کیف پول من

امواج الیوت چیست؟ نحوه تشخیص روند بازار و روانشناسی قیمت‌ها

تاریخ انتشار:
۵ فروردین ۱۴۰۳
آخرین به‌روزرسانی:
۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵
5600

امواج الیوت روشی ساختار یافته برای تحلیل بازارهای مالی است که نشان می‌دهد قیمت‌ها تحت تاثیر رفتار جمعی معامله‌گران، در قالب پنج موج پیش‌رونده و سه موج اصلاحی نوسان می‌کنند. با این حال، حفظ کردن این ساختار هشت موجی تنها بخش کوچکی از ماجراست. لایه پنهان و مغفول‌مانده این نظریه، درک احساسات بازار است که پشت تک‌تک کندل‌های قیمتی پنهان شده و کمتر معامله‌گر تازه‌کاری به آن توجه می‌کند.

elliot-wave-theory

وقتی یک ارز دیجیتال سقف‌های جدید می‌زند و شبکه‌های اجتماعی پر از سیگنال‌های صعودی است، هیجان عمومی به اوج می‌رسد. معامله‌گر مبتدی با دیدن این شور و شوق، در بالاترین قیمت ممکن وارد بازار می‌شود؛ دقیقا در همان لحظه‌ای که نهنگ‌ها و معامله‌گران حرفه‌ای در حال سیو سود و خروج از بازار هستند. نتیجه این تصمیم هیجانی، گیر افتادن در یک روند نزولی و فرسایشی طولانی‌مدت است. این راهنما به شما نشان می‌دهد که چگونه با استفاده از قوانین طلایی الیوت و درک چرخه‌های ترس و طمع، تحرکات بعدی بازار را پیش‌بینی کنید و پیش از وقوع ریزش‌ها یا رشدهای ناگهانی، استراتژی ورود و خروج خود را بچینید.

مفاهیم پایه: امواج الیوت چیست و چرا اهمیت دارد؟

وقتی برای اولین بار به چارت (نمودار تغییرات قیمت) یک ارز دیجیتال نگاه می‌کنید، ممکن است همه‌چیز شبیه به یک هرج و مرج کامل به نظر برسد. خطوطی که بدون هیچ دلیل مشخصی بالا و پایین می‌روند. اما نظریه‌ی امواج الیوت به ما می‌گوید که این حرکات اصلا تصادفی نیستند.

تصور کنید در کنار ساحل ایستاده‌اید. امواج دریا با یک ریتم مشخص جلو می‌آیند، به ساحل می‌کوبند و سپس برمی‌گردند. بازار سرمایه و دنیای رمزارزها هم دقیقا همین رفتار را دارند. امواج الیوت در واقع یک سیستم تحلیل تکنیکال (بررسی تاریخچه‌ی قیمت برای پیش‌بینی آینده) است که به معامله‌گران کمک می‌کند تا این ریتم‌های پنهان را در بازار شناسایی کنند. اهمیت این نظریه در این است که مانند یک نقشه یا قطب‌نما عمل می‌کند؛ به شما نشان می‌دهد که بازار اکنون در چه فازی قرار دارد و حرکت بعدی احتمالا به کدام سمت خواهد بود. با درک این موضوع، می‌توانید به جای غافلگیر شدن در برابر نوسانات، سوار بر موج‌های سودآور بازار شوید.

تاریخچه کوتاه: رالف نلسون الیوت چگونه رفتار بازار را رمزگشایی کرد؟

داستان کشف این امواج به دهه‌ی 1930 میلادی برمی‌گردد. رالف نلسون الیوت یک حسابدار حرفه‌ای بود که به دلیل بیماری مجبور شد در خانه استراحت کند. او برای پر کردن وقت خود، شروع به بررسی دقیق و وسواس‌گونه‌ی تاریخچه‌ی 75 ساله‌ی بازار بورس کرد.

الیوت متوجه یک راز بزرگ شد: بازارهای مالی بر خلاف تصور عموم، بر اساس اخبار تصادفی حرکت نمی‌کنند، بلکه از الگوهایی تکرارشونده پیروی می‌کنند. او نام این الگوها را فرکتال (ساختارهایی که یک شکل هندسی یکسان را در ابعاد کوچک و بزرگ تکرار می‌کنند) گذاشت. الیوت کشف کرد که این الگوهای حرکتی در تمام تایم‌فریم‌ها (بازه‌های زمانی مختلف مثل یک ساعته یا روزانه) یکسان هستند. دستاورد بزرگ الیوت این بود که نشان داد بازارها دارای یک نظم پنهان و ریاضی‌گونه هستند که می‌توان آن‌ها را پیش‌بینی کرد.

