کیف پول من

تئوری داو چیست؟ آشنایی با ۶ اصل پایه Dow Theory

تاریخ انتشار:
۳ تیر ۱۴۰۳
آخرین به‌روزرسانی:
۲۱ خرداد ۱۴۰۵
5195

ورود به معامله در اوج هیجانات بازار و تماشای قرمز شدن ناگهانی پورتفو، یکی از پرهزینه‌ترین تجربیات در دنیای معامله‌گری است. درست در لحظه‌ای که کندل‌های سبز قدرتمند یکی پس از دیگری روی چارت نقش می‌بندند و انواع اندیکاتورهای پیچیده سیگنال صعود صادر می‌کنند، بازار با یک چرخش ناگهانی مسیر خود را تغییر می‌دهد و سرمایه شما در یک تله گاوی گرفتار می‌شود. ریشه اصلی این غافلگیری‌های مداوم در بازار ارزهای دیجیتال و سایر بازارهای مالی، تمرکز بیش از حد بر نوسانات خرد و ناتوانی در تفکیک یک اصلاح موقت قیمت از چرخش روند واقعی است. در میان انبوه ابزارهای مدرن و استراتژی‌های معاملاتی نوظهور، تئوری داو (Dow Theory) به‌عنوان سنگ‌بنای اصلی تحلیل تکنیکال، همچنان شفاف‌ترین قطب‌نما برای تشخیص مسیر اصلی بازار به شمار می‌رود.

dow-theory

در این مقاله، شش اصل پایه‌ای این تئوری را که زبان مشترک بازارهای مالی محسوب می‌شوند، بررسی می‌کنیم. با شناخت مراحل سه‌گانه روندها (از تجمع پول هوشمند تا توزیع) و درک نقش کلیدی حجم معاملات (Volume) در تایید سیگنال‌ها، به شما نشان می‌دهیم که چگونه نقشه راه بازار را فراتر از هیاهوی اخبار بخوانید و استراتژی معاملاتی خود را بر اساس واقعیت چرخه‌های مالی تنظیم کنید.

تئوری داو (Dow Theory) چیست؟

تصور کنید بازارهای مالی مانند یک سیستم پیچیده از چرخ‌دنده‌های بزرگ و کوچک هستند که مدام در حال چرخیدن و تغییر مسیرند. تئوری داو به شما کمک می‌کند تا به جای گیج شدن با حرکت سریع چرخ‌دنده‌های کوچک، مسیر حرکت چرخ‌دنده‌ی اصلی را تشخیص دهید. در واقع، این تئوری پایه‌ی اصلی تحلیل تکنیکال (Technical Analysis - بررسی گذشته‌ی قیمت‌ها و حجم معاملات برای پیش‌بینی آینده‌ی بازار) محسوب می‌شود.

تئوری داو به ما می‌آموزد که قیمت‌ها در بازارهای مالی، از جمله دنیای رمزارزها، به صورت تصادفی و بی‌هدف حرکت نمی‌کنند، بلکه از روندهای (Trends - مسیر یا جهت کلی حرکت قیمت در یک بازه‌ی زمانی مشخص) خاصی پیروی می‌کنند. با درک این زبان مشترک، می‌توانید مسیرهای اصلی ورود و خروج پول هوشمند را در بازار ببینید و مانند یک مسافر آگاه، در مسیر درست سرمایه‌گذاری قدم بردارید.

چارلز داو کیست و این تئوری چگونه متولد شد؟

برای درک بهتر ریشه‌ی این موضوع، باید به اواخر قرن نوزدهم میلادی سفر کنیم. چارلز داو (Charles Dow) یک روزنامه‌نگار اقتصادی بسیار باهوش و دقیق بود که روزنامه‌ی معروف وال استریت ژورنال را پایه‌گذاری کرد. او همچنین خالق شاخص داو جونز (Dow Jones Index - معیاری که نشان‌دهنده‌ی وضعیت کلی و میانگین ارزش سهام بزرگترین شرکت‌های آمریکایی است) بود.

نکته‌ی جالب اینجاست که چارلز داو هرگز در زمان حیات خود کتابی با عنوان تئوری داو ننوشت! او مشاهدات و تحلیل‌های خود را درباره‌ی رفتار بازار سهام در قالب مقالاتی در روزنامه‌ی خود منتشر می‌کرد. پس از مرگ او در سال 1902، دوستان و همکارانش این مقالات پراکنده را جمع‌آوری و ساختاردهی کردند. به این ترتیب، مجموعه‌ای از قوانین شکل گرفت که امروز آن را به عنوان تئوری داو می‌شناسیم. هدف اصلی او از نوشتن این مقالات، پیدا کردن نقطه‌ی دقیق خرید یا فروش یک سهم نبود، بلکه می‌خواست یک دماسنج اقتصادی بسازد تا سلامت کلی بازار را به زبانی ساده اندازه‌گیری کند.

