فلیپنینگ (Flippening) به زبان ساده: این اصطلاح دقیقا چیست؟
در دنیای رمزارزها، بیتکوین (Bitcoin) همیشه به عنوان پادشاه و ارز شماره یک شناخته میشود. اما یک اصطلاح وجود دارد که بزرگترین چالش برای این پادشاهی را توصیف میکند: فیلیپنینگ. این کلمه به یک رویداد فرضی اما بسیار مهم اشاره دارد که میتواند کل پویایی بازار را تغییر دهد. بیایید ببینیم فلیپنینگ دقیقا به چه معناست.
تعریف فلیپنینگ: رقابت بزرگ بیتکوین و اتریوم
Flippening به زبان ساده، به لحظهی فرضیای گفته میشود که در آن، ارز دیجیتال شماره دو بازار، یعنی اتریوم (Ethereum)، بتواند از نظر ارزش بازار از ارز شماره یک، یعنی بیتکوین، سبقت بگیرد و جایگاه آن را تصاحب کند.
این اتفاق، مانند یک مسابقهی بزرگ است که در آن اتریوم تلاش میکند تا عنوان قهرمانی را از بیتکوین بگیرد. اگرچه اصطلاح فیلیپنینگ میتواند برای رقابت بین هر دو ارزی استفاده شود، اما در ۹۹ درصد مواقع، منظور اصلی همان رقابت حساس و تاریخی بین بیتکوین (BTC) و اتریوم (ETH) است. این رویداد اگر رخ دهد، نشاندهندهی یک تغییر بسیار بزرگ در بازار ارزهای دیجیتال خواهد بود.
چرا ارزش بازار (Market Cap) مهمترین معیار در فلیپنینگ است؟
وقتی صحبت از فلیپنینگ میشود، معمولاً یک معیار اصلی مد نظر است: ارزش بازار یا مارکت کپ (Market Cap).
اما ارزش بازار چیست؟ این مفهوم، ارزش کل یک شبکه را نشان میدهد و از یک فرمول ساده به دست میآید:
(قیمت فعلی هر واحد ارز) × (تعداد کل سکههای در گردش) = ارزش بازار
چرا قیمت به تنهایی کافی نیست؟ تصور کنید یک شرکت ۱۰ سهم دارد که قیمت هر سهم ۱۰۰۰ دلار است (ارزش کل: ۱۰,۰۰۰ دلار). حال شرکت دیگری ۱۰۰۰ سهم دارد و قیمت هر سهم ۵۰ دلار است (ارزش کل: ۵۰,۰۰۰ دلار). اگرچه قیمت سهم اول (۱۰۰۰ دلار) بسیار گرانتر است، اما شرکت دوم در مجموع شرکت بسیار بزرگتر و باارزشتری است (۵۰ هزار دلار در برابر ۱۰ هزار دلار).
در دنیای ارزهای دیجیتال هم همینطور است. ممکن است قیمت هر واحد بیتکوین بسیار بالاتر از اتریوم باشد، اما این لزوماً به معنای برتری مطلق آن نیست. ارزش بازار به ما میگوید که بازار، کل یک پروژه را چقدر ارزشگذاری کرده است. به همین دلیل، سبقت گرفتن در ارزش بازار، معیار واقعیتر و استاندارد تری برای سنجش بزرگی و تسلط یک شبکه نسبت به قیمتِ صِرفِ یک واحد از آن است.
آیا فلیپنینگ فقط بین بیتکوین و اتریوم است؟ (نگاهی به سایر رقبا)
اگرچه رقابت اصلی برای تاج و تخت، بین بیتکوین و اتریوم است، اما اصطلاح فیلیپنینگ در مقیاسهای کوچکتر هم استفاده میشود:
- رقابت آلتکوینها: گاهی اوقات تحلیلگران از این اصطلاح برای توصیف سبقت گرفتن یک آلتکوین (Altcoin) (به هر ارزی به جز بیتکوین گفته میشود) از آلتکوین دیگر استفاده میکنند. برای مثال، رقابت نزدیکی که بین سایر ارزها برای کسب رتبهی سوم یا چهارم بازار وجود دارد.
