کیف پول من

پرایس اکشن RTM چیست؟ راهنمای معامله در بازارهای مالی بدون نیاز به اندیکاتور

تاریخ انتشار:
۱۶ دی ۱۴۰۳
آخرین به‌روزرسانی:
۲۴ خرداد ۱۴۰۵
2384

پرایس اکشن RTM سبکی از تحلیل تکنیکال است که با تمرکز بر نواحی عرضه و تقاضا، گره‌های معاملاتی و نقاط چرخش قیمت را شناسایی می‌کند. مسئله اینجاست که پیدا کردن این نواحی کلیدی روی نمودار، صرفا با رسم چند خط حمایت و مقاومت ساده یا الگوهای هندسی کتابی امکان‌پذیر نیست.

rtm-price-action

ماه‌ها زمان صرف یادگیری ده‌ها اندیکاتور رنگارنگ می‌کنید. وقتی نمودار خود را باز می‌کنید، خطوط و سیگنال‌های متناقض چنان صفحه را پر کرده‌اند که تصمیم‌گیری برای ورود به یک معامله ساده به یک معمای لاینحل تبدیل می‌شود. بازار در حال حرکت است، اما شما میان تایید گرفتن از اندیکاتورهای مختلف سردرگم مانده‌اید و در نهایت، در بهترین حالت یک موقعیت معاملاتی عالی را از دست می‌دهید. این راهنما به شما نشان می‌دهد که چگونه چارت خود را خلوت کنید و با درک منطق اصلی بازار بر اساس استراتژی RTM، الگوهای قیمتی مهم را به درستی تشخیص دهید و قدم‌به‌قدم برای یک معامله اصولی، شفاف و کم‌ریسک آماده شوید.

پرایس اکشن چیست و چرا در بازارهای مالی اهمیت دارد؟

برای ورود به دنیای معامله‌گری و کسب سود، راه‌های زیادی وجود دارد، اما یکی از معتبرترین و اصیل‌ترین روش‌ها پرایس اکشن نام دارد. پرایس اکشن در زبان ساده یعنی مطالعه و بررسی رفتار قیمت. در این روش، ما به جای تکیه بر ابزارهای جانبی و پیچیده، مستقیما به خود قیمت و حرکات آن روی نمودار نگاه می‌کنیم تا مسیر آینده‌ی بازار را پیش‌بینی کنیم.

فرض کنید در یک جنگل برفی در حال ردیابی یک حیوان هستید. ردپاهای تازه روی برف، دقیق‌ترین و بهترین اطلاعات را به شما می‌دهند. در بازارهای مالی نیز، تغییرات لحظه‌ای قیمت همان ردپای خریداران و فروشندگان است. پرایس اکشن به ما کمک می‌کند تا این ردپاها را بخوانیم و بفهمیم که قدرت در دست کدام گروه است. اهمیت این روش در این است که شما را به منبع اصلی اطلاعات متصل می‌کند و اجازه می‌دهد به جای حدس و گمان، بر اساس واقعیت در حال وقوع تصمیم‌گیری کنید.

آشنایی اولیه با مفهوم رفتار قیمت بدون نیاز به اندیکاتورها

وقتی صحبت از پرایس اکشن می‌شود، اولین چیزی که باید کنار بگذاریم وابستگی به اندیکاتورها (فرمول‌های ریاضی که بر اساس اطلاعات گذشته‌ی بازار، سیگنال‌ها و خطوطی برای پیش‌بینی آینده تولید می‌کنند) است. در یک نمودار پرایس اکشنی، شما تنها با یک صفحه‌ی خلوت و تعدادی کندل استیک (نمودارهای شمعی که قیمت شروع، پایان، بالاترین و پایین‌ترین حد نوسان را در یک زمان مشخص نشان می‌دهند) سروکار دارید.

در این روش، خود قیمت بهترین راهنما است. معامله‌گران پرایس اکشن معتقدند که تمام اخبار اقتصادی، احساسات بازار و تصمیمات سرمایه‌گذاران بزرگ، از قبل در دل قیمت پنهان شده است. بنابراین، نیازی نیست منتظر بمانیم تا یک ابزار جانبی با تاخیر به ما تاییدیه بدهد. ما با نگاه کردن به اندازه‌ی بدنه شمع‌ها، سایه‌های آن‌ها و نحوه قرارگیری آن‌ها در کنار یکدیگر، زبان بازار را متوجه می‌شویم. این سادگی باعث می‌شود ذهن معامله‌گر روی مهم‌ترین عامل، یعنی خود قیمت، متمرکز بماند.

آشنایی اولیه با مفهوم رفتار قیمت بدون نیاز به اندیکاتورها | صرافی کیف پول من

تفاوت تحلیل تکنیکال سنتی با پرایس اکشن

شاید بپرسید مگر پرایس اکشن همان تحلیل تکنیکال نیست؟ بله، پرایس اکشن زیرمجموعه‌ای از تحلیل تکنیکال (دانش بررسی تاریخچه‌ی قیمت برای پیش‌بینی آینده) است، اما تفاوت‌های بسیار مهمی با روش‌های سنتی دارد. تحلیلگران سنتی معمولا نمودار خود را با ده‌ها ابزار مختلف شلوغ می‌کنند، در حالی که معامله‌گران پرایس اکشن به قدرت سادگی اعتقاد دارند.

