کیف پول من

وستینگ (Vesting) در ارز دیجیتال چیست و چه تاثیری بر قیمت توکن‌ها دارد؟

تاریخ انتشار:
۲۱ مرداد ۱۴۰۳
آخرین به‌روزرسانی:
۶ تیر ۱۴۰۵
6078

وستینگ در ساده‌ترین حالت، مکانیزمی برای قفل کردن توکن‌های یک پروژه و آزادسازی تدریجی آن‌ها در طول یک بازه زمانی مشخص است. با این حال، بسیاری از فعالان بازار تصور می‌کنند ارزش یک ارز دیجیتال صرفا به کاربرد و تکنولوژی آن بستگی دارد، در حالی که زمان‌بندی همین آزادسازی‌ها، فرمانروای پنهان نوسانات قیمت است.

what-is-vesting

شرایطی را تصور کنید که ماه‌ها روی یک پروژه تحقیق کرده‌اید، نمودارها نوید یک روند صعودی را می‌دهند و سرمایه خود را وارد بازار می‌کنید؛ اما چند روز بعد، بدون انتشار هیچ خبر منفی، قیمت با یک کندل قرمز سنگین سقوط می‌کند. دلیل این ریزش ناگهانی، فروش آبشاری توکن‌هایی است که به‌تازگی برای تیم توسعه‌دهنده یا سرمایه‌گذاران اولیه آزاد شده‌اند و شما از تقویم آزادسازی آن‌ها بی‌خبر بوده‌اید. در این مقاله، سازوکار دقیق وستینگ، مفهوم دوره‌های کلیف (Cliff) و تاثیر رویدادهای آنلاک بر عرضه و تقاضا پیش از هر سرمایه‌گذاری و تقویم توکنومیک پروژه‌ها را مانند یک تحلیلگر حرفه‌ای بررسی کنید.

مفهوم وستینگ Vesting در ارز دیجیتال چیست؟

وقتی یک پروژه‌ی کریپتویی جدید راه‌اندازی می‌شود، سازندگان آن میلیون‌ها یا حتی میلیاردها توکن تولید می‌کنند. اگر قرار باشد تمام این توکن‌ها در همان روز اول وارد بازار شوند، چه اتفاقی می‌افتد؟ طبیعتا عرضه‌ی توکن به شدت زیاد می‌شود و قیمت آن افت وحشتناکی را تجربه می‌کند. برای جلوگیری از این مشکل، از مفهومی به نام وستینگ (Vesting) یا زمان‌بندی آزادسازی استفاده می‌شود.

وستینگ در واقع یک مکانیزم هوشمند است که توکن‌های متعلق به تیم سازنده، مشاوران و سرمایه‌گذاران اولیه را در یک گاوصندوق دیجیتالی قفل می‌کند و اجازه نمی‌دهد آن‌ها دارایی خود را به یک‌باره در بازار بفروشند. این توکن‌ها بر اساس یک برنامه‌ی زمانی مشخص و به صورت خرد خرد در اختیار صاحبانشان قرار می‌گیرند. این کار به پایداری اقتصاد توکنی (Tokenomics - علم طراحی و مدیریت عرضه و تقاضای یک ارز دیجیتال) کمک بسیار بزرگی می‌کند و به کاربران عادی اطمینان می‌دهد که سازندگان پروژه یک شبه سرمایه‌ی آن‌ها را نابود نمی‌کنند.

توکن قفل شده و توکن وست شده چه تفاوتی با هم دارند؟

برای درک بهتر فرآیند آزادسازی، بهتر است تفاوت دو وضعیت مختلف توکن‌ها را بشناسیم:

  • توکن قفل شده (Locked Token): این توکن‌ها وجود دارند و متعلق به افراد خاصی هستند، اما در یک قرارداد هوشمند (کدهای برنامه‌نویسی شده‌ای که به صورت خودکار و بدون دخالت انسان اجرا می‌شوند) حبس شده‌اند. مالک این توکن‌ها هیچ‌گونه دسترسی به آن‌ها ندارد و نمی‌تواند آن‌ها را معامله کند، بفروشد یا به کیف پول دیگری انتقال دهد.
  • توکن وست شده (Vested Token): توکنی است که دوره‌ی قفل بودن آن به پایان رسیده و اکنون کاملا آزاد است. در این حالت، مالکان می‌توانند این توکن‌ها را به راحتی برداشت کرده و در بازار کریپتو به فروش برسانند.

منظور از برنامه وستینگ Vesting Schedule چیست؟

برنامه‌ی وستینگ (Vesting Schedule) دقیقا شبیه به یک تقویم کاری است که قوانین، شرایط و زمان‌بندی آزادسازی توکن‌ها را مشخص می‌کند. پروژه‌های معتبر، این تقویم را از همان روز اول در سند معرفی پروژه‌ی خود (Whitepaper - سندی که اهداف، کاربردها و مشخصات فنی پروژه را به طور کامل توضیح می‌دهد) منتشر می‌کنند تا همه چیز برای سرمایه‌گذاران شفاف باشد.

این برنامه به طور دقیق مشخص می‌کند که چه مقدار از توکن‌ها، در چه تاریخ‌هایی و برای کدام دسته از افراد آزاد خواهد شد. به عنوان مثال، تقویم وستینگ یک پروژه ممکن است تعیین کند که توکن‌های تیم توسعه‌دهنده به مدت یک سال تمام کاملا قفل باشند و پس از گذشت این مدت، هر ماه تنها 5 درصد از آن توکن‌ها آزاد شود.

