اتریوم و اتریوم کلاسیک چه تفاوتی با یک دیگر دارند؟
اتریوم به عنوان دومین ارز دیجیتال بزرگ جهان و پادشاه بلامنازع قراردادهای هوشمند در بازار کریپتو شناخته میشود. با این حال، هنگام جستجو در صرافیها بلافاصله با نام دیگری به اسم اتریوم کلاسیک مواجه میشوید که لوگویی مشابه و تاریخی مشترک با اتریوم دارد. این شباهت ظاهری، تنها بخش کوچکی از یک داستان پیچیده و یک انشعاب تاریخی بزرگ در دنیای بلاکچین است.

بسیاری از سرمایهگذاران تازهکار، در اولین قدمهای خود برای تخصیص سرمایه بین این دو نام سردرگم میشوند. انتخاب اشتباه بین ارزی که بر بستر جدیدترین بهروزرسانیها حرکت میکند و ارزی که صرفا به کدهای اولیه وفادار مانده، میتواند استراتژی مالی یک پورتفو را کاملا تغییر دهد و سرمایه فرد را در مسیر رکود قرار دهد. در این مقاله، داستان تولد این دوگانه را با بررسی تفاوتهای فنی و اقتصادی آنها، به شما نشان میدهیم.
آشنایی با دوگانه شبکه اتریوم (ETH و ETC)
وقتی وارد بازار ارزهای دیجیتال میشوید، احتمالا نام اتریوم را به عنوان یکی از بزرگترین پروژههای این فضا زیاد میشنوید. اما کمی که بیشتر جستجو میکنید، با نام دیگری روبرو میشوید: اتریوم کلاسیک. دیدن دو ارز دیجیتال با نامهای تقریبا مشابه، لوگوهای شبیه به هم و تاریخچهی مشترک، میتواند برای هر تازهواردی گیجکننده باشد. این دوگانگی در بازار رمزارزها (ارزهای رمزنگاری شده و دیجیتالی) یک اتفاق ساده نیست، بلکه نتیجهی یکی از جذابترین داستانهای تاریخ بلاکچین (دفتر کل توزیع شده و دیجیتالی که اطلاعات تراکنشها را برای همیشه ثبت میکند) است. بیایید در قدم اول، با هویت هر کدام از این دو شبکه به زبان ساده آشنا شویم.
اتریوم چیست و چه جایگاهی در بازار کریپتو دارد؟
اتریوم در حال حاضر دومین ارز دیجیتال بزرگ دنیا پس از بیتکوین است، اما کاربرد آن بسیار فراتر از یک پول دیجیتال ساده است. برای درک بهتر اتریوم، یک گوشی هوشمند را تصور کنید. همانطور که روی گوشی خود برنامههای مختلفی مثل پیامرسانها یا بازیها نصب میکنید، اتریوم هم بستری است که برنامهنویسان میتوانند نرمافزارهای خود را روی آن بسازند و اجرا کنند.
به این نرمافزارها در دنیای فناوری، برنامههای غیرمتمرکز یا DApp (برنامههایی که روی یک شبکهی عمومی اجرا میشوند و توسط هیچ شرکت یا شخص واحدی کنترل نمیشوند) میگویند. قلب تپندهی این برنامهها چیزی است به نام قرارداد هوشمند (کدهای برنامهنویسی شدهای که وقتی شرایط خاصی برآورده شود، به صورت کاملا خودکار اجرا میشوند).
برای مثال، یک دستگاه فروش خودکار تنقلات را در نظر بگیرید. شما پول را وارد میکنید، دکمه را میفشارید و دستگاه بدون نیاز به حضور فروشنده، خوراکی را به شما تحویل میدهد. قراردادهای هوشمند هم دقیقا همین کار را در فضای دیجیتال انجام میدهند. امروزه شبکهی اتریوم میزبان هزاران پروژهی مالی، بازی و هنر دیجیتال است و نقشی اساسی در شکلدهی به آیندهی اینترنت ایفا میکند.
اتریوم کلاسیک چیست و چگونه تعریف میشود؟
حالا که با اتریوم آشنا شدیم، به سراغ برادر بزرگتر و البته کمتر شناختهشدهی آن یعنی اتریوم کلاسیک میرویم. شاید برایتان جالب باشد بدانید شبکهای که امروز با نام اتریوم کلاسیک میشناسیم، در واقع همان اتریوم اولیه و اصلی است که در سال ۲۰۱۵ راهاندازی شد.
