در ادامه این مطلب قرار است از مفاهیم پیچیده ریاضی فاصله بگیریم و به زبانی ساده بررسی کنیم که این سیستم توافق جمعی چگونه کار میکند، تفاوت روشهای مشهوری مانند اثبات کار و اثبات سهام چیست و چرا امنیت سرمایه شما مستقیماً به قدرت این الگوریتمها وابسته است.
چرا بلاکچین به سیستم توافق جمعی نیاز دارد؟
برای درک عمیق این موضوع، بیایید لحظهای دنیای بدون بانکها را تصور کنیم. در سیستمهای مالی سنتی، بانک نقش آن داور نهایی را بازی میکند که حرفش حجت است؛ اما وقتی تصمیم میگیریم این واسطه را حذف کنیم و قدرت را بین همه تقسیم کنیم، با یک سوال بزرگ روبرو میشویم: وقتی رئیسی وجود ندارد، چه کسی حقیقت را تعیین میکند؟ پاسخ به این سوال، دلیل اصلی نیاز ما به سیستم توافق جمعی یا همان الگوریتم اجماع است.
تفاوت مدیریت داده در سیستمهای متمرکز و غیرمتمرکز
تفاوت اصلی در نحوهی نگهداری و مدیریت اطلاعات است. تصور کنید در یک کلاس درس هستید؛
- در سیستم متمرکز: فقط معلم یک دفتر نمره دارد. اگر دانشآموزی بخواهد نمرهی خود را بداند، باید به دفتر معلم اعتماد کند. اگر دفتر معلم گم شود یا معلم تصمیم بگیرد نمرهای را تغییر دهد، دانشآموزان هیچ راهی برای اثبات خلاف آن ندارند. بانکها و شرکتهای بزرگی مانند گوگل یا فیسبوک دقیقا به همین شکل عمل میکنند؛ تمام دادههای شما روی سرورهای مرکزی آنها ذخیره میشود.
- در سیستم غیرمتمرکز: به جای یک دفتر نمره دست معلم، هر دانشآموز یک کپی دقیق از دفتر نمره را در دست دارد. هر بار که نمرهای ثبت میشود، همه باید آن را در دفتر خود بنویسند. در دنیای بلاکچین، به این دفترهای توزیعشده دفتر کل یا Ledger میگویند.
در این حالت، چون نسخه واحد و مرکزی وجود ندارد، هماهنگ کردن هزاران دفترچه با یکدیگر کار دشواری است. اگر یک نفر در دفتر خود بنویسد علی ۲۰ گرفت و دیگری بنویسد علی ۱۵ گرفت، سیستم دچار تضاد میشود. الگوریتم اجماع همان قانونی است که تعیین میکند کدام عدد باید در دفتر همهی دانشآموزان ثبت شود.
چالش اعتماد در شبکههای توزیع شده
در شبکهی بلاکچین، کامپیوترهایی که شبکه را سرپا نگه میدارند و به آنها نود (Node) میگوییم، یکدیگر را نمیشناسند. این کامپیوترها ممکن است در قارههای مختلف باشند و متعلق به افرادی باشند که هیچ اعتمادی به هم ندارند. چالش اصلی اینجاست که در یک محیط دیجیتال، کپی کردن پول یا دارایی بسیار راحت است.
بدون یک سیستم نظارتی دقیق، مشکلات زیر در یک شبکهی توزیعشده (Distributed Network) ایجاد میشود:
- مشکل دوبار خرج کردن (Double Spending): یک کاربر ممکن است تلاش کند یک واحد بیتکوین را همزمان برای دو نفر ارسال کند. بدون ناظر مرکزی، چه کسی جلوی این تقلب را میگیرد؟
- خرابی یا قطعی نودها: ممکن است تعدادی از کامپیوترهای شبکه خاموش شوند یا اینترنت آنها قطع شود. شبکه باید بتواند بدون آنها هم به کار خود ادامه دهد.