چرا با وجود ابزارهای مدرن، تئوری داو هنوز اهمیت دارد؟

شاید از خود بپرسید در روزگاری که ما به انواع اندیکاتورها (Indicators - ابزارهای ریاضی و گرافیکی روی نمودار که برای کمک به تحلیل و پیش‌بینی قیمت استفاده می‌شوند) و ربات‌های معامله‌گر هوش مصنوعی دسترسی داریم، چرا باید به یک تئوری که بیش از صد سال پیش نوشته شده است توجه کنیم؟

پاسخ این سوال در طبیعت انسان نهفته است. درست است که ابزارهای معاملاتی و شکل پول از اسکناس کاغذی به کدهای دیجیتال تغییر کرده‌اند، اما احساسات پایه‌ی انسان‌ها یعنی ترس از دست دادن و طمع برای سود بیشتر، در بازارهای مالی هیچ تغییری نکرده است. در دنیای پرنوسان امروز، به ویژه در بازار ارزهای دیجیتال، تئوری داو مانند یک قطب‌نمای قابل اعتماد عمل می‌کند. دلایل اصلی اهمیت این تئوری در بازارهای مدرن شامل موارد زیر است:

  • شناخت تصویر بزرگتر: ابزارهای مدرن معمولا شما را غرق در جزئیات ریز و کندل‌های چند دقیقه‌ای می‌کنند، اما تئوری داو به شما آموزش می‌دهد که قبل از درگیر شدن با نوسانات روزانه، از بالا به بازار نگاه کنید و مسیر دیجیتال کلان بازار را به درستی تشخیص دهید.
  • فیلتر کردن نویزهای بازار: بازارها پر از نویز (Noise - نوسانات کوچک، تصادفی و بی‌اهمیت قیمت که فقط باعث ترس و سردرگمی معامله‌گران می‌شوند) هستند. اصول داو به شما کمک می‌کند تا اخبار هیجانی موقت را نادیده بگیرید و فقط روی حرکاتی که واقعا معنا و قدرت دارند تمرکز کنید.
  • پایه‌گذاری استراتژی‌های جدید: تقریبا تمام استراتژی‌های مدرن و پیشرفته‌ی تحلیل بازار، ریشه در همین اصول ساده‌ی چارلز داو دارند. شما بدون یادگیری الفبا نمی‌توانید کتاب بخوانید؛ به همین ترتیب، بدون درک پایه‌ی اصول داو، استفاده از ابزارهای پیچیده‌ی امروزی فقط ریسک معاملات شما را بالا می‌برد.

شش اصل طلایی تئوری Dow، ستون‌های تحلیل تکنیکال

حالا که با ریشه‌ی تئوری داو آشنا شدیم، زمان آن رسیده است که به سراغ شش قانون اصلی آن برویم. این شش اصل مانند ستون‌های یک ساختمان محکم هستند که تمام دانش تحلیل بازار روی آن‌ها بنا شده است. یادگیری این اصول به شما کمک می‌کند تا رفتار قیمت‌ها را در هر بازاری، چه بورس و چه دنیای ارزهای دیجیتال، بسیار بهتر و منطقی‌تر درک کنید.

صل اول: بازار همه‌چیز را پیش‌خور می‌کند

این اصل یکی از مهم‌ترین مفاهیم در بازارهای مالی است. منظور از پیش‌خور شدن (Discounting - تاثیر زودهنگام یک خبر یا رویداد روی قیمت قبل از وقوع رسمی آن) این است که قیمت فعلی یک دارایی مثل قیمت بیت کوین ، بازتابی از تمام اطلاعات موجود در جهان است.

یعنی هر خبر اقتصادی، تغییرات نرخ بهره، احساسات معامله‌گران و حتی رویدادهای پیش‌بینی نشده، بلافاصله روی تقاضا و عرضه‌ی بازار تاثیر می‌گذارند و در نمودار قیمت خود را نشان می‌دهند. بنابراین، تئوری داو به ما می‌آموزد که به جای تلاش برای دنبال کردن تک‌تک اخبار رسانه‌ها، روی رفتار قیمت روی نمودار تمرکز کنیم، زیرا نمودارها داستان واقعی را سریع‌تر به ما می‌گویند.

