کیف پول من

پیوت پوینت (Pivot Point) چیست؟ آموزش جامع نقاط چرخش قیمت

تاریخ انتشار:
۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۳
آخرین به‌روزرسانی:
۷ خرداد ۱۴۰۵
6978

ترسیم دستی خطوط حمایت و مقاومت در بازارهای پرنوسانی مثل ارز دیجیتال و فارکس، اغلب منجر به شکل‌گیری سطوح ذهنی و خطاپذیری می‌شود که تریدر را در تله‌ی شکست‌های فیک گرفتار می‌کند. اندیکاتور پیوت پوینت (Pivot Point) یا نقاط چرخش قیمت، دقیقاً برای حل همین چالش و حذف تصمیم‌گیری‌های احساسی طراحی شده است. این ابزار به جای تکیه بر خطوط چشمی، بر پایه یک منطق ریاضی مستحکم استوار است و با استفاده از داده‌های قطعی (بالاترین، پایین‌ترین و قیمت بسته شدن)، سطوح کلیدی واکنش قیمت را پیش از وقوع، روی چارت مشخص می‌کند.

pivot-point-indicator

در این مطلب از کیف پول من، ساختار پیوت‌های ماژور و مینور را در پرایس اکشن بررسی می‌کنیم و با بررسی کاربردی‌ترین سیستم‌های محاسباتی مانند فیبوناچی، وودی و کاماریلا، به شما نشان می‌دهیم که چگونه استراتژی‌های معاملاتی خود را برای شکار موقعیت‌های بازگشتی و شکست سطوح بهینه‌سازی کنید. با درک ماهیت این نقاط چرخش، می‌توانید ساختار پنهان بازار را با شفافیت بالاتری تحلیل کنید.

پیوت پوینت (Pivot Point) چیست؟

در دنیای معامله‌گری، پیش‌بینی نقطه‌ی بازگشت قیمت یکی از مهم‌ترین مهارت‌ها است. پیوت پوینت یا نقطه‌ی چرخش، یکی از ابزارهای کلاسیک و بسیار معتبر است که به ما کمک می‌کند این نقاط حساس را روی نموداری مثل نمودار بیت کوین پیدا کنیم و تصمیمات معاملاتی خود را بر پایه‌ی منطق استوار سازیم.

مفهوم نقطه‌ی پیوت در تحلیل تکنیکال به زبان ساده

برای درک بهتر نقطه‌ی پیوت، فرض کنید در یک جاده‌ی کوهستانی در حال رانندگی هستید. در این مسیر ناشناخته، تابلوهای راهنما به شما نشان می‌دهند که پیچ‌های تند یا مناطق استراحت دقیقاً کجا قرار دارند. اندیکاتور (Indicator - ابزار محاسباتی و ریاضی برای بررسی رفتار قیمت) پیوت پوینت نیز دقیقاً نقش همین تابلوهای راهنما را در نمودار قیمت بازی می‌کند.

به زبان ساده، پیوت پوینت یک سطح قیمت خاص است که بر پایه‌ی میانگین بالاترین قیمت، پایین‌ترین قیمت و قیمت بسته شدن روز گذشته محاسبه می‌شود. وقتی قیمت یک دارایی دیجیتال به این نقطه‌ی خاص می‌رسد، معمولاً واکنش نشان می‌دهد؛ یعنی یا مسیر خود را تغییر می‌دهد و برمی‌گردد، یا با قدرت از آن عبور می‌کند. این ابزار به جای حدس و گمان‌های چشمی، بر اساس یک فرمول ریاضی دقیق کار می‌کند و مناطق حساس نمودار را پیش از رسیدن قیمت به آن‌ها، برای شما روشن می‌کند.

چرا نقاط پیوت برای تریدرهای ارز دیجیتال و فارکس اهمیت دارند؟

بازار ارزهای دیجیتال و فارکس (Forex - بازار جهانی تبادل ارزهای رایج کشورها) بازارهایی با نوسانات بسیار بالا و سریع هستند. در این بازارهای پرنوسان، معامله‌گران نهادی (Institutional Traders - بانک‌ها و شرکت‌های سرمایه‌گذاری بزرگ که سرمایه‌ی عظیمی در بازار دارند) برای تعیین محدوده‌ی ورود و خروج خود از پیوت پوینت‌ها استفاده می‌کنند. از آنجایی که افراد و موسسات زیادی به صورت همزمان به این سطوح نگاه می‌کنند و سفارش‌های خرید و فروش خود را در این نواحی قرار می‌دهند، این نقاط به صورت خودکار به نواحی بسیار مهمی تبدیل می‌شوند.

اهمیت دیگر این ابزار، تشخیص احساسات کلی بازار است. اگر قیمت در بالای نقطه‌ی پیوت مرکزی معامله شود، نشان‌دهنده‌ی یک بازار گاوی (Bullish - روند صعودی و خوش‌بینانه‌ی قیمت) است و خریداران کنترل بازار را در دست دارند. در مقابل، اگر قیمت به زیر این نقطه سقوط کند، نشانه‌ی یک بازار خرسی (Bearish - روند نزولی و بدبینانه‌ی قیمت) است و فروشندگان قدرت را به دست گرفته‌اند. این ویژگی به شما کمک می‌کند تا مسیر اصلی بازار را بشناسید و خلاف جهت رودخانه شنا نکنید.

