمشیر دولبه: ریسکهای بزرگ معاملات مارجین (معایب)
تا اینجا، جذابیتهای معاملات مارجین، به خصوص قدرت اهرم برای کسب سودهای بزرگ را دیدیم. اما این ابزار دقیقاً مانند یک شمشیر دولبه عمل میکند. همان ویژگیهایی که آن را قدرتمند میکنند، میتوانند به همان اندازه (و گاهی بسیار بیشتر) ویرانگر باشند.
درک این معایب، برای هر کسی که حتی به این نوع معاملات فکر میکند، حیاتی است. این بخش، مهمترین بخش این مقاله برای یک مخاطب تازهکار است.
چند برابر شدن ضررها (همانطور که سودها چند برابر میشوند)
این واضحترین و بزرگترین ریسک است. «اهرم» (Leverage) یا لوریج، یک ابزار بیطرف است؛ همانطور که سود شما را (مثلاً) ۱۰ برابر میکند، ضرر شما را هم دقیقاً ۱۰ برابر میکند.
در معاملهی عادی (اسپات)، اگر ۱۰۰ دلار اتریوم بخرید و قیمت اتریوم ۵ درصد سقوط کند، شما فقط ۵ دلار ضرر کردهاید. اما در یک معاملهی مارجین با اهرم 10x، همان سقوط ۵ درصدی بازار، به معنای ضرر ۵۰ درصدی (۵٪ ضربدر ۱۰) از سرمایهی اولیهی شماست. یک حرکت کوچک و ناگهانی بازار میتواند بخش بزرگی از وثیقهی شما را فوراً از بین ببرد.
ریسک از دست دادن کل سرمایه (و نه فقط بخشی از آن)
این تفاوت اساسی مارجین با معاملهی اسپات (Spot) است. اگر شما ۱۰۰ دلار بیت کوین در حالت اسپات بخرید و قیمت بیت کوین ۹۰٪ سقوط کند، شما ۹۰ دلار ضرر کردهاید، اما هنوز آن مقدار بیت کوین را در کیف پول خود دارید و میتوانید منتظر بمانید تا قیمت شاید روزی برگردد.
اما در معاملات مارجین، ضررهای شما محدود به سرمایهی اولیهتان (وثیقه) است. همانطور که در مثالهای قبلی دیدیم، در یک معامله با اهرم 10x، یک حرکت ۱۰ درصدی بازار بر خلاف جهت شما، کافی است تا صرافی کل آن ۱۰۰ دلار «وجه تضمین» شما را بردارد. به این اتفاق «لیکویید شدن» (Liquidation) میگویند؛ یعنی صفر شدن کامل سرمایهای که وارد آن معامله کردهاید.
هزینههای پنهان: بهره وام و کارمزدهای اضافی
معاملات مارجین رایگان نیستند. شما در حال استفاده از پول قرضی هستید و باید برای آن «بهره» (Interest) بپردازید.
- بهرهی وام (Interest Rate): این هزینهها (که گاهی «نرخ تأمین مالی» یا Funding Rate نامیده میشوند) معمولاً به صورت ساعتی یا روزانه از حساب شما کسر میشوند. این یعنی «زمان» بر علیه شما کار میکند. حتی اگر قیمت دارایی (مثلاً قیمت ترون) دقیقاً در همان نقطهای که خریدهاید ثابت بماند، شما باز هم در حال ضرر هستید، چون موجودی شما به آرامی توسط این هزینههای بهره خورده میشود.
- کارمزد معامله (Trading Fee): کارمزد معاملات شما نیز بر اساس کل حجم اهرمی (مثلاً ۱۰۰۰ دلار در مثال ما) محاسبه میشود، نه فقط سرمایهی ۱۰۰ دلاری خودتان.
پیچیدگی و استرس روانی بالا
معاملات مارجین یک استراتژی «خرید و نگهداری» (Buy and Hold) نیست. این یک فعالیت بسیار فعال و پر تنش است. شما نمیتوانید یک پوزیشن مارجین باز کنید و برای یک هفته به آن سر نزنید.