- اطلاعات غلط: ممکن است یک هکر با وارد کردن اطلاعات دروغین، بخواهد موجودی حسابها را دستکاری کند.
بنابراین، ما به مکانیزمی نیاز داریم که باعث شود تمام نودها، حتی با وجود افراد خرابکار یا ناشناس، بر سر یک تاریخچهی واحد از تراکنشها توافق کنند.
مسئله ژنرالهای بیزانس و راه حل بلاکچین
برای درک بهتر این چالش، متخصصان کامپیوتر از یک داستان تاریخی و فرضی به نام مسئله ژنرالهای بیزانس استفاده میکنند.
تصور کنید چند ژنرال ارتش بیزانس، یک قلعهی دشمن را محاصره کردهاند. آنها در اطراف شهر پخش شدهاند و فقط با فرستادن پیک میتوانند با هم ارتباط برقرار کنند. برای پیروزی، همهی آنها باید دقیقاً در یک ساعت مشخص به قلعه حمله کنند. اگر عدهای حمله کنند و عدهای عقبنشینی کنند، شکست میخورند.
مشکل کجاست؟
- ژنرالها به هم اعتماد ندارند؛ ممکن است برخی از آنها خائن باشند و پیام اشتباه بفرستند (مثلاً بگویند حمله کنید ولی خودشان عقبنشینی کنند).
- ممکن است پیکها در مسیر دستگیر شوند و پیام هرگز نرسد.
این دقیقاً وضعیتی است که شبکهی بلاکچین با آن روبروست. ژنرالها همان نودهای شبکه هستند و پیامها همان تراکنشهای مالی. نودها باید با هم توافق کنند (حمله یا عقبنشینی) حتی اگر تعدادی نود خرابکار یا خائن در شبکه وجود داشته باشد که بخواهند اطلاعات غلط به بقیه بدهند.
الگوریتم اجماع، همان پروتکل یا دستورالعمل ریاضی هوشمندی است که مشکل ژنرالهای بیزانس را حل کرده است. این الگوریتم تضمین میکند تا زمانی که اکثریت شبکه درستکار هستند، خائنها نمیتوانند باعث شکست سیستم شوند و در نهایت تمام ژنرالهای درستکار، همزمان با هم یک تصمیم واحد میگیرند. اینگونه است که اعتماد در یک محیط بیاعتماد شکل میگیرد.
الگوریتم اجماع چیست به زبان ساده
اگر بخواهیم الگوریتم اجماع را در یک جمله تعریف کنیم، باید بگوییم، الگوریتم اجماع، مجموعهای از قوانین و دستورالعملهای ریاضی است که به کامپیوترهای یک شبکه اجازه میدهد بدون نیاز به یک رئیس یا ناظر مرکزی، بر سر یک تصمیم واحد به توافق برسند.
برای درک بهتر، یک بازی فوتبال را تصور کنید. در حالت عادی، یک داور (سیستم مرکزی) وجود دارد که خطاها را میگیرد و گلها را ثبت میکند. همه بازیکنان باید نظر داور را بپذیرند. اما اگر داوری در کار نباشد چه؟ در این صورت بازیکنان باید قبل از بازی روی یک سری قوانین سفت و سخت توافق کنند تا اگر اختلافی پیش آمد، خود سیستم و قوانین بازی مشخص کند حق با چه کسی است. در دنیای بلاکچین، الگوریتم اجماع همان "کتاب قانون خودکار" است که جایگزین داور شده است.
تعریف ماهیت و کارکرد الگوریتم اجماع
ماهیت اصلی این الگوریتمها، تبدیل "هرجومرج" به "نظم" است. در شبکهای که هزاران نفر در آن فعالیت میکنند و هیچکس دیگری را نمیشناسد، هر لحظه ممکن است هزاران درخواست تراکنش جدید ثبت شود. الگوریتم اجماع تضمین میکند که تمام اعضای شبکه، نسخهی یکسانی از تاریخچهی تراکنشها را میبینند.