روانشناسی بازار جمعی: چرخه ترس و طمع در قالب امواج

شاید بپرسید چه نیرویی این امواج منظم را روی چارت ایجاد می‌کند؟ پاسخ در ذهن انسان‌ها نهفته است. نظریه‌ی امواج الیوت بر یک اصل اساسی استوار است: الگوهای قیمتی نتیجه‌ی مستقیم روانشناسی جمعی معامله‌گران هستند. از آنجا که طبیعت و احساسات انسان‌ها در طول تاریخ تغییر چندانی نکرده است، واکنش آن‌ها به اتفاقات بازار نیز همیشه یکسان و تکرار شونده است.

این روانشناسی جمعی در قالب دو احساس قدرتمند، یعنی ترس و طمع، چرخه‌ی بازار را شکل می‌دهد:

  • شکل‌گیری طمع و امید: وقتی اخبار مثبتی منتشر می‌شود یا قیمت کمی بالا می‌رود، معامله‌گران امیدوار می‌شوند. این امیدواری باعث ورود سرمایه‌ی بیشتر و ایجاد موج‌های صعودی قدرتمند می‌شود.
  • سیو سود و شک: هیچ روندی تا ابد صعودی نیست. در نقطه‌ای مشخص، معامله‌گران تصمیم می‌گیرند سود خود را برداشت کنند. این کار باعث ایجاد موج‌های اصلاحی (کاهش موقت قیمت برای استراحت بازار) می‌شود.
  • غلبه‌ی ترس و وحشت: اگر قیمت بیش از حد افت کند، ترس از دست دادن سرمایه بر بازار حاکم می‌شود و فروش‌های هیجانی شکل می‌گیرد که امواج نزولی شدیدی را می‌سازند.

بنابراین، وقتی در حال موج‌شماری روی نمودار هستید، در واقع در حال خواندن ذهن و احساسات میلیون‌ها معامله‌گر دیگر در همان لحظه هستید. این درک به شما کمک می‌کند تا در زمان طمع دیگران محتاط باشید و در زمان ترس آن‌ها، فرصت‌های طلایی را پیدا کنید.

ساختار اصلی بازار: امواج چگونه شکل می‌گیرند؟

تصور کنید قصد دارید از یک کوه بلند بالا بروید. آیا می‌توانید بدون هیچ توقفی و در یک خط راست به سمت قله بدوید؟ قطعا خیر. شما چند قدم به سمت بالا حرکت می‌کنید، سپس برای تازه کردن نفس خود می‌ایستید، شاید حتی برای پیدا کردن مسیر بهتر یک قدم به عقب برگردید و دوباره حرکت به سمت قله را از سر بگیرید. رفتار قیمت در دنیای رمزارزها و بازارهای مالی دقیقا شبیه به همین کوهنوردی است. قیمت‌ها هرگز در یک خط مستقیم بالا یا پایین نمی‌روند، بلکه این مسیر را به شکل مجموعه‌ای از حرکت‌های رو به جلو و عقب زدن‌های موقت طی می‌کنند که به آن‌ها موج می‌گوییم.

الگوی پایه‌ی الیوت: ترکیب ۵ موج اصلی و ۳ موج اصلاحی

رالف نلسون الیوت با بررسی دقیق نمودارها متوجه شد که حرکت قیمت همیشه از یک ساختار هشت موجی پیروی می‌کند. این ساختار پایه‌ای و مهم، از دو بخش کلی تشکیل شده است:

  • فاز پیش‌رونده: ابتدا قیمت در جهت روند (Trend: مسیر و جهت کلی حرکت بازار در بلندمدت) حرکت می‌کند. این حرکت اصلی، همیشه در قالب ۵ موج اتفاق می‌افتد.
  • فاز اصلاحی: پس از پایان آن ۵ موج، بازار نیاز به استراحت دارد و کمی به عقب برمی‌گردد. این برگشت قیمت همیشه در قالب ۳ موج شکل می‌گیرد.
    به زبان ساده، بازار ۵ قدم به سمت هدف خود برمی‌دارد و سپس ۳ قدم به عقب برمی‌گردد تا انرژی لازم برای حرکت بعدی را جمع‌آوری کند.