داستان از این قرار است که در سال ۲۰۱۶، یک اتفاق تاریخی و یک اختلاف نظر بزرگ در جامعهی کاربران اتریوم رخ داد. این اختلاف باعث شد تا این شبکه به دو شاخهی کاملا مجزا تقسیم شود. گروهی از کاربران تصمیم گرفتند یک نسخهی جدید و بهروزرسانی شده از شبکه را ایجاد کنند که همان اتریوم امروزی است. اما گروهی دیگر، با این تغییرات مخالفت کردند و تصمیم گرفتند روی همان کدهای اولیه و اصلی شبکه باقی بمانند.
این گروه معتقد بودند که قوانین شبکهی بلاکچین هرگز نباید به صورت دستی تغییر کند، حتی اگر مشکلی پیش آمده باشد. آنها به شعار معروف کد قانون است پایبند ماندند. بنابراین، آن شبکهی قدیمی و دستنخورده به مسیر خود ادامه داد و نام آن به اتریوم کلاسیک تغییر یافت. به طور خلاصه میتوانیم ویژگیهای اصلی اتریوم کلاسیک را در سه مورد زیر بیان کنیم:
- حفظ اصالت: این شبکه وفاداری کاملی به کدهای نسخهی اولیهی اتریوم دارد و هیچ تغییری در تاریخچهی آن ایجاد نشده است.
- مقاومت در برابر تغییر: توسعهدهندگان این شبکه معتقدند تاریخچهی تراکنشها تحت هیچ شرایطی نباید دستکاری یا پاک شود، زیرا این کار ذات غیرمتمرکز بودن شبکه را زیر سوال میبرد.
- شباهت فنی: از آنجایی که ریشهی هر دو شبکه یکی است، اتریوم کلاسیک هم از قراردادهای هوشمند پشتیبانی میکند، هرچند که در عمل توسعهدهندگان بسیار کمتری نسبت به اتریوم در آن فعالیت دارند.
تاریخچه یک انشعاب: چرا دو اتریوم در بازار وجود دارد؟
برای درک بهتر تفاوتهای این دو شبکه، باید سفری در زمان داشته باشیم و به سال ۲۰۱۶ برگردیم. داستان جدایی اتریوم و اتریوم کلاسیک، یکی از پرحاشیهترین و جذابترین اتفاقات تاریخ دنیای رمزارز است. این داستان به ما نشان میدهد که چگونه یک اختلاف نظر بزرگ میان اعضای شبکهی اتریوم، باعث شد تا مسیر این پروژهی عظیم برای همیشه به دو شاخهی کاملا متفاوت تقسیم شود.
پروژه DAO و جذب سرمایه تاریخی آن
همه چیز از یک ایدهی بسیار جاهطلبانه و بزرگ به نام DAO شروع شد. واژهی DAO (سازمان خودگردان غیرمتمرکز، یعنی مجموعهای که هیچ مدیرعامل یا رئیس انسانی ندارد و تمام تصمیمات آن بر اساس کدهای کامپیوتری و رایگیری اعضا گرفته میشود) در آن زمان یک انقلاب به حساب میآمد.
پروژهی DAO روی شبکهی اتریوم ساخته شد و هدفش این بود که مانند یک صندوق سرمایهگذاری بزرگ عمل کند. افراد میتوانستند پول خود را در این صندوق قرار دهند و سپس با رایگیری تصمیم بگیرند که این سرمایهی جمعآوری شده، روی چه پروژههایی سرمایهگذاری شود. این ایدهی نوآورانه به قدری جذاب بود که در سال ۲۰۱۶ توانست حدود ۱۵۰ میلیون دلار سرمایه جذب کند که در آن زمان رقم شگفتانگیز و بیسابقهای در دنیای ارزهای دیجیتال بود. همه چیز عالی به نظر میرسید، تا اینکه یک اتفاق غیرمنتظره رخ داد.