این مکانیزم در واقع قلب تپندهی هر بلاکچین است. بدون آن، بلاکچین فقط یک دیتابیس یا پایگاه داده ساده و بههمریخته است که هیچ اعتباری ندارد. کارکرد اصلی آن این است که مطمئن شود هیچکس نمیتواند پولی را که ندارد خرج کند و هیچ تراکنش تقلبی وارد زنجیرهی اصلی بلاکها نمیشود.
یک الگوریتم اجماع دقیقا چه وظایفی دارد؟
شاید فکر کنید وظیفهی این الگوریتم فقط تایید تراکنش است، اما مسئولیتهای آن بسیار گستردهتر است. اگر بخواهیم وظایف اصلی آن را لیست کنیم، شامل موارد زیر میشود:
- ایجاد توافق واحد: مهمترین وظیفه این است که مطمئن شود تمام نودها (کامپیوترهای متصل به شبکه) روی یک نسخه واحد از اطلاعات توافق دارند.
- جلوگیری از خرج کردن دوباره: الگوریتم بررسی میکند که آیا فرستندهی پول، واقعاً آن مبلغ را در کیف پولش دارد یا خیر، و آیا قبلاً آن را برای شخص دیگری نفرستاده است؟
- ایجاد انگیزه اقتصادی: در بسیاری از شبکهها مانند بیتکوین، الگوریتم اجماع وظیفه دارد به کسانی که برای امنیت شبکه تلاش میکنند و برق یا سرمایه مصرف میکنند، پاداش بدهد. این کار باعث میشود افراد انگیزه داشته باشند تا رفتار درستکارانه نشان دهند.
- عدالت و دسترسی آزاد: این الگوریتمها طوری طراحی شدهاند که هر کسی با داشتن شرایط لازم بتواند در فرآیند تایید مشارکت کند و شبکه در انحصار گروه خاصی نباشد.
تحمل خطا یا BFT در شبکه به چه معناست؟
همانطور که در بخش قبل دربارهی مسئلهی ژنرالهای بیزانس صحبت کردیم، همیشه این احتمال وجود دارد که تعدادی از کامپیوترهای شبکه خراب شوند، قطع شوند یا حتی عمداً بخواهند اطلاعات غلط به شبکه بفرستند (مانند ژنرالهای خائن).
تحمل خطا یا (Byzantine Fault Tolerance) BFT یعنی:
توانایی سیستم برای ادامهی فعالیت صحیح، حتی زمانی که بخشی از اجزای آن از کار افتادهاند یا رفتار مخرب دارند.
وقتی میگوییم یک بلاکچین دارای ویژگی BFT است، یعنی این شبکه آنقدر هوشمند و مقاوم طراحی شده که حتی اگر تعداد زیادی از نودها بخواهند تقلب کنند یا ناگهان از شبکه خارج شوند، باز هم شبکه متوقف نمیشود، تراکنشها تایید میشوند و امنیت دارایی کاربران به خطر نمیافتد. در واقع، الگوریتم اجماع سپری است که شبکه را در برابر خرابیها و خیانتها ضدضربه میکند.
معرفی محبوبترین مکانیزمهای اجماع در بازار کریپتو
حالا که متوجه شدیم چرا به یک "داور خودکار" نیاز داریم، وقت آن است که ببینیم این داورها دقیقاً چه کسانی هستند و چگونه کار میکنند. در دنیای رمزارزها، دهها روش مختلف برای رسیدن به توافق وجود دارد، اما دو مورد از آنها حکم فرمانروایان اصلی بازار را دارند: اثبات کار و اثبات سهام. بیایید این دو غول تکنولوژی را زیر ذرهبین ببریم.