امواج شتاب‌دار یا ایمپالس Impulse: موتور محرک بازار (بررسی امواج 1 تا 5)

همان‌طور که گفتیم، بخش اول الگوی الیوت شامل ۵ موج است که به آن‌ها امواج ایمپالس (Impulse: امواج شتاب‌دار و قدرتمندی که هم‌جهت با روند اصلی بازار حرکت می‌کنند) می‌گویند. این امواج در واقع موتور محرک بازار هستند و بیشترین سودها در این مرحله به دست می‌آید. از این ۵ موج، موج‌های شماره ۱، ۳ و ۵ به سمت جلو حرکت می‌کنند و موج‌های شماره ۲ و ۴ نقش استراحت‌های کوتاه در میانه‌ی راه را دارند. بیایید با زبان ساده، داستان شکل‌گیری هر کدام از این ۵ موج را مرور کنیم.

موج 1: نقطه‌ی شروع پنهان و تغییر فاز بازار

موج اول معمولا زمانی متولد می‌شود که بازار در ناامیدی کامل به سر می‌برد. اخبار منفی هستند و بیشتر افراد فکر می‌کنند قیمت قرار است باز هم سقوط کند. در این شرایط بدبینانه، گروهی از سرمایه‌گذاران باهوش که ارزش واقعی یک دارایی را می‌دانند، به آرامی شروع به خرید می‌کنند. این خریدهای اولیه باعث می‌شود قیمت کمی رشد کند و موج ۱ شکل بگیرد. تشخیص این موج برای افراد تازه‌کار بسیار سخت است، زیرا هنوز کسی باور ندارد که روند بازار تغییر کرده است.

موج 2: تله‌ی خرسی و فرصتی طلایی برای جا مانده‌ها

پس از رشد اولیه در موج ۱، برخی از خریداران تصمیم می‌گیرند سود خود را نقد کنند. این فروش‌ها باعث افت قیمت می‌شود و موج ۲ را می‌سازد. در این زمان، معامله‌گران احساسی تصور می‌کنند که رشد قیمت فقط یک اتفاق موقت بوده و روند نزولی دوباره شروع شده است؛ به این وضعیت تله‌ خرسی (Bear Trap: فریبی در نمودار که باعث می‌شود افراد از ترس ریزش بیشتر، دارایی خود را بفروشند) می‌گویند. اما برای یک تحلیل‌گر الیوت، پایان موج ۲ همان نقطه‌ی طلایی برای ورود به بازار است، زیرا او می‌داند که حرکت اصلی به زودی آغاز می‌شود.

موج 3: ستاره‌ی اصلی نمایش و تایید قطعی روند

موج سوم معمولا طولانی‌ترین، قدرتمندترین و سودآورترین موج در کل ساختار الیوت است. در این مرحله، اخبار مثبت یکی پس از دیگری منتشر می‌شوند و حجم معاملات (Volume: مقدار پولی که در یک زمان مشخص برای خرید و فروش وارد بازار می‌شود) به شدت افزایش می‌یابد. حالا دیگر همه متوجه شده‌اند که بازار کاملا صعودی است. سرمایه‌گذاران خرد با هیجان وارد بازار می‌شوند تا از رشد قیمت جا نمانند و همین هجوم خریداران، قیمت را با شتاب بسیار بالایی به سمت بالا پرتاب می‌کند.

موج 4: استراحت پیچیده‌ی بازار و سیو سود معامله‌گران

هیچ بازاری تا ابد با شتاب بالا رشد نمی‌کند. پس از سودهای هیجان‌انگیز موج ۳، بسیاری از افراد حرفه‌ای تصمیم به سیو سود (Take Profit: فروختن بخشی از دارایی برای تبدیل کردن سود روی کاغذ به پول نقد واقعی) می‌گیرند. این فشار فروش باعث ایجاد موج ۴ می‌شود. موج چهارم معمولا خسته‌کننده، زمان‌بر و دارای حرکات سایدوی (Sideways: حرکت خنثی و افقی قیمت بدون جهت مشخص صعودی یا نزولی) است. این موج به راحتی معامله‌گران بی‌حوصله را خسته کرده و از بازار خارج می‌کند.

موج 5: آخرین فریاد خریداران قبل از ریزش

پس از پایان استراحت موج ۴، بازار برای آخرین بار انرژی می‌گیرد تا سقف‌های قیمتی جدیدی را ثبت کند و موج ۵ را بسازد. در این مرحله، بازار پر از خوش‌بینی افراطی است و افراد مبتدی که در موج‌های قبلی جرات خرید نداشتند، با دیدن تیتر اخبار با تمام سرمایه‌ی خود وارد معامله می‌شوند. اما در واقعیت، قدرت و شتاب بازار بسیار کمتر از موج ۳ است. سرمایه‌گذاران هوشمند در طول موج ۵ در حال فروش دارایی‌های خود به خریداران هیجان‌زده هستند تا پیش از شروع ریزش بزرگ (امواج اصلاحی)، با سود کامل از بازار خارج شوند.