شما باید دائماً «سطح مارجین» (Margin Level) خود را زیر نظر داشته باشید، مراقب هشدارهای صرافی (Margin Call) باشید و همیشه آماده باشید تا ضرر خود را متوقف کنید یا وثیقهی بیشتری اضافه کنید. سرعت چند برابر شدن ضررها، فشار روانی بسیار سنگینی ایجاد میکند که میتواند منجر به تصمیمگیریهای احساسی و اشتباهات فاجعهبار شود. به همین دلیل، این روش اصلاً برای افراد تازهکار توصیه نمیشود.
منطقه خطر: مارجین کال و لیکویید شدن (مهمترین بخش)
اگر مزایای معاملات مارجین، مانند «اهرم»، بخش جذاب و هیجانانگیز آن باشند، «لیکویید شدن» بخش تاریک، ترسناک و البته بسیار واقعی آن است. درک عمیق این مفاهیم، مرز باریک بین یک ضرر قابل مدیریت و از دست دادن فاجعهبار کل سرمایه را مشخص میکند.
«مارجین کال» (Margin Call) چیست؟ (تماس هشدار صرافی)
«مارجین کال» (Margin Call) را به عنوان زنگ هشدار یا چراغ قرمز صرافی در نظر بگیرید.
این اصطلاح از بازارهای مالی سنتی میآید؛ زمانی که کارگزار واقعاً به مشتری «زنگ میزد» (Call) تا به او هشدار دهد که موجودی حسابش به شدت کاهش یافته است. در دنیای رمزارز، این هشدار معمولاً به شکل یک ایمیل، نوتیفیکیشن درونبرنامهای یا یک علامت خطر قرمز رنگ در پنل معاملاتی شما ظاهر میشود.
این هشدار زمانی فعال میشود که معاملهی شما آنقدر وارد ضرر شده که موجودی وثیقهی شما به «مارجین نگهداری» (Maintenance Margin) - همان خط قرمزی که در بخش دیکشنری تعریف کردیم - رسیده یا از آن هم کمتر شده است.
پیام صرافی در این لحظه واضح است: «حساب شما در خطر است! یا باید فوراً پول بیشتری (وثیقهی جدید) به این معامله تزریق کنید تا آن را امن کنید، یا ما به زودی مجبور خواهیم شد آن را به صورت اجباری ببندیم.»
«لیکویید شدن» (Liquidation) یعنی چه؟ (صفر شدن حساب و از دست رفتن وثیقه)
«لیکویید شدن» (Liquidation) یا «نقد شدن اجباری»، فاجعهای است که معاملهگران مارجین تمام تلاش خود را میکنند تا از آن دوری کنند. این اتفاق زمانی رخ میدهد که شما به هشدار مارجین کال توجه نمیکنید (یا پولی برای اضافه کردن ندارید) و بازار همچنان بر خلاف پیشبینی شما حرکت میکند.
در این نقطه، صرافی دیگر برای حفظ وام ۹۰۰ دلاری (در مثال قبلی ما) ریسک نمیکند. صرافی به طور خودکار و اجباری، معاملهی شما را میبندد. سپس وثیقهی اولیهی شما (همان «مارجین اولیه» یا ۱۰۰ دلار مثال ما) را برای پوشش ضررها و بازپرداخت وامی که به شما داده بود، برمیدارد.
به زبان بسیار ساده: لیکویید شدن به معنای صفر شدن و از دست رفتن کامل پولی است که شما در آن معامله قرار داده بودید. این همان ریسک بزرگی است که در بخش معایب دربارهاش صحبت کردیم.
معاملهگران چطور ریسک لیکویید شدن را مدیریت میکنند؟
خبر خوب این است که لیکویید شدن (در بیشتر موارد) یک اتفاق ناگهانی و غیرقابل پیشبینی نیست. این یک فرآیند کاملاً ریاضی است و شما به عنوان معاملهگر، ابزارهایی برای جلوگیری از آن در اختیار دارید:
- استفاده از اهرمهای پایین و منطقی
این سادهترین و مؤثرترین راه است. استفاده از اهرم (Leverage) 3x یا 5x به جای اهرمهای وسوسهانگیز 50x یا 100x، به معاملهی شما «فضای تنفس» بسیار بیشتری میدهد.