هک شبکه و دو راهی سخت توسعهدهندگان
موفقیت پروژهی DAO چندان طولانی نبود. مدت کوتاهی پس از جذب این سرمایهی عظیم، یک هکر ناشناس توانست یک Bug (خطا یا نقص در کدهای برنامهنویسی که باعث میشود سیستم رفتار پیشبینینشدهای داشته باشد) در کدهای قرارداد هوشمند DAO پیدا کند. هکر با استفاده از این روزنهی امنیتی، توانست حدود ۵۰ میلیون دلار از سرمایهی مردم را به سرقت ببرد.
نکتهی مهم این است که خود شبکهی اتریوم هک نشده بود، بلکه آن برنامهای (DAO) که روی اتریوم ساخته شده بود، نقص داشت. برای درک بهتر، تصور کنید یک گاوصندوق بسیار پیشرفته (اتریوم) دارید که یک نفر قفل یک صندوقچهی کوچک (DAO) را در داخل آن اشتباه طراحی کرده است. این اتفاق جامعهی اتریوم را در یک شوک بزرگ فرو برد و توسعهدهندگان را بر سر یک دوراهی بسیار سخت قرار داد:
- راه اول: دخالت در شبکه، برگرداندن زمان به عقب و بازگرداندن پولهای سرقت شده به سرمایهگذاران.
- راه دوم: عدم دخالت در شبکه و پذیرش این واقعیت تلخ که قوانین بلاکچین نباید تحت هیچ شرایطی دستکاری شوند، حتی اگر به قیمت از دست رفتن سرمایهی مردم تمام شود.
هارد فورک چیست و چگونه باعث تولد اتریوم جدید شد؟
پس از بحثهای طولانی، تیم اصلی توسعهدهندگان اتریوم به رهبری ویتالیک بوترین (بنیانگذار اتریوم) تصمیم گرفتند راه اول را انتخاب کنند. آنها برای بازگرداندن پول مالباختگان، مجبور شدند یک Hard Fork در شبکه ایجاد کنند. کلمهی هارد فورک (یک بهروزرسانی اساسی و اجباری در شبکهی بلاکچین که مسیر شبکه را به دو شاخهی کاملا مجزا و ناسازگار با یکدیگر تقسیم میکند) در اینجا نقش کلیدی بازی میکند.
برای تصویرسازی هارد فورک، یک قطار را در نظر بگیرید که روی یک ریل در حال حرکت است. ناگهان ریل به دو مسیر چپ و راست تقسیم میشود. قطارهایی که مسیر جدید را انتخاب میکنند، دیگر هرگز نمیتوانند به مسیر قبلی برگردند.
توسعهدهندگان با این هارد فورک، تاریخچهی تراکنشها را به قبل از زمان هک بازگرداندند و پولها را به صاحبان اصلی پس دادند. این مسیر جدید و بهروزرسانی شده، همان شبکهی اتریوم است که امروز میشناسیم و در رتبهی دوم بازار قرار دارد.

پیروزی فناوری بر ایدئولوژی: دلیل بقای شبکه اتریوم کلاسیک
اما سرنوشت آن مسیر قدیمی چه شد؟ همانطور که پیشتر اشاره کردیم، گروهی از کاربران با تغییر تاریخچهی شبکه به شدت مخالف بودند. آنها به یک اصل بسیار مهم در دنیای بلاکچین اعتقاد داشتند: قانون، همان کد است. به این معنی که وقتی یک قرارداد هوشمند نوشته و اجرا میشود، هیچکس حق ندارد نتایج آن را تغییر دهد، حتی اگر کدهای آن اشتباه نوشته شده باشد و هکری از آن سوءاستفاده کند.
این گروه از افراد، آپدیت جدید (هارد فورک) را نپذیرفتند و تصمیم گرفتند روی همان شبکهی قدیمی و هک شده باقی بمانند تا اصالت و دستنخوردگی بلاکچین حفظ شود. این شبکهی قدیمی با نام اتریوم کلاسیک به حیات خود ادامه داد.
در نهایت، با اینکه اتریوم کلاسیک توانست ایدئولوژی و باورهای اولیهی خود را حفظ کند، اما در دنیای واقعی این فناوری و انعطافپذیری بود که پیروز شد. اکثر برنامهنویسان، شرکتهای بزرگ و سرمایهگذاران به شبکهی اتریوم جدید مهاجرت کردند، زیرا شبکهی جدید پویاتر بود و از دارایی کاربران محافظت میکرد. به همین دلیل است که امروز اتریوم بسیار بزرگتر، قدرتمندتر و کاربردیتر از اتریوم کلاسیک است.