امواج شتاب‌دار یا ایمپالس Impulse | صرافی کیف پول من

فاز استراحت بازار: آشنایی با امواج اصلاحی

همان‌طور که یک دونده پس از طی کردن یک مسیر طولانی با سرعت بالا نیاز دارد بایستد و نفس تازه کند، بازارهای مالی هم دقیقا به همین استراحت نیاز دارند. وقتی آن ۵ موج پرقدرت رو به جلو تمام می‌شود، بازار وارد فاز جدیدی به نام فاز اصلاحی (Correction: حرکت خلاف جهت روند اصلی برای استراحت و متعادل شدن قیمت) می‌شود. در این فاز، معامله‌گران در حال هضم اتفاقات گذشته هستند و بازار انرژی خود را برای حرکت بزرگ بعدی جمع می‌کند. این بخش از بازار معمولا پرنوسان‌تر و گیج‌کننده‌تر است، اما شناخت آن برای محافظت از سودی که در فاز قبلی به دست آورده‌اید، کاملا حیاتی است.

ماهیت امواج اصلاحی A و B و C

برخلاف فاز شتاب‌دار که با اعداد ۱ تا ۵ شمرده می‌شد، فاز استراحت معمولا یک ساختار سه‌تایی دارد و برای اینکه با امواج قبلی اشتباه گرفته نشود، تحلیل‌گران آن را با حروف انگلیسی A و B و C نام‌گذاری می‌کنند. داستان شکل‌گیری این سه موج بسیار جالب است:

  • موج A: اولین افت قابل توجه پس از پایان روند صعودی است. در این مرحله، هنوز بسیاری از افراد باور ندارند که روند تمام شده است و فکر می‌کنند این فقط یک افت موقت برای خرید در قیمت‌های پایین‌تر است.
  • موج B: بازار کمی به سمت بالا برمی‌گردد و به نظر می‌رسد روند صعودی دوباره آغاز شده است. اما این حرکت در واقع یک تله‌ی گاوی (Bull Trap: یک سیگنال فریبنده که نشان می‌دهد افت قیمت تمام شده و خریداران را به اشتباه می‌اندازد) است. قیمت نمی‌تواند سقف قبلی خود را پس بگیرد و خریداران جدید را به دام می‌اندازد.
  • موج C: یک ریزش قوی و ترسناک که تیر خلاص را به امید خریداران می‌زند. این موج معمولا از کف موج A پایین‌تر می‌رود و باعث می‌شود معامله‌گران احساسی با ضرر از بازار خارج شوند تا ساختار اصلاحی تکمیل گردد.

معرفی سه الگوی رایج در اصلاح قیمت

امواج اصلاحی برخلاف امواج پیش‌رونده، می‌توانند بسیار پیچیده و فریبنده باشند. با این حال، الیوت متوجه شد که بیشتر این استراحت‌های بازار در قالب سه الگوی اصلی و پرتکرار ظاهر می‌شوند. بیایید این سه الگو را با هم بررسی کنیم:

اصلاح زیگزاگ Zigzag: ریزش‌های تند، تیز و عمیق

شکل یک صاعقه را در ذهن خود مجسم کنید؛ الگوی زیگزاگ دقیقا شبیه به همان است. این الگو یک حرکت اصلاحی بسیار سریع و عمیق است. در زیگزاگ، قیمت با شتاب به پایین می‌آید (موج A)، یک برگشت ضعیف و کوتاه به بالا دارد (موج B) و سپس دوباره با قدرت به سمت پایین شیرجه می‌زند (موج C). این نوع اصلاح معمولا زمانی رخ می‌دهد که فروشندگان قدرت بسیار زیادی دارند و می‌خواهند قیمت را به سرعت پایین بکشند.

اصلاح مسطح Flat: حرکت خنثی، فرسایشی و سایدوی

گاهی اوقات بازار به جای اینکه عمیقا ریزش کند، تصمیم می‌گیرد زمان را بکشد. در الگوی مسطح، قیمت در یک محدوده‌ی افقی درجا می‌زند. موج A به پایین می‌آید، موج B تقریبا تمام مسیر موج A را به سمت بالا برمی‌گردد و سپس موج C دوباره به همان نقطه‌ی پایان موج A برمی‌گردد. در این حالت قیمت وارد یک محدوده‌ی رنج (Range: کانالی افقی که قیمت در آن بین یک سقف و کف مشخص گیر می‌افتد و درجا می‌زند) می‌شود. این الگوی فرسایشی، حوصله‌ی معامله‌گران مبتدی را سر می‌برد و آن‌ها را با ناامیدی از بازار خارج می‌کند.