با این حال، به یاد داشته باشید که فلیپنینگِ اصلی (The Flippening) که همه در مورد آن صحبت میکنند و کانون توجه بازار است، همان سبقت احتمالی اتریوم از بیتکوین در شاخص ارزش بازار است.
نشانههای فلیپنینگ: چه معیارهایی را باید زیر نظر داشت؟
برای اینکه بفهمیم چقدر به فلیپنینگ نزدیک هستیم یا اصلاً این اتفاق در حال رخ دادن است، به ابزارها و معیارهای مشخصی نیاز داریم. همانطور که در بخش قبل گفتیم، مهمترین معیار، ارزش بازار است، اما ابزارهای دیگری هم برای رصد این رقابت بزرگ وجود دارد.
محاسبه ارزش بازار: فرمول ساده (قیمت × عرضه در گردش)
این معیار، سنگ بنای اندازهگیری فلیپنینگ اصلی است. همانطور که اشاره شد، فرمول آن بسیار ساده است:
ارزش بازار (Market Cap) = قیمت فعلی هر واحد ارز × تعداد کل سکههای در گردش
- قیمت فعلی: قیمتی که ارز در همین لحظه در صرافیها معامله میشود.
- عرضه در گردش (Circulating Supply): تعداد کل سکههایی که استخراج شده، در دسترس عموم قرار دارد و قابل معامله است.
این فرمول به ما میگوید که بازار، ارزش کل یک پروژه را چقدر میداند. فیلیپنینگ اصلی زمانی رخ میدهد که عدد به دست آمده از این فرمول برای اتریوم، از عدد مشابه برای بیتکوین بیشتر شود. به همین سادگی، این معیار به عنوان خط پایان رسمی در این مسابقه در نظر گرفته میشود.
شاخص فلیپنینگ (Flippening Index) چیست و چه میگوید؟
تصور کنید یک دماسنج دارید که به جای دما، میزان نزدیک شدن اتریوم به بیتکوین را نشان میدهد. شاخص فلیپنینگ دقیقاً همین کار را انجام میدهد.
این شاخص، که معمولاً به صورت درصدی نمایش داده میشود، نسبت ارزش بازار اتریوم به ارزش بازار بیتکوین را میسنجد.
- مثال: اگر ارزش بازار بیتکوین ۱۰۰۰ میلیارد دلار و ارزش بازار اتریوم ۵۰۰ میلیارد دلار باشد، شاخص فلیپنینگ عدد ۵۰٪ را نشان میدهد. این یعنی اتریوم به نیمی از راه برای رسیدن به بیتکوین دست یافته است.
- هدف: اگر این شاخص به ۱۰۰٪ برسد، به این معناست که ارزش بازار دو ارز برابر شده و فلیپنینگ رسماً رخ داده است.
اهمیت این شاخص در این است که به ما یک دید سریع و واضح از وضعیت رقابت میدهد. با نگاه کردن به نمودار این شاخص در طول زمان، به راحتی میتوان فهمید که اتریوم در حال نزدیک شدن به بیتکوین است یا در حال فاصله گرفتن از آن.
البته، بسیاری از وبسایتهایی که این شاخص را ارائه میدهند، معیارهای دیگری مانند حجم معاملات، تعداد تراکنشها و... را هم مقایسه میکنند تا تصویر کاملتری از این رقابت ارائه دهند.
معیارهای جانبی: نشانههایی فراتر از ارزش بازار که باید زیر نظر داشت
ارزش بازار (Market Cap) مانند خط پایان در مسابقهی فلیپنینگ است. اما برای اینکه بفهمیم کدام رقیب (بیتکوین یا اتریوم) در طول مسیر قویتر عمل میکند، سالمتر است و پتانسیل بیشتری برای برنده شدن دارد، به معیارهای دیگری هم نگاه میکنیم.