مفهوم آنلاک شدن توکن Token Unlock به زبان ساده

آنلاک شدن توکن (Token Unlock) دقیقا همان روز یا لحظه‌ای است که توکن‌ها از حالت قفل شده خارج می‌شوند و به حالت وست شده یا آزاد در می‌آیند. این رویداد در تقویم پروژه‌های ارز دیجیتال بسیار مهم و حیاتی است؛ زیرا با آنلاک شدن توکن‌ها، تعداد سکه‌های در حال گردش در بازار به طور ناگهانی افزایش می‌یابد.

تصور کنید در یک شهر کوچک، ناگهان تعداد زیادی ماشین جدید وارد خیابان‌ها شود. طبیعی است که ترافیک بیشتر می‌شود و حتی شاید قیمت ماشین در آن شهر کمی افت کند. در بازار کریپتو هم رویداد آنلاک شدن می‌تواند باعث افزایش عرضه‌ی توکن و در نتیجه ایجاد فشار فروش شود؛ زیرا افرادی که ماه‌ها منتظر بوده‌اند تا توکن‌هایشان آزاد شود، ممکن است تصمیم بگیرند بخشی از دارایی خود را بلافاصله نقد کنند. به همین دلیل است که معامله‌گران حرفه‌ای همیشه تاریخ‌های آنلاک شدن پروژه‌ها را به دقت زیر نظر می‌گیرند.

مکانیزم و نحوه عملکرد وستینگ؛ توکن‌ها چگونه آزاد می‌شوند؟

حالا که با مفهوم کلی وستینگ آشنا شدیم، این سوال پیش می‌آید که این فرآیند در عمل چگونه کار می‌کند؟ پروسه‌ی آزادسازی توکن‌ها به صورت دستی یا توسط انسان‌ها انجام نمی‌شود. توسعه‌دهندگان برای این کار از قرارداد هوشمند (کدهای برنامه‌نویسی شده روی بلاک‌چین که به صورت خودکار و بدون نیاز به واسطه اجرا می‌شوند) استفاده می‌کنند.

این قراردادها طوری برنامه‌ریزی می‌شوند که توکن‌ها را طبق یک زمان‌بندی دقیق و غیرقابل تغییر آزاد کنند. تقویم آزادسازی معمولا از دو بخش اصلی تشکیل شده است: دوره‌ی کلیف و دوره‌ی آزادسازی تدریجی. در ادامه هر دو مرحله را با زبانی ساده بررسی می‌کنیم.

دوره کلیف Cliff Period یا صخره در آزادسازی توکن چیست؟

واژه‌ی کلیف در زبان انگلیسی به معنای صخره یا پرتگاه است. در دنیای رمزارز، دوره‌ی کلیف به یک دوره‌ی انتظار اولیه گفته می‌شود که در طول آن، مطلقا هیچ توکنی آزاد نمی‌شود. در این مدت زمان، توکن‌های متعلق به تیم سازنده یا سرمایه‌گذاران اولیه کاملا قفل هستند.

برای درک بهتر، کاشتن یک درخت میوه را تصور کنید. وقتی نهالی را می‌کارید، نمی‌توانید فردای آن روز انتظار میوه داشته باشید. باید یک دوره‌ی زمانی خاص صبر کنید تا درخت ریشه بدواند و جان بگیرد. دوره‌ی کلیف نیز دقیقا همین نقش را دارد و به پروژه‌ی کریپتویی اجازه می‌دهد تا پیش از ورود توکن‌های جدید به بازار، جای پای خود را محکم کند. این کار مانع از ایجاد دامپ (ریزش شدید و ناگهانی قیمت به دلیل فروش دسته‌جمعی) در ماه‌های اولیه‌ی شروع کار پروژه می‌شود.

آزادسازی تدریجی یا خطی Linear Vesting چگونه انجام می‌شود؟

پس از پایان یافتن دوره‌ی کلیف، نوبت به آزادسازی توکن‌ها می‌رسد. در مدل خطی یا تدریجی، توکن‌ها به صورت یک‌جا آزاد نمی‌شوند، بلکه در بخش‌های مساوی و در بازه‌های زمانی مشخص در اختیار مالکان قرار می‌گیرند.

این روش شبیه به دریافت حقوق ماهیانه است. به جای اینکه کارفرما حقوق کل سال را در روز اول به شما بدهد، آن را به صورت ماه به ماه پرداخت می‌کند. در برنامه‌ی وستینگ خطی نیز، توکن‌ها ممکن است به صورت روزانه، هفتگی یا ماهانه آزاد شوند. این تزریق قطره‌چکانی باعث می‌شود تا بازار بتواند توکن‌های جدید را به راحتی هضم کند و عرضه‌ی توکن به صورت ناگهانی تعادل بازار را به هم نریزد.

بررسی یک سناریوی واقعی از وستینگ در پروژه‌های کریپتویی

برای اینکه تمام این مفاهیم به شکل کاملا کاربردی برای شما روشن شود، بیایید یک پروژه‌ی فرضی را بررسی کنیم. فرض کنید تیم سازنده‌ی یک پروژه، ۱۰۰ هزار توکن برای خود در نظر گرفته است و برنامه‌ی وستینگ آن‌ها به این شکل است:

  • دوره‌ی کلیف: ۶ ماه
  • دوره‌ی آزادسازی خطی: ۱۰ ماه (آغاز پس از اتمام کلیف)

در ۶ ماه اول، هیچ توکنی برای تیم آزاد نمی‌شود و سهم آن‌ها صفر است. در ماه هفتم یعنی دقیقا پس از پایان کلیف، آزادسازی خطی شروع می‌شود. از آنجا که ۱۰۰ هزار توکن باید در ۱۰ ماه آزاد شوند، از ماه هفتم تا ماه شانزدهم، هر ماه ۱۰ هزار توکن در دسترس تیم سازنده قرار می‌گیرد تا بتوانند آن‌ها را به فروش برسانند یا در کیف پول خود نگهداری کنند.

