مرج اتریوم (Ethereum Merge) چیست؟ بررسی کامل تغییرات فنی و اقتصادی شبکه اتریوم

پرداخت کارمزدهای سنگین درست بعد از شنیدن اخبار پرهیاهوی بزرگ‌ترین آپدیت تاریخ اتریوم، حس متناقضی برای بسیاری از سرمایه‌گذاران ایجاد کرده است. احتمالاً انتظار داشتید با نهایی شدن رویداد مرج اتریوم، شبکه بلافاصله سریع‌تر و ارزان‌تر شود، اما در عمل تغییر محسوسی در تراکنش‌های روزمره خود ندیده‌اید و شاید حتی درباره امنیت دارایی‌هایتان در این ساختار جدید دچار تردید شده‌اید. واقعیت این است که آنچه در پشت پرده شبکه رخ داده، بسیار فراتر از تغییر قیمت یا کارمزد لحظه‌ای است..

ethereum-merge

در این مقاله قصد داریم دقیقاً به ابهامات پاسخ دهیم و نشان دهیم چرا مرج شبیه به تعویض موتور یک هواپیما در حین پرواز بود. اینجا با عبور از اصطلاحات پیچیده فنی، به زبان ساده بررسی می‌کنیم که حذف ماینرها چگونه اقتصاد اتریوم را دگرگون کرده، چرا برخلاف تصور عموم کارمزدها کاهش نیافته و در نقشه‌ی راه جدید ویتالیک بوترین، چه فرصت‌های درآمدی و سرمایه‌گذاری پیش روی شما قرار دارد

مرج اتریوم چیست؟ ساده‌سازی بزرگ‌ترین رویداد تاریخ کریپتو

شاید تا به حال واژه‌ی مرج یا The Merge را شنیده باشید و برایتان سوال شده باشد که چرا این رویداد تا این حد در دنیای فناوری و بازارهای مالی سروصدا به پا کرد. به زبان بسیار ساده، مرج نام عملیاتی بود که طی آن شبکه‌ی اتریوم سیستم تایید تراکنش‌های خود را تغییر داد.

تا پیش از این، اتریوم برای امنیت و تایید تراکنش‌ها به ماینرها و دستگاه‌های پرمصرف نیاز داشت، اما با اجرای مرج، این سیستم کنار گذاشته شد و روشی مدرن‌تر، کم‌مصرف‌تر و هوشمندانه جایگزین آن گردید. این اتفاق نه تنها یک بروزرسانی نرم‌افزاری، بلکه تغییری بنیادین در فلسفه‌ی کارکرد دومین ارز دیجیتال بزرگ جهان بود.

تعریف به زبان ساده؛ تعویض موتور هواپیما در حین پرواز

برای درک عظمت و پیچیدگی فنی مرج، بهترین کار استفاده از یک مثال ملموس است. تصور کنید یک هواپیمای مسافربری غول‌پیکر در آسمان در حال پرواز است. این هواپیما نماد شبکه‌ی اتریوم است که هزاران مسافر (کاربران و برنامه‌های غیرمتمرکز) را حمل می‌کند و میلیاردها دلار سرمایه در آن جریان دارد.

موتورهای قدیمی این هواپیما بسیار پر سروصدا هستند و سوخت بسیار زیادی مصرف می‌کنند. این موتورها همان سیستم اثبات کار یا Proof of Work هستند که در آن ماینرها با مصرف برق زیاد، امنیت شبکه را تامین می‌کردند. مهندسان اتریوم تصمیم گرفتند بدون اینکه هواپیما فرود بیاید و پرواز متوقف شود، این موتورهای پرمصرف بنزینی را با موتورهای الکتریکی پیشرفته و کم‌مصرف تعویض کنند.

در دنیای فنی، این موتور جدید بیکن چین یا Beacon Chain نام داشت. بیکن چین یک شبکه‌ی موازی بود که ماه‌ها در کنار شبکه‌ی اصلی اتریوم کار می‌کرد تا از سلامت آن اطمینان حاصل شود. در لحظه‌ی انجام مرج، این موتور جدید (بیکن چین) به بدنه‌ی اصلی هواپیما (شبکه‌ی اصلی اتریوم) متصل شد و موتورهای قدیمی برای همیشه خاموش شدند. این عملیات بدون اینکه کاربران قطعی خاصی را حس کنند، با موفقیت انجام شد.

چرا نامگذاری اتریوم 2 منسوخ شد؟ تغییر برند به لایه اجماع

در سال‌های گذشته، بسیاری از افراد از اصطلاح اتریوم 2 یا Eth2 برای اشاره به آینده‌ی این شبکه استفاده می‌کردند. اما بنیاد اتریوم (تیم توسعه‌دهنده‌ی اصلی) تصمیم گرفت استفاده از این نام را متوقف کند. دلیل این کار جلوگیری از یک اشتباه بزرگ در ذهن کاربران بود.

وقتی می‌گوییم اتریوم 2، این حس به کاربر تازه‌کار منتقل می‌شود که قرار است یک ارز دیجیتال کاملاً جدید ساخته شود و احتمالا اتریوم‌های قدیمی دیگر اعتبار ندارند یا باید آن‌ها را تعویض کنند. این ابهام باعث شده بود که کلاهبرداران زیادی با وعده‌ی تعویض اتریوم 1 به اتریوم 2 کاربران را فریب دهند.

واقعیت این است که اتریوم جدیدی وجود ندارد؛ بلکه همان اتریوم قبلی ارتقا یافته است. برای شفافیت بیشتر، توسعه‌دهندگان نام‌گذاری‌ها را به شکل زیر تغییر دادند:

  • لایه‌ی اجرا (Execution Layer): همان چیزی که قبلاً به آن اتریوم 1 می‌گفتیم؛ جایی که قراردادهای هوشمند و تراکنش‌ها در آن پردازش می‌شوند.
  • لایه‌ی اجماع (Consensus Layer): همان چیزی که قبلاً به آن اتریوم 2 می‌گفتیم؛ یعنی بیکن چین که وظیفه‌ی هماهنگی و امنیت شبکه از طریق اثبات سهام را بر عهده دارد.