در ادامه چند مورد از مهمترین آنها را بررسی میکنیم:
- حجم معاملات روزانه (Daily Trading Volume)
این معیار نشان میدهد که در طول ۲۴ ساعت گذشته، چه مقدار از آن ارز (مثلاً به ارزش دلاری) در صرافیها خرید و فروش شده است. حجم معاملات بالا نشاندهندهی نقدشوندگی (Liquidity) (یعنی چقدر راحت میتوانید آن ارز را بخرید یا بفروشید) و علاقهی فعال معاملهگران است. اگر حجم معاملات اتریوم (خرید اتریوم) به طور مداوم از بیتکوین بیشتر شود، یعنی پول فعالتر و بیشتری در حال جابهجایی در شبکهی اتریوم است.
- تعداد آدرسهای فعال در شبکه (Active Addresses)
هر آدرس فعال را میتوان مانند یک «کاربر» در شبکه در نظر گرفت. این معیار تعداد کیف پولهای منحصربهفردی را نشان میدهد که در یک روز معین، ارز ارسال یا دریافت کردهاند. این شاخص شبیه به تعداد کاربران فعال روزانه در یک شبکهی اجتماعی است. اگر تعداد کاربران فعال اتریوم از بیتکوین بیشتر شود، این یک نشانهی بسیار قوی از پذیرش (Adoption) و کاربرد گستردهتر شبکهی اتریوم است.
- تعداد تراکنشها (Transaction Count)
این معیار، به سادگی تعداد کل تراکنشهای ثبت شده روی شبکهی بلاکچین در یک روز را میشمارد. بیتکوین عمدتاً برای انتقال ارزش (مانند طلا) استفاده میشود، اما اتریوم میزبان هزاران برنامه غیرمتمرکز (DApps)، توکنهای NFT و سیستمهای مالی DeFi است. به همین دلیل، تعداد تراکنشهای اتریوم معمولاً بسیار بیشتر از بیتکوین است. این نشان میدهد که شبکهی اتریوم به عنوان یک زیرساخت کامپیوتری، کاربرد بسیار بیشتری دارد.
- میزان جستجو در گوگل و فعالیت در شبکههای اجتماعی
این معیار، توجه و علاقهی عمومی مردم را میسنجد. ابزارهایی مانند گوگل ترندز (Google Trends) به ما نشان می دهد که مردم در سراسر جهان بیشتر به دنبال جستجوی کلمهی «بیتکوین» هستند یا «اتریوم». اگر توجه عمومی به سمت اتریوم متمایل شود، این میتواند نشاندهندهی ورود سرمایهگذاران و کاربران جدید به اکوسیستم آن باشد و بر قیمت و ارزش بازار آن در آینده تأثیر بگذارد.
سناریوی اول: چرا اتریوم ممکن است پادشاه بعدی باشد؟ (دلایل موافقان فلیپنینگ)
حالا که با مفهوم فلیپنینگ آشنا شدیم، سوال مهم این است: آیا این اتفاق واقعاً ممکن است رخ دهد؟ بسیاری از تحلیلگران معتقدند که اتریوم پتانسیلهای منحصربهفردی دارد که میتواند روزی آن را از بیتکوین پیش بیندازد. این خوشبینی فقط بر اساس حدس و گمان نیست، بلکه ریشه در سه دلیل فنی و بنیادی بسیار مهم دارد.
هاوینگ سهگانه اتریوم: چگونه بهروزرسانی مِرج (Merge) عرضه ETH را کاهشی کرد؟
یکی از مهمترین دلایل، تغییر در اقتصاد توکنی خود اتریوم است.