تفاوتهای بنیادین و فنی اتریوم و اتریوم کلاسیک
حالا که با تاریخچهی مشترک و دلیل جدایی این دو شبکه آشنا شدیم، وقت آن است که به زیر پوست آنها نگاهی بیندازیم. اگرچه اتریوم و اتریوم کلاسیک از یک ریشه متولد شدهاند، اما امروز مسیر توسعهی آنها کاملا از هم جدا شده است. این تفاوتها فقط در نام آنها نیست، بلکه در نحوهی کارکرد، امنیت و حتی سیاستهای اقتصادی آنها ریشه دارد. بیایید این تفاوتهای کلیدی را به زبان ساده بررسی کنیم.
الگوریتم اجماع: نبرد اثبات کار (PoW) و اثبات سهام (PoS)
برای درک این بخش، ابتدا باید بدانیم الگوریتم اجماع (روشی که شبکههای بلاکچین برای توافق روی صحت تراکنشها و جلوگیری از تقلب استفاده میکنند) چیست. فرض کنید یک دفتر کل حسابداری در دست گروهی از حسابداران است؛ آنها برای اینکه مطمئن شوند کسی عدد اشتباهی در دفتر نمینویسد، باید همگی روی یک روش برای تایید اعداد توافق کنند.
- در شبکهی اتریوم کلاسیک، این توافق از طریق روشی به نام اثبات کار یا PoW انجام میشود. در این روش، کامپیوترها باید مسائل پیچیدهی ریاضی را حل کنند تا حق تایید تراکنشها را به دست بیاورند.
- اما شبکهی اتریوم در یک بهروزرسانی بزرگ و تاریخی، روش خود را تغییر داد و به سراغ الگوریتم اثبات سهام یا PoS رفت. در این روش جدید، دیگر نیازی به حل مسائل پیچیده نیست، بلکه افراد سرمایهی خود را به عنوان ضمانت در شبکه قرار میدهند تا حق تایید تراکنشها را داشته باشند.
تفاوت در فرایند تایید تراکنشها: استخراج در برابر استیکینگ
تفاوت در الگوریتم اجماع، باعث ایجاد دو روش کاملا متفاوت برای فعالیت در این شبکهها شده است:
- استخراج در اتریوم کلاسیک: چون این شبکه از اثبات کار استفاده میکند، تایید تراکنشها نیازمند ماینینگ (استخراج: استفاده از دستگاههای قدرتمند کامپیوتری برای پردازش اطلاعات شبکه در ازای دریافت پاداش) است. این کار به کارتهای گرافیک قوی و مصرف برق بسیار زیادی نیاز دارد. اتریوم کلاسیک همچنان بهشت ماینرهایی است که دستگاههای خود را روشن نگه داشتهاند.
- استیکینگ در اتریوم: شبکهی اتریوم فرآیند پرمصرف ماینینگ را به طور کامل کنار گذاشته است. در اتریوم، کاربران به جای خرید دستگاههای گرانقیمت، از استیکینگ اتریوم (قفل کردن ارزهای دیجیتال در یک کیف پول مخصوص برای کمک به امنیت شبکه و دریافت سود مستمر) استفاده میکنند. این تغییر باعث شده تا مصرف انرژی شبکهی اتریوم بیش از ۹۹ درصد کاهش یابد و به یک شبکهی دوستدار محیط زیست تبدیل شود.
برای درک بهتر، استخراج مانند استخدام کارگران قدرتمند برای کندن یک معدن است که انرژی زیادی میطلبد، اما استیکینگ شبیه به سپردهگذاری پول در یک بانک است که با حفظ امنیت بانک، به شما سود بانکی میدهد.

سیاست پولی و عرضه سکهها: محدودیت عرضه ETC در مقابل مکانیزم توکنسوزی ETH
یکی از مهمترین عواملی که ارزش یک دارایی را تعیین میکند، میزان عرضهی آن در بازار است. این دو شبکه سیاستهای اقتصادی کاملا متفاوتی دارند:
- اتریوم کلاسیک (ETC): این شبکه از مدل اقتصادی بیتکوین الگوبرداری کرده است. توسعهدهندگان اتریوم کلاسیک یک سقف نهایی برای تعداد سکههای خود در نظر گرفتهاند. در نهایت فقط حدود ۲۱۰ میلیون واحد از این ارز تولید خواهد شد و پس از آن، سکهی جدیدی به وجود نمیآید. این محدودیت میتواند در بلندمدت باعث کمیابی آن شود.