بنابراین، فرمول ساده‌ی اتریوم امروز به این صورت است:

اتریوم = لایه‌ی اجرا + لایه‌ی اجماع

تفاوت اصلی اتریوم قبل و بعد از مرج در یک نگاه

اگر بخواهیم تمام تغییرات فنی و اقتصادی را کنار بگذاریم و فقط به نتیجه‌ی نهایی نگاه کنیم، اتریوم قبل و بعد از این بروزرسانی تفاوت‌های بنیادی با هم دارند. این تفاوت‌ها مستقیماً روی امنیت، اقتصاد و آینده‌ی این دارایی تاثیر می‌گذارند:

  • تغییر مکانیزم امنیت: قبل از مرج، امنیت شبکه وابسته به ماینرها (استخراج‌کنندگان) و قدرت سخت‌افزاری آن‌ها بود. بعد از مرج، امنیت توسط ولیدیتورها (اعتبارسنج‌ها) و مقدار اتریومی که در شبکه قفل یا استیک (Stake) کرده‌اند، تامین می‌شود.
  • مصرف انرژی: قبل از مرج، اتریوم به اندازه‌ی یک کشور متوسط برق مصرف می‌کرد. بعد از مرج، مصرف انرژی شبکه بیش از 9 درصد کاهش یافت و به یکی از سبزترین بلاک‌چین‌های دنیا تبدیل شد.
  • نرخ صدور سکه: در سیستم قبلی، تعداد زیادی اتریوم جدید به عنوان پاداش به ماینرها داده می‌شد که باعث تورم می‌شد. بعد از مرج، صدور اتریوم جدید به شدت کاهش یافت و در بسیاری از مواقع، تعداد اتریوم‌های سوزانده شده از تولید شده بیشتر است که به حفظ ارزش آن کمک می‌کند.
  • تجهیزات مورد نیاز: قبلاً برای مشارکت در شبکه به کارت‌های گرافیک گران‌قیمت و پرسروصدا نیاز بود. اکنون با داشتن یک کامپیوتر معمولی (و البته سرمایه‌ی لازم برای استیک کردن) می‌توان در امنیت شبکه مشارکت کرد.

معماری فنی مرج؛ بیکن چین و ادغام لایه‌ها

وقتی صحبت از معماری فنی می‌شود، ممکن است کمی نگران شوید که با اصطلاحات پیچیده‌ی مهندسی روبرو خواهید شد. اما نگران نباشید؛ در این بخش می‌خواهیم بدون وارد شدن به کدهای پیچیده، بفهمیم که زیر کاپوت اتریوم جدید دقیقاً چه خبر است و اجزای مختلف چگونه با هم کار می‌کنند. درک این ساختار به شما کمک می‌کند تا بفهمید چرا این شبکه اکنون امن‌تر و پایدارتر است.

بیکن چین چیست؟ ستون فقرات جدید شبکه

برای اینکه اتریوم بتواند از سیستم قدیمی ماینینگ یا استخراج خداحافظی کند، به یک زیرساخت جدید نیاز داشت. این زیرساخت جدید، بیکن چین (Beacon Chain) نام گرفت.

بیکن چین را می‌توان مانند قلب تپنده یا برج مراقبت اتریوم جدید در نظر گرفت. این زنجیره در دسامبر 2020، یعنی حدود دو سال قبل از انجام نهایی مرج، راه‌اندازی شد. اما وظیفه‌ی آن چه بود؟

  • مدیریت اعتبارسنج‌ها: بیکن چین وظیفه داشت کسانی را که اتریوم خود را استیک (Stake) یا قفل کرده‌اند مدیریت کند و به آن‌ها نقش اعتبارسنج (Validator) بدهد.
  • هماهنگی شبکه: این زنجیره مسئول هماهنگ کردن تمام اجزای شبکه و اطمینان از توافق همگانی بر سر اطلاعات است.
  • عدم پردازش تراکنش‌ها (در ابتدا): نکته‌ی مهم این است که بیکن چین در ابتدا هیچ تراکنشی را پردازش نمی‌کرد و هیچ قرارداد هوشمندی روی آن اجرا نمی‌شد. این شبکه فقط به صورت موازی با شبکه‌ی اصلی اتریوم کار می‌کرد تا مطمئن شود که سیستم اثبات سهام (PoS) بدون نقص کار می‌کند.

بنابراین، بیکن چین ستون فقراتی بود که ساخته شد تا روزی بتواند بار اصلی شبکه را به دوش بکشد، اما تا قبل از روز مرج، خالی از تراکنش‌های کاربران بود.

فرآیند اتصال لایه اجرا به لایه اجماع (The Docking)

حالا می‌رسیم به لحظه‌ی حساس و تاریخی مرج. توسعه‌دهندگان اتریوم از یک استعاره‌ی بسیار زیبا برای این مرحله استفاده می‌کنند: اتصال فضایی یا The Docking.

بیایید تصور کنیم شبکه‌ی اتریوم از دو بخش تشکیل شده است:

  • لایه‌ی اجرا (Execution Layer): این همان شبکه‌ی اصلی قدیمی بود که ما سال‌ها از آن استفاده می‌کردیم. تمام تراکنش‌ها، موجودی کیف پول‌ها، توکن‌های NFT و قراردادهای هوشمند در این لایه قرار داشتند.
  • لایه‌ی اجماع (Consensus Layer): این همان بیکن چین است که درباره‌اش صحبت کردیم و وظیفه‌ی تامین امنیت از طریق اثبات سهام را دارد.

در لحظه‌ی مرج، این دو لایه که به صورت موازی حرکت می‌کردند، به هم متصل شدند. لایه‌ی اجرا (حاوی اطلاعات و دارایی‌های ما) به لایه‌ی اجماع (موتور جدید امنیتی) جوش خورد.

در این فرآیند اتفاقات زیر رخ داد:

  • تاریخچه و اطلاعات تراکنش‌های گذشته دست‌نخورده باقی ماند.
  • مکانیزم اثبات کار به طور کامل حذف شد و دیگر نیازی به حل مسائل پیچیده ریاضی نبود.
  • از آن لحظه به بعد، بلوک‌های حاوی تراکنش‌ها توسط بیکن چین سازماندهی و نهایی شدند.

این اتصال باعث شد اتریوم به یک شبکه‌ی واحد و یکپارچه تبدیل شود که هم امنیت بالایی دارد (به لطف بیکن چین) و هم قابلیت اجرای برنامه‌های پیچیده را حفظ کرده است (به لطف لایه‌ی اجرا).

نقش کلاینت‌ها و نودها در ساختار جدید

برای اینکه کامپیوترها بتوانند به شبکه‌ی اتریوم وصل شوند و به عنوان یک نود (Node) یا گره فعالیت کنند، باید نرم‌افزارهای خاصی را اجرا کنند. این نرم‌افزارها کلاینت (Client) نامیده می‌شوند.

قبل از مرج، یک نود فقط نیاز داشت یک نرم‌افزار را اجرا کند تا به شبکه متصل شود. اما در ساختار جدید، معماری تغییر کرده است. حالا هر نود کامل برای اینکه بتواند در شبکه فعالیت کند، باید دو نرم‌افزار را به صورت همزمان اجرا کند که با هم صحبت می‌کنند:

  • کلاینت اجرایی (Execution Client): این نرم‌افزار وظیفه دارد تراکنش‌ها را بگیرد، بررسی کند که آیا معتبر هستند یا خیر و وضعیت حساب‌ها را به‌روزرسانی کند. (همان کار قدیمی اتریوم).
  • کلاینت اجماع (Consensus Client): این نرم‌افزار با بیکن چین در ارتباط است و وظیفه دارد با سایر نودها به توافق برسد که آخرین وضعیت صحیح شبکه چیست.