برای درک بهتر، تفاوت‌های کلیدی این دو روش را مرور می‌کنیم:

  • سرعت در دریافت اطلاعات: ابزارهای تحلیل سنتی معمولا تاخیری هستند. یعنی اول قیمت حرکت می‌کند و بعد آن ابزارها واکنش نشان می‌دهند. اما در پرایس اکشن، شما واکنش‌های لحظه‌ای قیمت را بررسی می‌کنید و همیشه با جریان زنده‌ی بازار همگام هستید.
  • ظاهر نمودار: نمودار یک تحلیلگر سنتی پر از خطوط رنگارنگ و شاخص‌های گیج‌کننده است که گاهی باعث سردرگمی و تردید در تصمیم‌گیری می‌شود. در مقابل، نمودار پرایس اکشن کاملا تمیز است و فقط محدوده‌های مهم قیمتی روی آن رسم می‌شود.
  • ریشه‌یابی حرکات: در روش‌های کلاسیک، فرد غالبا منتظر است تا دو خط یکدیگر را قطع کنند تا دکمه‌ی خرید یا فروش را فشار دهد. اما در پرایس اکشن، ما به دنبال چرایی حرکت بازار هستیم و روانشناسی خریداران و فروشندگان را در محدوده‌های مهم درک می‌کنیم.

به طور خلاصه، پرایس اکشن به شما یاد می‌دهد که به جای حفظ کردن الگوهای خشک و وابستگی مطلق به ابزارهای جانبی، منطق بازار را درک کنید و مانند یک حرفه‌ای، رفتار قیمت را تحلیل کنید.

پرایس اکشن RTM چیست؟

دنیای بازارهای مالی پر از روش‌های مختلف برای تحلیل و پیش‌بینی قیمت است، اما یکی از عمیق‌ترین و جذاب‌ترین این روش‌ها، سبک RTM است. این سبک به جای تمرکز روی ظاهر خطوط و الگوها، به عمق ماجرا نفوذ می‌کند و تلاش دارد تا منطق و دلیل اصلی نوسانات بازار را درک کند. اگر بخواهیم خیلی ساده بگوییم، این روش به شما یاد می‌دهد که بازار را مانند یک کتاب داستان بخوانید و متوجه شوید که شخصیت‌های اصلی داستان در حال انجام چه کاری هستند.

مفهوم Read The Market و فلسفه پشت این سبک معاملاتی

عبارت RTM مخفف Read The Market و به معنای خواندن بازار است. فلسفه‌ی اصلی پشت این سبک بسیار ساده اما قدرتمند است: هیچ حرکتی در بازار تصادفی نیست. هر نوسان، هر افزایش قیمت و هر ریزش شدیدی، دلیلی دارد و توسط بازیگران بزرگی کنترل می‌شود که به دنبال کسب سود هستند.

در این استراتژی، معامله‌گر تلاش می‌کند تا نمودار قیمت را خط به خط بخواند. درست مانند یک کارآگاه که با دقت به صحنه‌ی جرم نگاه می‌کند تا سرنخ‌ها را پیدا کند، یک تریدر RTM هم به شکل کندل‌ها (شمع‌های قیمتی) نگاه می‌کند تا بفهمد سفارشات خرید و فروش در کدام محدوده‌های قیمتی پنهان شده‌اند. در واقع، فلسفه‌ی این سبک این است که به جای واکنش نشان دادن به اتفاقات گذشته، دست‌خوانی کنیم و ببینیم طراحان اصلی بازار برای آینده چه نقشه‌ای کشیده‌اند.

ردپای پول هوشمند؛ چگونه بازیگران بزرگ بازار را شناسایی کنیم؟

برای درک بهتر سبک RTM، ابتدا باید با مفهوم مهمی به نام پول هوشمند (سرمایه‌ی عظیم بانک‌ها، موسسات مالی بزرگ و نهنگ‌ها که قدرت جابه‌جایی قیمت در بازار را دارند) آشنا شویم. این نهادهای بزرگ نمی‌توانند مانند من و شما با چند کلیک ساده تمام پول خود را وارد بازار کنند. اگر آن‌ها بخواهند یک خرید بسیار بزرگ انجام دهند، این کار باعث می‌شود قیمت ناگهان به شدت بالا برود و نتوانند خرید خود را در قیمت مناسبی تکمیل کنند.

بنابراین، پول هوشمند برای تکمیل سفارش‌های عظیم خود به نقدینگی (میزان پول و سفارشاتی که در یک محدوده‌ی قیمتی برای خرید یا فروش در دسترس است) نیاز دارد. آن‌ها این نقدینگی را از کجا تامین می‌کنند؟ دقیقا از طریق سرمایه‌ی معامله‌گران خرد و مبتدی! بازیگران بزرگ بازار با ایجاد حرکات فریبنده، قیمت را به سمتی می‌برند که حد ضرر یا Stop Loss (نقطه‌ای که معامله‌گر برای جلوگیری از ضرر بیشتر مشخص می‌کند تا معامله با کمترین آسیب بسته شود) معامله‌گران عادی فعال شود. فعال شدن این حد ضررها، دقیقا همان نقدینگی و سوختی است که پول هوشمند برای حرکت اصلی خود به آن نیاز دارد.

سبک RTM به ما آموزش می‌دهد که این حرکات فریبنده را شناسایی کنیم. ما با بررسی رفتار قیمت یاد می‌گیریم که ردپای پول هوشمند را در مناطق خاصی از نموداری مثل نمودار اتریوم پیدا کنیم و به جای اینکه طعمه‌ی آن‌ها شویم، در کنار آن‌ها و هم‌مسیر با جریان اصلی سرمایه معامله کنیم.