آشنایی با اجزای اصلی: خط پیوت مرکزی (PP)، سطوح حمایت (S) و مقاومت (R)

سیستم پیوت پوینت تنها از یک خط تشکیل نشده است، بلکه یک شبکه‌ی کامل از خطوط راهنما است. برای درک این اجزا، یک ساختمان چند طبقه را تصور کنید. قیمت، مانند توپی است که در این ساختمان بالا و پایین می‌رود. اجزای این سیستم شامل موارد زیر است:

  • خط پیوت مرکزی (PP یا Pivot Point): این خط، طبقه‌ی همکف ساختمان و مهم‌ترین سطح در این سیستم است. مبنای اصلی تشخیص روند بازار همین خط است و سایر طبقات بر اساس آن چیده می‌شوند.
  • سطوح حمایت (S یا Support): این سطوح در زیر خط مرکزی قرار دارند و نقش کف یا زمین را برای توپ بازی می‌کنند. سطح حمایت (Support - منطقه‌ای که در آن خریداران وارد بازار می‌شوند و از ریزش بیشتر قیمت جلوگیری می‌کنند) تلاش می‌کند تا جلوی افت قیمت را بگیرد. معمولاً سه سطح حمایت با نام‌های S1، S2 و S3 در نمودار رسم می‌شوند که هرچه پایین‌تر می‌رویم، شکستن آن‌ها برای قیمت سخت‌تر می‌شود.
  • سطوح مقاومت (R یا Resistance): این سطوح در بالای خط مرکزی قرار دارند و مانند سقف ساختمان عمل می‌کنند. سطح مقاومت (Resistance - منطقه‌ای که در آن فروشندگان زیاد می‌شوند و مانع رشد قیمت می‌گردند) جایی است که قیمت برای عبور از آن به سمت بالا، به مشکل برمی‌خورد. این سطوح نیز با نام‌های R1، R2 و R3 شناخته می‌شوند.

با شناخت این سه جزء اصلی، شما نقشه‌ی کامل حرکات احتمالی قیمت را در دست دارید و می‌توانید محدوده‌های امن برای معامله را با اطمینان بسیار بالاتری پیدا کنید.

آشنایی با اجزای اصلی: خط پیوت مرکزی (PP)، سطوح حمایت (S) و مقاومت (R) | کیف پول من

دسته‌بندی نقاط چرخش در پرایس اکشن

در دنیای پرایس اکشن (Price Action - روشی برای تحلیل حرکات قیمت تنها بر اساس رفتار خود نمودار و بدون نیاز به اندیکاتورهای پیچیده)، بازار هرگز در یک خط مستقیم حرکت نمی‌کند. این حرکات قیمتی شبیه به امواج دریا هستند؛ گاهی با امواج بسیار بزرگ و قدرتمندی روبرو می‌شویم که مسیر حرکت آب را کاملا تغییر می‌دهند و گاهی تنها موج‌های کوچک و زودگذری را می‌بینیم که اختلالی در جریان اصلی ایجاد نمی‌کنند. نقاط چرخش یا همان پیوت‌ها نیز در نمودار قیمت دقیقا همین رفتار را دارند و برای درک بهتر ساختار بازار، به دو دسته‌ی اصلی تقسیم می‌شوند.

پیوت‌های ماژور (Major Pivots): شناسایی تغییر روندهای اصلی و کلیدی

پیوت‌های ماژور، نقاط بازگشت بسیار مهمی در نمودار هستند که تغییرات اساسی در روند کلی بازار ایجاد می‌کنند. تصور کنید در یک اتوبان در حال حرکت هستید و به یک دوربرگردان بزرگ می‌رسید که مسیر حرکت شما را به کلی تغییر می‌دهد؛ پیوت‌های ماژور دقیقا نقش همین دوربرگردان‌های بزرگ را در بازار ایفا می‌کنند.

زمانی که قیمت یک دارایی دیجیتال به یک نقطه‌ی پیوت ماژور می‌رسد، نبرد سنگینی میان خریداران و فروشندگان شکل می‌گیرد و در نهایت، مسیر اصلی یا ترند (Trend - جهت کلی حرکت قیمت در بازار که می‌تواند صعودی، نزولی یا خنثی باشد) به طور کامل عوض می‌شود. این نقاط کلیدی معمولا در تایم‌فریم‌های (Timeframe - بازه‌ی زمانی انتخاب شده برای نمایش هر شمع یا کندل در نمودار) بالاتر مثل روزانه یا هفتگی با وضوح بیشتری شکل می‌گیرند و اعتبار بسیار بالایی دارند. معامله‌گران حرفه‌ای همیشه در تلاش برای شکار این نقاط هستند، زیرا تغییر مسیرهای بزرگ و سودهای اصلی بازار معمولا از همین پیوت‌های ماژور آغاز می‌شوند.

پیوت‌های مینور (Minor Pivots): درک نوسانات فرعی و استراحت‌های قیمتی

بر خلاف دوربرگردان‌های اصلی، پیوت‌های مینور شبیه به دست‌اندازهای کوچک یا توقف‌های کوتاه در یک پمپ بنزین طی یک سفر طولانی هستند. در یک روند صعودی قدرتمند، قیمت برای بالا رفتن نیاز به انرژی دارد؛ بنابراین گاهی متوقف می‌شود، کمی به عقب برمی‌گردد تا استراحت کند و سپس دوباره با قدرت به مسیر اصلی خود ادامه می‌دهد.