- اتریوم (ETH): شبکهی اتریوم هیچ سقف مشخصی برای تولید سکههای جدید ندارد. اما برای جلوگیری از تورم و بیارزش شدن سکهها، از روش هوشمندانهی توکنسوزی (از بین بردن دائمی بخشی از سکههای موجود برای کاهش عرضهی کلی و حفظ ارزش دارایی) استفاده میکند. در واقع، بخشی از کارمزدی که کاربران برای انجام تراکنشها در اتریوم میپردازند، برای همیشه سوزانده و از چرخهی بازار خارج میشود.
مقایسه امنیت شبکه و قدرت پردازشی (Hash Rate)
- امنیت، خط قرمز هر شبکهی مالی است. وقتی شبکهی اتریوم به دو شاخه تقسیم شد، بیشتر توسعهدهندگان و ماینرها به شبکهی جدید (اتریوم) مهاجرت کردند. این موضوع باعث شد تا شبکهی اتریوم بسیار بزرگتر و امنتر شود.
- در مقابل، اتریوم کلاسیک به دلیل داشتن هش ریت (میزان قدرت پردازشی که دستگاههای متصل به شبکه برای تامین امنیت آن تولید میکنند) پایینتر، چندین بار مورد حملهی ۵۱ درصدی (وضعیتی که در آن یک فرد یا گروه خرابکار، کنترل بیش از نیمی از قدرت پردازش شبکه را به دست میگیرد و میتواند تراکنشهای جعلی ثبت کند) قرار گرفته است.
امروزه اتریوم به دلیل داشتن میلیاردها دلار سرمایهی قفل شده (استیک شده) در شبکه، از امنیت فوقالعاده بالایی برخوردار است و نفوذ به آن تقریبا غیر ممکن به نظر میرسد، در حالی که اتریوم کلاسیک همچنان در تلاش است تا با جذب ماینرها، امنیت خود را بهبود ببخشد.
جدول مقایسه ETH و ETC در یک نگاه
برای اینکه تمام این مفاهیم را راحتتر به خاطر بسپارید، تفاوتهای کلیدی این دو شبکه را در جدول زیر خلاصه کردهایم:
|
ویژگی مورد بررسی |
اتریوم (ETH) |
اتریوم کلاسیک (ETC) |
|
الگوریتم اجماع |
اثبات سهام (PoS) |
اثبات کار (PoW) |
|
نحوه تایید تراکنشها |
استیکینگ (سپردهگذاری دارایی) |
استخراج (نیاز به دستگاه ماینر) |
|
مصرف انرژی شبکه |
بسیار پایین (دوستدار محیط زیست) |
بسیار بالا (نیازمند برق فراوان) |
|
سیاست عرضه سکهها |
بدون سقف نهایی (همراه با مکانیزم توکنسوزی) |
محدود و مشخص (حداکثر ۲۱۰ میلیون واحد) |
|
سطح امنیت شبکه |
بسیار بالا (مقاوم در برابر حملات شبکه) |
متوسط (آسیبپذیرتر به دلیل قدرت پردازشی کمتر) |
|
رویکرد و ایدئولوژی |
انعطافپذیر و آمادهی بهروزرسانی مستمر |
وفادار به کدهای اولیه و شعار کد قانون است |
اکوسیستم، کاربردها و برنامههای غیرمتمرکز (DApps)
برای درک بهتر فضای این دو شبکه، بیایید سیستمعامل گوشی هوشمند خود را در نظر بگیرید. همانطور که ارزش سیستمعاملی مثل اندروید به برنامهها و بازیهای متنوعی است که روی آن نصب میشود، ارزش یک شبکهی بلاکچین هم به نرمافزارها و پروژههایی بستگی دارد که روی آن ساخته میشوند. در دنیای کریپتو به این نرمافزارها برنامههای غیرمتمرکز (DApps: اپلیکیشنهایی که روی بلاکچین اجرا میشوند و هیچ شخص یا شرکتی به تنهایی کنترل آنها را در دست ندارد) میگویند. اگرچه اتریوم و اتریوم کلاسیک هر دو قابلیت اجرای این برنامهها را دارند، اما تفاوت آنها در دنیای واقعی شبیه به تفاوت یک کلانشهر پررونق با یک روستای متروکه است.