تفاوت سبک RTM با پرایس اکشن کلاسیک در چیست؟

بسیاری از افرادی که به تازگی وارد بازار می‌شوند، ابتدا با پرایس اکشن کلاسیک آشنا می‌شوند. در روش کلاسیک، تمرکز اصلی روی کشیدن خطوط روند، خطوط حمایت و مقاومت و الگوهای هندسی ساده (مانند مثلث و مستطیل) است. اما مشکل اینجاست که بازیگران بزرگ بازار هم می‌دانند که معامله‌گران خرد این خطوط را می‌بینند و دقیقا از همین موضوع برای فریب دادن آن‌ها استفاده می‌کنند.

در حالی که پرایس اکشن کلاسیک به ظاهر و هندسه‌ی نمودار توجه دارد، سبک RTM به روانشناسی، علت حرکات و پیدا کردن گره‌های معاملاتی (محدوده‌هایی که در گذشته در آن‌ها نبرد سنگینی بین خریدار و فروشنده رخ داده است) می‌پردازد.

برای درک بهتر و سریع‌تر این تفاوت‌ها، می‌توانید به جدول ساده‌ی زیر نگاه کنید:

ویژگی مورد بررسی

پرایس اکشن کلاسیک

پرایس اکشن سبک RTM

تمرکز اصلی تحلیل

خطوط روند و الگوهای هندسی ساده

گره‌های معاملاتی و درک رفتار بازیگران بزرگ

دلیل چرخش قیمت

برخورد قیمت به یک خط حمایت یا مقاومت

رسیدن قیمت به نواحی دارای نقدینگی برای پر شدن سفارشات کلان

نگاه معامله‌گر به بازار

نگاه سطحی بر اساس شکل ظاهری و هندسی کندل‌ها

نگاه عمیق بر اساس علت حرکت قیمت و روانشناسی پشت آن

محل ورود به معامله

معمولا پس از شکست خطوط یا تکمیل شدن یک شکل هندسی

در نواحی بکر عرضه و تقاضا، قبل از شروع حرکت اصلی

همان‌طور که می‌بینید، سبک RTM یک قدم فراتر از روش‌های سنتی می‌رود و با ارائه یک دیدگاه عمیق‌تر، به ما کمک می‌کند تا ماهیت اصلی بازار را بهتر بشناسیم و تصمیمات امن‌تری بگیریم.

مفاهیم و نواحی پایه‌ای در پرایس اکشن RTM

برای یادگیری اصولی هر مهارتی، ابتدا باید الفبای آن را بشناسیم. در سبک RTM، این الفبا شامل نواحی و مفاهیمی است که به ما کمک می‌کنند منطق حرکتی بازار را درک کنیم. اگر می‌خواهیم مانند معامله‌گران حرفه‌ای رفتار قیمت را تحلیل کنیم، باید دیدگاه خود را از خطوط ساده‌ی روی نمودار، به سمت درک نواحی کلیدی تغییر دهیم. بیایید با مهم‌ترین پایه‌های این روش آشنا شویم.

آشنایی با نواحی عرضه و تقاضا یا Supply and Demand

در اقتصاد، همه چیز بر اساس قانون عرضه و تقاضا یا Supply and Demand (نواحی خاصی در بازار که در آن‌ها خریداران یا فروشندگان کلان با قدرت بالا وارد شده و تعادل قیمت را به نفع خود بر هم می‌زنند) کار می‌کند. بازارهای مالی هم از این قاعده مستثنی نیستند.

برای درک بهتر، یک بازار میوه را در نظر بگیرید. وقتی فصل برداشت سیب است و بار سیب فراوان می‌شود، عرضه در بازار زیاد است؛ در نتیجه، فروشندگان برای رقابت با یکدیگر قیمت را پایین می‌آورند. برعکس، در فصل زمستان که سیب تازه کمیاب است اما مردم همچنان به آن نیاز دارند، تقاضا بالا می‌رود و قیمت سیب افزایش می‌یابد.

در نمودار قیمتی مثل نمودار بیت کوین نیز دقیقا همین اتفاق می‌افتد:

  • ناحیه‌ی تقاضا: محدوده‌ای است که در گذشته، خریداران بزرگی وارد بازار شده‌اند و باعث رشد سریع و قدرتمند قیمت شده‌اند. وقتی قیمت بیت کوین دوباره به این محدوده برمی‌گردد، انتظار داریم خریداران جا مانده دوباره وارد عمل شوند.
  • ناحیه‌ی عرضه: محدوده‌ای است که فروشندگان با قدرت وارد شده و باعث ریزش قیمت شده‌اند. این ناحیه مانند یک سد محکم در برابر افزایش قیمت عمل می‌کند.

در پرایس اکشن RTM، ما به جای کشیدن یک خط حمایت یا مقاومت ساده، یک محدوده‌ی مستطیلی یا باکس رسم می‌کنیم تا کل منطقه‌ی درگیری خریدار و فروشنده را پوشش دهیم.

آشنایی با نواحی عرضه و تقاضا یا Supply and Demand | صرافی کیف پول من

گره های معاملاتی و اهمیت آن‌ها در چرخش قیمت

یکی دیگر از مفاهیم بسیار مهم در این سبک، گره های معاملاتی (نقاطی روی نمودار که قیمت برای مدت کوتاهی در آن‌ها درجا زده، نبرد سنگینی بین خریدار و فروشنده رخ داده و سپس یک طرف پیروز شده است) هستند.

می‌توانید گره‌های معاملاتی را مانند مسابقه‌ی طناب‌کشی تصور کنید. در یک لحظه، دو تیم با تمام قدرت طناب را می‌کشند و طناب در وسط بی‌حرکت می‌ماند؛ این همان گره است. ناگهان یک تیم انرژی بیشتری صرف می‌کند و تیم مقابل را با قدرت به سمت خود می‌کشد. در نمودار قیمت، وقتی بعد از یک درجا زدن کوتاه، قیمت با شمع‌های بزرگ و قدرتمند به یک سمت پرتاب می‌شود، ما یک گره‌ی معاملاتی معتبر پیدا کرده‌ایم.