این استراحت‌های موقت یا اصلاح‌های قیمتی (Pullback - بازگشت موقت و کوتاه قیمت در خلاف جهت روند اصلی بازار) در واقع همان پیوت‌های مینور هستند. این نقاط چرخش کوچک و فرعی، توانایی تغییر دادن روند کلی بازار را ندارند و صرفا مکث‌های کوتاهی در مسیر قیمت به شمار می‌روند. پیوت‌های مینور بیشتر در تایم‌فریم‌های پایین‌تر دیده می‌شوند و به معامله‌گران این فرصت را می‌دهند تا در صورت جا ماندن از روند اصلی، در یک نقطه‌ی مناسب و با قیمت بهتر وارد بازار شوند.

نحوه تشخیص و تفاوت پیوت‌های ماژور و مینور روی نمودار

اکنون که با ماهیت این دو نقطه‌ی چرخش آشنا شدیم، مهارت اصلی این است که بتوانیم آن‌ها را روی نمودار از یکدیگر تفکیک کنیم. تشخیص درست این دو سطح، مرز بین یک معامله‌ی موفق و یک ضرر سنگین است. برای درک بهتر این تفاوت‌ها، به این سه نشانه‌ی کلیدی توجه کنید:

  • عمق بازگشت قیمت: در پیوت‌های ماژور، قیمت پس از برخورد به یک سطح مهم، مسیر طولانی و عمیقی را در جهت عکس طی می‌کند که نشان از قدرت بالای آن سطح دارد. اما در پیوت‌های مینور، قیمت تنها درصد کمی از مسیر طی شده را برمی‌گردد و خیلی زود روند قبلی خود را از سر می‌گیرد.
  • زمان شکل‌گیری: ساختار پیوت‌های ماژور برای شکل گرفتن به زمان بیشتری نیاز دارد. معمولا کندل‌های (Candle - نمودار شمعی که نوسانات و رفتار قیمت را در یک بازه‌ی زمانی مشخص نشان می‌دهد) متعددی در یک محدوده درگیر می‌شوند تا یک سقف یا کف محکم را بسازند. در مقابل، پیوت‌های مینور بسیار سریع، تیز و تنها با چند کندل کوتاه شکل می‌گیرند.
  • تایید با حجم معاملات: یکی از بهترین راه‌ها برای اطمینان از اعتبار یک پیوت، بررسی حجم معاملات (Volume - مقدار دارایی معامله شده در یک زمان مشخص) است. اگر در یک نقطه‌ی چرخش، حجم معاملات به شکل چشم‌گیری افزایش یابد، نشان‌دهنده‌ی ورود پول‌های بزرگ به بازار است و احتمال اینکه با یک پیوت ماژور روبرو باشیم بسیار بالا می‌رود. در پیوت‌های مینور، معمولا حجم معاملات تغییرات شدیدی را تجربه نمی‌کند.

Pivot Pointها چگونه محاسبه می‌شوند؟

زیبایی اصلی اندیکاتور (Indicator - ابزار محاسباتی و کمکی برای تحلیل نمودار) پیوت پوینت در این است که بر خلاف بسیاری از ابزارهای تحلیلی که بر اساس حدس و گمان یا رسم خطوط چشمی کار می‌کنند، پایه‌ی کاملا ریاضی و منطقی دارد. البته امروزه کامپیوترها و پلتفرم‌های معاملاتی این محاسبات را در کسری از ثانیه برای ما انجام می‌دهند و نیازی به ماشین حساب ندارید، اما درک منطق ریاضی پشت این خطوط، به شما کمک می‌کند تا با اطمینان و تسلط بسیار بیشتری از آن‌ها استفاده کنید.

داده‌های حیاتی در محاسبه‌ی پیوت: بالاترین قیمت (High)، پایین‌ترین قیمت (Low) و قیمت بسته شدن (Close)

برای پیش‌بینی هوای فردای یک شهر، منطقی‌ترین کار بررسی اطلاعات آب و هوایی روز گذشته است. اندیکاتور پیوت پوینت نیز دقیقا با همین رویکرد کار می‌کند و برای ترسیم خطوط راهنمای امروز، به سراغ اطلاعات کندل (Candle - شمع قیمتی که نوسانات بازار را در یک زمان مشخص به صورت گرافیکی نشان می‌دهد) دوره‌ی گذشته می‌رود. در این سیستم محاسباتی، ما فقط به سه عدد کلیدی و حیاتی از گذشته نیاز داریم:

  • بالاترین قیمت (High): سقف قیمتی که خریداران در دوره‌ی گذشته توانسته‌اند ثبت کنند.
  • پایین‌ترین قیمت (Low): کف قیمتی که فروشندگان در دوره‌ی گذشته بازار را به آن سمت کشانده‌اند.
  • قیمت بسته شدن (Close): آخرین قیمتی که در پایان دوره‌ی معاملاتی ثبت شده و نشان‌دهنده‌ی برنده‌ی نهایی نبرد خریداران و فروشندگان در آن دوره است.