برای مرور سریع و درک بهتر تاثیر هر مرحله، می‌توانید از جدول ساده‌سازی شده‌ی زیر استفاده کنید:

اصطلاح در وستینگ

تعریف ساده

تاثیر روی موجودی و عرضه بازار

توکن قفل شده

توکنی که هنوز مجوز خرید و فروش ندارد

کاملا خارج از چرخه‌ی بازار است و تاثیری روی عرضه ندارد

دوره کلیف Cliff

مدت زمان انتظار اولیه که هیچ توکنی آزاد نمی‌شود

میزان عرضه‌ی توکن در بازار کاملا ثابت می‌ماند

دوره وستینگ Vesting

بازه‌ی زمانی که توکن‌ها کم‌کم و طبق برنامه آزاد می‌شوند

باعث افزایش تدریجی عرضه می‌شود

توکن وست شده

توکنی که کاملا آزاد شده و قابل معامله است

به عرضه‌ی در گردش بازار اضافه شده است

انواع مدل‌های Vesting در دنیای ارزهای دیجیتال

همان‌طور که در دنیای واقعی، قراردادهای کاری یا پروژه‌ای انواع مختلفی دارند، در دنیای رمزارزها نیز پروژه‌ها بر اساس نیاز و اهداف خود از روش‌های متفاوتی برای زمان‌بندی آزادسازی توکن‌ها استفاده می‌کنند. توسعه‌دهندگان با کمک قراردادهای هوشمند، یکی از این مدل‌ها یا ترکیبی از آن‌ها را انتخاب می‌کنند تا سلامت اقتصاد پروژه‌ی خود را تضمین کنند. در ادامه چهار مدل اصلی وستینگ را با زبانی ساده بررسی می‌کنیم.

وستینگ مبتنی بر زمان Time-based

این روش ساده‌ترین و رایج‌ترین مدل در بازار کریپتو است. در وستینگ زمانی، توکن‌ها صرفا بر اساس یک تقویم از پیش تعیین شده و با گذشت زمان آزاد می‌شوند. این مدل دقیقا شبیه به دریافت حقوق ماهیانه در یک شرکت است؛ یعنی شما می‌دانید که در پایان هر ماه، درصد مشخصی از توکن‌های شما قابل برداشت خواهد بود.

برای مثال، برنامه‌ی یک پروژه ممکن است به این شکل باشد که پس از گذشت یک سال، هر ماه 5 درصد از توکن‌های سرمایه‌گذاران اولیه آزاد شود. در این مدل، هیچ شرط دیگری جز فرا رسیدن تاریخ مقرر برای دریافت توکن‌ها وجود ندارد.

وستینگ مبتنی بر اهداف پروژه و فازهای توسعه Milestone-based

در این مدل، زمان به تنهایی اهمیتی ندارد؛ بلکه پیشرفت واقعی پروژه و رسیدن به دستاوردهای مشخص معیار اصلی است. توکن‌ها تنها در صورتی آزاد می‌شوند که تیم سازنده بتواند به اهدافی که از قبل در وایت‌پیپر قول داده بود، دست پیدا کند.

برای درک بهتر، فرایند ساختن یک خانه‌ی جدید را تصور کنید. شما کل بودجه را در روز اول به پیمانکار نمی‌دهید، بلکه توافق می‌کنید پس از پایان یافتن هر مرحله از ساخت‌وساز، بخشی از پول را پرداخت کنید. در دنیای رمزارز نیز، این اهداف می‌توانند شامل موارد زیر باشند:

  • راه‌اندازی شبکه‌ی اصلی (Mainnet - بلاک‌چین اختصاصی، مستقل و نهایی یک پروژه که جایگزین نسخه‌ی آزمایشی اولیه می‌شود)
  • لیست شدن توکن در صرافی‌های معتبر جهانی برای اولین بار
  • رسیدن تعداد کاربران فعال شبکه به یک عدد قابل توجه مانند صد هزار نفر

این روش به سرمایه‌گذاران خرد اطمینان می‌دهد که تیم سازنده برای دریافت پاداش خود، مجبور است به سختی کار کند و به وعده‌هایش پایبند بماند.

وستینگ ترکیبی؛ تلفیقی از زمان و دستاوردها Hybrid

همان‌طور که از نام آن پیداست، این مدل ترکیبی هوشمندانه از دو روش قبلی است. پروژه‌هایی که می‌خواهند بالاترین سطح امنیت و اعتماد را برای کاربرانشان ایجاد کنند، از وستینگ ترکیبی استفاده می‌کنند.

در این حالت، برای آزادسازی توکن‌ها دو شرط باید همزمان محقق شود: اول اینکه باید زمان مشخصی بگذرد و دوم اینکه پروژه باید به هدف تعیین شده رسیده باشد. اگر زمان مقرر فرا برسد اما تیم سازنده نتوانسته باشد شبکه‌ی اصلی را راه‌اندازی کند، توکنی هم آزاد نخواهد شد. این روش مانند دریافت پاداش عملکرد در پایان سال است؛ کارمند هم باید یک سال کامل در شرکت حضور داشته باشد و هم باید عملکرد مثبتی ثبت کرده باشد.