- قبل از مِرج: اتریوم مانند بیتکوین از سیستم اثبات کار (Proof-of-Work یا PoW) استفاده میکرد. در این سیستم، ماینرها با مصرف برق زیاد، تراکنشها را تایید میکردند و در ازای آن، پاداش (سکه ETH جدید) دریافت میکردند. این یعنی عرضهی اتریوم به طور مداوم در حال افزایش بود.
- بعد از مِرج: در سال ۲۰۲۲، اتریوم یک بهروزرسانی حیاتی به نام مِرج (The Merge) را اجرا کرد. این بهروزرسانی، سیستم شبکه را به اثبات سهام (Proof-of-Stake یا PoS) تغییر داد. در سیستم جدید، دیگر ماینری وجود ندارد؛ به جای آن، اعتباردهندهها (Validators) با قفل کردن یا سهامگذاری (Staking) اتریوم خود، شبکه را امن نگه میدارند و پاداش بسیار کمتری دریافت میکنند.
چرا به آن هاوینگ سهگانه میگویند؟
این یک اصطلاح غیررسمی است. هاوینگ (Halving) در بیتکوین به رویدادی گفته میشود که پاداش استخراج را نصف میکند و هر چهار سال یکبار رخ میدهد. اما بهروزرسانی مِرج، صدور ETH جدید را یکباره تا حدود ۹۰ درصد کاهش داد! این کاهش عرضه به قدری شدید بود که تحلیلگران اثر آن را معادل سه بار هاوینگ بیتکوین (Triple Halving) نامیدند.
علاوه بر این، اتریوم مکانیزمی به نام سوزاندن کارمزد (Fee Burn) دارد که بخشی از کارمزد هر تراکنش را برای همیشه از بین میبرد. ترکیب این دو عامل (کاهش شدید عرضه جدید و سوزاندن مداوم)، باعث شده که در بسیاری از مواقع، تعداد اتریومهای سوزانده شده از تعداد اتریومهای جدید بیشتر باشد. این یعنی اتریوم در حال تبدیل شدن به یک دارایی ضد تورمی (Deflationary) است—چیزی که حتی بیتکوین هم نیست.
کاربرد بیشتر: اتریوم به مانند نفت دیجیتال و زیرساخت اینترنت غیرمتمرکز (DeFi, NFTs)
دومین دلیل، به تفاوت اساسی در فلسفهی وجودی این دو ارز برمیگردد.
- بیتکوین (طلای دیجیتال): کاربرد اصلی بیتکوین، ذخیرهی ارزش است. مانند یک شمش طلای دیجیتال که آن را میخرید و نگهداری میکنید.
- اتریوم (نفت دیجیتال): اتریوم فراتر از یک ارز ساده است؛ آن یک پلتفرم یا یک کامپیوتر جهانی برای اجرای برنامهها است.
اتریوم زیرساخت اصلی برای هزاران برنامه غیرمتمرکز (DApps) است. برای انجام هر کاری در این برنامهها—چه خرید و فروش یک توکن غیرقابل تعویض (NFT)، چه استفاده از خدمات مالی غیرمتمرکز (DeFi) (مانند وام گرفتن یا معامله کردن بدون نیاز به بانک)—شما باید کارمزد شبکه را با اتریوم (ETH) پرداخت کنید.
این کارمزد به گَس (Gas) معروف است. همانطور که برای رانندگی با اتومبیل به بنزین نیاز دارید، برای اجرای هر عملیاتی در شبکهی اتریوم به "نفت دیجیتال" یا همان ETH نیاز دارید.
طرفداران فلیپنینگ میگویند که هرچه اینترنت غیرمتمرکز (Web3) بیشتر رشد کند، تقاضا برای "سوخت" آن (ETH) نیز بیشتر میشود. این تقاضای کاربردی و دائمی، ارزشی فراتر از ذخیرهی ارزش صرف به اتریوم میبخشد.
مزیت زیستمحیطی (ESG): برتری اتریوم پس از حذف ماینینگ (اثبات کار)
دلیل سوم، یک مزیت بسیار مهم برای ورود پولهای بزرگ و سرمایهگذاران نهادی (Institutional Investors) است.