فرمول محاسبه‌ی پیوت استاندارد

حالا که مواد اولیه‌ی خام را داریم، نوبت به کشف سطوح پنهان بازار می‌رسد. نقطه‌ی مرکزی (PP) هسته‌ی اصلی و قلب تپنده‌ی این سیستم است و بقیه‌ی خطوط بر اساس آن شکل می‌گیرند. برای به دست آوردن نقطه‌ی پیوت مرکزی، فرمول بسیار ساده‌ای وجود دارد؛ کافی است میانگین سه عدد طلایی بالا را محاسبه کنیم:

PP = (High + Low + Close) / 3

وقتی نقطه‌ی مرکزی (PP) مشخص شد، فرمول‌های ریاضی وارد عمل می‌شوند تا محدوده‌های حمایت (Support - محدوده‌ای که تقاضا زیاد می‌شود و مانع ریزش بیشتر قیمت می‌گردد) و مقاومت (Resistance - محدوده‌ای که عرضه‌کنندگان وارد می‌شوند و مانع رشد قیمت می‌گردند) را پیدا کنند:

  • مقاومت اول (R1): فرمول آن برابر است با
    R1 = (2 × PP) - low
  • حمایت اول (S1): فرمول آن برابر است با
    S1 = (2 × PP) - high
  • مقاومت دوم (R2): فرمول آن برابر است با
    R2 = PP + High -Low
  • حمایت دوم (S2): فرمول آن برابر است با
    S2 = PP - High -Low

همان‌طور که در فرمول‌های دوم مشاهده می‌کنید، فاصله‌ی بین بالاترین و پایین‌ترین قیمت روز گذشته (نوسانات کل روز)، نقش بسیار مهمی در تعیین فاصله‌ی خطوط حمایت و مقاومت امروز دارد.

اهمیت انتخاب تایم‌فریم صحیح (روزانه، هفتگی و ماهانه) در دقت محاسبات

یکی از چالش‌های رایج معامله‌گران تازه‌کار این است که داده‌های بالا (High, Low, Close) را باید از چه محدوده‌ی زمانی استخراج کنند؟ پاسخ این سوال کاملا به سبک معاملاتی شما بستگی دارد.

  • معامله‌گران روزانه (Day Traders - تریدرهایی که معاملات خود را در همان روز باز کرده و می‌بندند و هیچ معامله‌ای را به روز بعد منتقل نمی‌کنند): این افراد باید از پیوت پوینت‌های روزانه استفاده کنند. یعنی داده‌ها را از کندل دیروز می‌گیرند تا سطوح معاملاتی امروز را پیدا کنند.
  • معامله‌گران میان‌مدت (Swing Traders - معامله‌گرانی که پوزیشن‌های خود را برای چند روز یا چند هفته باز نگه می‌دارند تا سودهای بزرگ‌تری کسب کنند): این گروه به سراغ پیوت پوینت‌های هفتگی می‌روند و از داده‌های هفته‌ی گذشته برای تحلیل حرکات هفته‌ی پیش رو بهره می‌برند.

انتخاب تایم‌فریم (Timeframe - بازه‌ی زمانی نمایش داده شده روی نمودار) اشتباه، مانند استفاده از نقشه‌ی یک شهر دیگر برای مسیریابی است و تمام تحلیل‌های شما را با خطا مواجه می‌کند.

تاثیر مناطق زمانی (Time Zones) و زمان بسته شدن کندل‌ها در بازارهای مختلف

یک نکته‌ی بسیار ظریف و حرفه‌ای در محاسبه‌ی پیوت پوینت‌ها، توجه به مسئله‌ی زمان بسته شدن بازار است. از آنجایی که بازارهای مالی در سراسر جهان پخش شده‌اند، مفهوم پایان روز در آن‌ها یکسان نیست.

در بازار فارکس (Forex - بازار جهانی تبادل ارزهای رایج فیات مانند دلار و یورو)، معمولا ساعت ۵ عصر به وقت نیویورک را به عنوان زمان رسمی بسته شدن روز معاملاتی در نظر می‌گیرند. بنابراین عدد "قیمت بسته شدن (Close)" دقیقا در آن لحظه ثبت و در فرمول قرار داده می‌شود.

اما در بازار ارز دیجیتال شرایط کاملا متفاوت است. این بازار هرگز نمی‌خوابد و به صورت ۲۴ ساعته و در تمام روزهای هفته باز است. در دنیای رمزارزها، معمولا ساعت ۰۰:۰۰ بامداد به وقت جهانی (UTC) به عنوان نقطه‌ی مرجع برای بسته شدن کندل روزانه پذیرفته شده است. آگاهی از این تفاوت زمانی بسیار حیاتی است؛ زیرا اگر پلتفرم معاملاتی شما روی منطقه‌ی زمانی اشتباهی تنظیم شده باشد، عدد قیمت بسته شدن (Close) تغییر کرده و در نتیجه، تمام محاسبات پیوت پوینت شما جابجا و بی‌اعتبار خواهند شد.

معرفی انواع اندیکاتورهای پیوت پوینت؛ کدام سیستم محاسبه بهتر است؟

در دنیای تحلیل نمودارها، یک نسخه‌ی واحد برای تمام معامله‌گران وجود ندارد. تصور کنید برای تماشای ستارگان، لنزهای مختلفی برای تلسکوپ خود دارید؛ برخی لنزها تصویر کلی آسمان را نشان می‌دهند و برخی دیگر روی یک ستاره‌ی خاص تمرکز می‌کنند. انواع مختلف اندیکاتور پیوت پوینت نیز دقیقا مانند همین لنزها عمل می‌کنند. پایه‌ی تمام این سیستم‌ها همان مفهوم خطوط حمایت و مقاومت است، اما هر کدام از آن‌ها با تغییر در فرمول ریاضی، زاویه‌ی دید متفاوتی از بازار به ما ارائه می‌دهند. در ادامه با پنج مدل اصلی و کاربرد آن‌ها آشنا می‌شویم.