اثبات کار (PoW): پادشاه امنیت و انرژی
اثبات کار یا Proof of Work قدیمیترین، معروفترین و البته امنترین روش اجماع است که توسط بیتکوین به دنیا معرفی شد. همانطور که از نامش پیداست، در این روش برای اینکه بتوانید یک تراکنش را تایید کنید، باید "کار" انجام دهید؛ اما نه کار فیزیکی، بلکه کار سخت محاسباتی.
این سیستم را شبیه به یک مسابقهی بزرگ جهانی تصور کنید. هر ۱۰ دقیقه یکبار، شبکه یک مسابقهی ریاضی برگزار میکند. هزاران شرکتکننده در سراسر دنیا با کامپیوترهای قدرتمند خود تلاش میکنند تا جواب این مسئله را پیدا کنند.
قانون ساده است: هر کسی که زودتر به جواب برسد، افتخار ساختن بلوک جدید را پیدا میکند و جایزهی شبکه (که مقداری بیتکوین است) را برنده میشود. بقیه اعضا هم بلافاصله جواب او را چک میکنند و اگر درست بود، آن را در دفتر کل خود ثبت میکنند.
به کسانی که در این مسابقه شرکت میکنند، ماینر (Miner) یا استخراجکننده میگویند. کاری که ماینرها انجام میدهند حل کردن معادلات پیچیده ریاضی نیست که نیاز به هوش انسانی داشته باشد؛ بلکه کامپیوترهای آنها مدام در حال حدس زدن اعداد تصادفی هستند تا به یک کد خاص به نام هش (Hash) برسند.
- مزایا:
- امنیت فوقالعاده: برای اینکه کسی بتواند این شبکه را هک کند، باید انرژی و سختافزاری بیشتر از مجموع تمام ماینرهای دنیا داشته باشد که عملاً غیرممکن است.
- تمرکززدایی: هر کسی میتواند با خرید دستگاه به شبکه وصل شود و هیچ نهاد مرکزی وجود ندارد.
- معایب:
- مصرف انرژی بالا: بزرگترین نقد به این سیستم، مصرف برق وحشتناک آن است. شبکهی بیتکوین به اندازهی برخی کشورهای کوچک برق مصرف میکند.
- سرعت پایین: به دلیل پیچیدگی فرآیند، سرعت تایید تراکنشها نسبتاً پایین است.
اثبات سهام (PoS): حرکت به سوی بهرهوری و سرعت
در سالهای اخیر، توسعهدهندگان به دنبال راهی بودند که امنیت بلاکچین حفظ شود اما دیگر نیازی به مصرف برق زیاد و دستگاههای پرسروصدا نباشد. نتیجهی این تلاش، خلق الگوریتم اثبات سهام یا Proof of Stake بود. اتریوم (Ethereum)، دومین ارز دیجیتال بزرگ جهان، در یک بهروزرسانی تاریخی از روش قبلی به این روش کوچ کرد.
در سیستم اثبات سهام، دیگر خبری از ماینرها و دستگاههای پرمصرف نیست. جای آنها را افرادی به نام ولیدیتور (Validator) یا اعتبارسنج گرفتهاند. در این روش، دیگر مسابقهای برای حدس زدن اعداد وجود ندارد. شبکه به صورت تصادفی (مثل قرعهکشی) یک نفر از اعتبارسنجها را انتخاب میکند تا بلوک بعدی را بسازد و پاداش بگیرد.
شاید بپرسید اگر کار سخت وجود ندارد، پس چه چیزی جلوی تقلب را میگیرد؟ پاسخ در مفهوم استیکینگ ارز دیجیتال (Staking) نهفته است. استیکینگ یعنی شما مقداری از ارز دیجیتال خود را به عنوان "وثیقه" در شبکه قفل کنید.
این وثیقه تضمین میکند که شما درست رفتار خواهید کرد. اگر یک اعتبارسنج بخواهد تراکنش اشتباهی را تایید کند یا تقلب کند، شبکه بخشی یا تمام دارایی استیکشدهی او را به عنوان جریمه مصادره میکند. به این جریمه اصطلاحاً اسلشینگ (Slashing) میگویند. بنابراین، امنیت شبکه از طریق ترس از دست دادن سرمایه تامین میشود، نه مصرف برق.