اهمیت این گره‌ها در این است که معمولا سفارش‌های زیادی از بازیگران بزرگ در این محدوده‌ها باقی مانده است. بنابراین، وقتی قیمت در آینده دوباره به این گره‌ها می‌رسد، احتمال چرخش قیمت و تغییر مسیر آن بسیار بالا است.

مفهوم نقدینگی یا Liquidity و تله‌های بازار برای معامله‌گران خرد

نقدینگی یا Liquidity (حجم عظیمی از پول و سفارش‌های خرید و فروش که در محدوده‌های خاصی از بازار جمع شده و آماده‌ی فعال شدن هستند) یکی از جذاب‌ترین و در عین حال خطرناک‌ترین مفاهیم در بازارهای مالی است.

همان‌طور که پیش‌تر اشاره کردیم، بانک‌ها و نهادهای مالی بزرگ برای ورود به معاملات سنگین، نیاز به سوخت دارند و این سوخت همان نقدینگی است. آن‌ها باید جایی را پیدا کنند که تعداد زیادی از معامله‌گران خرد، سفارش‌های خود را در آنجا قرار داده‌اند. معمولا معامله‌گران مبتدی حد ضرر یا Stop Loss (نقطه‌ای که برای جلوگیری از ضرر بیشتر مشخص می‌شود تا معامله با کمترین آسیب بسته شود) خود را دقیقا بالا یا پایین الگوهای کلاسیک قرار می‌دهند.

پول هوشمند برای جمع‌آوری این نقدینگی، تله‌های هوشمندانه‌ای می‌سازد. این تله‌ها معمولا به شکل زیر عمل می‌کنند:

  • حرکت فریبنده: قیمت به شکلی دروغین مقاومت یا حمایتی را می‌شکند تا معامله‌گران خرد را ترغیب به ورود کند.
  • فعال کردن حد ضررها: ناگهان قیمت تغییر مسیر می‌دهد، به سرعت برمی‌گردد و حد ضرر معامله‌گرانی که فریب خورده‌اند را لمس می‌کند.
  • حرکت اصلی: با فعال شدن این حد ضررها، سوخت لازم برای بازیگران بزرگ فراهم می‌شود و بازار حرکت اصلی و قدرتمند خود را آغاز می‌کند.

درک مفهوم نقدینگی در سبک RTM به شما کمک می‌کند تا این تله‌ها را زودتر شناسایی کنید و به جای قرار گرفتن در لیست بازنده‌ها، صبر کنید تا تله عمل کند و سپس در مسیر درست، سوار موج اصلی بازار شوید.

کندل های کلیدی و کاربردی در سبک RTM

در تحلیل تکنیکال کلاسیک، معامله‌گران ده‌ها اسم عجیب و غریب برای شکل‌های مختلف کندل‌ها حفظ می‌کنند. اما در سبک RTM نیازی به این کار نیست. ما در این روش، کندل‌ها را مانند کلمات یک جمله می‌بینیم و فقط به دنبال کلماتی هستیم که داستان نبرد خریداران و فروشندگان را به روشن‌ترین شکل ممکن برای ما تعریف کنند. برای درک زبان بازار در این استراتژی، شما فقط باید روی دو نوع کندل اصلی و یک الگوی بسیار مهم تمرکز کنید.

کندل های بیس یا پایه Base Candles و نقش آن‌ها در تشکیل گره‌ها

کندل های بیس یا پایه Base Candles (شمع‌هایی با بدنه‌ی کوچک و سایه‌هایی در بالا و پایین که نشان‌دهنده‌ی تعادل و تردید در بازار هستند) اولین حروف الفبای ما در این سبک به شمار می‌روند.

برای درک بهتر، یک مسابقه‌ی طناب‌کشی را تصور کنید که در آن هر دو تیم دقیقا هم‌زور هستند؛ طناب در وسط میدان می‌لرزد اما به هیچ سمتی نمی‌رود. کندل بیس دقیقا همین لحظه‌ی تردید و برابری قدرت را روی نمودار نشان می‌دهد. در این لحظات، نه خریداران قدرت کافی برای بالا بردن قیمت دارند و نه فروشندگان می‌توانند قیمت را پایین بیاورند.

اهمیت این کندل‌ها در چیست؟ همان‌طور که در بخش‌های قبلی گفتیم، بازیگران بزرگ برای پر کردن سفارشات خود نیاز به زمان و نقدینگی دارند. وقتی قیمت درجا می‌زند و چند کندل بیس در کنار هم تشکیل می‌شوند، در واقع یک گره معاملاتی در حال شکل‌گیری است. این گره‌ها همان مناطقی هستند که بعدها به نواحی مهم عرضه و تقاضا تبدیل می‌شوند.

کندل های مومنتوم و نشانه‌های قدرت خریدار یا فروشنده

در مقابل شمع‌های کوچک و بی‌تصمیم، ما کندل های مومنتوم Momentum (شمع‌هایی با بدنه‌ی بسیار بزرگ، توپر و با سایه‌های بسیار کوتاه که شتاب و قدرت بالای حرکت قیمت را نشان می‌دهند) را داریم.

اگر کندل بیس شبیه به توقف پشت چراغ قرمز باشد، کندل مومنتوم مانند یک ماشین سنگین است که با سرعت بالا در یک اتوبان خلوت حرکت می‌کند. وقتی یک کندل مومنتوم در نمودار ظاهر می‌شود، پیام بسیار روشنی برای ما دارد: تعادل بازار به هم خورده و یکی از طرفین با قدرت تمام کنترل میدان را به دست گرفته است.