وستینگ معکوس - Reverse Vesting

وستینگ معکوس یک راهکار بسیار جالب و متفاوت است که معمولا برای بنیان‌گذاران و اعضای کلیدی و متخصص تیم اجرا می‌شود. در این مدل، توکن‌ها از همان ابتدا به اعضای تیم اختصاص داده می‌شود، اما با یک شرط بسیار مهم: اگر فردی تصمیم بگیرد زودتر از موعد تعیین شده پروژه‌ی کریپتویی را ترک کند، توکن‌های آزاد نشده‌ی او توسط قرارداد هوشمند پس گرفته می‌شود.

فرض کنید یک شرکت به مدیر ارشد خود یک ماشین سازمانی می‌دهد، اما شرط می‌کند که اگر قبل از سه سال استعفا دهد، باید ماشین را به شرکت برگرداند. هدف اصلی از اجرای وستینگ معکوس، جلوگیری از رها شدن پروژه توسط افراد کلیدی در ماه‌های حیاتی اول است. این کار باعث می‌شود تا تیم اصلی با انگیزه‌ی بیشتری در کنار هم بمانند و برای موفقیت بلند مدت شبکه‌ی خود تلاش کنند.

وستینگ مبتنی بر اهداف پروژه | فازهای توسعه  Milestone-based | صرافی کیف پول من

اهداف اصلی و دلایل اهمیت وستینگ برای پروژه‌های کریپتویی

شاید با خود بپرسید چرا سازندگان یک پروژه‌ی کریپتویی باید دارایی خودشان را قفل کنند و دسترسی خود را محدود سازند؟ حقیقت این است که وستینگ یک قانون آزاردهنده نیست، بلکه یک سپر دفاعی محکم برای محافظت از سرمایه‌ی کاربران و تضمین آینده‌ی پروژه است. در دنیای پرنوسان رمزارزها، داشتن یک فناوری جذاب به تنهایی برای موفقیت کافی نیست؛ بلکه مدیریت هوشمندانه‌ی دارایی‌ها است که باعث بقای یک شبکه می‌شود. در ادامه سه دلیل حیاتی برای استفاده از این سیستم را با هم بررسی می‌کنیم.

محافظت از پروژه در برابر دامپ قیمت و فروش‌های آبشاری

بزرگترین ترس هر سرمایه‌گذار، بیدار شدن در یک روز صبح و دیدن ریزش شدید سرمایه‌ی خود است. اگر تیمی تمام توکن‌های خود را در روز اول دریافت کند، ممکن است وسوسه شود تا بخش بزرگی از آن را یک‌جا در بازار بفروشد. این کار باعث ایجاد پدیده‌ای به نام دامپ (Dump - افت شدید و ناگهانی قیمت به دلیل عرضه‌ی حجم بسیار زیادی از یک دارایی در زمانی کوتاه) می‌شود.

وقتی قیمت به شدت افت می‌کند، سایر کاربران نیز دچار ترس شده و دارایی خود را می‌فروشند که به این حالت فروش آبشاری (Cascade Selling - واکنش زنجیره‌ای که در آن ترس کاربران باعث فروش‌های پی‌در‌پی و ریزش بیشتر بازار می‌شود) می‌گویند. وستینگ دقیقا مانند یک سد محکم عمل می‌کند؛ این سد به جای رها کردن ناگهانی تمام آب و ایجاد یک سیل ویرانگر، توکن‌ها را به صورت کنترل شده و قطره‌چکانی به بازار تزریق می‌کند تا تعادل قیمت به هم نریزد.

هم‌سو کردن منافع تیم توسعه‌دهنده با موفقیت بلند مدت پروژه

تصور کنید می‌خواهید یک خانه‌ی جدید بسازید. آیا تمام دستمزد معمار و کارگران را در همان روز اول و پیش از چیدن اولین آجر پرداخت می‌کنید؟ قطعا خیر. زیرا اگر این کار را بکنید، ممکن است انگیزه‌ی آن‌ها برای اتمام کار کم شود یا حتی کار را نیمه‌کاره رها کنند.

در دنیای ارزهای دیجیتال نیز دقیقا همین منطق حاکم است. اگر بنیان‌گذاران تمام سود و پاداش خود را در همان ابتدای کار دریافت کنند، دیگر انگیزه‌ای برای توسعه‌ی فنی، رفع باگ‌ها و بهبود شبکه‌ی خود نخواهند داشت. برنامه‌ی وستینگ، تیم سازنده را متعهد می‌کند تا برای دریافت توکن‌های خود، ماه‌ها یا سال‌ها در پروژه بمانند. در این حالت، تنها راهی که آن‌ها می‌توانند سود خوبی کسب کنند این است که با تلاش مستمر، ارزش واقعی پروژه را بالا ببرند تا زمانی که توکن‌هایشان آزاد می‌شود، آن توکن‌ها واقعا ارزشمند باشند.

حفظ پایداری و سلامت اقتصاد توکنی

همان‌طور که چاپ بی‌رویه‌ی پول توسط دولت‌ها باعث ایجاد تورم و کاهش ارزش پول ملی می‌شود، ورود ناگهانی و کنترل نشده‌ی توکن‌های جدید به بازار نیز ارزش آن ارز دیجیتال را از بین می‌برد. اقتصاد توکنی نیازمند یک نظم دقیق است تا سمت عرضه و سمت تقاضا همیشه در تعادل باقی بمانند.

