بررسی انواع لایه های بلاک چین براساس مقیاس پذیری و معماری فنی

وسط یک نوسان شدید در بازار قصد دارید مقداری تتر جابهجا کنید یا یک خرید سریع انجام دهید. دکمه تایید را میزنید، اما شبکه به قدری شلوغ است که تراکنش شما در حالت انتظار گیر میکند و صرافی یا کیف پول، کارمزدی از شما طلب میکند که گاهی از اصل مبلغ انتقال بیشتر است. در این مقاله، ساختار درونی بلاک چین را بررسی میکنیم و نشان میدهیم که چگونه لایههای مقیاسپذیری (از لایه صفر تا لایه سه) این مشکل بزرگ را حل کردهاند تا بتوانید شبکههای سریعتر و ارزانتر را برای معاملات روزمره خود انتخاب کنید.
سه راهی بلاک چین و دلیل پیدایش لایه های شبکه
برای درک بهتر معماری شبکههای ارز دیجیتال، ابتدا باید با یک مفهوم بنیادی به نام سه راهی بلاک چین (Blockchain Trilemma: چالشی که در آن سیستم نمیتواند سه ویژگی امنیت، تمرکززدایی و سرعت را همزمان و در بالاترین سطح داشته باشد) آشنا شویم. این اصطلاح که اولین بار توسط ویتالیک بوترین، خالق اتریوم مطرح شد، به یک معمای بزرگ در دنیای کریپتو اشاره دارد. توسعهدهندگان همیشه در تلاش هستند تا شبکهای بسازند که هم بسیار امن باشد، هم کنترل آن در دست یک نفر نباشد و هم سرعت بالایی داشته باشد. اما در عمل، رسیدن به هر سه ویژگی به صورت همزمان تقریبا غیرممکن است و برای تقویت یکی، معمولا باید دیگری را فدا کرد.
تصور کنید میخواهید یک ماشین خریداری کنید. شما ماشینی میخواهید که هم بسیار سریع باشد، هم ایمنی فوقالعادهای داشته باشد و هم ارزان تمام شود. پیدا کردن چنین ماشینی در دنیای واقعی بسیار سخت است؛ اگر یک ماشین سریع و کاملا ایمن باشد، قطعا ارزان نخواهد بود. در شبکهی بلاک چین نیز وضعیت مشابهی وجود دارد و همین چالش باعث شد تا متخصصان به فکر ایجاد لایههای مختلف بیفتند تا وظایف شبکه را بین این لایهها تقسیم کنند.
معمای مقیاس پذیری: چرا شبکههای بلاک چینی کند میشوند؟
یکی از مهمترین چالشهایی که شبکههای معروفی مثل بیت کوین و اتریوم از همان ابتدا با آن روبرو بودند، مسئلهی مقیاسپذیری (Scalability: توانایی سیستم برای مدیریت و پردازش تعداد زیادی از درخواستها در یک زمان کوتاه بدون افت عملکرد) است. اما چرا این شبکهها با افزایش کاربران دچار کندی میشوند؟
در یک شبکهی بلاک چین سنتی، هر تراکنشی که انجام میشود باید توسط تمام گرهها (Nodes: کامپیوترهای متصل به شبکه که وظیفهی بررسی و تایید تراکنشها را بر عهده دارند) پردازش و ثبت شود. این فرآیند بررسی همگانی باعث میشود امنیت شبکه به شدت بالا برود، اما یک مشکل بزرگ به همراه دارد: وقتی تعداد کاربران و تراکنشها زیاد میشود، شبکه توان پردازش سریع این حجم عظیم از اطلاعات را ندارد.
برای درک بهتر، یک اتوبان شلوغ را با یک باجهی عوارضی در نظر بگیرید. برای حفظ امنیت و دقت، هر ماشین باید کاملا متوقف شود، مدارکش توسط مامور بررسی شود و سپس اجازهی عبور پیدا کند. وقتی تعداد ماشینها کم باشد همه چیز روان پیش میرود، اما در ساعتهای شلوغی، یک ترافیک طولانی و خستهکننده ایجاد میشود. در دنیای رمزارزها، این ترافیک به شکل کند شدن تایید تراکنشها و افزایش شدید هزینهی کارمزدها (Gas Fee) خود را نشان میدهد.