در سبک RTM، ما از کندل‌های مومنتوم به عنوان یک تاییدیه استفاده می‌کنیم. وقتی قیمت با یک کندل بزرگ و پرقدرت از یک گره معاملاتی خارج می‌شود، متوجه می‌شویم که پول هوشمند مسیر خود را انتخاب کرده و زمان آن رسیده است که ما هم آماده‌ی همراهی با این موج قدرتمند شویم.

الگوی اینگالفینگ صعودی و نزولی Engulfing در نواحی مهم

حالا که با کندل‌های ضعیف (بیس) و کندل‌های قدرتمند (مومنتوم) آشنا شدیم، وقت آن است که ترکیب آن‌ها را بررسی کنیم. الگوی اینگالفینگ - Engulfing (الگویی دو کندلی که در آن یک شمع بزرگ، تمام بدنه‌ی شمع کوچک قبلی خود را در بر می‌گیرد و می‌بلعد) یکی از قدرتمندترین نشانه‌های تغییر مسیر قیمت است.

کلمه‌ی اینگالف در زبان انگلیسی به معنای پوشاندن و غرق کردن است. تصور کنید یک موج کوچک به ساحل می‌آید، اما بلافاصله یک موج بسیار بزرگ‌تر از راه می‌رسد و موج قبلی را کاملا در خود غرق می‌کند.

برای تشخیص درست این الگو در سبک RTM به این نشانه‌ها دقت کنید:

  • ابتدا یک کندل بیس (یا کندلی با بدنه‌ی کوچک) در انتهای یک مسیر صعودی یا نزولی تشکیل می‌شود که نشانه‌ی خستگی بازار است.
  • سپس بلافاصله یک کندل مومنتوم در جهت مخالف ظاهر می‌شود که بدنه‌ی آن بسیار بزرگ‌تر از کندل قبلی است.
  • این کندل قدرتمند، تمام محدوده‌ی نوسان کندل کوچک قبلی را پوشش می‌دهد و به اصطلاح آن را می‌بلعد.

وقتی این الگو را در یک ناحیه‌ی مهم عرضه یا تقاضا می‌بینیم، متوجه می‌شویم که سفارشات یکی از طرفین به طور کامل مصرف شده و قدرت در حال انتقال به سمت مقابل است. این الگو به ما کمک می‌کند تا نقطه‌ی شروع یک حرکت جدید را با دقت بالایی شکار کنیم.

الگوی اینگالفینگ صعودی و نزولی Engulfing در نواحی مهم | صرافی کیف پول من

مهم ترین ستاپ ها و الگوهای معاملاتی RTM برای تازه‌کارها

اکنون که با مفاهیم پایه‌ی پرایس اکشن RTM آشنا شدیم، زمان آن رسیده است که ببینیم چگونه می‌توانیم از این اطلاعات برای ورود به معامله استفاده کنیم. ستاپ معاملاتی (آرایش خاصی از کندل‌ها که به معامله‌گر سیگنال مشخصی برای ورود به بازار می‌دهد) در این سبک تنوع زیادی دارد، اما برای شروع نیازی نیست همه‌ی آن‌ها را یاد بگیرید. در ادامه با کاربردی‌ترین الگوهای این روش آشنا می‌شویم.

الگوی کوازیمودو Quasimodo یا QM؛ شکار بازگشت‌های قیمتی

الگوی کوازیمودو یکی از مشهورترین و محبوب‌ترین ستاپ‌ها در سبک RTM است. نام این الگو از شخصیت گوژپشت نتردام گرفته شده است، زیرا شکل ظاهری این الگو روی نمودار، شبیه به شانه‌های نامتقارن این شخصیت است. این الگو به ما کمک می‌کند تا پایان یک روند و شروع بازگشت قیمت را به موقع شکار کنیم.

برای درک بهتر، بیایید مراحل شکل‌گیری الگوی کوازیمودو نزولی را قدم به قدم بررسی کنیم:

  • قیمت در حال صعود است و یک سقف جدید می‌سازد که به آن شانه‌ی چپ می‌گوییم.
  • سپس قیمت کمی افت می‌کند و یک کف می‌سازد.
  • دوباره خریداران وارد می‌شوند و قیمت را بالاتر از سقف قبلی می‌برند و سر الگو را می‌سازند. این حرکت دقیقا همان تله‌ی بازار برای فریب خریداران خرد است.
  • ناگهان فروشندگان قدرتمند وارد می‌شوند و قیمت را با شدت به پایین می‌رانند، به طوری که قیمت از کف قبلی که در مرحله دوم ساخته شد هم پایین‌تر می‌رود. این یک نشانه‌ی بسیار مهم از تغییر قدرت در بازار است.
  • حالا قیمت دوباره به سمت بالا برمی‌گردد تا سفارشات جا مانده در محدوده‌ی شانه‌ی چپ را جمع کند. این نقطه، بهترین و کم‌ریسک‌ترین جایگاه برای ورود ما به معامله فروش است.

الگوی کوازیمودو Quasimodo یا QM؛ شکار بازگشت‌های قیمتی | صرافی کیف پول من

تفاوت الگوی سر و شانه کلاسیک با الگوی کوازیمودو در RTM

در نگاه اول، الگوی کوازیمودو بسیار شبیه به الگوی سر و شانه در تحلیل کلاسیک به نظر می‌رسد، اما یک تفاوت طلایی و بسیار مهم بین این دو وجود دارد.