این دو نرم‌افزار از طریق یک پل ارتباطی امن به نام Engine API به هم متصل هستند. تصور کنید در یک شرکت، یک نفر مسئول انجام کارهای اداری است (کلاینت اجرایی) و نفر دیگر مسئول تایید و امضای نهایی اسناد (کلاینت اجماع). این دو نفر باید دائماً با هم در تماس باشند تا کارها به درستی پیش برود. این همکاری دوجانبه، اساس کارکرد نودها در اتریوم پس از مرج است.

گذار تاریخی از اثبات کار (PoW) به اثبات سهام (PoS)

شاید بتوان گفت مهم‌ترین بخش ماجرای مرج، تغییر فلسفه‌ی تایید تراکنش‌ها بود. تا پیش از این، اتریوم و بیت‌کوین هر دو از یک روش سنتی و سنگین به نام اثبات کار (Proof of Work یا به اختصار PoW) استفاده می‌کردند. اما اتریوم تصمیم گرفت راه خود را جدا کند و به سمت روشی مدرن‌تر به نام اثبات سهام (Proof of Stake یا به اختصار PoS) برود. در این بخش می‌خواهیم ببینیم این تغییر دقیقاً چرا و چگونه رخ داد.

پایان عصر ماینینگ؛ چرا اتریوم دستگاه‌های ماینر را خاموش کرد؟

در سیستم قدیمی اثبات کار، ماینرها (استخراج‌کنندگان) مانند کارگران معدنی بودند که البته به جای تیشه و کلنگ، از کامپیوترهای قدرتمند استفاده می‌کردند. کار آن‌ها حل کردن مسائل ریاضی بسیار پیچیده بود. هر ماینری که زودتر از بقیه این مسئله را حل می‌کرد، اجازه داشت بلوک جدید را بسازد و پاداش بگیرد. این یعنی یک مسابقه‌ی دائمی که برنده‌ی آن کسی بود که سخت‌افزار قوی‌تر و برق بیشتری داشت.

اما چرا اتریوم تصمیم گرفت این سیستم را کنار بگذارد؟

  • فاجعه‌ی زیست‌محیطی: شبکه‌ی اتریوم برای امنیت خود به اندازه‌ی یک کشور توسعه‌یافته برق مصرف می‌کرد. این میزان آلودگی و هدر رفت انرژی با دیدگاه‌های مدرن سازگار نبود.
  • مشکل مقیاس‌پذیری: سیستم اثبات کار ذاتا کند و سنگین است. برای اینکه اتریوم بتواند میزبان میلیاردها کاربر در سراسر جهان باشد، نیاز به ساختاری سبک‌تر داشت.
  • تمرکز قدرت: به مرور زمان، ماینینگ به یک صنعت انحصاری تبدیل شد. فقط شرکت‌های بزرگ با سوله‌های پر از دستگاه (مزارع استخراج) می‌توانستند سود ببرند و کاربران عادی عملاً شانسی نداشتند.

به همین دلیل، اتریوم تصمیم گرفت به جای رقابت بر سر مصرف برق، رقابت بر سر سرمایه‌گذاری یا همان سهام‌گذاری را جایگزین کند.

اثبات سهام چگونه امنیت شبکه را تامین می‌کند؟

در سیستم جدید اثبات سهام، دیگر خبری از ماینر نیست. جای آن‌ها را افرادی گرفته‌اند که به آن‌ها ولیدیتور (Validator) یا اعتبارسنج می‌گوییم.

امنیت در این روش چگونه تامین می‌شود؟ بیایید با یک مثال ساده بررسی کنیم. فرض کنید می‌خواهید در یک شورای محلی عضو شوید که وظیفه‌ی تایید اسناد مهم را دارد. برای اینکه عضو شورا شوید، باید مبلغ زیادی پول را به عنوان وثیقه در صندوق شورا بگذارید.

  • وثیقه‌ی حسن انجام کار: در اتریوم، هر ولیدیتور باید 32 اتر را در شبکه قفل یا استیک (Stake) کند. این پول حکم همان وثیقه را دارد.
  • انتخاب تصادفی: شبکه به جای اینکه منتظر بماند ببیند چه کسی زودتر مسئله ریاضی را حل می‌کند (مثل روش قدیمی)، به صورت تصادفی یکی از ولیدیتورها را انتخاب می‌کند تا بلوک جدید را بسازد.
  • پاداش و تنبیه: اگر ولیدیتور کارش را درست انجام دهد و تراکنش‌های معتبر را تایید کند، سود دریافت می‌کند. اما اگر بخواهد تقلب کند یا خرابکاری انجام دهد، شبکه بخشی از آن 32 اتر وثیقه را به عنوان جریمه از او می‌گیرد و می‌سوزاند. به این جریمه‌ی سنگین اسلشینگ (Slashing) می‌گویند.

در واقع امنیت شبکه از این طریق تامین می‌شود که "هزینه‌ی تقلب کردن بسیار بیشتر از سود آن است". کسی که بخواهد به شبکه حمله کند، باید میلیاردها دلار خرید اتریوم انجام بدهد و با حمله به شبکه، ارزش دارایی خودش را هم نابود می‌کند.

جدول مقایسه‌ای: تفاوت‌های کلیدی PoW و PoS در شبکه اتریوم

برای اینکه درک تفاوت این دو سیستم برایتان راحت‌تر شود، ویژگی‌های اصلی آن‌ها را در جدول زیر مقایسه کرده‌ایم:

ویژگی

اثبات کار (PoW) - سیستم قدیم

اثبات سهام (PoS) - سیستم جدید

تامین‌کننده‌ی امنیت

ماینرها (با دستگاه‌های سخت‌افزاری)

ولیدیتورها (با سرمایه‌ی قفل‌شده)

منبع قدرت

قدرت پردازش و مصرف برق

مقدار اتریوم استیک‌شده

مصرف انرژی

بسیار زیاد (در حد کشورهای کوچک)

ناچیز (کاهش 99.95 درصدی)

تجهیزات لازم

کارت گرافیک یا دستگاه‌های ASIC گران‌قیمت

یک کامپیوتر معمولی یا لپ‌تاپ

روش انتخاب برنده

رقابت برای حل سریع‌تر مسئله ریاضی

انتخاب تصادفی توسط الگوریتم شبکه

جریمه‌ی تخلف

هدر رفتن هزینه‌ی برق و استهلاک دستگاه

کسر شدن از اصل سرمایه (اسلشینگ)

ریسک تمرکز

تمرکز در مزارع بزرگ ماینینگ

تمرکز در نهادهای با سرمایه‌ی زیاد (مانند صرافی‌ها)

تاثیرات فوری مرج بر عملکرد شبکه‌ی اتریوم

بسیاری از کاربران انتظار داشتند که بلافاصله پس از انجام مرج، سرعت تراکنش‌ها چند برابر شود و کارمزدها به صفر برسد. اگرچه این اتفاقات رخ نداد (و در ادامه دلیل آن را خواهیم گفت)، اما مرج تاثیرات آنی و بسیار عمیقی بر سلامت و ساختار کلی شبکه گذاشت. این تغییرات شاید در نگاه اول برای کاربر عادی ملموس نباشد، اما برای پایداری بلندمدت اتریوم حیاتی است.