وستینگ به مدیران پروژه اجازه می‌دهد تا نرخ تورم توکن را کنترل کنند. به بیان ساده، آن‌ها با کمک این برنامه تنظیم می‌کنند که در هر ماه دقیقا چه تعداد سکه‌ی جدید وارد چرخه‌ی معاملات شود. این شفافیت و نظم باعث می‌شود تا سرمایه‌گذاران بتوانند با خیال راحت برای آینده برنامه‌ریزی کنند و بدانند که اقتصاد پروژه‌ی مورد نظرشان، یک اقتصاد سالم، پایدار و قابل پیش‌بینی است.

قوانین آزادسازی توکن شامل حال چه گروه‌هایی می‌شود؟

شاید این سوال برای شما پیش بیاید که آیا وقتی ما یک ارز دیجیتال را از بازار آزاد می‌خریم، باز هم باید منتظر برنامه‌ی وستینگ بمانیم؟ پاسخ منفی است. کاربرانی که توکن‌ها را در جریان معاملات عادی بازار و پس از عرضه‌ی عمومی خریداری می‌کنند، هیچ محدودیتی برای فروش آن‌ها ندارند.

قوانین زمان‌بندی و آزادسازی در واقع برای گروه‌های خاصی طراحی شده است که توکن‌ها را پیش از بقیه‌ی مردم، با قیمت‌های بسیار پایین‌تر یا حتی به صورت کاملا رایگان دریافت کرده‌اند. قرارداد هوشمند پروژه، توکن‌های این افراد را قفل می‌کند تا تعادل بازار به هم نریزد. در ادامه، این سه گروه اصلی را با زبانی ساده بررسی می‌کنیم.

اعضای تیم، بنیان‌گذاران و مشاوران فنی

هسته‌ی مرکزی و قلب تپنده‌ی هر پروژه‌ی کریپتویی را برنامه‌نویسان، مدیران، بنیان‌گذاران و مشاوران متخصص تشکیل می‌دهند. این افراد معمولا بخش قابل توجهی از کل سکه‌های شبکه (مثلا 10 تا 20 درصد) را به عنوان دستمزد و پاداش زحمات خود در نظر می‌گیرند. استفاده از سیستم وستینگ برای این گروه به دلایل زیر کاملا ضروری است:

  • حفظ انگیزه‌ی کاری: اگر تیم سازنده تمام توکن‌های خود را در همان روز اول دریافت کند، ممکن است انگیزه‌ی خود را برای ادامه‌ی کار و توسعه‌ی فنی از دست بدهد.
  • جلوگیری از رها شدن پروژه: برنامه‌ی آزادسازی که معمولا برای اعضای تیم بین 2 تا 4 سال طول می‌کشد، این افراد را متعهد می‌کند تا در روزهای سخت نیز در کنار پروژه‌ی خود بمانند و برای رشد آن تلاش کنند.

شرکت‌های سرمایه‌گذاری نهادی و خریداران اولیه

هیچ پروژه‌ای بدون پشتوانه‌ی مالی و پول نمی‌تواند به درستی رشد کند. به همین دلیل، پروژه‌ها پیش از اینکه توکن خود را در صرافی‌ها لیست کنند، سراغ شرکت‌های سرمایه‌گذاری خطرپذیر (Venture Capital - شرکت‌های بزرگی که بودجه‌ی خود را روی ایده‌های نوپا و مستعد رشد سرمایه‌گذاری می‌کنند) و خریداران اولیه در دوره‌ی کشت ایده (Seed Round - اولین و ابتدایی‌ترین مرحله‌ی جذب سرمایه برای یک استارتاپ) می‌روند.

این سرمایه‌گذاران بزرگ، توکن‌ها را با تخفیف‌های بسیار شگفت‌انگیزی می‌خرند و ریسک موفق نشدن پروژه را می‌پذیرند. با این حال، اگر برنامه‌ی وستینگ برای این نهنگ‌ها (Whale - افراد یا موسساتی که حجم بسیار سنگینی از یک ارز دیجیتال را در اختیار دارند) وجود نداشته باشد، آن‌ها می‌توانند در همان روز اولی که توکن وارد صرافی می‌شود، دارایی خود را با سودهای چند صد درصدی بفروشند. این کار باعث سقوط آزاد قیمت می‌شود و سرمایه‌گذاران خرد را به شدت متضرر می‌کند.

مشارکت‌کنندگان فعال کامیونیتی و دریافت‌کنندگان ایردراپ

یکی از جذاب‌ترین بخش‌های دنیای ارزهای دیجیتال، پاداش گرفتن به خاطر فعالیت در شبکه‌ی یک پروژه است. بسیاری از شبکه‌ها برای تبلیغات، جذب کاربر و سنجش پایداری سیستم خود، از روش ایردراپ (Airdrop - توزیع رایگان توکن بین کاربران اولیه به عنوان پاداش وفاداری و فعالیت) استفاده می‌کنند.