در الگوی سر و شانه کلاسیک، کف‌هایی که شانه‌ها را می‌سازند معمولا در یک سطح قرار دارند و روی یک خط صاف به نام خط گردن قرار می‌گیرند. اما در الگوی کوازیمودو، شرط اصلی این است که قیمت حتما باید کف قبلی خود را با قدرت بشکند و یک کف پایین‌تر بسازد. این اتفاق در تحلیل تکنیکال با عنوان شکست ساختار (تغییر روند کلی بازار از صعودی به نزولی یا برعکس به دلیل از بین رفتن آخرین کف یا سقف معتبر) شناخته می‌شود. به همین دلیل، کوازیمودو بسیار قابل اعتمادتر از سر و شانه‌ی کلاسیک است، زیرا ما مطمئن می‌شویم که ساختار بازار واقعا تغییر کرده است و فقط با یک استراحت موقت روبه‌رو نیستیم.

الگوی عدم بازگشت یا FTR مخفف Fail To Return

الگوی عدم بازگشت یا FTR (ناتوانی قیمت در بازگشت به محدوده‌ی شکسته شده) یکی دیگر از الگوهای بسیار مهم در سبک RTM است.

یک ارتش نظامی را تصور کنید که در حال حمله به یک قلعه‌ی مستحکم است. ارتش با تمام قوا دیوار قلعه را می‌شکند و وارد می‌شود. پس از نفوذ، سربازان برای لحظاتی متوقف می‌شوند تا استراحت کنند و پایگاه جدیدی بسازند. این پایگاه جدید، دقیقا همان گره‌ی معاملاتی است. در این حالت، قیمت یک محدوده‌ی مهم مقاومت یا حمایت را می‌شکند، سپس سعی می‌کند دوباره به پشت آن ناحیه برگردد، اما قدرت کافی ندارد و در همان حوالی یک گره می‌سازد و سپس به مسیر جدید خود ادامه می‌دهد. زمانی که در آینده قیمت دوباره به این گره‌ی معاملاتی برسد، ما می‌توانیم با خیال راحت در جهت شکست اولیه وارد معامله شویم.

مفهوم فشردگی قیمت یا Compression پیش از شکست نواحی

فشردگی یا Compression (حرکت کند، پله‌ای و فشرده‌ی قیمت به سمت یک ناحیه‌ی مهم با کندل‌های کوچک) یکی از جذاب‌ترین هشدارهایی است که بازار به ما می‌دهد.

یک جاروبرقی را تصور کنید که تمام گرد و غبارهای روی فرش را می‌مکد و دیگر چیزی برای جمع کردن باقی نمی‌گذارد. وقتی قیمت با حالت فشردگی به سمت یک ناحیه‌ی عرضه یا تقاضا حرکت می‌کند، دقیقا همین کار را با سفارشات موجود در مسیر انجام می‌دهد. کندل‌ها کوچک و تو در تو می‌شوند و به آرامی پیش می‌روند. این حرکت به ما نشان می‌دهد که مسیر در حال پاکسازی شدن است. وقتی قیمت به ناحیه‌ی اصلی می‌رسد، چون دیگر هیچ سفارشی در مسیر باقی نمانده، با یک تلنگر کوچک و با سرعت بسیار بالا در جهت مخالف حرکت می‌کند. بنابراین، دیدن فشردگی پیش از رسیدن به یک گره‌ی معاملاتی، تاییدیه‌ی بسیار خوبی برای تصمیم‌گیری درست است.

مزایا و معایب معامله به روش پرایس اکشن RTM

هر استراتژی معاملاتی در بازارهای مالی، مانند یک ابزار کار است. همان‌طور که یک چاقوی جراحی بسیار تیز و دقیق است اما استفاده از آن به مهارت بالایی نیاز دارد، سبک RTM نیز با وجود قدرت فوق‌العاده‌اش، هم جنبه‌های بسیار مثبتی دارد و هم چالش‌هایی را برای افراد مبتدی ایجاد می‌کند. اگر بخواهیم یک تصمیم‌گیری درست و منطقی داشته باشیم، باید هر دو روی سکه را به خوبی بشناسیم.

چرا بسیاری از تریدرهای حرفه‌ای سبک RTM را انتخاب می‌کنند؟

اگر از یک معامله‌گر حرفه‌ای بپرسید چرا از بین ده‌ها روش مختلف، پرایس اکشن RTM را انتخاب کرده است، احتمالا به قدرت درک رفتار بازار اشاره می‌کند. وقتی شما یاد می‌گیرید مانند بازیگران بزرگ فکر کنید، مزایای بی‌نظیری به دست می‌آورید که در کمتر سبکی پیدا می‌شود:

  • نسبت ریسک به ریوارد خیره‌کننده: در معامله‌گری مفهومی به نام نسبت ریسک به ریوارد یا Risk to Reward (مقایسه مقدار پولی که ممکن است در یک معامله از دست بدهیم در برابر سودی که انتظار داریم به دست آوریم) وجود دارد. از آنجا که در سبک RTM ما دقیقا در گره‌های معاملاتی و نقاط چرخش قیمت وارد بازار می‌شویم، حد ضرر ما بسیار کوچک و سودهای ما بسیار بزرگ خواهد بود.
  • درک عمیق از چرایی بازار: شما دیگر مانند یک ربات به تقاطع دو خط در یک اندیکاتور واکنش نشان نمی‌دهید. بلکه دقیقا می‌دانید چرا قیمت در یک محدوده‌ی خاص در حال درجا زدن است و چه زمانی قرار است یک حرکت بزرگ رخ دهد.
  • در امان ماندن از تله‌های بازار: یکی از بزرگ‌ترین مزایای این روش، درک مفهوم استاپ هانتینگ یا Stop Hunting (شکار عمدی حد ضرر معامله‌گران خرد توسط نهادهای بزرگ برای تامین نقدینگی) است. وقتی بدانید تله کجا پهن شده است، نه تنها در آن نمی‌افتید، بلکه می‌توانید در کنار پول هوشمند وارد بازار شوید.
  • داشتن یک نمودار تمیز و آرام‌بخش: خلوت بودن صفحه‌ی نمایشگر به شما کمک می‌کند تا با ذهنی آرام‌تر و بدون استرس‌های اضافی ناشی از سیگنال‌های متناقض ابزارهای مختلف، تصمیم‌گیری کنید.