اصلاح مثلث Triangle: فشردگی قیمت قبل از یک انفجار جدید

تصور کنید یک فنر را بین دو دست خود گرفته‌اید و آرام آرام آن را فشرده می‌کنید. الگوی مثلث دقیقا رفتار یک فنر فشرده‌شده را در چارت نشان می‌دهد. در این الگو، خریداران و فروشندگان در یک محدوده‌ی روزبه‌روز تنگ‌تر با هم می‌جنگند و نوسانات قیمت مدام کوچک و کوچک‌تر می‌شود. این فشردگی نشان‌دهنده‌ی تعادل موقت در بازار است، اما به محض اینکه الگو تکمیل شود، قیمت مانند یک فنر رهاشده به یک سمت پرتاب می‌شود و یک بریک‌ اوت (Breakout: شکستن یک سطح مهم قیمتی با قدرت و حجم بالا که با حرکت شدید نمودار همراه است) رخ می‌دهد.

قوانین طلایی Elliott: اصولی که هرگز نقض نمی‌شوند

تا به اینجای مسیر با ظاهر و رفتار کلی امواج در بازار آشنا شدیم. اما آیا می‌توانیم هر بالا و پایین رفتنی روی چارت را به دلخواه خودمان شماره‌گذاری کنیم؟ قطعا نه! بازار مالی شاید در نگاه اول منعطف و پر از نوسانات دلخواه به نظر برسد، اما در نظریه‌ی الیوت، قوانینی وجود دارند که مانند قانون جاذبه در فیزیک، محکم و غیرقابل تغییر هستند.

این قواعد به شما کمک می‌کنند تا مسیر درست را از حرکت‌های فریبنده تشخیص دهید. اگر در حین تحلیل متوجه شدید که حتی یکی از این اصول در نمودار نقض شده است، تمام موج‌شماری شما اینولید (Invalid: باطل شدن یک تحلیل که به معامله‌گر هشدار می‌دهد باید بررسی نمودار را از ابتدا و با سناریوی جدیدی شروع کند) شده است. تعصب روی تحلیلی که قوانین را شکسته، یکی از بزرگ‌ترین دلایل از دست رفتن سرمایه‌ی افراد تازه‌کار است.

بررسی سه قانون مطلق در موج‌شماری

بسیاری از معامله‌گران مبتدی وقتی نمودار کمی پیچیده می‌شود، تلاش می‌کنند بازار را به زور در قالب الگوهای ذهنی خودشان جا بدهند. برای جلوگیری از این اشتباه خطرناک، رالف نلسون الیوت سه قانون آهنین و مطلق را تعریف کرده است. این سه قانون، اسکلت اصلی امواج شتاب‌دار (امواج 1 تا 5) را می‌سازند و تحت هیچ شرایطی نباید نادیده گرفته شوند.

برای اینکه درک این قوانین برای شما ساده‌تر شود و بتوانید در زمان معامله‌گری به سرعت آن‌ها را به خاطر بیاورید، این سه اصل مهم را به همراه خطاهای رایجی که معمولا افراد مبتدی مرتکب می‌شوند، در جدول زیر دسته‌بندی کرده‌ایم:

نام قانون

توضیح ساده‌ی قانون

خطای رایج مبتدیان

قانون اول

موج 2 هرگز نمی‌تواند 100 درصد از مسیر موج 1 را به عقب برگردد (اصلاح کند). به زبان ساده، نقطه‌ی پایان موج 2 همیشه باید بالاتر از نقطه‌ی شروع موج 1 باشد.

قرار دادن استاپ لاس (Stop Loss: حد ضرر یا نقطه‌ای از پیش تعیین‌شده که برای جلوگیری از ضرر بیشتر از معامله خارج می‌شویم) دقیقا روی نقطه‌ی شروع موج 1، که باعث می‌شود با یک نوسان کوچک از بازار اخراج شوند.

قانون دوم

موج 3 در میان امواج شتاب‌دار هم‌جهت با روند (یعنی امواج 1 و 3 و 5)، هرگز نمی‌تواند کوتاه‌ترین موج باشد. این موج معمولا بلندترین، پرقدرت‌ترین و سودآورترین حرکت بازار است.

اشتباه گرفتن موج 3 با امواج اصلاحی ضعیف، و در نتیجه ورود اشتباه به معامله با حجم بالا در جهت خلاف روند اصلی.