پیوت پوینت استاندارد یا کلاسیک (Standard Pivot Points)

این مدل، همان روش پایه‌ای و معروفی است که در بخش قبلی فرمول آن را بررسی کردیم. پیوت پوینت کلاسیک به صورت مساوی به بالاترین قیمت، پایین‌ترین قیمت و قیمت بسته‌شدن روز گذشته وزن می‌دهد. این سیستم به دلیل سادگی و استفاده‌ی گسترده توسط هزاران معامله‌گر در سراسر جهان، بسیار معتبر است و برای تریدرهای تازه‌کار، بهترین نقطه‌ی شروع محسوب می‌شود.

پیوت پوینت فیبوناچی (Fibonacci Pivot Points): ترکیب سطوح چرخش با درصدهای طلایی

بسیاری از معامله‌گران علاقه‌ی خاصی به ابزار فیبوناچی (Fibonacci - یک ابزار تحلیل تکنیکال بر پایه‌ی دنباله‌ای از اعداد ریاضی که سطوح بازگشت احتمالی قیمت را نشان می‌دهد) دارند. در این سیستم، ابتدا نقطه‌ی پیوت مرکزی (PP) مانند روش استاندارد محاسبه می‌شود، اما برای رسم خطوط حمایت و مقاومت، از درصدهای کلیدی فیبوناچی مانند ۳۸.۲ درصد و ۶۱.۸ درصد استفاده می‌شود. این ترکیب قدرتمند برای بازارهایی که روند مشخصی (صعودی یا نزولی) دارند، بسیار عالی عمل می‌کند.

پیوت پوینت وودی (Woodie Pivot Points): تمرکز بر قیمت بسته شدن (Close)

تفاوت اصلی پیوت پوینت وودی با مدل استاندارد در این است که وزن و اهمیت بیشتری به قیمت بسته‌شدن کندل قبلی می‌دهد. منطق آقای وودی این بود که آخرین قیمت ثبت شده در پایان روز، مهم‌ترین اطلاعات را درباره‌ی نتیجه‌ی نهایی نبرد خریداران و فروشندگان در خود پنهان کرده است. بنابراین در فرمول محاسباتی این روش، قیمت پایانی دو بار لحاظ می‌شود. این سیستم برای معامله‌گرانی که به دنبال شکار نوسانات سریع در طول روز هستند، ابزار بسیار مفیدی است.

پیوت پوینت کاماریلا (Camarilla Pivot Points): مناسب برای نوسان‌گیری و بازارهای رنج

سیستم کاماریلا توسط یک معامله‌گر اوراق قرضه طراحی شد و ساختار شلوغ‌تری دارد. این سیستم معمولا چهار سطح حمایت و چهار سطح مقاومت را روی نمودار رسم می‌کند که فاصله‌ی بسیار کمی با یکدیگر دارند. استراتژی اصلی در کاماریلا این است که قیمت همیشه تمایل دارد به میانگین خود برگردد. به همین دلیل، این ابزار برای بازارهای رنج (Range Market - شرایطی که در آن قیمت بدون روند خاصی، صرفا بین یک سقف و کف مشخص درجا می‌زند) و نوسان‌گیری کوتاه‌مدت، فوق‌العاده کاربردی است.

پیوت پوینت تام دیمارک (Tom DeMark Pivot Points): پیش‌بینی بر اساس رفتار کندل قبل

سیستم تام دیمارک کاملا با مدل‌های قبلی متفاوت است و خطوط حمایت و مقاومت متعددی رسم نمی‌کند. این روش تنها یک سقف احتمالی و یک کف احتمالی را برای روز آینده پیش‌بینی می‌کند. منطق دیمارک بر اساس مقایسه‌ی قیمت بازشدن (Open) و قیمت بسته‌شدن (Close) در روز گذشته کار می‌کند. اگر قیمت بسته‌شدن بالاتر از قیمت بازشدن باشد، فرمول به یک شکل محاسبه می‌شود و اگر پایین‌تر باشد، فرمول تغییر می‌کند. این روش برای پیدا کردن دقیق نقاط بازگشتی در بازارهای روند دار دقت بالایی دارد.

جدول مقایسه‌ای کاربرد و تفاوت انواع پیوت پوینت‌ها

برای اینکه بتوانید بهترین سیستم را بر اساس سبک معاملاتی خود انتخاب کنید، چکیده‌ی ویژگی‌های هر اندیکاتور در جدول زیر گردآوری شده است:

نوع پیوت پوینت

بهترین شرایط بازار

ویژگی و تمرکز اصلی

استاندارد (Standard)

تمامی بازارها (عمومی)

سادگی، استفاده‌ی سراسری و برابری وزن داده‌ها در فرمول

فیبوناچی (Fibonacci)

بازارهای رونددار (Trend)

ترکیب سطوح حمایت و مقاومت با درصدهای طلایی ریاضی

وودی (Woodie)

نوسانات سریع روزانه

وزن‌دهی دوبرابر به قیمت بسته‌شدن (Close) بازار

کاماریلا (Camarilla)

بازارهای خنثی یا رنج (Range)

ارائه‌ی سطوح متراکم و نزدیک به هم برای نوسان‌گیری کوتاه‌مدت

تام دیمارک (DeMark)

شناسایی سقف و کف روند

تغییر هوشمند فرمول بر اساس مقایسه‌ی قیمت باز و بسته‌شدن

با شناخت ساختار این ابزارها، متوجه می‌شوید که هیچ اندیکاتور مطلقا برتری در بازار وجود ندارد؛ بهترین انتخاب همیشه ابزاری است که با استراتژی و اهداف معاملاتی شما هماهنگی بیشتری داشته باشد.