- مزایا:
- دوستدار محیط زیست: مصرف انرژی در این روش تا ۹۹.۹ درصد کمتر از اثبات کار است.
- سرعت و مقیاسپذیری: چون نیازی به حل مسائل پیچیده نیست، تایید تراکنشها بسیار سریعتر انجام میشود.
- معایب:
- خطر تمرکز ثروت: منتقدان میگویند چون کسانی که پول بیشتری دارند شانس بیشتری برای انتخاب شدن و دریافت پاداش دارند، این سیستم ممکن است در نهایت باعث شود ثروتمندان کنترل شبکه را به دست بگیرند.
مقایسه جامع اثبات کار و اثبات سهام
برای اینکه در یک نگاه تفاوت این دو غول دنیای کریپتو را متوجه شوید، جدول زیر را مرور کنید:
|
ویژگی
|
اثبات کار (PoW)
|
اثبات سهام (PoS)
|
|
منبع امنیت
|
انرژی برق و سختافزار
|
سرمایهی قفل شده (وثیقه)
|
|
نام تاییدکنندگان
|
ماینر (Miner)
|
ولیدیتور (Validator)
|
|
مصرف انرژی
|
بسیار بالا
|
بسیار پایین و ناچیز
|
|
سرعت تراکنش
|
نسبتاً کند
|
سریع و چابک
|
|
تجهیزات مورد نیاز
|
دستگاههای ماینر قوی (ASIC)
|
یک کامپیوتر یا لپتاپ معمولی
|
|
خطر اصلی
|
حمله ۵۱ درصد (هزینهبر)
|
تمرکز قدرت در دست نهنگها
|
|
مثالهای معروف
|
بیتکوین، دوجکوین، لایتکوین
|
اتریوم (نسخه جدید)، کاردانو، سولانا
|
سایر الگوریتمهای اجماع پیشرفته و مدرن
دنیای بلاکچین و ارزهای دیجیتال فقط به بیتکوین و اتریوم محدود نمیشود. همانطور که تکنولوژی موبایل از گوشیهای بزرگ و سنگین به اسمارتفونهای امروزی رسید، توسعهدهندگان بلاکچین هم همیشه به دنبال راههایی هستند که سرعت را بالا ببرند و هزینهها را کاهش دهند. به همین دلیل، الگوریتمهای خلاقانه و جدیدی متولد شدند که هر کدام برای حل یک مشکل خاص طراحی شدهاند. در این بخش با چند مورد از مهمترین آنها آشنا میشویم.
اثبات سهام نیابتی (DPoS)؛ دموکراسی در بلاکچین
اگر اثبات سهام (PoS) را شبیه به شرکت سهامی بدانیم که هر کس به اندازه سهامش قدرت دارد، اثبات سهام نیابتی یا Delegated Proof of Stake شبیه به یک سیستم پارلمانی یا دموکراسی نیابتی عمل میکند.
در این سیستم، دارندگان ارز دیجیتال به جای اینکه خودشان مستقیماً تراکنشها را تایید کنند، با دارایی خود رأی میدهند و نمایندگانی را انتخاب میکنند. این نمایندگان که به آنها وایتنس (Witness) یا شاهد میگویند، مسئولیت تایید تراکنشها و ساخت بلوکهای جدید را بر عهده دارند.
چرا این روش محبوب است؟
- سرعت بسیار بالا: چون تعداد نمایندگان محدود است (مثلاً ۲۱ نفر در شبکهی ایاس)، توافق بین آنها خیلی سریعتر از توافق بین هزاران نفر انجام میشود.
- کارایی: اگر یک نماینده کارش را درست انجام ندهد، مردم خیلی راحت میتوانند رأی خود را پس بگیرند و او را با شخص دیگری جایگزین کنند.