در این بخش، سه تغییر بزرگ و فوری که درست پس از ادغام لایه‌ها رخ داد را بررسی می‌کنیم.

سقوط مصرف انرژی؛ سبز شدن اتریوم تا 99.95 درصد

شاید بتوان گفت درخشان‌ترین دستاورد مرج، پایان دادن به انتقادات محیط زیستی بود. تا پیش از این، منتقدان همیشه می‌گفتند که بیت‌کوین و اتریوم باعث گرمایش زمین می‌شوند.

برای درک عمق فاجعه‌ی مصرف انرژی قبل از مرج، به این آمار دقت کنید:

  • شبکه‌ی اتریوم به تنهایی به اندازه‌ی کشور فنلاند برق مصرف می‌کرد.
  • ردپای کربنی (میزان تولید گازهای گلخانه‌ای) هر تراکنش اتریوم برابر با تماشای هزاران ساعت ویدیو در یوتیوب بود.

اما با حذف ماینرها و خاموش شدن میلیون‌ها دستگاه گرافیکی پرمصرف در سراسر جهان، مصرف انرژی اتریوم در یک شب حدود 99.95 درصد کاهش یافت.

این کاهش به قدری چشمگیر است که اگر مصرف قبلی اتریوم را به ارتفاع برج ایفل تشبیه کنیم، مصرف فعلی آن به اندازه‌ی یک اسباب‌بازی کوچک لگو خواهد بود. این اتفاق باعث شد اتریوم از لیست سیاه بسیاری از سرمایه‌گذاران و شرکت‌های دوست‌دار محیط زیست خارج شود و برچسب "سبز" دریافت کند.

بررسی امنیت؛ آیا شبکه در برابر حملات 51 درصدی امن‌تر شده است؟

یکی از نگرانی‌های همیشگی در دنیای بلاک‌چین، حمله‌ی 51 درصد (51% Attack) است. این حمله زمانی رخ می‌دهد که یک گروه بتواند بیش از نیمی از قدرت شبکه را در دست بگیرد و تراکنش‌ها را دستکاری کند.

آیا مرج باعث شد اتریوم امن‌تر شود؟ پاسخ کوتاه "بله" است، اما دلایل آن جالب است:

  • هزینه‌ی نجومی حمله: در سیستم قبلی (اثبات کار)، مهاجم می‌توانست با اجاره کردن برق و دستگاه‌های ماینینگ به شبکه حمله کند. اما در سیستم جدید (اثبات سهام)، مهاجم باید 51 درصد از کل اتریوم‌های استیک شده را خریداری کند. با توجه به قیمت اتریوم، این کار به میلیاردها دلار سرمایه نقد نیاز دارد که عملاً غیرممکن است.
  • مکانیسم دفاعی نابودگر: فرض کنیم یک مهاجم دولتی با بودجه نامحدود توانست 51 درصد اتریوم‌ها را بخرد و حمله کند. در اینجا پروتکل اتریوم یک سلاح مخفی دارد. شبکه می‌تواند تشخیص دهد که کدام ولیدیتورها (اعتبارسنج‌ها) در حال خرابکاری هستند و تمام دارایی آن‌ها را می‌سوزاند یا به اصطلاح اسلش (Slash) می‌کند.

در واقع در سیستم جدید، مهاجم برای آسیب زدن به شبکه باید ثروت خودش را آتش بزند؛ و این بازدارنده‌ترین عامل امنیتی است.

استیکینگ اتریوم؛ روش نوین کسب درآمد برای کاربران

با حذف ماینینگ، روش کسب درآمد از اتریوم هم دموکراتیک‌تر شد. دیگر نیازی نیست نگران صدای فن‌های ماینر، گرمای دستگاه و قبض برق نجومی باشید. حالا می‌توانید با استیکینگ ارز دیجیتال (Staking) یا سهام‌گذاری، از دارایی خود سود کسب کنید.

استیکینگ بسیار شبیه به سپرده‌گذاری در بانک است، با این تفاوت که پول شما مستقیماً به امنیت شبکه کمک می‌کند. دو روش کلی برای این کار وجود دارد:

  • روش حرفه‌ای (سولو استیکینگ): اگر 32 عدد اتریوم دارید و دانش فنی کافی برای راه‌اندازی یک نود شخصی را دارید، می‌توانید مستقیماً به شبکه وصل شوید و تمام پاداش‌ها را دریافت کنید.
  • روش عمومی (استخرهای استیکینگ): اکثر کاربران 32 اتریوم ندارند. این افراد می‌توانند هر مقدار اتریومی که دارند (حتی مقادیر بسیار کم) را در پلتفرم‌هایی مثل صرافی‌ها یا استخرهای مخصوص (مثل Lido) قرار دهند. این پلتفرم‌ها پول‌های خرد را جمع کرده، تبدیل به بسته‌های 32 تایی می‌کنند و سود حاصل را بین کاربران تقسیم می‌کنند.

این تغییر باعث شد تا "کسب درآمد غیرفعال" (Passive Income) در اتریوم برای همه‌ی کاربران، نه فقط متخصصان سخت‌افزار، امکان‌پذیر شود.

واقعیت‌سنجی: بررسی شایعات و باورهای غلط درباره مرج

شاید برای شما هم پیش آمده باشد که بلافاصله پس از انجام مرج، کیف پول خود را باز کرده باشید تا یک تراکنش انجام دهید، اما با دیدن کارمزدهای همچنان بالا ناامید شده باشید. واقعیت این است که درباره‌ی رویداد مرج، تبلیغات و شایعات زیادی شکل گرفته بود که باعث ایجاد انتظارات غیر واقعی در بین کاربران شد.

بسیاری از افراد تصور می‌کردند مرج قرار است تمام مشکلات اتریوم را یک‌شبه حل کند. در این بخش می‌خواهیم با نگاهی دقیق و واقع‌بینانه، بررسی کنیم که کدام یک از این انتظارات برآورده شد و کدام یک فقط یک سوءتفاهم بزرگ بود.