شاید فکر کنید توکن‌های رایگان نیازی به قفل شدن ندارند، اما در پروژه‌های بزرگ و مدرن، حتی توکن‌های ایردراپ نیز شامل برنامه‌ی آزادسازی می‌شوند. تصور کنید هزاران نفر به صورت همزمان صدها دلار توکن رایگان دریافت کنند؛ اولین واکنش طبیعی بسیاری از آن‌ها، فروش سریع این سکه‌ها برای رسیدن به پول نقد است. توسعه‌دهندگان برای جلوگیری از این فشار فروش سنگین در روزهای اولیه‌ی راه‌اندازی شبکه، توکن‌های ایردراپ را به صورت مرحله‌ای (مثلا طی 6 ماه) به کیف پول کاربران واریز می‌کنند تا بازار فرصت هضم این عرضه‌ی جدید را داشته باشد.

تحلیل تاثیر Vesting بر عرضه بازار و قیمت ارزهای دیجیتال

در دنیای اقتصاد، یک قانون بسیار ساده و همیشگی وجود دارد: قانون عرضه و تقاضا. اگر چیزی در بازار کمیاب باشد و افراد زیادی آن را بخواهند، قیمت آن بالا می‌رود و برعکس، اگر چیزی به وفور یافت شود، ارزش آن کاهش پیدا می‌کند. در بازار رمزارزها نیز دقیقا همین قانون برقرار است. برنامه‌ی وستینگ به عنوان مدیر اصلی عرضه‌ی سکه‌ها، نقش بسیار مهمی در تعیین قیمت و ارزش دارایی شما ایفا می‌کند. بیایید ببینیم این مکانیزم چگونه روی جیب و سرمایه‌ی شما تاثیر می‌گذارد.

برنامه وستینگ چه تاثیری بر عرضه در گردش - Circulating Supply دارد؟

پیش از هر چیز باید با مفهوم عرضه در گردش (Circulating Supply - تعداد توکن‌هایی که در حال حاضر آزاد هستند و در دست مردم خرید و فروش می‌شوند) آشنا شویم. این عدد نشان‌دهنده‌ی وضعیت فعلی بازار است.

برنامه‌ی وستینگ مستقیما روی عرضه‌ی در گردش تاثیر می‌گذارد. زمانی که پروژه‌ای در دوره‌ی کلیف قرار دارد، هیچ توکن جدیدی به بازار اضافه نمی‌شود و عرضه‌ی در گردش کاملا ثابت می‌ماند. اما به محض اینکه دوره‌ی آزادسازی توکن‌ها آغاز می‌شود، تعداد سکه‌های موجود در بازار به مرور زمان افزایش می‌یابد. اگر این توکن‌های جدید با تقاضا و خریدار جدیدی روبه‌رو نشوند، افزایش عرضه‌ی در گردش باعث می‌شود تا ارزش هر توکن کاهش پیدا کند.

چرا رویدادهای آنلاک توکن معمولا باعث ایجاد فشار فروش می‌شوند؟

حتما تا به حال دیده‌اید که قیمت یک ارز دیجیتال پس از رسیدن به تاریخ آنلاک شدن، ناگهان افت می‌کند. دلیل این اتفاق، ایجاد فشار فروش (Sell Pressure - وضعیتی که در آن تمایل به فروش یک دارایی بسیار بیشتر از تمایل به خرید آن است و باعث افت قیمت می‌شود) است.

اما چرا این اتفاق می‌افتد؟ دلیل آن بسیار ساده است. تصور کنید سرمایه‌گذاران اولیه، توکن‌های یک پروژه را دو سال پیش با قیمت یک دهم سنت خریده‌اند و حالا قیمت آن به یک دلار رسیده است. آن‌ها ماه‌ها منتظر مانده‌اند تا قفل توکن‌هایشان باز شود. به محض اینکه رویداد آنلاک رخ می‌دهد، این افراد برای رسیدن به سودهای چند صد درصدی خود، بخش بزرگی از توکن‌هایشان را به صرافی‌ها منتقل کرده و می‌فروشند. این حجم عظیم از فروش، تعادل بازار را به هم می‌ریزد و باعث کاهش قیمت می‌شود. به همین دلیل است که تاریخ‌های آنلاک، روزهای بسیار حساسی برای معامله‌گران هستند.

نحوه محاسبه دقیق عرضه در گردش با کسر توکن‌های قفل شده

یکی از اشتباهات رایج افراد تازه‌کار این است که هنگام بررسی پروژه‌ها، فقط به حداکثر عرضه (Max Supply - بیشترین تعداد توکنی که برای یک ارز دیجیتال تا ابد تولید خواهد شد) نگاه می‌کنند. برای اینکه یک تحلیلگر حرفه‌ای باشید، باید بتوانید عرضه‌ی واقعی بازار را محاسبه کنید.

فرمول محاسبه‌ی عرضه‌ی در گردش بسیار ساده و منطقی است و از مراحل زیر تشکیل می‌شود:

  • ابتدا باید کل توکن‌های تولید شده را در نظر بگیرید.
  • سپس تمام توکن‌هایی که در قراردادهای هوشمند قفل شده‌اند را محاسبه کنید؛ این توکن‌ها شامل سهم تیم سازنده، مشاوران و سرمایه‌گذاران اولیه است که هنوز وست نشده‌اند.
  • حالا کافی است توکن‌های قفل شده را از کل توکن‌های تولید شده کم کنید. عدد به دست آمده، همان عرضه‌ی در گردش واقعی است.

بسیاری از سایت‌های معتبر تحلیل ارزهای دیجیتال این محاسبات را به صورت خودکار برای شما انجام می‌دهند، اما درک این فرمول به شما کمک می‌کند تا فریب پروژه‌هایی را که عرضه‌ی در گردش کمی دارند اما میلیون‌ها توکن قفل شده در برنامه‌ی وستینگ خود پنهان کرده‌اند، نخورید.