قانون سوم

موج 4 هرگز نباید وارد حریم قیمتی و محدوده‌ی موج 1 شود. به عبارت دیگر، در یک روند صعودی، کف موج 4 باید همیشه بالاتر از سقف موج 1 باقی بماند تا ساختار الیوت حفظ شود.

نادیده گرفتن اورلپ (Overlap: تداخل قیمتی یا وارد شدن کندل‌های جدید به محدوده‌ای که قبلا توسط موج دیگری طی شده است) و ادامه‌ دادن به یک موج‌شماری کاملا اشتباه.

ابزارهای مکمل: ترکیب امواج الیوت و فیبوناچی

نظریه‌ی امواج الیوت به تنهایی مانند یک نقشه‌ی گنج است که به شما می‌گوید مسیر حرکت به کدام سمت است، اما دقیقا نمی‌گوید در چه نقطه‌ای و چه عمقی باید زمین را حفر کنید. برای پیدا کردن نقطه‌ی دقیق ورود و خروج در بازار، شما به یک متر مهندسی نیاز دارید. در دنیای تحلیل تکنیکال، این متر دقیق و کاربردی همان ابزار فیبوناچی است. ترکیب این دو ابزار با یکدیگر، یکی از قدرتمندترین استراتژی‌های معاملاتی را برای معامله‌گران می‌سازد.

چرا فیبوناچی بهترین شریک برای نظریه‌ی الیوت است؟

رالف نلسون الیوت پس از کشف امواج بازار، متوجه شد که طول این موج‌ها کاملا تصادفی نیست. او با بررسی‌های بیشتر به این نتیجه رسید که نسبت‌های ریاضی خاصی بین امواج وجود دارد که دقیقا منطبق بر دنباله‌ی اعداد فیبوناچی است.

فیبوناچی یک سری اعداد ریاضی است که نسبت بین آن‌ها (مانند نسبت طلایی 61.8 درصد) در تمام پدیده‌های طبیعی، از شکل‌گیری شاخ و برگ درختان تا صدف حلزون، دیده می‌شود. بازارهای مالی هم که توسط انسان‌ها (بخشی از طبیعت) اداره می‌شوند، از همین نسبت‌ها پیروی می‌کنند. بنابراین، فیبوناچی بهترین شریک برای الیوت است؛ زیرا الیوت مسیر حرکت و ساختار امواج را به ما نشان می‌دهد و فیبوناچی محدوده‌ی دقیق قیمت را در ابتدا و انتهای هر موج پیش‌بینی می‌کند.

پیش‌بینی پایان اصلاح بازار با سطوح بازگشتی فیبوناچی Retracement

وقتی بازار در یک روند صعودی قرار دارد و ناگهان شروع به ریزش می‌کند (مثل موج 2 یا 4 در الگوی الیوت)، بزرگ‌ترین سوال یک معامله‌گر این است: این ریزش کجا تمام می‌شود و چه زمانی باید دوباره دارایی را بخرم؟ در این شرایط، ما از ابزار فیبوناچی بازگشتی (Retracement: سطوح درصدی مشخصی روی نمودار که نشان می‌دهند قیمت چقدر از مسیر قبلی خود را به عقب برمی‌گردد و استراحت می‌کند) استفاده می‌کنیم.

با رسم این ابزار روی موج قبلی، خطوطی روی نمودار ظاهر می‌شوند که مانند تور نجات عمل می‌کنند. وقتی قیمت به این خطوط می‌رسد، احتمال پایان فاز استراحت و شروع موج جدید بسیار بالا می‌رود. مهم‌ترین سطوح بازگشتی برای پیدا کردن پایان اصلاح عبارتند از:

  • سطح 38.2 درصد و 50 درصد: این محدوده‌ها معمولا نقطه‌ی پایان موج 4 هستند. چون موج 4 یک استراحت پیچیده اما کم‌عمق است، معمولا نیمی از مسیر قبلی خود را اصلاح می‌کند.
  • سطح 61.8 درصد (نسبت طلایی): این سطح بسیار مهم و حیاتی است و معمولا موج 2 که یک اصلاح عمیق و ترسناک است، در این محدوده متوقف می‌شود. معامله‌گران حرفه‌ای همیشه در این سطح منتظر شکار فرصت‌ها هستند.