نقش لایهها در ایجاد تعادل میان امنیت، تمرکززدایی و سرعت
برای حل مشکل ترافیک و کندی، به جای اینکه سعی کنیم تمام مشکلات را در یک شبکهی واحد و محدود برطرف کنیم، متخصصان تصمیم گرفتند معماری شبکه را لایهبندی کنند. این لایهبندی به شبکهی بلاک چین کمک میکند تا بدون از دست دادن امنیت اولیه، سرعت خود را افزایش دهد. بیایید این سه راس مهم از سه راهی بلاک چین را مرور کنیم تا نقش لایهها روشنتر شود:
- امنیت (Security): اطمینان از اینکه اطلاعات کاربران کاملا امن است و هکرها نمیتوانند به شبکه نفوذ کنند یا تراکنشهای تقلبی و اشتباه انجام دهند.
- تمرکززدایی: (Decentralization: عدم وابستگی سیستم به یک شخص، شرکت یا دولت مرکزی) توزیع قدرت و اطلاعات بین تمام کاربران شبکه، به طوری که هیچ نهاد خاصی نتواند سیستم را کنترل کند.
- مقیاسپذیری (Scalability): توانایی شبکه برای انجام هزاران تراکنش در ثانیه به صورت همزمان.
حالا نقش لایهها در اینجا چیست؟ در این ساختار معماری جدید، لایهی اصلی یا پایهی شبکه (مانند خود شبکهی بیت کوین یا اتریوم) تمام تمرکز خود را فقط روی امنیت و تمرکززدایی میگذارد. در واقع، این لایه وظیفهی محافظت از کل سیستم و حفظ اعتماد را بر عهده دارد و به همین دلیل میپذیرد که کمی کند باشد.
سپس، لایههای جدیدی روی این شبکهی اصلی ساخته میشوند که وظیفهی آنها فقط و فقط تامین مقیاسپذیری و افزایش سرعت است. این لایههای بالایی، بخش بزرگی از تراکنشهای کاربران را خارج از شبکهی اصلی و با سرعت و ظرفیت بالا پردازش میکنند. در نهایت، آنها فقط یک گزارش نهایی و فشرده از تراکنشها را برای تایید و ثبت دائمی به لایهی اصلی میفرستند. با این روش بسیار هوشمندانه، شبکههای بلاک چینی توانستهاند با کمک لایهبندی، ترافیک را مدیریت کنند و بدون اینکه امنیت داراییهای شما به خطر بیفتد، سرعت انجام تراکنشها را به شکل چشمگیری بهبود ببخشند.
آشنایی با معماری و لایههای فنی: بررسی ساختار درونی بلاک چین
وقتی به یک شبکهی بلاک چین نگاه میکنیم، معمولا آن را به شکل یک زنجیرهی ساده از اطلاعات میبینیم که روی مانیتور نمایش داده میشود. اما در پشت این ظاهر ساده، یک معماری فنی و چندلایه قرار دارد که به این فناوری اجازهی کارکرد بدون نقص را میدهد. درست مثل یک ساختمان چندطبقه که ستونکشی، لولهکشی، سیمکشی برق و نمای ظاهری آن هر کدام بخش متفاوتی از کار را بر عهده دارند، یک شبکهی بلاک چین هم از لایههای فنی مختلفی تشکیل شده است که هر کدام وظیفهی خاصی را پیش میبرند تا سیستم به طور هماهنگ کار کند. بیایید این لایهی پایهای را از فونداسیون تا ظاهر بیرونی بررسی کنیم.

لایه زیرساخت و سختافزار: پایههای فیزیکی شبکه
هر دنیای دیجیتالی برای زنده ماندن نیاز به دنیای واقعی و تجهیزات فیزیکی دارد. لایهی سختافزار (Hardware Layer: مجموعه سرورها، کامپیوترها و تجهیزات فیزیکی که توان پردازشی شبکه را تامین میکنند) همان فونداسیون و پایهی مادی شبکهی بلاک چین است. بدون این سختافزارها، هیچ کدی اجرا نمیشود و هیچ اطلاعاتی ذخیره نخواهد شد. ویژگیهای اصلی این لایه شامل موارد زیر است:
- سرورها و کامپیوترهای قدرتمند که در سراسر جهان پراکنده شدهاند و روشن ماندن شبکه را تضمین میکنند.