اثبات تاریخچه (PoH)؛ نوآوری شبکه سولانا
یکی از بزرگترین چالشهای کامپیوترها در یک شبکهی جهانی، توافق بر سر "زمان" است. اینکه دقیقاً چه تراکنشی در چه صدم ثانیهای رخ داده، همیشه باعث کندی شبکه میشود. شبکهی سولانا (Solana) با معرفی اثبات تاریخچه یا Proof of History راهکاری انقلابی برای این موضوع ارائه کرد.
تصور کنید در یک مسابقهی دومیدانی، از لحظهی شروع تا پایان از دوندگان عکس گرفته میشود و روی هر عکس زمان دقیق ثبت شده است. دیگر هیچکس نمیتواند بگوید من اول رسیدم، چون ترتیب زمانی عکسها همه چیز را ثابت میکند.
اثبات تاریخچه دقیقاً همین کار را میکند. این الگوریتم یک برچسب زمانی دیجیتال روی هر تراکنش میزند تا ترتیب دقیق اتفاقات برای همه روشن باشد. این کار باعث میشود اعتبارسنجها وقتشان را برای هماهنگی ساعت با یکدیگر تلف نکنند و بتوانند هزاران تراکنش را در ثانیه پردازش کنند.
اثبات اعتبار (PoA)؛ مناسب برای سازمانها
در دو روش قبلی (PoW و PoS)، امنیت شبکه وابسته به پول یا برق بود. اما در اثبات اعتبار یا Proof of Authority، ارزشمندترین دارایی انسان یعنی "آبرو و اعتبار" وسط گذاشته میشود.
در این سیستم، تاییدکنندگان افراد ناشناس نیستند؛ بلکه نهادهای شناختهشده و معتبر (مثل یک بانک یا شرکت بزرگ) هستند که هویتشان کاملاً مشخص است. اگر این تاییدکننده بخواهد تقلب کند یا تراکنش اشتباهی ثبت کند، تمام اعتبار و شهرت خود را از دست میدهد.
این روش برای بلاکچینهای عمومی مثل بیتکوین مناسب نیست، اما برای بلاکچینهای خصوصی و سازمانی که سرعت و اعتماد سازمانی در آنها اولویت دارد، گزینهی بسیار خوبی است.
نگاهی کوتاه به سایر روشها (اثبات ظرفیت و اثبات سوزاندن)
خلاقیت در این حوزه پایان ندارد. دو مورد دیگر از روشهای جالب عبارتند از:
- اثبات ظرفیت (Proof of Capacity): در این روش به جای اینکه از قدرت پردازنده (CPU) استفاده شود، از فضای خالی هارد دیسک استفاده میشود. شما با اختصاص دادن بخشی از حافظهی کامپیوتر خود به شبکه، شانس برنده شدن پاداش را پیدا میکنید. این روش بسیار کممصرفتر از بیتکوین است. پروژههایی مانند چیا (Chia) از این مدل یا مدلهای مشابه (مانند اثبات فضا و زمان) استفاده میکنند.
- اثبات سوزاندن (Proof of Burn): این روش کمی عجیب به نظر میرسد! برای اینکه حق تایید تراکنش را داشته باشید، باید مقداری ارز دیجیتال را به یک آدرس کیف پول "غیرقابل بازگشت" بفرستید؛ یعنی عملاً پول خود را بسوزانید و نابود کنید. این کار نشاندهندهی تعهد بلندمدت شما به شبکه است. هرچه بیشتر بسوزانید، شانس بیشتری برای استخراج بلوک بعدی خواهید داشت.