تسلط بیرقیب اتریوم در دنیای دیفای (DeFi) و قراردادهای هوشمند
پس از جدایی تاریخی این دو شبکه، حدود ۹۰ درصد از برنامهنویسان و پروژههای فعال تصمیم گرفتند به شبکهی جدید یعنی اتریوم مهاجرت کنند. این مهاجرت دستهجمعی باعث شد تا اتریوم به پادشاه بلامنازع قراردادهای هوشمند و قلب تپندهی دیفای (DeFi: سیستم مالی غیرمتمرکز که خدمات بانکی مثل وامدهی و سپردهگذاری را بدون نیاز به بانکهای سنتی انجام میدهد) تبدیل شود.
امروزه اکوسیستم اتریوم میزبان هزاران پروژهی فعال است که میلیاردها دلار سرمایه در آنها جریان دارد. از صرافیهای غیرمتمرکز گرفته تا بازارهای خرید و فروش آثار هنری دیجیتال، همگی خانهی اول خود را اتریوم میدانند. این شبکهی عظیم به دلیل داشتن کاربران فراوان، نقدینگی بالا و ابزارهای متنوع، به انتخاب اول هر توسعهدهندهای تبدیل شده است.
وضعیت توسعهدهندگان، ابزارهای برنامهنویسی و پروژهها در اتریوم کلاسیک
در مقابل، وضعیت در خانهی پدری یعنی اتریوم کلاسیک کاملا متفاوت است. با خروج گستردهی برنامهنویسان پس از هارد فورک، این شبکه از نظر توسعهی نرمافزاری دچار یک رکود عمیق شد. تعداد برنامههای غیرمتمرکز فعال روی اتریوم کلاسیک به شدت محدود است و به سختی به چند پروژهی کوچک میرسد.
یکی از بزرگترین چالشهای شبکهی اتریوم کلاسیک، کمبود ابزارهای توسعه است. برای مثال، برنامهنویسان اتریوم به مجموعهی گستردهای از ابزارهای آماده، افزونهها و کدهای از پیش نوشته شده دسترسی دارند که کار ساخت نرمافزار را برای آنها بسیار ساده میکند. اما توسعهدهندگان در اتریوم کلاسیک با محدودیتهای زیادی روبرو هستند و باید بسیاری از کارها را با زحمت و زمان بیشتری انجام دهند. همین موضوع باعث میشود تا پروژههای جدید تمایل چندانی برای ورود به این شبکه نداشته باشند.
تفاوت در مقیاسپذیری و برنامههای توسعه آینده (نقشه راه)
یکی از مهمترین فاکتورها برای موفقیت یک ارز دیجیتال در بلندمدت، داشتن یک نقشه راه (Roadmap: برنامهی گامبهگام و رسمی توسعهدهندگان برای بهبود و ارتقای پروژه در آینده) روشن است. در این زمینه، تفاوتهای چشمگیری میان دو شبکه وجود دارد:
- اتریوم و مسیر توسعهی مداوم: تیم توسعهی اتریوم همواره به دنبال حل مشکل مقیاسپذیری (Scalability: توانایی یک شبکه برای پردازش همزمان تعداد زیادی از تراکنشها با سرعت بالا و کارمزد پایین) است. آنها برای تبدیل شدن به کامپیوتر جهانی، برنامههای بسیار دقیق و مستمری دارند. تغییر الگوریتم به اثبات سهام و توسعهی شبکههای لایه دوم (راهکارهایی که روی شبکهی اصلی سوار میشوند تا بار ترافیکی را کاهش دهند) نشان میدهد که اتریوم دائما در حال تکامل و تطبیق با نیازهای روز است.