- تجهیزات اتصال و اینترنت که به این قطعات سختافزاری اجازهی تبادل اطلاعات با یکدیگر را میدهد.
- کارتهای گرافیک و تراشههای تخصصی که توان لازم برای پردازشهای سنگین ریاضی را فراهم میکنند.
لایه داده: نحوه ثبت و ذخیرهسازی اطلاعات تراکنشها
وقتی شما مقداری ارز دیجیتال را به شخص دیگری منتقل میکنید، این تراکنش باید در جایی ثبت شود که هیچکس نتواند آن را پاک کند یا تغییر دهد. لایهی داده (Data Layer: بخش ساختاری بلاک چین که اطلاعات تراکنشها را به صورت بلوکهای رمزنگاریشده و متصل به هم ذخیره میکند) دقیقا مثل دفتر کل دیجیتال این وظیفه را انجام میدهد.
در این لایه، اطلاعات به شکل بلوکهایی پشت سر هم چیده میشوند. هر بلوک شامل تاریخچهی تراکنشها و یک کد رمزنگاریشده به نام هش (Hash: اثر انگشت دیجیتالی و یکتای هر قطعه از اطلاعات) است که آن را به بلوک قبلی متصل میکند. اگر کسی بخواهد اطلاعات یک بلوک قدیمی را دستکاری کند، کد هش تمام بلوکهای بعدی تغییر میکند و سیستم بلافاصله متوجه تقلب میشود.
لایه شبکه: ارتباط همتا به همتا (P2P) میان گرهها
بلاک چین یک پایگاه دادهی متمرکز نیست که روی یک کامپیوتر خاص در شرکت مشخصی قرار داشته باشد؛ بلکه روی هزاران کامپیوتر در نقاط مختلف کرهی زمین پخش شده است. لایهی شبکه (Network Layer: بستر ارتباطی که به کامپیوترهای شبکه اجازه میدهد بدون واسطه با یکدیگر گفتگو کنند) وظیفهی برقراری این ارتباط را بر عهده دارد.
این لایه بر پایهی معماری همتا به همتا یا همان P2P (Peer-to-Peer: شبکهای که در آن هر کامپیوتر نقش یک عضو مستقل و برابر با دیگران را دارد) کار میکند. یعنی تکتک سیستمهای متصل به شبکه مستقیما با یکدیگر در ارتباط هستند و اطلاعات تراکنشهای جدید را در کسری از ثانیه برای همدیگر ارسال میکنند تا همهی اعضا از آخرین وضعیت شبکه باخبر باشند.
لایه اجماع: قلب تپنده شبکه و تامینکننده امنیت
چگونه هزاران کامپیوتر مستقل که هیچکدام یکدیگر را نمیشناسند و به هم اعتماد ندارند، میتوانند روی درست بودن اطلاعات یک تراکنش توافق کنند؟ پاسخ این سوال در لایهی اجماع (Consensus Layer: مکانیزم و قوانین ریاضی که به کمک آن اعضای شبکه دربارهی صحت تراکنشها به توافق میرسند) نهفته است.
این لایه در واقع مغز متفکر و امنیتی شبکه محسوب میشود و با استفاده از الگوریتمهای مختلف (قوانین ریاضی از پیش تعیینشده که مسیر تایید تراکنشها را مشخص میکنند) تضمین میکند که هیچ کاربری نتواند تقلب کند. رایجترین روشهای این لایه شامل گواه اثبات کار (Proof of Work: روشی که در آن کامپیوترها با حل پازلهای ریاضی سخت به امنیت شبکه کمک میکنند) و گواه اثبات سهام (Proof of Stake: روشی که در آن کاربران با قفل کردن داراییهای خود به تایید تراکنشها رای میدهند) هستند.