نقش الگوریتم اجماع در حل سهراهی بلاکچین
تا اینجا یاد گرفتیم که الگوریتمهای اجماع چگونه کار میکنند؛ اما شاید برایتان سوال شده باشد که چرا ما یک الگوریتم کامل و بینقص نداریم که هم فوقالعاده سریع باشد، هم کاملاً امن و هم اینکه توسط مردم اداره شود؟ پاسخ این سوال در مفهومی نهفته است که ویتالیک بوترین، خالق اتریوم، آن را سهراهی بلاک چین نامیده است. بیایید ببینیم این چالش دقیقاً چیست و چرا هیچ شبکهای در دنیای کریپتو کامل نیست.
سهراهی بلاکچین (Trilemma) چیست؟
برای درک این مفهوم، یک مثلث را تصور کنید. در دنیای پروژههای مهندسی یک قانون معروف وجود دارد که میگوید: «کار را میتوان ارزان، سریع و باکیفیت انجام داد؛ اما شما فقط حق انتخاب دو مورد را دارید.» مثلاً اگر کار سریع و باکیفیت بخواهید، ارزان نخواهد بود.
در دنیای بلاکچین هم دقیقاً همین قانون حاکم است. سهراهی بلاکچین میگوید که هر شبکه فقط میتواند دو ویژگی از سه ویژگی اصلی زیر را همزمان در بالاترین سطح داشته باشد و مجبور است سومی را فدای دوتای دیگر کند. این سه راس مثلث عبارتند از:
- امنیت
- مقیاسپذیری
- غیرمتمرکز بودن
وظیفهی اصلی طراحان الگوریتم اجماع این است که بین این سه ویژگی، یک تعادل منطقی برقرار کنند.
رابطه بین امنیت، مقیاسپذیری و غیرمتمرکز بودن
بیایید نگاهی دقیقتر به این سه ویژگی و ارتباط آنها با هم بیندازیم:
- غیرمتمرکز بودن (Decentralization): یعنی قدرت دست هیچکس نیست و بین هزاران نفر پخش شده است. هرچه شبکه غیرمتمرکزتر باشد، هماهنگ کردن تمام اعضا سختتر و زمانبرتر میشود.
- امنیت (Security): یعنی شبکه در برابر حملات هکرها و تقلبها نفوذناپذیر باشد. برای امنیت بالا، معمولاً نیاز است که تمام تراکنشها توسط تعداد زیادی از نودها بررسی شود که این کار سرعت را کم میکند.
- مقیاسپذیری (Scalability): این واژه که زیاد آن را میشنوید، به زبان ساده یعنی توانایی شبکه برای پردازش تعداد زیادی تراکنش در ثانیه بدون افت سرعت. مثلاً شبکهی ویزا کارت مقیاسپذیری بالایی دارد چون هزاران تراکنش را در ثانیه انجام میدهد.
رابطهی این سه مورد مثل یک الاکلنگ است.
- اگر بخواهیم مثل بیتکوین امنیت فوقالعاده و غیرمتمرکز بودن کامل داشته باشیم، مجبوریم سرعت (مقیاسپذیری) را فدا کنیم. چون چک کردن تراکنش توسط هزاران نفر زمانبر است.
- اگر بخواهیم مثل سولانا یا شبکههای بانکی سرعت بسیار بالا داشته باشیم، مجبوریم تعداد تاییدکنندگان را کم کنیم که این کار باعث میشود شبکه کمی به سمت متمرکز شدن برود و امنیت آن (نسبت به بیتکوین) کمی کاهش یابد.
الگوریتمهای اجماع مدرن در تلاش هستند تا با روشهای خلاقانه، این مثلث را بشکنند و هر سه ویژگی را تا حد خوبی ارائه دهند.
خطر حمله ۵۱ درصدی و ارتباط آن با قدرت شبکه
یکی از ترسناکترین کابوسهای هر بلاکچین، حملهای به نام حمله ۵۱ درصد است. اما این عدد به چه معناست؟
همانطور که گفتیم، در بلاکچین تصمیم نهایی با نظر اکثریت گرفته میشود. حالا تصور کنید یک گروه خرابکار بتوانند بیش از ۵۰ درصد (یعنی ۵۱ درصد یا بیشتر) از قدرت شبکه را به دست بگیرند. در این حالت، آنها تبدیل به "اکثریت" میشوند و عملاً دیکتاتور شبکه خواهند شد.