چالش‌های یادگیری RTM برای افراد تازه‌کار

با وجود تمام این جذابیت‌ها، یادگیری پرایس اکشن RTM برای کسی که به تازگی وارد دنیای رمزارز یا بازارهای جهانی شده است، شبیه به یادگیری دوچرخه‌سواری است؛ قطعا در ابتدا زمین خوردن و حفظ تعادل کمی دشوار خواهد بود:

  • نیاز به تمرین بصری بالا: پیدا کردن گره‌های معاملاتی و نواحی درست، در ابتدا کار ساده‌ای نیست. نمودارها همیشه مانند شکل‌های منظم داخل کتاب‌ها نیستند و برای پیدا کردن محدوده‌ی دقیق، چشمان شما باید با تمرین زیاد به دیدن این الگوها روی چارت واقعی عادت کند.
  • تفسیرهای شخصی و دیدگاهی بودن: یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های سبک‌های مبتنی بر پرایس اکشن این است که دو معامله‌گر ممکن است به یک نمودار نگاه کنند، اما محدوده‌ی متفاوتی را برای ورود در نظر بگیرند. رسیدن به یک نگاه واحد و دقیق، فقط با کسب تجربه‌ی کافی به دست می‌آید.
  • نیازمند صبر بسیار زیاد: در این روش، شما باید منتظر بمانید تا قیمت دقیقا به محدوده‌ی ورود شما برسد. گاهی اوقات ممکن است ساعت‌ها یا روزها منتظر بمانید تا یک ستاپ کامل شود و اگر آدم عجولی باشید، ممکن است زودتر از موعد وارد معامله شوید و ضرر کنید.
  • پیچیدگی اولیه‌ی مفاهیم: عباراتی مانند نقدینگی، فشردگی قیمت یا ساختارهای عدم بازگشت ممکن است در روزهای اول برای یک فرد مبتدی سنگین باشند و او را از ادامه‌ی مسیر یادگیری دلسرد کنند.

به طور خلاصه، سبک RTM عصای جادویی نیست که یک شبه سودهای کلان به همراه داشته باشد، اما اگر زمان بگذارید و چالش‌های اولیه‌ی آن را با صبوری پشت سر بگذارید، به یکی از قدرتمندترین ابزارهای تحلیل بازار مجهز خواهید شد.

نکات طلایی پیش از شروع معامله با استراتژی RTM

حالا که با مفاهیم جذاب و قدرتمند این سبک آشنا شده‌اید، شاید وسوسه شوید که همین امروز تمام سرمایه‌ی خود را وارد بازار کنید و به شکار موقعیت‌ها بپردازید. اما کمی دست نگه دارید! یادگیری یک استراتژی عالی، تنها نیمی از مسیر موفقیت است. نیمه‌ی دیگر، آمادگی ذهنی و رعایت اصول ایمنی است. درست مانند رانندگی با یک ماشین مسابقه‌ای پرقدرت، اگر مهارت کنترل فرمان و استفاده از ترمز را نداشته باشید، سرعت بالا فقط باعث آسیب دیدن شما می‌شود. پیش از شروع معامله‌ی واقعی، حتما به این نکات طلایی توجه کنید.

اهمیت مدیریت ریسک، سرمایه و تعیین دقیق Stop Loss

بزرگ‌ترین اشتباه معامله‌گران تازه‌کار این است که فکر می‌کنند با یادگیری یک سبک پیشرفته مانند RTM، دیگر هیچ‌وقت ضرر نخواهند کرد. واقعیت این است که در بازارهای مالی، هیچ روشی با قطعیت صد درصد وجود ندارد. به همین دلیل است که مدیریت ریسک (هنر کنترل میزان ضرر احتمالی در هر معامله برای محافظت از کل پول شما) از خود استراتژی هم مهم‌تر است.

شما باید از سرمایه‌ی خود مانند یک گنجینه‌ی ارزشمند محافظت کنید. برای این کار، رعایت چند قانون ساده اما حیاتی الزامی است:

  • تعیین دقیق حد ضرر: در سبک RTM، ما حد ضرر خود را دقیقا در پشت گره‌های معاملاتی یا نواحی عرضه و تقاضا قرار می‌دهیم. بازار گاهی اوقات رفتارهای غیرقابل پیش‌بینی دارد، بنابراین هرگز و تحت هیچ شرایطی، معامله‌ای را بدون تعیین حد ضرر باز نکنید.
  • قانون یک تا دو درصد: یک معامله‌گر حرفه‌ای در هر معامله، تنها روی یک الی دو درصد از کل سرمایه‌ی خود ریسک می‌کند. با این کار، حتی اگر چند تحلیل شما پشت سر هم اشتباه از آب دربیاید، باز هم بخش اعظم سرمایه‌ی شما امن می‌ماند و در معاملات بعدی فرصت جبران خواهید داشت.
  • پرهیز از اهرم‌های بالا: استفاده از اهرم یا Leverage (ابزاری در صرافی‌ها که به شما اجازه می‌دهد با پولی چند برابر سرمایه‌ی اصلی خود معامله کنید، اما خطر از دست رفتن کل پول را هم به شدت بالا می‌برد) برای افراد مبتدی بسیار خطرناک است. تا زمانی که به تسلط کامل نرسیده‌اید، از این ابزار دوری کنید.