لایه مشوقها: پاداشدهی به ماینرها و اعتبارسنجها
شبکههای غیرمتمرکز برای اینکه سرپا بمانند، نیاز به نیروی کار انسانی و سختافزاری دارند. اما چرا باید یک شخص هزینهی برق و استهلاک کامپیوتر خود را بدهد تا امنیت شبکه تامین شود؟ لایهی مشوقها (Incentive Layer: سیستمی که با ارائهی پاداشهای مالی، کاربران را به همکاری در امنیت و ادارهی شبکه تشویق میکند) پاسخ این پرسش است.
این لایه به کمک قوانین اقتصادی داخلی شبکه، به کسانی که در لایهی اجماع مشارکت میکنند پاداش میدهد. این پاداشها معمولا به دو شکل تامین میشوند:
- ساخت سکهها یا توکنهای جدید که به عنوان پاداش به تاییدکنندگان داده میشود.
- کارمزدهایی که کاربران برای انجام تراکنشهای خود پرداخت میکنند.
لایه قرارداد هوشمند: ماشین پردازش دستورات منطقی
تا پیش از این، شبکهها تنها میتوانستند داراییها را از نقطهای به نقطهی دیگر منتقل کنند. اما با ورود لایهی قرارداد هوشمند (Smart Contract Layer: برنامههای خودکار و از پیش نوشتهشدهای که اگر شرایط خاصی برقرار شود، به صورت خودکار اجرا میشوند)، بلاک چین تبدیل به یک کامپیوتر جهانی شد.
این قراردادها مثل توافقنامههای کاغذی اما به زبان کدنویسی هستند. برای مثال، برنامهریزی میشوند که اگر فلان مقدار ارز دیجیتال واریز شد، فلان سند مالکیت به صورت خودکار به نام خریدار منتقل شود. این لایه نیاز به واسطهها را از بین میبرد و همهچیز را بر پایهی کدهای کامپیوتری پیش میبرد.
لایه اپلیکیشن: رابط کاربری برنامههای غیرمتمرکز (DApps)
بالاترین لایهی فنی که کاربران عادی مستقیماً با آن سر و کار دارند، لایهی اپلیکیشن (Application Layer: بستر ساخت و اجرای برنامههای کاربردی و خدمات مالی روی بستر بلاک چین) است. تمام سرویسهایی که شما روزانه از آنها استفاده میکنید در این بخش قرار دارند.
این لایه شامل برنامههای غیرمتمرکز یا همان DApps (Decentralized Applications: برنامههایی که روی بلاک چین اجرا میشوند و هیچ مدیر مرکزی یا سرور مشخصی ندارند) است. صرافیهای غیرمتمرکز، بازیهای بلاک چینی و پلتفرمهای وامدهی دیجیتال نمونههایی از این برنامهها هستند که به لطف لایههای زیرین، خدمات خود را با امنیت کامل به کاربران ارائه میدهند.
لایههای مقیاسپذیری بلاک چین: از فونداسیون تا کاربرد (Layer 0 تا Layer 3)
تصور کنید قصد دارید یک شهر بزرگ و مدرن بسازید. برای اینکه این شهر به خوبی کار کند، نمیتوانید همهی امکانات را در یک سطح قرار دهید. شما به شبکهی فاضلاب در زیر زمین، خیابانهای اصلی در سطح زمین، پلهای هوایی برای کاهش ترافیک و در نهایت ساختمانهای تخصصی نیاز دارید. شبکههای ارز دیجیتال نیز دقیقا با همین منطق ساخته میشوند. برای حل معمای کندی و هزینهی بالا، توسعهدهندگان معماری شبکهی بلاک چین را به چهار لایهی مجزا (از صفر تا سه) تقسیم کردهاند. در ادامه، با زبانی ساده به سراغ این لایهها میرویم تا ببینیم هر کدام چه نقشی در این شهر دیجیتال بازی میکنند.
لایه صفر (Layer 0): زیربنای ارتباط شبکهها با یکدیگر
لایهی صفر در واقع همان فونداسیون و پایهی اصلی شهر ما است. این لایه ساخته شده است تا یک مشکل بسیار بزرگ را حل کند: شبکههای بلاک چینی در حالت عادی زبان یکدیگر را نمیفهمند و نمیتوانند با هم صحبت کنند.