اصل دوم: بازار دارای سه نوع روند اصلی است

چارلز داو حرکات قیمت را به امواج دریا تشبیه می‌کرد. او معتقد بود بازار هرگز در یک خط کاملا مستقیم و صاف حرکت نمی‌کند و همیشه دارای سه نوع روند است:

  • روند اصلی (Primary Trend): این روند مانند جزر و مد اقیانوس است و مسیر کلی بازار را در طولانی‌مدت (ماه‌ها یا سال‌ها) نشان می‌دهد. تشخیص این روند برای سرمایه‌گذاری حیاتی است.
  • روند ثانویه (Secondary Trend): این‌ها امواجی هستند که روی جزر و مد سوار می‌شوند. روندهای ثانویه در واقع اصلاحات قیمت در خلاف جهت روند اصلی هستند و معمولا بین چند هفته تا چند ماه طول می‌کشند.
  • نوسانات خرد (Minor Trends): این‌ها مانند موج‌های کوچکی هستند که روی امواج بزرگتر ایجاد می‌شوند. نوسانات خرد شامل تغییرات روزانه یا ساعتی قیمت هستند که داو معتقد بود پر از نویز (Noise - حرکات گمراه‌کننده، تصادفی و بی‌اهمیت) هستند و معامله‌گران نباید زیاد درگیر آن‌ها شوند.

اصل سوم: روندهای بزرگ بازار دارای سه مرحله هستند

یکی از جذاب‌ترین بخش‌های تئوری داو، بررسی رفتار سرمایه‌گذاران است. داو معتقد بود که هر روند اصلی و بزرگ در بازار، از سه مرحله‌ی روانی و رفتاری مشخص عبور می‌کند.

مرحله تجمع (Accumulation) - ورود پول هوشمند

این مرحله معمولا در انتهای یک روند نزولی طولانی و زمانی که بازار پر از ناامیدی و ترس است، رخ می‌دهد. در این زمان، سرمایه‌گذاران باهوش و موسسات مالی بزرگ (پول هوشمند - سرمایه‌های کلان که با تحلیل دقیق و بدون احساسات وارد بازار می‌شوند) شروع به خرید آرام و بی‌سروصدای دارایی‌ها در قیمت‌های بسیار پایین می‌کنند. در این مرحله، اخبار منفی همچنان در بازار جولان می‌دهند و قیمت رشد چشمگیری از خود نشان نمی‌دهد.

مرحله مشارکت عمومی (Public Participation) - شکل‌گیری روند قالب

زمانی که خریدهای پول هوشمند تاثیر خود را می‌گذارد و قیمت شروع به رشد می‌کند، تحلیل‌گران تکنیکال متوجه تغییر مسیر بازار می‌شوند. در این مرحله، کم‌کم اخبار مثبت منتشر شده و معامله‌گران خرد و مردم عادی بیشتری وارد بازار می‌شوند. این دقیقا همان مرحله‌ای است که بیشترین رشد قیمت اتفاق می‌افتد و نمودار با سرعت و قدرت بیشتری به سمت بالا حرکت می‌کند.

مرحله توزیع (Distribution) - خروج سرمایه‌گذاران اولیه

این مرحله در اوج هیجانات بازار و طمع عمومی رخ می‌دهد. درست زمانی که همه جا صحبت از سودهای نجومی است و افراد تازه‌کار با اشتیاق تمام در حال خرید هستند، همان سرمایه‌گذاران باهوشی که در مرحله‌ی تجمع خریدهای خود را انجام داده بودند، شروع به فروش و اصطلاحا توزیع (Distribution - فروش تدریجی و بی‌سروصدای دارایی‌ها توسط سرمایه‌گذاران بزرگ به خریداران خرد) دارایی‌های خود می‌کنند. پس از پایان این مرحله، معمولا قدرت خریداران تمام شده و بازار وارد فاز ریزش سنگین می‌شود.

شش اصل طلایی تئوری Dow، ستون‌های تحلیل تکنیکال |

اصل چهارم: شاخص‌های بازار باید یکدیگر را تایید کنند

داو این اصل را در ابتدا برای بازار سهام آمریکا طراحی کرد و معتقد بود که شاخص صنایع تولیدی و شاخص شرکت‌های حمل‌ونقل باید هم‌زمان با هم رشد کنند تا یک روند صعودی اقتصادی به صورت واقعی تایید شود.

در دنیای رمزارزها، می‌توانیم این اصل را به این شکل ساده‌سازی کنیم: برای اطمینان از سلامت یک روند صعودی در کل بازار، رشد بیت‌کوین به تنهایی کافی نیست؛ بلکه باید شاهد رشد شاخص‌های دیگری مانند حجم بازار آلت‌ کوین‌ (Altcoins - اصطلاحی که به تمام ارزهای دیجیتال به جز بیت‌کوین گفته می‌شود) نیز باشیم. اگر بیت‌کوین در حال رشد باشد اما سایر بخش‌های بازار افت کنند یا سرمایه‌ی جدیدی وارد آن‌ها نشود، این رشد احتمالا پایدار نخواهد بود و خیلی زود متوقف می‌شود.