مثال: با اهرم 50x، تنها یک حرکت ۲ درصدی بازار بر خلاف شما کافی است تا لیکویید شوید. اما با اهرم 5x، بازار باید ۲۰ درصد (یعنی ۱۰ برابر بیشتر) بر خلاف شما حرکت کند تا به نقطهی لیکویید شدن برسید.
- اهمیت حیاتی «حد ضرر» (Stop-Loss)
«حد ضرر» (Stop-Loss) فرمان خروج داوطلبانهی شما از یک معاملهی ضررده است. شما پیش از ورود به معامله، به صرافی میگویید: «اگر ضرر من به این قیمت (مثلاً ۵- درصد) رسید، لطفاً معاملهی من را ببند.»
اهمیت حیاتی حد ضرر در این است که شما قبل از رسیدن به قیمت لیکویید شدن (که یعنی از دست دادن ۱۰۰٪ سرمایه)، با یک ضرر کوچکتر و قابل مدیریت (مثلاً ۲۰٪ یا ۳۰٪) از بازار خارج میشوید. این ابزار، جلوی ضررهای فاجعهبار را میگیرد.
- مدیریت فعال مارجین نگهداری
معاملهگران حرفهای به معاملات مارجین خود سر میزنند و دائماً «سطح مارجین» (Margin Level) خود را چک میکنند. اگر ببینند که به مارجین کال نزدیک شدهاند، اما هنوز به تحلیل خود (مثلاً رشد قیمت کاردانو) اطمینان دارند، ممکن است تصمیم بگیرند وثیقهی بیشتری (مثلاً از طریق خرید تتر و اضافه کردن آن به پوزیشن) به معاملهی خود اضافه کنند. این کار، قیمت لیکویید شدن آنها را دورتر میکند و معامله را امنتر میسازد.
مقایسه مارجین با سایر روشهای معامله
در پلتفرمهای معاملاتی، شما معمولاً با گزینههای مختلفی مانند «اسپات» (Spot)، «مارجین» (Margin) و «فیوچرز» (Futures) روبرو میشوید. برای یک فرد تازهکار، همهی اینها ممکن است شبیه به هم به نظر برسند، اما در واقع، سه دنیای کاملاً متفاوت با قوانین و ریسکهای منحصربهفرد هستند.
درک تفاوت آنها اولین قدم برای جلوگیری از اشتباهات پرهزینه است.
تفاوت اصلی معاملات مارجین (Margin) و اسپات (Spot)
این اساسیترین تفاوتی است که باید بدانید. «اسپات» (Spot) نقطهی شروع و امنترین حالت معامله است، در حالی که «مارجین» (Margin) نسخهی پرریسکتر و اهرمی آن است.
- معامله اسپات (Spot Trading):
- مفهوم: این همان «خرید و فروش عادی» و سنتی است. شما با ۱۰۰٪ پول خودتان معامله میکنید.
- مالکیت: وقتی شما در بازار اسپات اقدام به خرید بیت کوین میکنید، شما مالک واقعی آن بیت کوین میشوید. میتوانید آن را به کیف پول شخصی خود منتقل کنید یا برای بلندمدت نگه دارید (Hold).
- ریسک: محدود به پولی است که پرداختهاید. اگر ۱۰۰ دلار کاردانو بخرید و قیمت کاردانو ۹۰٪ سقوط کند، شما ۹۰ دلار ضرر کردهاید، اما هنوز آن مقدار کاردانو را در کیف پول خود دارید. شما هرگز «لیکویید» (Liquidated) نمیشوید، چون وامی نگرفتهاید.
- اهرم: در این حالت هیچ اهرم (Leverage) یا پولی قرضی وجود ندارد (اهرم شما 1x است).
- معامله مارجین (Margin Trading):
- مفهوم: شما با پول قرضی (اعتبار صرافی) معامله میکنید تا حجم معاملهی خود را بزرگتر کنید.