- اتریوم کلاسیک و حفظ وضع موجود: از سوی دیگر، اتریوم کلاسیک رویکرد بسیار محافظهکارانهای دارد. تمرکز اصلی توسعهدهندگان این شبکه، به جای نوآوریهای سریع، روی حفظ امنیت، پایداری و وفاداری به کدهای اولیه است. اگرچه اخیرا بهروزرسانیهایی برای ایجاد سازگاری بیشتر با اتریوم روی این شبکه انجام شده است، اما اتریوم کلاسیک برنامهی انقلابی خاصی برای آینده ندارد و بیشتر ترجیح میدهد به عنوان یک سیستم سنتی، امن و غیرقابل تغییر در حاشیهی بازار به حیات خود ادامه دهد.
راهنمای سرمایهگذاری: اتریوم بخریم یا اتریوم کلاسیک؟
حالا که با تاریخچه و تفاوتهای فنی این دو شبکه آشنا شدیم، به مهمترین سوال میرسیم: برای سرمایهگذاری کدام یک را انتخاب کنیم؟ پاسخ به این سوال بستگی به هدف شما، میزان ریسکپذیری و نگاهتان به آیندهی بازار دارد. خرید یک ارز دیجیتال فقط خرید یک نام نیست، بلکه سرمایهگذاری روی یک سیستم، تیم توسعهدهنده و آیندهی آن فناوری است. در این بخش، کفه ترازوی سرمایهگذاری را برای هر دو ارز بررسی میکنیم تا بتوانید با دیدی بازتر و منطقیتر تصمیم بگیرید.
بررسی مزایا، معایب و ریسکهای سرمایهگذاری در اتریوم
اتریوم (ETH) در حال حاضر رهبر بلامنازع دنیای قراردادهای هوشمند است. سرمایهگذاری روی اتریوم مانند خرید سهام یک شرکت بزرگ و بینالمللی است که محصولاتش توسط میلیونها نفر در سراسر جهان استفاده میشود.
- مزایای خرید اتریوم:
- پویایی و توسعهی مداوم: حضور هزاران برنامهنویس فعال باعث شده تا شبکهی اتریوم همیشه در حال پیشرفت باشد و خود را با نیازهای جدید بازار تطبیق دهد.
- اقتصاد ضد تورمی: با مکانیزم توکنسوزی که پیشتر بررسی کردیم، عرضهی اتریوم کنترل میشود. این کاهش عرضه میتواند در بلندمدت به رشد و حفظ ارزش قیمت کمک کند.
- کاربرد گسترده: از خرید آثار هنری دیجیتال گرفته تا سیستمهای وامدهی، اتریوم قلب تپندهی اقتصاد دیجیتال است و تقاضای واقعی برای استفاده از آن وجود دارد.
- معایب و ریسکهای اتریوم:
- کارمزدهای متغیر: در زمانهایی که ترافیک شبکهی اتریوم بالا میرود، هزینهی انجام تراکنشها میتواند به شکل چشمگیری افزایش یابد.
- رقابت شدید: پروژههای قدرتمند و سریع دیگری هم در بازار حضور دارند که تلاش میکنند سهم اتریوم را از بازار قراردادهای هوشمند بگیرند و جایگاه آن را تهدید کنند.
بررسی مزایا، معایب و ریسکهای سرمایهگذاری در اتریوم کلاسیک
اتریوم کلاسیک (ETC) بیشتر شبیه به یک دارایی سنتی و کلاسیک در دنیای دیجیتال است. سرمایهگذاران این ارز، بیشتر به اصول اولیهی شبکههای غیرمتمرکز و محدود بودن تعداد سکههای آن علاقهمند هستند.
- مزایای خرید اتریوم کلاسیک:
- سقف عرضهی مشخص: همانطور که گفتیم، تعداد سکههای این ارز محدود است که میتواند در طول زمان باعث ارزشمندی آن شود؛ چیزی شبیه به ویژگی طلای دیجیتال در بیتکوین.
- قیمت پایینتر به ازای هر سکه: از نظر روانی، خرید یک واحد کامل از این ارز با قیمت بسیار کمتر نسبت به اتریوم، برای بسیاری از سرمایهگذاران خرد جذابتر و دستیافتنیتر به نظر میرسد.
- معایب و ریسکهای اتریوم کلاسیک:
- فقدان کاربرد عملی: شبکهی این ارز تقریبا خالی از برنامههای کاربردی و کاربران فعال است، بنابراین تقاضای واقعی و روزمره برای استفاده از آن بسیار پایین است.