اصل پنجم: حجم معاملات (Volume) باید روند فعلی را تایید کند

حجم معاملات (Volume - تعداد یا ارزش کل دارایی‌های خرید و فروش شده در یک بازه‌ی زمانی مشخص) درست مانند سوخت برای ماشین قیمت عمل می‌کند. چارلز داو تاکید بسیار زیادی داشت که حرکت قیمت حتما باید توسط حجم معاملات پشتیبانی شود. به زبان ساده:

  • اگر قیمت در حال افزایش است، حجم معاملات نیز باید هم‌زمان با رشد قیمت، افزایش یابد. این موضوع به ما نشان می‌دهد که خریداران واقعی، با پول‌های بزرگ و قدرت کافی پشت این حرکت صعودی هستند.
  • اما اگر قیمت در حال افزایش است در حالی که حجم معاملات روزبه‌روز کمتر می‌شود، این یک زنگ خطر جدی است. این وضعیت نشان می‌دهد که سوخت این حرکت رو به پایان است و هر لحظه احتمال بازگشت قیمت و شروع ریزش وجود دارد.

اصل ششم: روندها تا زمان صدور سیگنال قطعی بازگشت، به مسیر خود ادامه می‌دهند

این اصل جذاب بر پایه‌ی قانون اول فیزیک نیوتن بنا شده است: یک جسم در حال حرکت تمایل دارد به حرکت خود در همان مسیر ادامه دهد، مگر اینکه نیرویی خارجی آن را متوقف کند!

در بازارهای مالی نیز، شما باید فرض کنید که یک روند به حرکت خود ادامه می‌دهد تا زمانی که نمودار به صورت قطعی و با نشانه‌های واضح به ما بگوید که مسیر تغییر کرده است. این اصل مهم به معامله‌گران یادآوری می‌کند که با حدس و گمان یا ترس بی‌مورد، در مقابل مسیر رودخانه شنا نکنند و تا زمانی که نشانه‌ی معتبری از چرخش بازار ندیده‌اند، جهت معاملات خود را تغییر ندهند. این کار باعث می‌شود تا از گرفتار شدن در اصلاحات قیمتی موقت (همان روندهای ثانویه که در اصل دوم گفتیم) در امان بمانید.

تشخیص سیگنال‌ها و رفتار قیمت بر اساس تئوری داو

پس از درک اصول پایه‌ی تئوری داو، اکنون زمان آن رسیده است که لباس یک کارآگاه بازارهای مالی را به تن کنید. ما در این بخش می‌خواهیم یاد بگیریم که چگونه نشانه‌ها و ردپای خریداران و فروشندگان را روی نمودار بخوانیم. نمودار قیمت مانند یک زبان زنده است و تئوری داو الفبای این زبان را در اختیار ما قرار می‌دهد تا بتوانیم زمان ورود به معامله یا خروج از آن را با اطمینان بیشتری تشخیص دهیم.

اهمیت قیمت پایانی (Close Price) در تایید شکست‌ها و روندها

در طول یک روز معاملاتی (یا هر بازه‌ی زمانی دیگری که برای نمودار خود انتخاب کرده‌اید)، قیمت ممکن است نوسانات بسیار شدیدی داشته باشد. گاهی اوقات قیمت برای چند دقیقه یا چند ساعت به شدت بالا می‌رود، اما دوباره سقوط می‌کند و از خود فقط یک خط باریک روی نمودار به جا می‌گذارد که به آن سایه‌ی قیمتی (Shadow - ردی از بالاترین یا پایین‌ترین قیمتی که در یک محدوده‌ی زمانی لمس شده اما دوام نیاورده است) می‌گویند.

چارلز داو تاکید بسیار زیادی داشت که برای تحلیل بازار، ما نباید فریب این نوسانات و سایه‌های موقت را بخوریم. از دیدگاه او، مهم‌ترین عدد روی نمودار، قیمت پایانی (Close Price - آخرین قیمتی که در پایان یک روز معاملاتی یا بسته شدن یک کندل روی نمودار ثبت می‌شود) است. برای درک بهتر، یک مسابقه‌ی فوتبال را تصور کنید؛ در طول 90 دقیقه ممکن است توپ بارها به تیرک دروازه برخورد کند یا موقعیت‌های خطرناکی ایجاد شود، اما در نهایت، چیزی که برنده‌ی بازی را مشخص می‌کند، نتیجه‌ی ثبت شده در سوت پایان بازی است.