نحوه محاسبه دقیق عرضه در گردش با کسر توکن‌های قفل شده | صرافی کیف پول من

تفاوت وستینگ در قراردادهای هوشمند کریپتو با مدل‌های سنتی سهام

شاید برایتان جالب باشد که بدانید ایده‌ی وستینگ یا زمان‌بندی آزادسازی، اختراع دنیای ارزهای دیجیتال نیست. سال‌هاست که شرکت‌های سنتی و استارتاپ‌ها (Startup - شرکت‌های نوپا که معمولا با ایده‌های خلاقانه و بر پایه‌ی تکنولوژی شکل می‌گیرند) برای حفظ کارمندان کلیدی خود، سهام شرکت را به جای پرداخت پول نقد، به صورت مرحله‌ای به آن‌ها واگذار می‌کنند. با این حال، فناوری بلاک‌چین (Blockchain - دفتر کل توزیع شده و عمومی که تمام اطلاعات و تراکنش‌ها را به صورت امن و غیرقابل تغییر ثبت می‌کند) این مفهوم قدیمی را به سطح کاملا جدیدی ارتقا داده است.

در واقع، دنیای کریپتو همان منطق قدیمی را گرفته و آن را با تکنولوژی روز ترکیب کرده است تا خطاهای انسانی را به حداقل برساند. اما تفاوت مدل کریپتویی با مدل سنتی دقیقا در چه مواردی است؟

بررسی تفاوت‌ها از نظر شفافیت، اتوماسیون و نیاز به واسطه‌ها

برای درک بهتر برتری دنیای رمزارزها در این زمینه، تفاوت‌های کلیدی این دو سیستم را از سه زاویه‌ی بسیار مهم با هم مقایسه می‌کنیم:

  • اتوماسیون و اجرای خودکار: در دنیای سنتی سهام، برنامه‌ی آزادسازی روی کاغذ نوشته می‌شود. وقتی زمان موعود فرا می‌رسد، مدیران شرکت یا بخش منابع انسانی باید به صورت دستی فرم‌ها را بررسی و امضا کنند تا سهام به نام فرد ثبت شود. اما در شبکه‌های کریپتویی، همه‌ی کارها به عهده‌ی قرارداد هوشمند است. این کدها بدون نیاز به استراحت، بدون فراموشی و بدون دخالت انسان، توکن‌ها را دقیقا در ثانیه‌ی مقرر شده آزاد کرده و به کیف پول صاحبانشان واریز می‌کنند.
  • شفافیت و دسترسی عمومی: قراردادهای سنتی معمولا محرمانه هستند و در کشوی میز مدیران یا گاوصندوق شرکت‌ها نگهداری می‌شوند. افراد عادی و سهام‌داران خرد هیچ دسترسی به جزئیات آن‌ها ندارند و نمی‌دانند مدیران شرکت دقیقا چه زمانی می‌توانند سهام خود را بفروشند. اما در نقطه‌ی مقابل، به دلیل ذات شفاف بلاک‌چین، کدهای وستینگ کاملا در دسترس عموم قرار دارند. هر کاربری می‌تواند تقویم دقیق آزادسازی پروژه‌ی مورد نظرش را ببیند و مطمئن شود که تیم سازنده پنهانی دارایی خود را نمی‌فروشد.
  • حذف واسطه‌ها و نیاز به اعتماد: در مدل‌های سنتی، برای اطمینان از اجرای درست قراردادها به حضور وکلا، کارگزاران بورس و سیستم‌های قضایی نیاز است که بسیار هزینه‌بر و زمان‌بر هستند. وستینگ کریپتویی مفهوم واسطه را به طور کامل حذف کرده است. در این سیستم، کدهای ریاضی جایگزین اعتماد به انسان‌ها شده‌اند؛ در نتیجه، هیچ وکیل یا سازمان واسطه‌ای نمی‌تواند فرآیند آزادسازی توکن‌ها را متوقف کرده، دستکاری کند یا حق سرمایه‌گذاران را نادیده بگیرد.

ارزیابی ریسک‌ها و فرصت‌های وستینگ برای سرمایه‌گذاران

تا به اینجای مقاله متوجه شدیم که برنامه‌ی وستینگ فقط یک سری کد کامپیوتری خسته‌کننده نیست؛ بلکه قطب‌نمای شما برای تشخیص پروژه‌های ارزشمند از پروژه‌های کلاهبرداری است. به عنوان یک سرمایه‌گذار، شما باید یاد بگیرید که چگونه از این اطلاعات به نفع خود استفاده کنید. در این بخش، یاد می‌گیریم که چرا توجه به زمان‌بندی آزادسازی توکن‌ها می‌تواند مرز بین یک سرمایه‌گذاری موفق و یک ضرر سنگین را مشخص کند.

چرا بررسی تقویم آزادسازی پیش از خرید یک توکن کاملا ضروری است؟

تصور کنید قصد دارید یک مغازه‌ی جدید در یک مجتمع تجاری بخرید. اگر متوجه شوید که ماه آینده قرار است صدها مغازه‌ی دقیقا مشابه در همان طبقه با قیمت بسیار پایین‌تر به فروش برسند، آیا باز هم برای خرید عجله می‌کنید؟ قطعا خیر؛ زیرا می‌دانید این افزایش عرضه‌ی ناگهانی، ارزش مغازه‌ی شما را پایین می‌آورد.