استراتژی‌های معاملاتی و کاربرد Pivot Point در ترید

داشتن یک نقشه‌ی دقیق از بازار فوق‌العاده است، اما تا زمانی که ندانید چگونه باید از این نقشه در مسیرهای پرپیچ‌وخم استفاده کنید، به مقصد نخواهید رسید. اکنون که با نحوه‌ی محاسبه و رسم خطوط پیوت پوینت آشنا شدیم، زمان آن رسیده است که وارد میدان عمل شویم. معامله‌گران از این خطوط کلیدی به روش‌های مختلفی استفاده می‌کنند که در ادامه، کاربردی‌ترین استراتژی‌ها را به زبان ساده بررسی می‌کنیم.

استراتژی بازگشتی در بازارهای خنثی یا رنج (Range-Bound Trading)

تصور کنید در حال تماشای یک مسابقه‌ی پینگ‌پنگ هستید. توپ مدام بین دو طرف میز در حال رفت و برگشت است و از محدوده‌ی میز خارج نمی‌شود. در بازارهای خنثی (Range Market - شرایطی که قیمت بین یک سقف و کف مشخص درجا می‌زند و روند قدرتمندی به سمت بالا یا پایین ندارد)، رفتار قیمت دقیقا شبیه به همین توپ پینگ‌پنگ است.

در این استراتژی، معامله‌گر با حوصله منتظر می‌ماند تا قیمت به سطح حمایت (S1 یا S2) نزدیک شود. وقتی قیمت به این کف برخورد می‌کند و نشانه‌هایی از بازگشت به سمت بالا می‌بینیم، زمان مناسبی برای باز کردن پوزیشن خرید (Long Position - معامله‌ای که در آن انتظار داریم قیمت رشد کند تا سود به دست آوریم) است. برعکس، وقتی قیمت بالا می‌رود و به سطح مقاومت (R1 یا R2) می‌رسد و به نظر می‌رسد توانایی عبور از آن سقف را ندارد، تریدرها وارد پوزیشن فروش (Short Position - معامله‌ای که در آن از ریزش و کاهش قیمت سود می‌بریم) می‌شوند. در اینجا، خطوط پیوت مانند دیوارهای یک اتاق عمل می‌کنند که قیمت به آن‌ها برخورد کرده و برمی‌گردد.

استراتژی شکست سطوح (Breakout Strategy) در بازارهای رونددار

گاهی اوقات، فشار خریداران یا فروشندگان آن‌قدر زیاد است که قیمت دیگر به دیوارهای اتاق اهمیتی نمی‌دهد و آن‌ها را با قدرت می‌شکند. استراتژی شکست (Breakout - زمانی که قیمت با قدرت یک سطح مهم مانند مقاومت یا حمایت را می‌شکند و از آن عبور می‌کند) دقیقا برای همین لحظات پرنوسان طراحی شده است.

فرض کنید قیمت با یک کندل بسیار قدرتمند و حجم معاملات (Volume - مقدار پولی که در یک زمان مشخص در بازار جابجا می‌شود) بالا، از سطح مقاومت اول (R1) عبور می‌کند. این اتفاق نشان‌دهنده‌ی یک روند صعودی بسیار قوی است. در این حالت، معامله‌گر به جای اینکه منتظر بازگشت قیمت بماند، با جریان پرقدرت بازار همراه می‌شود و اقدام به خرید می‌کند، با این هدف که قیمت تا مقاومت دوم (R2) بالا برود. این روش در زمان انتشار اخبار مهم اقتصادی که بازار دچار هیجان می‌شود، بسیار موثر است.

استراتژی شکست سطوح (Breakout Strategy) در بازارهای رونددار | کیف پول من

نحوه تعیین حد ضرر (Stop-Loss) و حد سود (Take-Profit) به کمک سطوح پیوت

یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های هر معامله‌گر، پیدا کردن نقطه‌ی دقیق برای خروج از بازار است. خطوط پیوت پوینت این مشکل را به زیبایی حل می‌کنند و مانند یک ترازوی دقیق، میزان ریسک شما را می‌سنجند:

  • تعیین حد سود (Take-Profit - قیمتی که معامله‌گر از پیش تعیین می‌کند تا با رسیدن بازار به آن، با سود خارج شود): مثلا اگر در محدوده‌ی خط مرکزی (PP) معامله‌ی خرید اتریوم باز کرده‌اید، منطقی‌ترین هدف برای ذخیره‌ی سود شما، سطح مقاومت اول (R1) است. اگر بازار بسیار قدرتمند بود، می‌توانید بخشی از سود خود را در R1 بردارید و بقیه‌ی معامله را تا مقاومت دوم (R2) باز نگه دارید.
  • تعیین حد ضرر (Stop-Loss - قیمتی که برای جلوگیری از ضرر بیشتر تعیین می‌شود تا معامله به صورت خودکار با ضرری کنترل‌شده بسته شود): فرض کنید در حمایت اول (S1) خرید کرده‌اید. اگر تحلیل شما اشتباه بود و قیمت شروع به ریزش کرد، باید نقطه‌ای برای فرار داشته باشید. در این حالت، قرار دادن حد ضرر در کمی پایین‌تر از حمایت دوم (S2) یک تصمیم بسیار ایمن است. استفاده از این سطوح باعث می‌شود که مدیریت سرمایه‌ی شما بر اساس احساسات و ترس نباشد، بلکه بر پایه‌ی ریاضیات بازار انجام شود.