آیا کارمزد تراکنش‌ها (Gas Fee) پس از مرج کاهش یافت؟

کوتاه‌ترین پاسخ به این سوال یک خیر قاطع است. این بزرگ‌ترین سوءتفاهمی بود که در مورد مرج وجود داشت.

برای درک دلیل این موضوع، باید بدانید که گس فی (Gas Fee) یا همان کارمزد تراکنش، در واقع هزینه‌ای است که شما برای اشغال کردن فضایی از یک بلوک پرداخت می‌کنید. در اتریوم، فضای هر بلوک محدود است و وقتی تقاضا برای ارسال تراکنش زیاد باشد، کاربران برای اینکه کارشان زودتر انجام شود، حاضرند مبلغ بیشتری بپردازند (مانند سیستم مزایده).

مرج اتریوم تنها روش ساخت بلوک‌ها را تغییر داد (تغییر موتور)، اما ظرفیت جاده را افزایش نداد.

  • مثال ترافیک: تصور کنید در یک اتوبان پرترافیک هستید. اگر تمام ماشین‌های بنزینی ناگهان برقی شوند (اتفاقی که در مرج افتاد)، آیا ترافیک روان می‌شود؟ خیر! ماشین‌ها تمیزتر شده‌اند اما جاده همچنان همان پهنا را دارد و همان تعداد ماشین در آن هستند.
  • نتیجه: کارمزدها همچنان تابع "عرضه و تقاضا" هستند. اگر شبکه شلوغ باشد، کارمزد بالا می‌رود و مرج تاثیر مستقیمی روی این موضوع نداشته است.

بررسی سرعت تراکنش‌ها؛ آیا شبکه واقعاً سریع‌تر شد؟

پاسخ به این سوال کمی ظریف‌تر است: بله، اما آن‌قدر کم که احتمالاً متوجه آن نمی‌شوید.

در سیستم قدیمی (اثبات کار)، زمان تولید هر بلوک متغیر بود و به شانس ماینرها بستگی داشت؛ گاهی 10 ثانیه طول می‌کشید و گاهی 20 ثانیه. میانگین این زمان حدود 13.3 ثانیه بود.

اما در سیستم جدید (اثبات سهام)، زمان‌بندی بسیار دقیق و منظم شده است. زمان تولید بلوک‌ها به واحدهای زمانی ثابت به نام اسلات (Slot) تقسیم شده که دقیقاً 12 ثانیه طول می‌کشد.

  • تغییر واقعی: سرعت تراکنش‌ها حدود 10 درصد بهبود پیدا کرده است.
  • تجربه‌ی کاربر: اگر قبلاً تایید تراکنش شما 2 دقیقه طول می‌کشید، حالا ممکن است 1 دقیقه و 50 ثانیه طول بکشد. این تغییر از نظر فنی مهم است، اما برای یک کاربر عادی تغییری انقلابی محسوب نمی‌شود و اتریوم هنوز به سرعت شبکه‌هایی مثل سولانا نرسیده است.

نقش راهکارهای لایه 2 در مقیاس‌پذیری پس از مرج

اگر مرج باعث ارزانی و سرعت نشد، پس چه چیزی قرار است اتریوم را برای استفاده‌ی روزمره‌ی میلیاردها انسان آماده کند؟ پاسخ در راهکارهای لایه 2 (Layer 2) نهفته است.

راهکارهای لایه 2 پروژه‌هایی مثل آربیتروم (Arbitrum) یا آپتیمیزم (Optimism) هستند که روی اتریوم ساخته شده‌اند. آن‌ها تراکنش‌ها را خارج از شبکه‌ی اصلی و با سرعت بالا پردازش می‌کنند و فقط نتیجه‌ی نهایی را به اتریوم گزارش می‌دهند.

  • نقش مرج: مرج اتریوم در واقع یک "پیش‌نیاز ضروری" بود. اتریوم با انجام مرج، زیرساخت خود را آماده کرد تا در بروزرسانی‌های بعدی (مثل شاردینگ)، بتواند به این لایه‌های دوم کمک کند تا کارمزدها را به شدت کاهش دهند.
  • استعاره‌ی ساختمان: اگر اتریوم را یک آسمان‌خراش در نظر بگیریم، لایه‌های 2 طبقات بالای آن هستند. مرج کردن مثل مستحکم‌سازی فونداسیون و پایه‌های ساختمان بود. مستحکم‌سازی پی ساختمان به خودی خود باعث نمی‌شود جای بیشتری برای ساکنین باز شود، اما اجازه می‌دهد که در آینده طبقات بیشتری (لایه 2های ارزان‌تر و سریع‌تر) روی آن ساخته شود.

بنابراین، راهکار اصلی برای فرار از کارمزدهای بالا، استفاده از همین شبکه‌های لایه 2 است که پس از مرج، آینده‌ی روشن‌تری در پیش دارند.

اقتصاد اتریوم پس از مرج؛ مفهوم پول اولترا ساوند

یکی از جذاب‌ترین جنبه‌های مرج، تغییری است که در ساختار اقتصادی اتریوم ایجاد کرده است. تا پیش از این، بیت‌کوین به دلیل داشتن سقف عرضه مشخص (21 میلیون واحد)، به عنوان پول سخت (Sound Money) یا طلای دیجیتال شناخته می‌شد. اما پس از مرج، طرفداران اتریوم اصطلاح جدیدی را ابداع کردند: پول اولترا ساوند (Ultra Sound Money) یا پول فوق‌العاده سخت.

این اصطلاح به این معنی است که اتریوم حالا ویژگی‌هایی دارد که حتی می‌تواند از بیت‌کوین هم کمیاب‌تر باشد. اما این ادعا چطور ممکن است؟ در اینجا مکانیسم‌های اقتصادی جدیدی را که باعث این تغییر شده‌اند، بررسی می‌کنیم.

شوک عرضه؛ کاهش چشمگیر صدور اتریوم‌های جدید

در اقتصاد، قانونی طلایی وجود دارد: "اگر چیزی کمیاب شود و تقاضا برای آن ثابت بماند یا بیشتر شود، ارزشمندتر خواهد شد." مرج دقیقاً همین کار را با کمیاب کردن اتریوم انجام داد.

در سیستم قدیمی (ماینینگ)، شبکه مجبور بود روزانه حدود 13,000 اتریوم جدید چاپ کند و به ماینرها پاداش دهد تا آن‌ها بتوانند هزینه‌ی برق و تجهیزات سنگین خود را جبران کنند. این حجم از تولید پول جدید، باعث ایجاد تورم در شبکه می‌شد.

اما پس از مرج، چون هزینه‌ی نگهداری شبکه توسط ولیدیتورها (اعتبارسنج‌ها) بسیار پایین‌تر است، شبکه دیگر نیازی به ولخرجی ندارد.