در دنیای کریپتو، بیت کوین و اتریوم مثل دو کشور کاملا مستقل هستند که هیچ جادهای آنها را به هم وصل نمیکند. اگر شما بخواهید اطلاعات یا دارایی خود را بین این دو شبکه جابهجا کنید، به مشکل میخورید. لایهی صفر ایجاد شد تا قابلیت تعاملپذیری (Interoperability: توانایی شبکههای مختلف برای ارتباط، تبادل داده و همکاری مستقیم با یکدیگر) را به دنیای رمزارزها بیاورد. این لایه مثل یک شبکهی جهانی از فیبرهای نوری عمل میکند که کشورهای مختلف (بلاک چینهای مستقل) را به هم متصل کرده و اینترنت بلاک چینها را شکل میدهد.
پروژههای بسیار جذابی در این لایه در حال فعالیت هستند که دو مورد از معروفترین آنها شبکهی پولکادات و شبکهی کازماس نام دارند. این پروژهها یک بستر مشترک فراهم میکنند تا توسعهدهندگان بتوانند شبکههای اختصاصی خود را روی آنها بسازند و از همان روز اول، به راحتی با سایر شبکههای موجود در آن بستر در ارتباط باشند.

لایه اول (Layer 1): شبکه اصلی، مستقل و میزبان
وقتی بیشتر افراد دربارهی شبکهی بلاک چین صحبت میکنند، منظورشان دقیقا همین لایهی اول است. لایهی اول همان خیابانهای اصلی شهر هستند که همهی اتفاقات مهم در آنها رخ میدهد.
شبکهی لایهی اول یک سیستم کاملا مستقل است. این یعنی برای پردازش تراکنشها، تامین امنیت و مدیریت اطلاعات به هیچ شبکهی دیگری نیاز ندارد. این لایهها قوانین خاص خودشان را دارند و گرههای (کامپیوترهای) آنها تمامی محاسبات را انجام میدهند. مشکل اصلی لایهی اول این است که به دلیل تمرکز شدید روی امنیت، معمولا سرعت پایینی دارد و وقتی شلوغ میشود، هزینهی کارمزدها سر به فلک میکشد.
جایگاه بیت کوین، اتریوم و سولانا در شبکههای لایه اول به صورت زیر است:
- بیت کوین: قدیمیترین و امنترین شبکهی لایهی اول که بیشتر برای ذخیرهی ارزش و انتقال پول استفاده میشود.
- اتریوم: محبوبترین شبکهی لایهی اول که میزبان هزاران برنامهی غیرمتمرکز است، اما در زمان شلوغی با مشکل کارمزدهای بالا دست و پنجه نرم میکند.
- سولانا: یک شبکهی لایهی اول نسل جدید که با فدا کردن بخش کوچکی از تمرکززدایی، توانسته سرعت فوقالعاده بالایی را به کاربران ارائه دهد.
لایه دوم (Layer 2): ناجی مقیاسپذیری و قاتل کارمزدهای بالا
اگر لایهی اول خیابانهای اصلی و شلوغ شهر باشد، لایهی دوم بلاک چین همان پلهای هوایی و تونلهای تندرو است که برای دور زدن ترافیک ساخته شدهاند. هدف اصلی شبکههای لایهی دوم، ارزان کردن و سریع کردن تراکنشها است.
شبکههای لایهی دوم به جای اینکه ترافیک را به شبکهی اصلی ببرند، پردازش برونزنجیرهای (Off-chain: انجام تراکنشها و محاسبات در فضایی خارج از شبکهی اصلی برای جلوگیری از شلوغی) انجام میدهند. یعنی آنها هزاران تراکنش کاربران را در شبکهی سریع و خلوت خودشان پردازش میکنند و سپس فقط یک خلاصهی نهایی و کمحجم از نتیجهی آن تراکنشها را برای ثبت دائمی به لایهی اول (مثل اتریوم) میفرستند.