تاییدیه گرفتن از پیوت‌ها با ترکیب سایر اندیکاتورها (مثل RSI یا MACD)

هیچ ابزاری در بازارهای مالی بی‌نقص نیست و نباید چشم‌بسته به آن اعتماد کرد. معامله‌گران حرفه‌ای برای اینکه درصد خطای خود را کاهش دهند، به دنبال تاییدیه (Confluence - ترکیب چند ابزار تحلیلی مختلف برای رسیدن به یک نتیجه‌ی مشترک و مطمئن‌تر) می‌گردند. این کار دقیقا شبیه به مراجعه به یک پزشک دوم برای اطمینان از صحت تشخیص بیماری است.

برای بالا بردن دقت معاملات، می‌توانید پیوت پوینت را با اندیکاتور آر‌اس‌آی (RSI - ابزاری که سرعت و قدرت تغییرات قیمت را می‌سنجد) ترکیب کنید. فرض کنید قیمت به مقاومت مهمی (مثلا R2) رسیده است. اگر همزمان اندیکاتور RSI نیز در منطقه‌ی اشباع خرید (Overbought - وضعیتی که قیمت بیش از حد رشد کرده و تقاضا رو به پایان است، بنابراین احتمال افت آن بسیار بالا است) قرار داشته باشد، شما با اطمینان بسیار بیشتری می‌توانید وارد معامله‌ی فروش شوید؛ زیرا هر دو ابزار سیگنال بازگشت قیمت را صادر کرده‌اند. ترکیب پیوت با ابزارهایی مانند مک‌دی (MACD - اندیکاتوری برای تشخیص قدرت روند و شروع بازگشت‌های قیمتی) نیز یکی از رایج‌ترین و امن‌ترین روش‌ها برای فیلتر کردن خطاهای بازار است.

مزیت‌ها و محدودیت‌های استفاده از پیوت پوینت در تحلیل تکنیکال

در دنیای معامله‌گری، هیچ ابزار جادویی و بدون نقصی وجود ندارد. هر اندیکاتوری مانند یک ابزار خاص در جعبه‌ابزار شما است؛ همان‌طور که برای کوبیدن میخ از پیچ‌گوشتی استفاده نمی‌کنید، باید بدانید که اندیکاتور پیوت پوینت نیز در چه زمان‌هایی بهترین عملکرد را دارد و در چه شرایطی ممکن است شما را به اشتباه بیندازد. شناخت این نقاط قوت و ضعف، مرز بین یک تریدر مبتدی و یک تحلیل‌گر حرفه‌ای را مشخص می‌کند.

مزایای پیوت پوینت

دلیل اینکه نقاط چرخش پس از دهه‌ها همچنان یکی از ارکان اصلی تحلیل تکنیکال هستند، مزیت‌های بی‌نظیر آن‌ها در خوانش بازار است. این نقاط قوت شامل موارد زیر می‌شود:

  • عینی بودن و سادگی ریاضی: برخلاف رسم خطوط روند (Trendlines - خطوطی که تریدرها به صورت دستی برای نشان دادن مسیر و جهت حرکت قیمت رسم می‌کنند) که ممکن است هر شخص زاویه‌ی متفاوتی برای آن در نظر بگیرد، پیوت پوینت‌ها کاملا بر اساس فرمول‌های ثابت ریاضی محاسبه می‌شوند. اگر ده معامله‌گر مختلف از این ابزار استفاده کنند، همه‌ی آن‌ها دقیقا خطوط یکسانی را روی نمودار خود خواهند دید. این ویژگی، احساسات و خطای دید انسان را از تحلیل حذف می‌کند.
  • محبوبیت در میان تریدرهای نهادی: بازار رمزارزها و فارکس توسط تریدرهای نهادی (Institutional Traders - بانک‌ها و موسسات مالی بزرگ با سرمایه‌ی عظیم که قدرت جابجایی و تعیین جهت اصلی بازار را دارند) هدایت می‌شود. از آنجایی که این موسسات بزرگ برای تنظیم سفارش‌های خرید و فروش خود از پیوت پوینت‌ها استفاده می‌کنند، این خطوط به یک پیش‌گویی خودکام‌بخش (Self-fulfilling Prophecy - اتفاقی که صرفا به دلیل باور جمعی افراد بسیار زیادی به آن، در نهایت در واقعیت به وقوع می‌پیوندد) تبدیل می‌شوند. یعنی چون بخش بزرگی از بازار انتظار دارند قیمت در این نقاط واکنش نشان دهد، قیمت واقعا به دلیل حجم بالای سفارشات واکنش نشان خواهد داد.
  • دقت بسیار بالا برای معامله‌گران کوتاه‌مدت: برای تریدرهایی که در تایم‌فریم‌های پایین معامله می‌کنند، پیوت‌های روزانه یک نقشه‌ی راه فوق‌العاده دقیق هستند. این سطوح هر روز بر اساس کندل روز گذشته به‌روزرسانی می‌شوند و اهداف قیمتی بسیار روشنی را برای تعیین حد سود و حد ضرر در طول همان روز فراهم می‌کنند.