در تحلیل تکنیکال نیز، عبور موقت قیمت از یک سطح مهم در طول روز اهمیت زیادی ندارد. زمانی می‌توانیم بگوییم یک شکست قیمتی (Breakout - عبور پرقدرت قیمت از یک محدوده‌ی مقاومت یا حمایت و تثبیت شدن در آنجا) واقعی اتفاق افتاده است که قیمت پایانی روز، بالاتر یا پایین‌تر از آن سطح بسته شود.

تفاوت چرخش روند (Reversal) با اصلاح موقت قیمت (Correction)

یکی از بزرگترین تله‌هایی که معامله‌گران تازه‌کار در دنیای رمزارزها گرفتار آن می‌شوند، ناتوانی در تشخیص تفاوت بین استراحت بازار و تغییر مسیر قطعی بازار است. تئوری داو به ما کمک می‌کند این دو مفهوم را از یکدیگر تفکیک کنیم:

  • اصلاح موقت قیمت (Correction): تصور کنید در حال رانندگی در یک آزادراه به سمت شمال هستید، اما برای بنزین زدن مجبور می‌شوید چند کیلومتر در یک مسیر فرعی به سمت جنوب برانید. آیا مقصد نهایی شما تغییر کرده است؟ خیر. اصلاح قیمت نیز دقیقا همین است. حرکت‌های موقت و کوتاه‌مدت قیمت در خلاف جهت روند اصلی بازار هستند تا بازار بتواند استراحت کند و خریداران جدیدی وارد شوند.
  • چرخش روند (Reversal): این حالت زمانی رخ می‌دهد که شما به طور کامل دور می‌زنید و مسیر خود را در آزادراه تغییر می‌دهید. در بازارهای مالی، چرخش روند به معنای پایان یافتن قدرت خریداران (در روند صعودی) و شروع یک ریزش قدرتمند و طولانی‌مدت است.

تئوری داو به ما می‌آموزد که تا زمانی که نشانه‌های قطعی از چرخش روند (Reversal) ندیده‌ایم، باید هر افت قیمتی را صرفا یک اصلاح موقت (Correction) در نظر بگیریم و دچار ترس و فروش هیجانی نشویم.

تشخیص سقف‌ها و کف‌های بالاتر (HH و HL) در روندهای صعودی و نزولی

اما چگونه این نشانه‌های قطعی را روی نمودار پیدا کنیم؟ چارلز داو یک روش بسیار ساده و مکانیکی برای تعریف روندهای صعودی و نزولی معرفی کرد که مانند بالا رفتن یا پایین آمدن از پله‌های یک ساختمان است:

  • روند صعودی (بازار گاوی): یک روند صعودی سالم زمانی شکل می‌گیرد که قیمت در مسیر رشد خود، قله‌های جدیدی می‌سازد که هر قله از قله‌ی قبلی بالاتر است. به این قله‌ها سقف بالاتر (Higher High یا به اختصار HH) می‌گویند. هم‌زمان، زمانی که قیمت برای استراحت کمی پایین می‌آید، در نقطه‌ای بالاتر از دره‌ی قبلی متوقف می‌شود و دوباره رشد می‌کند. به این دره‌ها کف بالاتر (Higher Low یا به اختصار HL) می‌گویند. تا زمانی که این ساختار پله‌ای رو به بالا حفظ شود، روند صعودی پابرجاست.
  • روند نزولی (بازار خرسی): این وضعیت دقیقا برعکس حالت قبل است. قیمت در حال پایین رفتن از پله‌هاست. هر باری که قیمت تلاش می‌کند بالا برود، نمی‌تواند به قله‌ی قبلی برسد و یک سقف پایین‌تر (Lower High یا LH) می‌سازد. در ادامه‌ی ریزش نیز، کف‌های جدیدی پایین‌تر از دره‌های قبلی شکل می‌گیرند که به آن‌ها کف پایین‌تر (Lower Low یا LL) می‌گویند.

بنابراین، طبق تئوری داو، اولین نشانه‌ی خطر و اخطار برای تغییر یک روند صعودی زمانی صادر می‌شود که قیمت دیگر نتواند یک سقف بالاتر (HH) بسازد و در عوض، از کف قبلی خود پایین‌تر بیاید. این ساده‌ترین و در عین حال قدرتمندترین روش برای درک رفتار قیمت در بازار ارزهای دیجیتال است.

تشخیص سقف‌ها و کف‌های بالاتر (HH و HL) در روندهای صعودی و نزولی | کیف پول من

کاربرد تئوری Dow در بازار ارزهای دیجیتال

ورود به دنیای پرنوسان رمزارزها برای بسیاری از افراد مانند ورود به یک ترن هوایی پرسرعت است. اما جالب است بدانید که تئوری داو، با وجود قدمت صد ساله‌ی خود، یکی از بهترین کمربندهای ایمنی برای این ترن هوایی محسوب می‌شود. در این بخش می‌خواهیم بررسی کنیم که چگونه می‌توانیم این مفاهیم کلاسیک را در مدرن‌ترین بازار مالی جهان به کار بگیریم و از سرمایه‌ی خود محافظت کنیم.