برای انتقال تراکنشها از لایهی دوم به لایهی اول، از فناوری خاصی به نام رولآپ استفاده میشود. رولآپ (Rollup: فناوری هوشمندی که دهها یا صدها تراکنش را مثل یک طومار فشرده کرده و در قالب یک بستهی واحد ارسال میکند) شبیه به سیستم اتوبوسرانی یا تاکسیهای اشتراکی عمل میکند. به جای اینکه هر کاربر برای تراکنش خود یک ماشین تکسرنشین به خیابان اصلی بفرستد و عوارض جداگانه بدهد، رولآپها هزاران تراکنش را سوار یک اتوبوس میکنند. به این ترتیب، هزینهی عوارض بین تمام مسافران تقسیم شده و کارمزد پرداختی شما به کسری از سنت میرسد.
شبکههای لایهی دوم نیازی ندارند که ارتش نظامی و سیستم امنیتی خودشان را از صفر بسازند. آنها تراکنشها را سریع پردازش میکنند اما برای ثبت نهایی به شبکهی اصلی (مثل اتریوم) تکیه میکنند. بنابراین، دارایی شما در شبکهی لایهی دوم، از همان امنیت پولادین شبکهی لایهی اول برخوردار است.
لایه سوم (Layer 3): شبکههای اختصاصی برای اپلیکیشنهای خاص
لایهی سوم بلاک چین جدیدترین مفهوم در معماری شبکههای ارز دیجیتال است. اگر لایهی دوم پلهای هوایی بودند، لایهی سوم ساختمانهای تجاری بسیار تخصصی هستند که مستقیما به این پلهای هوایی متصل شدهاند.
لایهی سوم شبکهای است که روی لایهی دوم ساخته میشود و هدف آن سرویسدهی به کل کاربران نیست؛ بلکه به صورت سفارشی برای یک برنامهی خاص طراحی میشود. برای مثال، یک بازی ویدیویی پیچیده روی بلاک چین به میلیونها تراکنش بسیار ریز و رایگان در هر ثانیه نیاز دارد. یا یک پلتفرم دیفای (DeFi: خدمات مالی غیرمتمرکز مانند وامدهی که کدهای کامپیوتری در آنها جایگزین بانک شدهاند) نیاز به حفظ حریم خصوصی بسیار بالایی دارد. لایهی سوم این امکانات فوقتخصصی را در اختیار توسعهدهندگان قرار میدهد.
تفاوت اصلی لایه های دوم و سوم در هدف آنهاست. شبکههای لایهی دوم مصارف عمومی دارند؛ یعنی شما میتوانید همزمان از آنها برای انتقال پول، خرید آثار هنری دیجیتال و استفاده از صرافیها بهره ببرید. اما شبکههای لایهی سوم کاملا تخصصی هستند و فقط برای اجرای بینقص و فوقسریع یک برنامهی خاص بهینهسازی شدهاند. در واقع لایهی سوم ساخته شده تا تجربهی کاربری در دنیای رمزارزها را به روانی و سادگی برنامههای سنتی گوشیهای هوشمند نزدیک کند.
جدول مقایسه: مرور سریع تفاوت لایههای مقیاسپذیری
تا به اینجای مقاله با مفهوم، معماری و وظایف هر کدام از لایههای شبکهی بلاک چین به خوبی آشنا شدیم. برای اینکه این اطلاعات به شکل ساختاریافته در ذهن شما ثبت شود و نیازی به خواندن دوبارهی تمام متن نداشته باشید، یک خلاصهی سریع و جامع از تفاوتهای اصلی این شبکهها آماده کردهایم.