  • کاهش 90 درصدی: اکنون صدور روزانه‌ی اتریوم به حدود 1,600 واحد کاهش یافته است.
  • تشبیه ساده: فرض کنید یک شیر آب بزرگ (تولید اتریوم جدید) باز بود و استخر موجودی اتریوم را پر می‌کرد. مرج، این شیر آب را تا حد زیادی بست و حالا فقط به اندازه‌ی یک باریکه‌ی آب از آن خارج می‌شود.

این کاهش ناگهانی و شدید در تولید سکه‌های جدید را در اصطلاح اقتصادی شوک عرضه (Supply Shock) می‌نامند.

مکانیسم سوزاندن کارمزدها (EIP-1559) و تاثیر آن بر ضدتورمی شدن اتر

علاوه بر اینکه تولید اتریوم کم شده، یک مکانیسم جالب دیگر هم وجود دارد که دائماً در حال نابود کردن اتریوم‌های موجود است. این مکانیسم که قبل از مرج معرفی شد اما تاثیرش بعد از مرج چند برابر شد، طرح بهبود شماره 1559 یا EIP-1559 نام دارد.

به زبان ساده، وقتی شما تراکنشی در شبکه انجام می‌دهید و کارمزد (Gas Fee) پرداخت می‌کنید، این کارمزد به جیب هیچ‌کس نمی‌رود؛ بلکه توسط شبکه سوزانده (Burn) می‌شود.

  • سوزاندن یعنی چه؟ یعنی آن مقدار اتریوم برای همیشه از چرخه حذف می‌شود و به آدرسی فرستاده می‌شود که هیچ‌کس به آن دسترسی ندارد.
  • تاثیر نهایی: اگر شبکه شلوغ باشد و مردم تراکنش‌های زیادی انجام دهند، مقدار اتریومی که سوزانده می‌شود می‌تواند از مقدار اتریوم جدیدی که تولید می‌شود، بیشتر باشد.

در این حالت، تعداد کل اتریوم‌های موجود در دنیا روز به روز کمتر می‌شود. به این وضعیت، حالت ضدتورمی (Deflationary) می‌گویند. یعنی برخلاف پول‌های فیات (مثل دلار یا ریال) که مدام چاپ می‌شوند و ارزششان کم می‌شود، تعداد اتریوم‌ها کم می‌شود و این می‌تواند به حفظ ارزش آن کمک کند.

نمودار عرضه و تقاضا؛ چرا سرمایه‌گذاران به آینده قیمت خوش‌بین هستند؟

ترکیب دو عاملی که در بالا گفتیم (کاهش تولید + سوزاندن کارمزدها)، باعث شده تا نگاه سرمایه‌گذاران بلندمدت به اتریوم تغییر کند. بیایید این موضوع را از زاویه‌ی فشار فروش (Selling Pressure) بررسی کنیم.

در گذشته، ماینرها مجبور بودند برای پرداخت قبض‌های سنگین برق، بخش بزرگی از اتریوم‌های پاداش گرفته را بلافاصله در بازار بفروشند. این کار باعث می‌شد همیشه یک فشار فروش دائمی روی قیمت وجود داشته باشد.

اما حالا وضعیت تغییر کرده است:

  • حذف فروش اجباری: ولیدیتورها هزینه‌ی برق چندانی ندارند، پس مجبور نیستند اتریوم‌های خود را سریع بفروشند و می‌توانند آن‌ها را نگه دارند.
  • کاهش موجودی در صرافی‌ها: به دلیل جذابیت سود استیکینگ، بسیاری از افراد اتریوم‌های خود را از صرافی‌ها خارج کرده و در قراردادهای استیکینگ قفل کرده‌اند.

نتیجه‌ی نهایی این است که عرضه در بازار کم شده است. اگر فرض کنیم که تقاضا برای استفاده از اتریوم (به عنوان بستری برای قراردادهای هوشمند و برنامه‌های مالی) در آینده رشد کند، طبق اصول اولیه‌ی اقتصاد، این محدودیت در عرضه می‌تواند پتانسیل رشد قیمت را افزایش دهد. به همین دلیل است که بسیاری از تحلیل‌گران، ساختار اقتصادی اتریوم پس از مرج را یکی از قدرتمندترین مدل‌های اقتصادی در بازار کریپتو می‌دانند.

سرنوشت ماینرها و فورک‌های احتمالی

یکی از بزرگ‌ترین پرسش‌ها در زمان انجام مرج این بود: "پس تکلیف آن همه دستگاه و تجهیزات گران‌قیمت چه می‌شود؟" ماینرها سال‌ها ستون فقرات شبکه‌ی اتریوم بودند و میلیاردها دلار صرف خرید کارت‌های گرافیک کرده بودند. ناگهان با انجام مرج، درآمد آن‌ها از اتریوم به صفر رسید. این اتفاق باعث شد جامعه‌ی ماینینگ با بحرانی جدی روبرو شود و به دنبال راه‌های جایگزین بگردد.

در این بخش بررسی می‌کنیم که این ارتش عظیم از کامپیوترها به کجا رفتند و آیا تلاش‌هایشان برای زنده نگه داشتن سیستم قدیمی موفقیت‌آمیز بود یا خیر.

ماینرهای اتریوم به کدام شبکه‌ها کوچ کردند؟

وقتی چراغ‌های کارخانه‌ی استخراج اتریوم خاموش شد، ماینرها سه راه بیشتر پیش روی خود نداشتند: خاموش کردن دستگاه‌ها و فروش آن‌ها، تغییر کاربری به پردازش‌های دیگر (مثل رندرینگ ویدیو یا هوش مصنوعی)، یا کوچ کردن به شبکه‌های دیگر.

گزینه‌ی سوم، یعنی مهاجرت به سایر ارزهای دیجیتال، اولین انتخاب بسیاری از آن‌ها بود. اما مشکل اینجا بود که اتریوم غول دنیای استخراج با کارت گرافیک بود و سایر شبکه‌ها در برابر آن بسیار کوچک بودند.

مقصد اصلی مهاجران شامل این شبکه‌ها بود:

  • اتریوم کلاسیک (Ethereum Classic): این شبکه برادر دوقلوی قدیمی اتریوم است که سال‌ها پیش از آن جدا شده بود و هنوز با سیستم اثبات کار فعالیت می‌کرد.
  • ریون‌کوین (Ravencoin) و ارگو (Ergo): پروژه‌های کوچک‌تری که الگوریتم آن‌ها با کارت‌های گرافیک سازگار بود.