پیدا کردن اهداف قیمتی و تارگت‌ها با فیبوناچی گسترشی Extension

حالا فرض کنید در بهترین نقطه‌ی موج 2 خرید کرده‌اید و قیمت با قدرت در حال پرواز به سمت بالا در قالب موج 3 است. سوال بعدی این است: سود خود را کجا برداشت کنم؟ اینجا دیگر ابزار بازگشتی کاربردی ندارد، بلکه باید از فیبوناچی گسترشی (Extension: ابزاری برای پیش‌بینی اینکه قیمت پس از پایان استراحت، تا کجا به مسیر اصلی خود در سمت بالا یا پایین ادامه می‌دهد) استفاده کنیم تا تارگت (Target: هدف قیمتی مشخص و از پیش تعیین‌شده برای فروش دارایی و خروج با سود) را پیدا کنیم.

رفتار امواج شتاب‌دار الیوت در برخورد با سطوح فیبوناچی گسترشی معمولا به این شکل است:

  • هدف موج 3: موج سوم معمولا تا سطح 161.8 درصد موج 1 امتداد پیدا می‌کند. این یعنی موج 3 نه تنها تمام مسیر موج 1 را طی می‌کند، بلکه بیش از یک و نیم برابر آن رشد می‌کند. این سطح، بهترین نقطه برای برداشت بخش بزرگی از سود است.
  • هدف موج 5: موج پنجم، که آخرین نفس‌های بازار است، معمولا در سطح 100 درصد موج 1 (یعنی هم‌اندازه‌ی موج اول) به پایان می‌رسد.

با این ترکیب هوشمندانه، شما دیگر به صورت احساسی و با حدس و گمان معامله نمی‌کنید، بلکه دقیقا می‌دانید در کدام سطح باید وارد بازار شوید و در چه قیمتی سود خود را در امن‌ترین حالت ممکن برداشت کنید.

پیدا کردن اهداف قیمتی و تارگت‌ها با فیبوناچی گسترشی Extension | کیف پول من

کاربرد امواج الیوت در بازار ارزهای دیجیتال

بسیاری از افراد تصور می‌کنند که بازار ارزهای دیجیتال هیچ قانون و قاعده‌ای ندارد و فقط با توییت افراد مشهور یا اخبار ناگهانی بالا و پایین می‌رود. اما اگر کمی از چارت فاصله بگیرید و به تصویر بزرگ‌تر نگاه کنید، متوجه می‌شوید که این بازار هم دقیقا از همان چرخه‌ی ترس و طمع پیروی می‌کند. در واقع، دنیای رمزارزها به دلیل حضور پررنگ احساسات انسانی، یکی از بهترین بسترها برای استفاده از نظریه‌ی امواج الیوت است.

آیا نظریه‌ی الیوت در چارت بیت کوین و آلت کوین‌ها دقیق عمل می‌کند؟

پاسخ به این سوال هم بله است و هم خیر. نظریه‌ی الیوت بر اساس رفتار جمعی انسان‌ها شکل گرفته است. بنابراین، هرچه تعداد معامله‌گران در یک بازار بیشتر باشد، این نظریه دقیق‌تر عمل می‌کند. در مورد بیت کوین یا اتریوم که حجم معاملات بالایی دارند و میلیون‌ها نفر در سراسر جهان در حال خرید و فروش بیت کوین و اتریوم هستند، امواج الیوت با دقت شگفت‌انگیزی مسیر را نشان می‌دهند.

اما در مورد آلت کوین‌ها (Altcoins: تمام ارزهای دیجیتال به جز بیت کوین که معمولا حجم بازار کمتری دارند)، داستان کمی متفاوت است. اگر یک ارز دیجیتال کوچک با حجم پول کمی در گردش باشد، یک نهنگ (Whale: سرمایه‌گذار قدرتمندی که پول کافی برای جابجا کردن قیمت‌ها را دارد) می‌تواند با یک خرید یا فروش سنگین، تمام ساختار موج‌شماری را خراب کند. بنابراین، هرگز سعی نکنید امواج الیوت را روی ارزهای ناشناخته و کوچک پیدا کنید.

مزایا و چالش‌های موج‌شماری در بازارهای پرنوسان کریپتو

بازار کریپتو با سرعت و شدت زیادی حرکت می‌کند. این ویژگی می‌تواند هم به نفع شما باشد و هم شما را به اشتباه بیندازد. در جدول زیر، نگاهی واقع‌بینانه به مزیت‌ها و سختی‌های استفاده از این روش در بازار ارزهای دیجیتال انداخته‌ایم:

ویژگی

مزایای امواج الیوت در کریپتو

چالش‌های امواج الیوت در کریپتو

دقت در پیش‌بینی

پیدا کردن محدوده‌ی دقیق پایان اصلاح‌ها و ورود به‌موقع به بازار.

امکان ایجاد امواج کشیده‌شده (Extension: طولانی شدن غیرعادی یک موج، مثلا موج 3، به دلیل هیجانات شدید) که موج‌شماری را سخت می‌کند.