لزوم تمرین در حساب دمو پیش از ورود به بازار واقعی

خلبان‌ها پیش از اینکه یک هواپیمای مسافربری واقعی را به پرواز درآورند، صدها ساعت در دستگاه‌های شبیه‌ساز پرواز تمرین می‌کنند تا برای هر شرایط بحرانی آماده شوند. در دنیای معامله‌گری نیز، حساب دمو یا Paper Trading (محیطی شبیه‌سازی شده از بازار واقعی که در آن با پول مجازی معامله می‌کنید و هیچ خطر مالی شما را تهدید نمی‌کند) دقیقا نقش همان شبیه‌ساز را دارد.

سبک RTM به شدت نیازمند تمرین چشمی است. شما باید ده‌ها بار الگوهایی مانند کوازیمودو یا کندل‌های مومنتوم را در شرایط زنده‌ی بازار پیدا کنید، محدوده‌ی عرضه و تقاضا را رسم کنید و واکنش قیمت را بسنجید. معامله با پول مجازی به شما اجازه می‌دهد تا بدون ترس و استرس از دست دادن سرمایه‌ی واقعی، اشتباه کنید، ساختار بازار را یاد بگیرید و نقاط ضعف خود را برطرف کنید.

لزوم تمرین در حساب دمو پیش از ورود به بازار واقعی | صرافی کیف پول من

پیشنهاد دوستانه‌ی ما این است که حداقل برای دو الی سه ماه، استراتژی‌های خود را در یک حساب دمو پیاده کنید. زمانی که متوجه شدید در پایان ماه برایند معاملات شما با پول مجازی سودده است و توانسته‌اید هیجانات خود را کنترل کنید، آن‌وقت با خیالی آسوده و با مبالغ بسیار کم، وارد بازار واقعی شوید.

سخن پایانی؛ آیا استراتژی RTM برای شما مناسب است؟

پرایس اکشن سبک RTM مانند یادگیری یک زبان جدید برای ارتباط مستقیم با هسته‌ی اصلی بازار است و انتخاب آن کاملا به تیپ شخصیتی و میزان صبر شما بستگی دارد. اگر شما فردی جستجوگر هستید که ترجیح می‌دهید به جای تکیه بر اندیکاتورهای شلوغ و گیج‌کننده، منطق پنهان نوسانات قیمت و رفتار پول هوشمند (سرمایه‌ی عظیم بانک‌ها و نهادهای مالی بزرگ که قدرت جهت‌دهی به بازار را دارند) را درک کنید، این استراتژی می‌تواند کلید موفقیت و استقلال تحلیلی شما باشد؛ اما در صورتی که به دنبال روش‌های سریع، سیگنال‌های آماده یا سودهای یک‌شبه می‌گردید، قطعا نیاز به تمرین بصری و تحلیل عمیق در این سبک شما را دلسرد خواهد کرد. در نهایت، اگر متعهد می‌شوید که با تمرین مستمر روی نمودارها، چشمان خود را برای دیدن تله‌های قیمتی و گره‌های معاملاتی تربیت کنید، این روش اصولی به شما کمک می‌کند تا از سردرگمی نجات پیدا کنید و با خیالی آسوده‌تر، هم‌مسیر با جریان اصلی سرمایه به معامله بپردازید.

منابع:

Tradingfinder

Fr.Tradingview

Cryptocraft

این موضوع را مثبت می‌بینید یا منفی؟
19
1

سوالات متداول

1

یادگیری کامل پرایس اکشن RTM چقدر زمان می‌برد؟

2

آیا سبک RTM فقط برای فارکس است یا در بازار ارزهای دیجیتال هم کاربرد دارد؟

3

بهترین تایم فریم برای معامله با استراتژی RTM کدام است؟

4

آیا برای استفاده از استراتژی RTM به اندیکاتور خاصی نیاز داریم؟

5

آیا یادگیری RTM پیش‌نیاز خاصی دارد؟

4.9/5
writer image
هدیه آرمان
نویسنده

من فارغ‌التحصیل زبان انگلیسی و مدرس سابق زبان هستم و چندین سال است در حوزه بازارهای مالی و ارزهای دیجیتال فعالیت می‌کنم. تولید محتوای کریپتو و سئو برای من فقط یک شغل نیست، بلکه مسیری است که با علاقه آن را دنبال می‌کنم. خوشحالم که همراه شما هستم.

مشاهده پروفایل

دیدگاه‌های کاربران

تا کنون 1 کاربر در مورد پرایس اکشن RTM چیست؟ راهنمای معامله در بازارهای مالی بدون نیاز به اندیکاتور دیدگاه ثبت کرده اند
امید زارع‌شهر‌ابادی
۱۶ دی ۱۴۰۳
عالیه
0
0

افزودن دیدگاه

با ثبت‌نام در صرافی کیف پول من و ارسال نظر در سایت ارز دیجیتال رایگان هدیه بگیرید. نظر شما حداقل باید ۱۰ کلمه باشد و تکراری نباشد.
به این مطلب چند امتیاز می‌دهید؟
1
2
3
4
5

انتخاب کنید

ویدئو رسانه

در بخش ویدئو رسانه، می‌توانید به آموزش‌ها، تحلیل‌ها و محتوای ویدیویی جذاب درباره ارزهای دیجیتال و خدمات ما دسترسی پیدا کنید.