- خطرات امنیتی: به دلیل داشتن قدرت پردازشی کمتر نسبت به شبکههای بزرگ، این شبکه در گذشته چندین بار هدف حملات سایبری قرار گرفته است که میتواند زنگ خطری برای سرمایههای بزرگ باشد.
- وابستگی به نوسانات مقطعی: رشد قیمت ارز اتریوم کلاسیک معمولا بر اساس پیشرفت تکنولوژی یا کاربرد آن نیست، بلکه بیشتر تحت تاثیر اخبار هیجانی یا جابجایی دستگاههای استخراج اتفاق میافتد.

مقایسه حجم بازار، نقدشوندگی و رفتار قیمتی (Price Action)
برای اینکه یک مقایسهی حرفهای و نهایی داشته باشیم، باید سه مفهوم مهم اقتصادی را در مورد این دو ارز بررسی کنیم:
- حجم بازار (Market Cap): این مفهوم به ارزش کل یک ارز دیجیتال اشاره دارد که از ضرب قیمت فعلی در تعداد سکههای در گردش به دست میآید. حجم بازار اتریوم دهها برابر بزرگتر از اتریوم کلاسیک است. این یعنی سرمایهی بسیار عظیمی در اتریوم در گردش است که آن را به گزینهای امنتر و پایدارتر تبدیل میکند. در مقابل، اتریوم کلاسیک حجم بازار بسیار کوچکتری دارد که آن را در دستهی داراییهای پرریسکتر قرار میدهد.
- نقدشوندگی (Liquidity): این کلمه نشاندهندهی سرعت و راحتی تبدیل یک دارایی به پول نقد است، بدون اینکه قیمت آن در حین فروش افت شدیدی را تجربه کند. اتریوم به دلیل محبوبیت بالا، در تمام صرافیهای جهان به راحتی و در کسری از ثانیه خرید و فروش میشود و نقدشوندگی فوقالعادهای دارد. اتریوم کلاسیک هم در صرافیهای معتبر حضور دارد، اما به دلیل حجم معاملات روزانهی کمتر، نقدشوندگی آن به پای برادر بزرگترش نمیرسد.
- رفتار قیمتی (Price Action): این اصطلاح به بررسی حرکات، نوسانات و تاریخچهی تغییرات قیمت یک دارایی روی نمودار گفته میشود. رفتار قیمت اتریوم معمولا منطقیتر است و با رشد برنامهها، افزایش تعداد کاربران و ارتقای شبکه همخوانی دارد. این ارز برای سرمایهگذاری بلندمدت و اصولی گزینهی بسیار مناسبتری به شمار میرود. اما رفتار قیمتی اتریوم کلاسیک نوسانات بسیار شدیدی دارد. قیمت این ارز میتواند در یک هفته سودهای هیجانی بدهد و در هفتهی بعد افت شدیدی را تجربه کند. به همین دلیل، اتریوم کلاسیک بیشتر مورد علاقهی نوسانگیران (معاملهگرانی که از تغییرات سریع قیمت در کوتاهمدت سود میبرند) است تا کسانی که به دنبال سرمایهگذاری مطمئن و بلندمدت هستند.
سوالات متداول
بله، اتریوم کلاسیک دقیقا همان بلاکچین اولیه و تغییرنیافتهی اتریوم است. پس از یک هک بزرگ در سال ۲۰۱۶، گروهی از کاربران تصمیم گرفتند کدهای اصلی را دستکاری نکنند و همان شبکهی قدیمی را با نام اتریوم کلاسیک زنده نگه دارند.
اتریوم (ETH) گزینهی پایدارتر و کمریسکتری برای سرمایهگذاری بلندمدت است. این شبکه به دلیل داشتن تیم توسعهی قوی، برنامههای کاربردی متنوع و حجم بازار بسیار بالاتر، آیندهی مطمئنتری نسبت به اتریوم کلاسیک (ETC) دارد.
خیر، با وجود اینکه آدرسهای هر دو شبکه ظاهر مشابهی دارند و با 0x شروع میشوند، اما این دو شبکههای کاملا مجزایی هستند. ارسال اشتباه دارایی از یک شبکه به شبکهی دیگر میتواند باعث از دست رفتن همیشگی سرمایهی شما شود.
یادگیری کریپتو از صفر
دانشنامه و مقالات آموزشی کیف پول من، رایگان