چالش استخر کوچک و ماهی‌های بزرگ: تصور کنید هزاران شناگر که در یک اقیانوس (اتریوم) شنا می‌کردند، ناگهان بخواهند وارد یک استخر کوچک (اتریوم کلاسیک) شوند. نتیجه مشخص است: ازدحام بیش از حد. ورود ناگهانی این حجم از قدرت پردازشی یا همان هش‌ریت (Hashrate) به شبکه‌های کوچک‌تر، باعث شد سختی شبکه به شدت بالا برود و سودآوری استخراج برای همه سقوط کند. در نتیجه، برای بسیاری از ماینرها، هزینه‌ی برق از درآمدشان بیشتر شد و در نهایت مجبور به خاموش کردن دستگاه‌ها شدند.

داستان اتریوم اثبات کار (ETHW)؛ تلاشی برای بقای ماینینگ

برخی از ماینرها و توسعه‌دهندگان که نمی‌خواستند درآمد سرشار خود را از دست بدهند، تصمیم گرفتند در برابر تغییر مقاومت کنند. آن‌ها با رهبری افرادی مانند "چندلر گوئو"، ایده‌ی ایجاد یک انشعاب یا هارد فورک (Hard Fork) را مطرح کردند.

هارد فورک زمانی رخ می‌دهد که گروهی از یک شبکه جدا می‌شوند و نسخه‌ی کپی‌شده‌ای از آن را با قوانین خودشان (در اینجا حفظ سیستم ماینینگ) ادامه می‌دهند. نتیجه‌ی این تلاش، تولد ارزی به نام اتریوم اثبات کار یا ETHW بود.

ایده‌ی آن‌ها ساده بود: "ما نسخه‌ای از اتریوم را نگه می‌داریم که هنوز با ماینر کار می‌کند." آن‌ها امیدوار بودند که کاربران و صرافی‌ها از این نسخه‌ی قدیمی استقبال کنند. در روزهای اول پس از مرج، مقداری هیجان حول این ارز وجود داشت و بسیاری از صرافی‌ها آن را لیست کردند، اما این پروژه با چالش‌های بنیادی روبرو بود.

چرا فورک‌های جدید نتوانستند جایگاه اتریوم اصلی را بگیرند؟

شاید بپرسید چرا ETHW یا سایر جایگزین‌ها نتوانستند موفق شوند و جای اتریوم اصلی (نسخه اثبات سهام) را بگیرند؟ دلیل این شکست را می‌توان در سه عامل اصلی خلاصه کرد:

  • حمایت غول‌های استیبل‌کوین: در دنیای امروز کریپتو، دلار دیجیتال یا همان استیبل‌کوین (Stablecoin) مثل تتر (USDT) و یو‌اس‌دی‌سی (USDC) نقش خون در رگ‌ها را دارد. شرکت‌های صادرکننده‌ی این ارزها اعلام کردند که فقط و فقط از اتریوم جدید (اثبات سهام) پشتیبانی می‌کنند. این یعنی دلارهای دیجیتال در شبکه‌ی ETHW بی‌ارزش شدند و عملاً اقتصاد آن شبکه فلج شد.
  • خالی بودن اکوسیستم: یک بلاک‌چین بدون برنامه و کاربر، مثل یک شهر ارواح است. تمام برنامه‌های محبوب، صرافی‌های غیرمتمرکز (مثل یونی‌سواپ) و پروژه‌های NFT تصمیم گرفتند روی اتریوم اصلی بمانند. بنابراین کاربران دلیلی برای استفاده از نسخه‌ی کپی شده نداشتند.
  • نبود توسعه‌دهنده: ارزش واقعی یک شبکه به تیم فنی و برنامه‌نویسان آن است. تقریباً تمام جامعه‌ی توسعه‌دهندگان اتریوم، از ویتالیک بوترین گرفته تا تیم‌های کوچک، از مرج حمایت کردند و کسی برای به‌روزرسانی و بهبود شبکه‌ی ETHW باقی نماند.

در نهایت، بازار نشان داد که "ارزش" فقط به سخت‌افزار و ماینینگ نیست، بلکه به جامعه‌ی کاربری، توسعه‌دهندگان و پذیرش عمومی بستگی دارد. به همین دلیل، ETHW خیلی زود به حاشیه رفت و اتریوم مبتنی بر اثبات سهام به عنوان پادشاه بی‌رقیب قراردادهای هوشمند باقی ماند.

نقشه‌ی راه اتریوم؛ زندگی پس از مرج ادامه دارد

بسیاری از افراد تصور می‌کنند که با انجام موفقیت‌آمیز مرج، کار توسعه‌ی اتریوم به پایان رسیده و این شبکه اکنون کامل شده است. اما ویتالیک بوترین، خالق اتریوم، دیدگاه متفاوتی دارد. او در زمان انجام مرج اعلام کرد که اتریوم تنها حدود 55 درصد از مسیر تکامل خود را طی کرده است.

این یعنی ما هنوز در میانه‌ی راه هستیم و تغییرات هیجان‌انگیز دیگری در انتظار این شبکه است. اگر مرج را به تعویض موتور تشبیه کردیم، مراحل بعدی شامل تقویت بدنه، سبک کردن بار و تمیزکاری‌های نهایی برای رسیدن به حداکثر سرعت و کارایی است. در این بخش، نگاهی به آینده‌ی اتریوم و نقشه‌ی راه پیچیده اما جذاب آن می‌اندازیم.

مراحل بعدی ویتالیک بوترین: سرج، ورج، پرج و اسپلرج

ویتالیک بوترین برای اینکه مراحل بعدی توسعه را در ذهن مخاطبان ماندگار کند، از کلمات هم‌قافیه‌ی انگلیسی استفاده کرده است. هرکدام از این مراحل روی بخش خاصی از بهبود شبکه تمرکز دارند:

  • سرج (The Surge): این مرحله که شاید مهم‌ترین بخش پس از مرج باشد، بر روی مقیاس‌پذیری (Scalability) تمرکز دارد. هدف اصلی سرج این است که سرعت پردازش شبکه را به شدت افزایش دهد. رویای نهایی در این مرحله، رسیدن به توانایی پردازش 100 هزار تراکنش در ثانیه است که می‌تواند اتریوم را از ویزا و مسترکارت هم سریع‌تر کند.
  • ورج (The Verge): هدف این مرحله، آسان‌سازی دسترسی به شبکه است. در حال حاضر ذخیره‌ی اطلاعات اتریوم حجم بسیار زیادی اشغال می‌کند. در مرحله‌ی ورج، با استفاده از تکنولوژی‌های ریاضی پیچیده (به نام درخت‌های مرکل)، حجم داده‌ها کاهش می‌یابد تا کاربران بتوانند حتی با کامپیوترهای معمولی و موبایل هم به تاییدکنندگان شبکه تبدیل شوند و تمرکززدایی افزایش یابد.
  • پرج (The Purge): این کلمه به معنای پاکسازی است. در این فاز، هدف این است که اطلاعات تاریخ‌گذشته و اضافی از روی دوش شبکه برداشته شود. با حذف داده‌های قدیمی که دیگر کاربردی ندارند، شبکه سبک‌تر شده و هزینه‌ی مشارکت در آن کاهش می‌یابد.
  • اسپلرج (The Splurge): این مرحله شامل تمام ریزه‌کاری‌ها، اصلاحات و بهبودهای نهایی است که در دسته‌بندی‌های بالا جا نمی‌گیرند. اسپلرج را می‌توان به زدن سمباده‌ی نهایی و پولیش کاری روی یک مجسمه‌ی تراشیده شده تشبیه کرد تا از عملکرد بی‌نقص آن اطمینان حاصل شود.