مدیریت احساسات

جلوگیری از خرید در سقف‌های قیمتی (موج 5) با درک اینکه روند رو به پایان است.

ذهنیت‌گرایی (Subjectivity: حالتی که دو تحلیل‌گر ممکن است یک نمودار را ببینند اما موج‌شماری متفاوتی داشته باشند).

تعیین حد ضرر

پیدا کردن نقاط بی‌اعتبار شدن تحلیل برای خروج سریع و با کمترین ضرر.

نوسانات کاذب و سایه‌ی کندل‌ها

نقشه‌ی راه معامله‌گران مبتدی برای ورود به دنیای الیوت

اگر با خواندن این مفاهیم تصمیم گرفته‌اید از نظریه‌ی الیوت در معاملات خود استفاده کنید، بهتر است قدم‌های اول را آهسته و بااحتیاط بردارید. برای اینکه در این مسیر سردرگم نشوید، این نقشه‌ی راه ساده را دنبال کنید:

  • قدم اول، از بالا به پایین نگاه کنید: همیشه موج‌شماری را از تایم‌فریم‌های بزرگ (تایم‌فریم: بازه‌ی زمانی که یک کندل در آن شکل می‌گیرد، مثل هفتگی یا روزانه) شروع کنید. در تایم‌فریم‌های پایین مثل پنج دقیقه‌ای، نویز بازار (نوسانات بی‌هدف و خرد که روند خاصی ندارند) آن‌قدر زیاد است که موج‌شماری شما پر از خطا خواهد شد.
  • قدم دوم، با پادشاه کریپتو شروع کنید: برای تمرین، فقط روی نمودار بیت کوین تمرکز کنید. بیت کوین منظم‌ترین رفتار را در بین تمام رمزارزها دارد و الگوهای الیوت روی آن زیباتر شکل می‌گیرند.
  • قدم سوم، بازار را مجبور نکنید: اگر نمودار واضح نیست و نمی‌توانید امواج را به راحتی بشمارید، هرگز سعی نکنید اعداد را به زور روی چارت قرار دهید. یک تحلیل‌گر حرفه‌ای می‌داند که گاهی بهترین کار، معامله نکردن و صبر کردن برای روشن شدن وضعیت چارت است.
  • قدم چهارم، ابزارها را ترکیب کنید: همان‌طور که در بخش‌های قبلی گفتیم، امواج الیوت یک قطب‌نما است، اما برای شلیک دقیق به هدف، حتما آن را با فیبوناچی و سطوح حمایت و مقاومت (Support and Resistance: سطوحی در چارت که قیمت در گذشته به آن‌ها واکنش نشان داده و از ریزش یا رشد بیشتر جلوگیری کرده‌اند) ترکیب کنید.

منابع:

Investopedia

IG.com

Equiti.com

واکنش شما به این خبر چیست؟
45
2

سوالات متداول

4.9/5
writer image
هدیه آرمان
نویسنده

من فارغ‌التحصیل زبان انگلیسی و مدرس سابق زبان هستم و چندین سال است در حوزه بازارهای مالی و ارزهای دیجیتال فعالیت می‌کنم. تولید محتوای کریپتو و سئو برای من فقط یک شغل نیست، بلکه مسیری است که با علاقه آن را دنبال می‌کنم. خوشحالم که همراه شما هستم.

مشاهده پروفایل

دیدگاه‌های کاربران

تا کنون 3 کاربر در مورد امواج الیوت چیست؟ نحوه تشخیص روند بازار و روانشناسی قیمت‌ها دیدگاه و تحلیل ثبت کرده اند
محمدرضا نجفی نیارکی
2 سال قبل
مقاله خیلی عالی بود و واقعا جالب بود
0
0
مصطفی قنبری خانقاه
2 سال قبل
متن جالب و اموزنده ای بود
0
0
فاطمه رحیمی خرمی
2 سال قبل
بابت مطالب عالی ممنون از شما
0
0

افزودن دیدگاه

با ثبت‌نام در صرافی کیف پول من و ارسال تحلیل و نظر در سایت ارز دیجیتال رایگان هدیه بگیرید. نظر یا تحلیل شما حداقل باید ۱۰ کلمه باشد و تکراری نباشد.
به این مطلب چند امتیاز می‌دهید؟
انتخاب کنید

ویدئو رسانه

در بخش ویدئو رسانه، می‌توانید به آموزش‌ها، تحلیل‌ها و محتوای ویدیویی جذاب درباره ارزهای دیجیتال و خدمات ما دسترسی پیدا کنید.