مقایسه جامع لایهها از نظر عملکرد و امنیت
در جدول زیر میتوانید به سادگی ببینید که هر لایه چه نقشی در این شهر دیجیتال بازی میکند و از نظر سرعت و هزینهی کارمزد چه تفاوتی با سایر شبکهها دارد:
|
ویژگی / نوع شبکه |
لایه صفر (Layer 0) |
لایه اول (Layer 1) |
لایه دوم (Layer 2) |
لایه سوم (Layer 3) |
|
وظیفه اصلی |
ارتباط بین بلاک چینهای مختلف |
تامین امنیت و اجماع شبکه |
افزایش سرعت و کاهش کارمزد |
شخصیسازی برای برنامههای خاص |
|
سرعت تراکنش |
بستگی به لایههای بالاتر دارد |
نسبتا پایین (به دلیل تمرکز بر امنیت) |
بسیار بالا |
فوقالعاده سریع و بهینهشده |
|
هزینه کارمزد |
متغیر |
معمولا بالا |
بسیار پایین |
نزدیک به صفر |
|
منبع تامین امنیت |
الگوریتم داخلی خودش |
الگوریتم داخلی (مثل گواه اثبات کار یا سهام) |
وابسته به امنیت لایه اول |
وابسته به امنیت لایه دوم و اول |
|
مثال کاربردی |
Polkadot, Cosmos |
Bitcoin, Ethereum, Solana |
Arbitrum, Optimism, Polygon |
شبکههای اختصاصی بازی یا دیفای |
همانطور که در جدول بالا مشاهده میکنید، هر لایه برای پر کردن جای خالی لایهی قبلی به وجود آمده است. لایهی اول بار سنگین امنیت را به دوش میکشد تا خیال ما از بابت حفظ داراییها راحت باشد، در حالی که لایههای دوم و سوم به عنوان راهکارهای کمکی وارد میدان شدهاند تا سرعت بالا و تجربهی کاربری روانی را برای ما رقم بزنند.
راهنمای کاربردی: کدام لایه برای استفاده روزمره مناسبتر است؟
حالا که با کاربردها و تفاوتهای این شبکهها آشنا شدیم، ممکن است این سوال برایتان پیش بیاید که در نهایت، من به عنوان یک کاربر عادی باید از کدام شبکه استفاده کنم؟ پاسخ به این سوال کاملا به هدف شما و کاری که میخواهید در همان لحظه انجام دهید بستگی دارد. بیایید برای انتخاب بهتر، چند سناریوی روزمره و رایج را بررسی کنیم:
- برای سرمایهگذاری بلندمدت و مبالغ بالا: اگر قصد دارید سرمایهی خود را هودل (HODL: نگهداری طولانیمدت داراییهای دیجیتال بدون توجه به افت و خیزهای مقطعی قیمت در بازار) کنید یا میخواهید یک مبلغ بسیار بزرگ را انتقال دهید، شبکههای لایهی اول مثل شبکهی اصلی بیت کوین یا اتریوم بهترین انتخاب هستند. در این حالت اولویت اول و آخر ما امنیت است؛ بنابراین پرداخت کمی کارمزد بیشتر یا چند دقیقه صبر کردن برای تایید تراکنش، کاملا منطقی و عاقلانه است.
- برای معاملات روزمره و انتقال تتر: اگر میخواهید برای دوست خود مقداری ارز دیجیتال بفرستید، تتر جابهجا کنید یا به عنوان یک معاملهگر به طور مداوم در حال خرید و فروش در صرافیهای غیرمتمرکز هستید، شبکههای لایهی دوم مثل آربیتروم، آپتیمیزم یا پالیگان بهترین گزینهی شما خواهند بود. این شبکهها هزینهی کارمزد را به شدت کاهش میدهند و تراکنش شما را در کسری از ثانیه و با همان امنیت شبکهی اصلی انجام میدهند.
- برای بازی و استفاده از برنامههای خاص: اگر اهل بازیهای بلاک چینی هستید یا از برنامههای مالی بسیار تخصصی استفاده میکنید، احتمالا بدون اینکه خودتان متوجه شوید در حال کار با شبکههای لایهی سوم هستید. این شبکهها به قدری بهینهسازی شدهاند که کارهای شما را بسیار روان و بدون پرداخت هزینههای اضافی انجام میدهند، به طوری که اصلا احساس نمیکنید در حال استفاده از یک فناوری پیچیده و غیرمتمرکز هستید.

سوالات متداول
یادگیری کریپتو از صفر
دانشنامه و مقالات آموزشی کیف پول من، رایگان
دیدگاههای کاربران
تاکنون 13 کاربر در مورد این مقاله دیدگاه و تحلیل ثبت کردهاندافزودن دیدگاه
دنبال آخرین اخبار بازار هستید؟
قیمت لحظهای، رویدادها و تحلیلهای روزانه را در اتاق خبر کیف پول مدیا دنبال کنید.
ویدئو رسانه
در بخش ویدئو رسانه، میتوانید به آموزشها، تحلیلها و محتوای ویدیویی جذاب درباره ارزهای دیجیتال و خدمات ما دسترسی پیدا کنید.