تمرکز بر شاردینگ و کاهش هزینه رول‌آپ‌ها

احتمالاً این سوال برایتان پیش آمده که "چطور قرار است به سرعت 100 هزار تراکنش در ثانیه برسیم؟" پاسخ این سوال در دو تکنولوژی کلیدی نهفته است که قلب تپنده‌ی آینده‌ی اتریوم هستند: شاردینگ و رول‌آپ‌ها.

شاردینگ (Sharding) چیست؟

تصور کنید در یک فروشگاه بزرگ فقط یک صندوق‌دار وجود دارد و همه باید در یک صف طولانی بایستند. این وضعیت فعلی بسیاری از بلاک‌چین‌هاست. شاردینگ مثل این است که ناگهان 64 صندوق‌دار جدید اضافه کنیم.

در این روش، پایگاه داده‌ی عظیم اتریوم به قطعات کوچک‌تری به نام شارد (Shard) تقسیم می‌شود. به این ترتیب، نودها مجبور نیستند کل اطلاعات شبکه را پردازش کنند، بلکه هر گروه فقط مسئول بررسی یک قطعه‌ی کوچک می‌شود. این کار ترافیک را تقسیم کرده و سرعت را چند برابر می‌کند.

رول‌آپ‌ها (Rollups) و کاهش هزینه

همان‌طور که در بخش‌های قبل گفتیم، راهکارهای لایه 2 یا همان رول‌آپ‌ها (مثل آربیتروم) تراکنش‌ها را خارج از اتریوم جمع می‌کنند و نتیجه را به اتریوم می‌فرستند. هدف اصلی در نقشه‌ی راه جدید، کمک به این رول‌آپ‌هاست تا هزینه‌ی تراکنش‌هایشان را به زیر چند سنت برسانند. این کار از طریق روش‌های نوین ذخیره‌سازی داده انجام می‌شود که باعث می‌شود ثبت اطلاعات برای لایه‌های دوم بسیار ارزان‌تر تمام شود.

چشم‌انداز بلندمدت اتریوم در دنیای مالی غیرمتمرکز (DeFi)

هدف نهایی تمام این بروزرسانی‌ها چیست؟ اتریوم نمی‌خواهد فقط یک ارز دیجیتال برای نوسان‌گیری باشد؛ هدف این است که به لایه‌ی تسویه‌ی جهانی تبدیل شود.

در دنیای مالی غیرمتمرکز یا دیفای (DeFi)، که در آن خدمات بانکی (وام، سپرده‌گذاری، صرافی) بدون نیاز به بانک انجام می‌شود، امنیت و پایداری حرف اول را می‌زند.

چشم‌انداز بلندمدت اتریوم را می‌توان در موارد زیر خلاصه کرد:

  • بستر نامرئی: در آینده، احتمالاً کاربران عادی اصلاً متوجه نمی‌شوند که در حال استفاده از اتریوم هستند. آن‌ها از برنامه‌های سریع و ارزان (روی لایه 2) استفاده می‌کنند، در حالی که امنیت پولشان توسط لایه‌ی اصلی اتریوم تضمین می‌شود.
  • موسسات مالی بزرگ: با کامل شدن نقشه‌ی راه و افزایش امنیت و سرعت، بانک‌ها و موسسات مالی بزرگ جهان می‌توانند با اطمینان خاطر، دارایی‌های واقعی (مثل سهام و اوراق قرضه) را روی بستر اتریوم معامله کنند.
  • اینترنت ارزش: همان‌طور که اینترنت فعلی برای تبادل اطلاعات است، اتریوم در حال تبدیل شدن به زیرساخت اصلی اینترنت برای تبادل ارزش و دارایی در سطح جهانی است.

منابع:

Koinly

Kraken

Fidelity

این موضوع را مثبت می‌بینید یا منفی؟
7
0

سوالات متداول

1

آیا برای تبدیل اتریوم‌های قدیمی به جدید باید کاری انجام دهیم؟

2

آیا مرج باعث ارزان شدن کارمزدهای اتریوم شد؟

3

چه بلایی سر دستگاه‌های ماینر اتریوم آمد؟

4

آیا استیک کردن اتریوم ریسک از دست دادن سرمایه دارد؟

5

اتریوم POW یا ETHW چیست و چه ارزشی دارد؟

4.9/5
فائزه آذری
نویسنده

من فارغ التحصیل کارشناسی ارشد در رشته زبان انگلیسی و مترجم مقالات حرفه ای در حوزه تکنولوژی هستم. در حال حاضر تمرکز حرفه‌ای خود را بر نویسندگی در حوزه بازارهای مالی و ارزهای دیجیتال معطوف کرده‌ام. هدف اصلی این است که مفاهیم پیچیده مرتبط با ارزهای دیجیتال را به زبانی ساده، قابل‌فهم و کاربردی ارائه نمایم. از همراهی شما در این مسیر خوشحالم.

مشاهده پروفایل

دیدگاه‌های کاربران

تا کنون 202 کاربر در مورد مرج اتریوم (Ethereum Merge) چیست؟ بررسی کامل تغییرات فنی و اقتصادی شبکه اتریوم دیدگاه ثبت کرده اند
حامد کلهری
۱۸ اسفند ۱۴۰۳
سلام. برنامه ی خوبیه. قیمتهاش و کارمزد هاش واقعا بهتر از صرافی های دیگست.
0
0
محسن قائمی
۵ دی ۱۴۰۳
ممنون از لطف شما
0
0
آرین ترابی
۱۰ بهمن ۱۴۰۲
بسیار فوقالعاده
0
0
محسن قائمی
۷ بهمن ۱۴۰۲
بسیار عالی
0
0

افزودن دیدگاه

با ثبت‌نام در صرافی کیف پول من و ارسال نظر در سایت ارز دیجیتال رایگان هدیه بگیرید. نظر شما حداقل باید ۱۰ کلمه باشد و تکراری نباشد.
به این مطلب چند امتیاز می‌دهید؟
1
2
3
4
5

انتخاب کنید

ویدئو رسانه

در بخش ویدئو رسانه، می‌توانید به آموزش‌ها، تحلیل‌ها و محتوای ویدیویی جذاب درباره ارزهای دیجیتال و خدمات ما دسترسی پیدا کنید.