- مالکیت: شما مالک کامل دارایی نیستید. آن دارایی (و وثیقهی شما) نزد صرافی به عنوان ضمانت وام باقی میماند تا زمانی که پوزیشن خود را ببندید و وام را پس دهید.
- ریسک: ریسک شما بسیار بالاست. به دلیل وجود «اهرم» (Leverage)، یک حرکت کوچک بازار میتواند کل وثیقهی شما را از بین ببرد (لیکویید شدن).
- اهرم: ویژگی اصلی آن، استفاده از اهرم (مثلاً 5x یا 10x) برای چند برابر کردن سود و زیان است.
استعاره ساده: معاملهی اسپات مانند خرید یک خانه با پول نقد است؛ خانه کاملاً برای شماست. معاملهی مارجین مانند خرید همان خانه با وام بانکی است؛ شما فقط بخشی از پول را دادهاید (مارجین) و اگر اقساط را ندهید (یا ارزش خانه به شدت افت کند)، بانک (صرافی) خانه را از شما میگیرد.
تفاوت معاملات مارجین (Margin) و فیوچرز (Futures)
اینجا جایی است که اوضاع کمی پیچیدهتر میشود، چون هر دوی این معاملات از «اهرم» استفاده میکنند و هر دو به شما اجازهی گرفتن پوزیشن «شورت» (Short) یا «فروش» (یعنی کسب سود از ریزش قیمت) را میدهند.
تفاوت اساسی در چیزی است که شما واقعاً در حال معاملهی آن هستید:
- در معاملات مارجین: شما دارایی واقعی را قرض میگیرید.
- وقتی پوزیشن «لانگ» (Long) روی اتریوم باز میکنید، شما دلار یا تتر واقعی قرض میگیرید تا اتریوم واقعی بخرید.
- وقتی پوزیشن «شورت» (Short) باز میکنید، شما اتریوم واقعی از صرافی قرض میگیرید و آن را میفروشید.
- در هر دو حالت، یک «وام» واقعی وجود دارد و شما باید «بهره» (Interest) آن وام را بپردازید.
- در معاملات فیوچرز (Futures) یا «آتی»: شما اصلاً با دارایی واقعی سروکار ندارید.
- شما در حال خرید و فروش یک «قرارداد» (Contract) هستید. این قرارداد، صرفاً یک توافق (یا شرطبندی) بین شما و بازار بر سر قیمت یک دارایی (مثلاً قیمت بیت کوین) در یک تاریخ مشخص در آینده است.
- مالکیت: هیچ دارایی واقعی (نه بیت کوین و نه دلار) قرض گرفته یا مبادله نمیشود. همهچیز فقط ثبت سود و زیان روی آن «قرارداد» است.
- هزینه: به جای پرداخت «بهره» (Interest) وام، در معاملات فیوچرز معمولاً مفهومی به نام «نرخ تأمین مالی» (Funding Rate) وجود دارد که بسته به شرایط بازار، یا شما به دیگران پرداخت میکنید یا از دیگران دریافت میکنید.
به طور خلاصه: در مارجین شما دارایی واقعی را «قرض» میگیرید تا با آن معامله کنید، اما در فیوچرز شما یک «قرارداد» یا «برگهی شرطبندی» بر سر قیمت آینده را معامله میکنید. هر دو روش به دلیل استفاده از اهرم، به شدت پرریسک هستند.
جمعبندی: مارجین، ابزاری قدرمند اما بسیار پرریسک
در طول این مقاله، ما به سفری عمیق در مفهوم «معاملات مارجین» (Margin Trading) رفتیم. حالا میدانیم که مارجین، در اصل، استفاده از «وجه تضمین» برای قرض گرفتن پول از صرافی و به کارگیری «اهرم» (Leverage) است؛ ابزاری که به شما اجازه میدهد با سرمایهای چندین برابر موجودی واقعیتان وارد معامله شوید.