معایب پیوت پوینت

با وجود تمام مزایای ذکر شده، اتکای صرف و چشم‌بسته به این خطوط می‌تواند خطراتی را به همراه داشته باشد. برای مدیریت صحیح سرمایه‌ی خود، باید به این محدودیت‌ها توجه ویژه‌ای داشته باشید:

  • تله‌ی شکست‌های فیک یا جعلی: یکی از رایج‌ترین خطرات بازار، پدیده‌ی شکست جعلی (Fakeout - فریب قیمتی که در آن کندل از یک سطح مهم عبور می‌کند تا معامله‌گران را برای ورود ترغیب کند، اما بلافاصله مسیر خود را تغییر داده و بازمی‌گردد) است. در بسیاری از مواقع، قیمت خط پیوت مقاومت یا حمایت را می‌شکند، اما این تنها یک تله از سوی بازیگران بزرگ بازار برای جمع‌آوری نقدینگی است و در صورت نداشتن حد ضرر، می‌تواند به حساب معاملاتی شما آسیب برساند.
  • آسیب‌پذیری در برابر اخبار اقتصادی قدرتمند: در زمان انتشار اخبار مهم جهانی یا رویدادهای غیرمنتظره در دنیای رمزارزها، میزان نوسان‌پذیری (Volatility - شدت و سرعت تغییرات قیمت یک دارایی در یک بازه‌ی زمانی کوتاه) به شدت افزایش می‌یابد. در این شرایط هیجانی، رفتار قیمت کاملا غیرمنطقی می‌شود و سطوح پیوت پوینت مانند تابلوهای راهنمایی هستند که در یک طوفان سهمگین از جا کنده می‌شوند. در چنین زمان‌هایی، جریان قدرتمند پول بدون هیچ احترامی از تمامی سطوح حمایت و مقاومت عبور می‌کند.

برای پوشش دادن این معایب، همیشه باید این اندیکاتور را با الگوهای کندل‌ استیک (Candlestick Patterns - الگوهای شمعی که نشان‌دهنده‌ی روانشناسی بازار و جنگ میان خریدار و فروشنده هستند) ترکیب کنید تا تاییدیه نهایی را پیش از ورود به معامله به دست آورید.

منابع:

Groww.in

Babypips

Investopedia

این موضوع را مثبت می‌بینید یا منفی؟
125
0

سوالات متداول

1

بهترین تایم‌فریم برای استفاده از اندیکاتور پیوت پوینت کدام است؟

2

آیا پیوت پوینت‌ها برای بازار ارزهای دیجیتال هم کار می‌کنند؟

3

تفاوت اصلی پیوت ماژور و مینور در چیست؟

4

کاربردی‌ترین نوع پیوت پوینت برای تریدرهای روزانه (Day Traders) کدام است؟

5

آیا می‌توانم از پیوت پوینت به عنوان تنها ابزار معاملاتی‌ام استفاده کنم؟

4.9/5
محمدعلی عبیدی
نویسنده

من محمدعلی عبیدی، نویسنده و کپی‌رایتر تخصصی بازارهای مالی هستم. با پیش‌زمینه‌ی تحصیلی در رشته طراحی صفحات وب، همیشه در تقاطع تکنولوژی و نوآوری ایستاده‌ام. همین علاقه به فناوری‌های نوین، پل ارتباطی من برای ورود به دنیای شگفت‌انگیز بلاک‌چین و ارزهای دیجیتال شد. اکنون با بیش از ۵ سال سابقه فعالیت حرفه‌ای، تلاش می‌کنم تا مفاهیم پیچیده بازار کریپتو را به زبانی ساده و دقیق برای شما عزیزان ترجمه و تهیه کنم. افتخار دارم که قلم و تجربه‌ام را در کنار تیم پرانرژی و موفق «کیف پول من» به کار گرفته‌ام تا بتوانیم مسیری روشن‌تر برای معامله‌گران و علاقه‌مندان به این حوزه ترسیم کنیم.

مشاهده پروفایل

دیدگاه‌های کاربران

تا کنون 0 کاربر در مورد پیوت پوینت (Pivot Point) چیست؟ آموزش جامع نقاط چرخش قیمت دیدگاه ثبت کرده اند
نظری ثبت نشده است!شما اولین باشید

افزودن دیدگاه

با ثبت‌نام در صرافی کیف پول من و ارسال نظر در سایت ارز دیجیتال رایگان هدیه بگیرید. نظر شما حداقل باید ۱۰ کلمه باشد و تکراری نباشد.
به این مطلب چند امتیاز می‌دهید؟
1
2
3
4
5

انتخاب کنید

ویدئو رسانه

در بخش ویدئو رسانه، می‌توانید به آموزش‌ها، تحلیل‌ها و محتوای ویدیویی جذاب درباره ارزهای دیجیتال و خدمات ما دسترسی پیدا کنید.