آیا اصول داو برای نوسانات شدید بیت‌کوین و آلت‌کوین‌ها کارآمد است؟

شاید از خود بپرسید که آیا بازاری با این حد از نوسانات شدید (Volatility - میزان تغییرات سریع و قدرتمند قیمت یک دارایی در زمانی کوتاه) اصلا از قانون خاصی پیروی می‌کند؟ پاسخ یک بله‌ی قاطع است.

دلیل اصلی کارآمدی تئوری داو در بازار کریپتو این است که این تئوری بر پایه‌ی روانشناسی رفتار انسان‌ها، یعنی ترس و طمع، بنا شده است. ابزارهای معامله در طول صد سال گذشته تغییر کرده‌اند، اما احساسات انسانی ثابت مانده‌اند. در بازار رمزارزها، نوسانات خرد یا همان امواج کوچک بسیار خشن‌تر و سریع‌تر از بازار بورس سنتی هستند، اما روند اصلی یا مسیر کلی بازار در بلندمدت، دقیقا از همان اصول داو پیروی می‌کند.

اگر بازار بیت‌کوین را مانند یک اقیانوس طوفانی در نظر بگیرید، تئوری داو به شما کمک می‌کند تا به جای تمرکز روی موج‌های ترسناک روی سطح آب، مسیر جریان اصلی آب در عمق اقیانوس را پیدا کنید و در جهت درست حرکت کنید.

نحوه استفاده از تئوری داو برای پرهیز از تله‌های گاوی و خرسی (Bull/Bear Traps)

یکی از تلخ‌ترین تجربه‌های معامله‌گران تازه‌کار، گیر افتادن در تله‌های بازار است. تله‌ی گاوی (Bull Trap - یک رشد کاذب و موقت قیمت که خریداران را فریب می‌دهد تا وارد بازار شوند، اما بلافاصله با ریزش شدید سرمایه‌ی آن‌ها را درگیر می‌کند) و تله‌ی خرسی (Bear Trap - ریزش ترسناک اما موقتی که باعث می‌شود افراد از ترس دارایی خود را با ضرر بفروشند، در حالی که قیمت به سرعت برمی‌گردد و رشد می‌کند) دو کابوس همیشگی در این بازار هستند. تئوری داو با تکیه بر اصول خود، دو راهکار طلایی برای فرار از این تله‌ها به ما ارائه می‌دهد:

  • تایید با قیمت پایانی: داو به ما می‌آموزد که هرگز با دیدن یک رشد یا ریزش هیجانی در وسط روز وارد معامله نشویم. قیمت‌ها ممکن است برای شکار معامله‌گران احساساتی به صورت لحظه‌ای نوسان کنند. همیشه صبر کنید تا زمان بسته شدن کندل فرا برسد و شکست قیمت به صورت قطعی روی نمودار تایید شود.
  • تایید با حجم معاملات: اگر قیمت بیت کوین ناگهان یک سد مهم را شکست و بالا رفت، پیش از هر تصمیمی به حجم معاملات نگاه کنید. اگر این رشد جذاب با افزایش چشمگیر حجم معاملات پشتیبانی نشود، به احتمال بسیار زیاد با یک تله‌ی گاوی روبرو هستید. خریداران واقعی و نهادهای مالی بزرگ، همیشه ردپای خود را در حجم معاملات به جا می‌گذارند.

تحلیل چرخه صعودی و نزولی بیت‌کوین بر اساس ۳ مرحله داو

برای درک بهتر این مفاهیم، بیایید یک چرخه‌ی کامل از بازار بیت‌کوین را با عینک تئوری داو مرور کنیم. همان‌طور که در اصول داو بررسی کردیم، هر روند بزرگ دارای سه مرحله‌ی اصلی رفتاری است:

  • مرحله‌ی تجمع (ورود پول هوشمند): تصور کنید قیمت بیت‌کوین پس از ماه‌ها ریزش، به شدت افت کرده است. اخبار پر از تیترهای منفی است و بسیاری معتقدند بازار ارزهای دیجیتال نابود شده است. در این زمانه‌ی تاریک و پر از ترس، نهنگ‌ ها (Whales - سرمایه‌گذاران کلان یا موسساتی که مقدار بسیار زیادی از یک دارایی را در اختیار دارند و خریدهایشان بازار را تکان می‌دهد) شروع به خرید آرام، خرید پله‌ای و بدون جلب توجه می‌کنند. در این مرحله، نمودار هنوز رشد خاصی را نشان نمی‌دهد.
  • مرحله‌ی مشارکت عمومی (شکل‌گیری روند صعودی): خریدهای ادامه‌دار نهنگ‌ها بالاخره اثر خود را می‌گذارد و قیمت بیت‌کوین سقف‌های قبلی خود را می‌شکند. تحلیل‌گران تکنیکال متوجه تغییر روند می‌شوند، اخبار مثبت کم‌کم در رسانه‌ها پخش می‌شود و معامله‌گران خرد وارد بازار می‌شوند. اینجا همان جایی است که قیمت با بیشترین قدرت و سرعت به سمت بالا حرکت می‌کند و روند صعودی شکل می‌گیرد.
  • مرحله‌ی توزیع (خروج پول هوشمند و شروع ریزش): قیمت به اوج تاریخی خود می‌رسد. حالا همه جا صحبت از سودهای نجومی رمزارزهاست و افراد کاملا مبتدی با طمع فراوان در حال ورود به بازار هستند. این دقیقا همان نقطه‌ی خطرناک است! در حالی که عموم مردم در حال خرید هستند، همان نهنگ‌هایی که در مرحله‌ی تجمع دارایی‌ها را در قیمت پایین خریده بودند، اکنون در حال فروش و توزیع بیت‌کوین‌های خود در بالاترین قیمت به خریداران تازه‌کار هستند. با اتمام فروش آن‌ها، قدرت خریداران ته می‌کشد و چرخه‌ی نزولی با یک ریزش سنگین آغاز می‌شود.

محدودیت‌ها و نقاط ضعف تئوری داو در بازارهای امروزی

هیچ ابزاری در دنیای مالی بی‌نقص نیست و تئوری داو نیز با وجود تمام ارزش‌هایی که دارد، از این قاعده‌ی کلی مستثنی نیست. باید به یاد داشته باشیم که چارلز داو این اصول را بیش از صد سال پیش و برای بازار سهام آن زمان طراحی کرد.

هرچند پایه‌ی رفتار انسان‌ها تغییری نکرده، اما سرعت و ساختار بازارهای امروزی، به ویژه بازار پرهیجان رمزارزها، تغییرات چشمگیری داشته است. برای اینکه بتوانید مانند یک تحلیل‌گر حرفه‌ای از سرمایه‌ی خود محافظت کنید، باید با نقاط ضعف این قطب‌نمای قدیمی نیز آشنا باشید. در ادامه سه محدودیت تئوری داو را بررسی می‌کنیم.

تاخیر در صدور سیگنال و از دست دادن بخش ابتدایی سود

یکی از بزرگترین انتقاداتی که به تئوری داو وارد می‌شود، تاخیر (Lag - فاصله‌ی زمانی بین شروع یک حرکت در بازار و تایید شدن آن روی نمودار) در صدور فرمان خرید یا فروش است. تئوری داو یک سیستم پیرو روند (Trend-following - استراتژی معاملاتی که سعی نمی‌کند کف و سقف بازار را پیش‌بینی کند، بلکه منتظر می‌ماند تا مسیر مشخص شود و سپس با آن همراه می‌شود) است.

این یعنی بر اساس اصول داو، شما هرگز در پایین‌ترین قیمت ممکن (کف بازار) خرید نمی‌کنید و در بالاترین قیمت ممکن (سقف بازار) نیز نمی‌فروشید. این تئوری صبر می‌کند تا روند صعودی کاملا تثبیت شود و سقف‌ها و کف‌های بالاتر شکل بگیرند. تصور کنید قطاری در حال حرکت است؛ تئوری داو به شما می‌گوید صبر کنید تا قطار از ایستگاه خارج شود، سرعت بگیرد و مطمئن شوید که در مسیر درستی قرار دارد، سپس سوار شوید.

این احتیاط باعث می‌شود شما حدود ۲۰ تا ۳۰ درصد از سود ابتدای مسیر را از دست بدهید. البته این تاخیر برای محافظت از شما در برابر سیگنال‌های فریبنده طراحی شده است، اما برای معامله‌گرانی که به دنبال شکار پایین‌ترین قیمت‌ها هستند، کمی ناامید کننده به نظر می‌رسد.

عدم کارایی مناسب در بازه‌های زمانی بسیار کوتاه

همان‌طور که در اصل دوم یاد گرفتیم، تئوری داو نوسانات کوتاه و روزانه را صرفا نویز بازار می‌داند. این تئوری برای سرمایه‌گذارانی طراحی شده است که دیدگاه میان‌مدت و بلندمدت (چند ماهه تا چند ساله) دارند.