در بازار رمزارزها نیز شرایط کاملا مشابه است. وقتی به تاریخ آزادسازی توکن‌های یک پروژه نزدیک می‌شویم، احتمال ورود حجم زیادی از سکه‌های جدید به بازار بالا می‌رود. اگر تقاضا برای خرید این سکه‌ها وجود نداشته باشد، قیمت به سرعت افت می‌کند. بنابراین، پیش از آنکه تصمیم بگیرید یک توکن جدید را برای سرمایه‌گذاری انتخاب کنید یا آن را از صرافی‌های داخلی مانند صرافی ارز دیجیتال کیف پول من بخرید، حتما باید تقویم وستینگ آن را بررسی کنید. این کار به شما کمک می‌کند تا دقیقا در روزهایی که احتمال افت قیمت به دلیل عرضه‌ی سنگین وجود دارد، از خریدهای هیجانی پرهیز کنید.

چرا بررسی تقویم آزادسازی پیش از خرید یک توکن کاملا ضروری است؟ | صرافی کیف پول من

خطرات پنهان سرمایه‌گذاری در پروژه‌هایی با برنامه وستینگ غیرشفاف و ضعیف

متاسفانه همه‌ی پروژه‌های کریپتویی با نیت خیر ساخته نمی‌شوند. برخی از سازندگان فقط به دنبال کسب سود سریع از جیب کاربران ناآگاه هستند. یکی از مهم‌ترین نشانه‌های خطر در یک پروژه‌ی جدید، داشتن یک برنامه‌ی وستینگ ضعیف یا پنهان کردن جزئیات آن است. سرمایه‌گذاری در چنین پروژه‌هایی می‌تواند خطرات زیر را به همراه داشته باشد:

  • خطر راگ پول: (Rug Pull - نوعی کلاهبرداری که در آن سازندگان پروژه پس از جمع‌آوری پول سرمایه‌گذاران، تمام توکن‌های خود را می‌فروشند و پروژه را رها می‌کنند) اگر تیم سازنده هیچ دوره‌ی انتظار یا کلیف برای خود در نظر نگرفته باشد، به راحتی می‌تواند در همان روزهای اول دارایی خود را نقد کرده و فرار کند.
  • فشار فروش دائمی: اگر توکن‌های سرمایه‌گذاران اولیه با سرعت بسیار بالا و در بازه‌ی زمانی کوتاهی (مثلا سه ماه) آزاد شوند، بازار دائما با یک موج سنگین از فروش روبه‌رو می‌شود و قیمت هرگز فرصت رشد پیدا نمی‌کند.
  • عدم تمرکز تیم روی توسعه‌ی پروژه: پروژه‌ای که توکن‌های تیم سازنده‌اش خیلی زود آزاد می‌شود، معمولا آینده‌ی درخشانی ندارد. توسعه‌دهندگان پس از دریافت پاداش خود، دیگر انگیزه‌ی کافی برای بهبود شبکه‌ی فنی و حل مشکلات کاربران نخواهند داشت.

با بررسی دقیق برنامه‌ی آزادسازی، شما می‌توانید از افتادن در این تله‌های پنهان جلوگیری کنید و سرمایه‌ی خود را فقط به پروژه‌هایی بسپارید که برای موفقیت بلندمدت و آینده‌ی سرمایه‌گذاری کاربران خود برنامه‌ریزی کرده‌اند.

 منابع:

Coinbase

Binance

Coinmarketcap

این موضوع را مثبت می‌بینید یا منفی؟
28
0

سوالات متداول

1

وستینگ چه فایده‌ای برای من به عنوان یک سرمایه‌گذار خرد دارد؟

2

از کجا بفهمیم توکن‌های یک پروژه چه زمانی آنلاک می‌شوند؟

3

آیا همیشه بعد از رویداد آنلاک شدن توکن، قیمت آن افت می‌کند؟

4

تفاوت دوره کلیف و برنامه وستینگ در چیست؟

4.9/5
writer image
فائزه آذری
نویسنده

من فارغ التحصیل کارشناسی ارشد در رشته زبان انگلیسی و مترجم مقالات حرفه ای در حوزه تکنولوژی هستم. در حال حاضر تمرکز حرفه‌ای خود را بر نویسندگی در حوزه بازارهای مالی و ارزهای دیجیتال معطوف کرده‌ام. هدف اصلی این است که مفاهیم پیچیده مرتبط با ارزهای دیجیتال را به زبانی ساده، قابل‌فهم و کاربردی ارائه نمایم. از همراهی شما در این مسیر خوشحالم.

مشاهده پروفایل

دیدگاه‌های کاربران

تا کنون 1 کاربر در مورد وستینگ (Vesting) در ارز دیجیتال چیست و چه تاثیری بر قیمت توکن‌ها دارد؟ دیدگاه ثبت کرده اند
مرتضی سروی
۱۹ خرداد ۱۴۰۴
خیلی از سرمایه گذار ها با این روش وستینگ به سودی خوبی میرسن
0
1

افزودن دیدگاه

با ثبت‌نام در صرافی کیف پول من و ارسال نظر در سایت ارز دیجیتال رایگان هدیه بگیرید. نظر شما حداقل باید ۱۰ کلمه باشد و تکراری نباشد.
به این مطلب چند امتیاز می‌دهید؟
1
2
3
4
5

انتخاب کنید

ویدئو رسانه

در بخش ویدئو رسانه، می‌توانید به آموزش‌ها، تحلیل‌ها و محتوای ویدیویی جذاب درباره ارزهای دیجیتال و خدمات ما دسترسی پیدا کنید.