اگر حمله ۵۱ درصدی رخ دهد، مهاجمان چه کار میتوانند بکنند؟
آنها نمیتوانند پول شما را بدزدند یا امضای شما را جعل کنند؛ اما میتوانند کارهای مخرب زیر را انجام دهند:
- دوبار خرج کردن (Double Spending): آنها میتوانند یک پول را خرج کنند، کالا را تحویل بگیرند و سپس با قدرت خود، تاریخچه را تغییر دهند تا انگار آن پول هرگز خرج نشده است.
- سانسور تراکنشها: آنها میتوانند جلوی تایید شدن تراکنشهای خاصی را بگیرند.
ارتباط با قدرت شبکه:
خبر خوب این است که انجام این حمله در شبکههای بزرگ و قدرتمند مثل بیتکوین تقریباً غیرممکن است. چرا؟ چون برای به دست آوردن ۵۱ درصد قدرت پردازشی بیتکوین، باید میلیاردها دلار صرف خرید دستگاه و برق کرد که اصلاً صرفهی اقتصادی ندارد. اما در شبکههای کوچک و تازه تاسیس که تعداد ماینرها یا اعتبارسنجهای کمی دارند، خطر این حمله بسیار جدی است. بنابراین، هرچه الگوریتم اجماع بتواند افراد بیشتری را جذب کند، امنیت شبکه در برابر این حمله بیشتر میشود.
جمعبندی نهایی
الگوریتم اجماع همان چسب نامرئی اما قدرتمندی است که هزاران کامپیوتر غریبه را در سراسر جهان به یکدیگر متصل میکند و شبکهای امن و پایدار میسازد. اگر بخواهیم تمام آنچه گفتیم را در چند نکتهی کلیدی خلاصه کنیم تا همیشه در ذهنتان بماند، به موارد زیر میرسیم:
- حذف واسطه: الگوریتم اجماع جایگزین مدیر، بانکدار و ناظر مرکزی شده است. این سیستم تضمین میکند که همه روی یک حقیقت واحد توافق دارند.
- تنوع روشها: هیچ الگوریتم اجماعی کامل نیست. اثبات کار (مانند بیتکوین) امنیت فوقالعادهای دارد اما انرژی زیادی مصرف میکند. در مقابل، اثبات سهام (مانند اتریوم) سریعتر و بهینهتر است اما چالشهای خاص خود را در تمرکز ثروت دارد.
- مثلث بلاکچین: هر پروژهی رمز ارزی در تلاش است تا بین سه ضلع امنیت، سرعت و غیرمتمرکز بودن تعادل برقرار کند و انتخاب نوع الگوریتم اجماع، دقیقاً تعیین میکند که آن پروژه کدام ویژگی را در اولویت قرار داده است.
- اهمیت برای سرمایهگذار: دانستن نوع الگوریتم اجماع یک ارز، فقط یک بحث فنی نیست؛ بلکه به شما کمک میکند تا ارزش واقعی و آیندهی آن پروژه را بهتر درک کنید.
در نهایت، دنیای بلاکچین هنوز در ابتدای راه است. همانطور که اینترنت در دهههای گذشته تکامل یافت، الگوریتمهای اجماع هم روزبهروز پیشرفتهتر میشوند تا بتوانند میلیونها کاربر را بدون کاهش سرعت یا امنیت مدیریت کنند. دفعهی بعد که قصد خرید یا بررسی یک ارز دیجیتال جدید را داشتید، حتماً از خودتان بپرسید: این شبکه چگونه به توافق میرسد؟ پاسخ این سوال، چیزهای زیادی دربارهی کیفیت آن پروژه به شما خواهد گفت.
منابع:
Dydx
Cube
Osl