بنابراین، اگر قصد دارید به سراغ نوسان‌گیری روزانه (Day Trading - باز کردن و بستن چندین معامله در طول یک روز برای کسب سودهای کوچک و سریع) یا اسکالپینگ (Scalping - معاملات بسیار پرسرعت در حد چند دقیقه یا حتی چند ثانیه) بروید، تئوری داو ابزار مناسبی برای شما نخواهد بود. استفاده از این تئوری در نمودارهای ۵ دقیقه‌ای یا ۱۵ دقیقه‌ای بیت‌کوین، درست مانند این است که بخواهید با یک تلسکوپ فضایی بزرگ، نوشته‌های روی یک سکه‌ی کوچک را در دست خود بخوانید! برای معاملات روزانه، شما به ابزارها و اندیکاتورهای بسیار حساس‌تری نیاز دارید.

ابهام در تشخیص بین اصلاح روند و تغییر روند واقعی

شاید بتوان گفت چالش‌برانگیزترین بخش در استفاده از تئوری داو، همین مورد است. همان‌طور که پیش‌تر اشاره کردیم، تئوری داو می‌گوید یک روند تا زمانی که نشانه‌ی بازگشت قطعی صادر نشده، به مسیر خود ادامه می‌دهد. اما مشکل اینجاست که در دنیای واقعی، تفکیک کردن یک اصلاح قیمت عمیق از یک تغییر روند قطعی (Reversal - چرخش کامل مسیر بازار از صعودی به نزولی یا برعکس) بسیار دشوار است.

گاهی اوقات قیمت در یک روند صعودی قدرتمند، ناگهان افت شدیدی می‌کند. معامله‌گر با خود فکر می‌کند که آیا این فقط یک استراحت موقت بازار برای تجدید قواست، یا اینکه زمستان بازاzر فرا رسیده و همه‌چیز در حال ریزش است؟ تئوری داو فرمول ریاضی دقیقی برای محاسبه‌ی این موضوع ندارد و در نهایت، تشخیص این مرز باریک به تجربه، درک شخصی و بررسی حجم معاملات توسط خود تحلیل‌گر بستگی دارد. همین ابهام باعث می‌شود گاهی اوقات معامله‌گران تازه‌کار، یک استراحت موقت را با یک ریزش دائمی اشتباه بگیرند و با ترس، دارایی‌های خود را با ضرر بفروشند.

منابع:

Investopedia

Wikipedia

Dukascopy

این موضوع را مثبت می‌بینید یا منفی؟
79
35

سوالات متداول

1

تئوری داو چیست و چه می‌گوید؟

2

آیا تئوری داو برای بازار ارزهای دیجیتال (کریپتو) هم کاربرد دارد؟

3

آیا با تئوری داو می‌توانم نوسان‌گیری روزانه (Day Trading) انجام دهم؟

4

مهم‌ترین اصل در تئوری داو کدام است؟

5

بزرگترین ضعف تئوری داو چیست؟

4.9/5
writer image
محمدعلی عبیدی
نویسنده

من محمدعلی عبیدی، نویسنده و کپی‌رایتر تخصصی بازارهای مالی هستم. با پیش‌زمینه‌ی تحصیلی در رشته طراحی صفحات وب، همیشه در تقاطع تکنولوژی و نوآوری ایستاده‌ام. همین علاقه به فناوری‌های نوین، پل ارتباطی من برای ورود به دنیای شگفت‌انگیز بلاک‌چین و ارزهای دیجیتال شد. اکنون با بیش از ۵ سال سابقه فعالیت حرفه‌ای، تلاش می‌کنم تا مفاهیم پیچیده بازار کریپتو را به زبانی ساده و دقیق برای شما عزیزان ترجمه و تهیه کنم. افتخار دارم که قلم و تجربه‌ام را در کنار تیم پرانرژی و موفق «کیف پول من» به کار گرفته‌ام تا بتوانیم مسیری روشن‌تر برای معامله‌گران و علاقه‌مندان به این حوزه ترسیم کنیم.

مشاهده پروفایل

دیدگاه‌های کاربران

تا کنون 0 کاربر در مورد تئوری داو چیست؟ آشنایی با ۶ اصل پایه Dow Theory دیدگاه ثبت کرده اند
نظری ثبت نشده است!شما اولین باشید

افزودن دیدگاه

با ثبت‌نام در صرافی کیف پول من و ارسال نظر در سایت ارز دیجیتال رایگان هدیه بگیرید. نظر شما حداقل باید ۱۰ کلمه باشد و تکراری نباشد.
به این مطلب چند امتیاز می‌دهید؟
1
2
3
4
5

انتخاب کنید

ویدئو رسانه

در بخش ویدئو رسانه، می‌توانید به آموزش‌ها، تحلیل‌ها و محتوای ویدیویی جذاب درباره ارزهای دیجیتال و خدمات ما دسترسی پیدا کنید.