این ابزار، یک شمشیر دولبهی واقعی در دنیای بازارهای مالی است:
- روی خوش سکه: مارجین میتواند سودهای شما را به شکلی چشمگیر چند برابر کند. یک رشد کوچک ۵ درصدی در بازار میتواند با اهرم 10x، به یک سود ۵۰ درصدی روی سرمایهی اولیهی شما تبدیل شود. همچنین به شما اجازهی کسب سود از بازارهای نزولی (از طریق پوزیشن شورت) را میدهد.
- روی تاریک سکه: این اهرم، دقیقاً به همان نسبت، ضررهای شما را نیز چند برابر میکند. همان حرکت ۵ درصدی، اگر بر خلاف پیشبینی شما باشد، میتواند ۵۰ درصد از سرمایهی شما را نابود کند. و یک حرکت شدیدتر، به راحتی منجر به «لیکویید شدن» (Liquidation) و از دست رفتن کامل وثیقهی شما میشود.
هدف ما از این مقاله، آموزش معاملهگری با مارجین نبود؛ بلکه درک کامل چیستی آن بود، تا بدانید وقتی در صرافیها با این اصطلاحات روبرو میشوید، معنای دقیق آنها چیست.
واقعیت این است که معاملات مارجین، با تمام پیچیدگیها، هزینههای بهره و استرس روانی بالا، ابزاری برای معاملهگران بسیار باتجربه و حرفهای است؛ نه یک مسیر میانبر برای افراد تازهکار.
اگر به تازگی وارد دنیای رمزارز شدهاید، امنترین و منطقیترین نقطه برای شروع، بازار «اسپات» (Spot) است. در آنجا، شما با پول واقعی خودتان اقدام به خرید ارز دیجیتال میکنید و مالک واقعی آن دارایی میشوید. حتی اگر قیمت بیت کوین کاهش یابد، شما هنوز بیت کوین خود را دارید. اما در مارجین، یک اشتباه کوچک میتواند به معنای صفر شدن حساب شما باشد.
منابع:
سوالات متداول
آیا مارجین تریدینگ برای افراد تازهکار مناسب است؟
«معاملات تعهدی» در صرافیهای ایرانی همان مارجین است؟
تفاوت اصلی «کراس» و «ایزوله» به زبان ساده چیست؟
آیا ممکن است در معاملات مارجین بدهکار شویم؟
آیا مارجین تریدینگ همیشه سودآور است؟
مقالات برجسته
- پیش از فروش شیبا اینو (SHIB) این نکات را بدانید!۱۹ بهمن ۱۴۰۴اخبار
- هولدر ۱۰ ساله ریپل درباره مسیر آینده قیمت این رمزارز صحبت کرد۱۹ بهمن ۱۴۰۴اخبار
- توکن نقره با نماد (SLVON) به صرافی کیف پول من اضافه شد۱۸ بهمن ۱۴۰۴اخبار
- پیشبینی قیمت کاردانو همزمان با راهاندازی معاملات آتی ADA در CME۱۸ بهمن ۱۴۰۴اخبار
- بازار رمزارزها جان تازه گرفت؛ چرا بیتکوین، اتریوم و ریپل امروز جهش کردند؟۱۸ بهمن ۱۴۰۴اخبار
- جهش ۱۸ درصدی XRP؛ سریعترین بازگشت میان رمزارزهای بزرگ بازار۱۸ بهمن ۱۴۰۴اخبار
- سقوط بازار ارزهای دیجیتال: فرصت خرید در کف یا انتظار برای ریزش بیشتر؟۱۷ بهمن ۱۴۰۴اخبار
دیدگاههای کاربران
تا کنون 18 کاربر در مورد مارجین (Margin) چیست؟ مفهوم، مزایا و خطرات معاملات اهرمی دیدگاه ثبت کرده اندافزودن دیدگاه
با ثبتنام در صرافی کیف پول من و ارسال نظر در سایت ارز دیجیتال رایگان هدیه بگیرید. نظر شما حداقل باید ۱۰ کلمه باشد و تکراری نباشد.ویدئو رسانه
در بخش ویدئو رسانه، میتوانید به آموزشها، تحلیلها و محتوای ویدیویی جذاب درباره ارزهای دیجیتال و خدمات ما دسترسی پیدا کنید.