بیتکوین به دلیل استفاده از سیستم ماینینگ (PoW)، به شدت انرژیبر است و مصرف برق آن با برخی کشورها مقایسه میشود. این موضوع، یک نقطهضعف بزرگ برای سرمایهگذارانی است که به معیارهای ESG (محیط زیست، پایداری اجتماعی و حاکمیت شرکتی) اهمیت میدهند.
با بهروزرسانی مِرج و حذف ماینینگ، مصرف انرژی شبکهی اتریوم بیش از ۹۹.۹ درصد کاهش یافت. این حرکت، اتریوم را به یک گزینهی "سبز" و بسیار جذاب برای صندوقهای سرمایهگذاری بزرگ تبدیل کرد که قبلاً به دلیل نگرانیهای زیستمحیطی، نمیتوانستند یا نمیخواستند روی آن سرمایهگذاری کنند. موافقان فلیپنینگ معتقدند این مزیت، درها را به روی تریلیونها دلار سرمایهی جدید باز میکند که بیتکوین به راحتی به آنها دسترسی ندارد.
سناریوی دوم: چرا بیتکوین پادشاه میماند؟ (دلایل مخالفان فیلیپنینگ)
در طرف دیگر ماجرا، تحلیلگران بسیاری با قاطعیت معتقدند که جایگاه بیتکوین به عنوان پادشاه بازار، به این سادگیها متزلزل نخواهد شد. آنها باور دارند که فیلیپنینگ، یا حداقل فلیپنینگ پایدار، به دلایل بنیادی مهمی رخ نخواهد داد. این دلایل بر برتریهای منحصربهفرد بیتکوین و چالشهای پیش روی اتریوم تمرکز دارند.
طلای دیجیتال: جایگاه تثبیتشده بیتکوین به عنوان ذخیره ارزش
مهمترین استدلال مخالفان فلیپنینگ، تفاوت در هدف اصلی این دو دارایی است.
بیتکوین یک هدف بسیار ساده، مشخص و قدرتمند دارد: تبدیل شدن به طلای دیجیتال یا یک ذخیره ارزش (Store of Value) جهانی. بیتکوین قرار نیست کامپیوتر جهانی باشد یا میزبان هزاران برنامه شود. تمام ویژگیهای آن، مانند عرضهی محدود و ثابت ۲۱ میلیون واحدی، امنیت بسیار بالا و سادگی، در خدمت همین یک هدف طراحی شدهاند.
مردم و سرمایهگذاران بزرگ به بیتکوین به چشم یک پناهگاه امن در برابر تورم و عدم قطعیتهای اقتصادی نگاه میکنند، درست همان نقشی که طلا قرنها ایفا کرده است. از این دیدگاه، اتریوم اصلاً رقیب بیتکوین نیست، همانطور که نفت (یک کالای کاربردی) رقیب طلا (یک ذخیره ارزش) محسوب نمیشود.
پذیرش نهادی: نقش کلیدی صندوقهای قابل معامله در بورس (ETF)
برای سالها، سرمایهگذاران بزرگ و موسسات مالی (مانند صندوقهای بازنشستگی یا شرکتهای سرمایهگذاری) برای خرید و فروش ارز دیجیتال و نگهداری آن با چالشهای قانونی و فنی روبرو بودند.
راهاندازی صندوقهای قابل معامله در بورس یا ETF (مخفف Exchange-Traded Fund) (ابزاری مالی که به سرمایهگذاران اجازه میدهد بدون خرید مستقیم یک دارایی، روی قیمت آن سرمایهگذاری کنند) برای بیتکوین در بازارهای بزرگ مالی مانند آمریکا، این مانع را از بین برد.
این ETFها به معنای باز شدن درها به روی تریلیونها دلار سرمایهی نهادی هستند. این موسسات، بیتکوین را به عنوان یک دارایی جدید و مشروع پذیرفتهاند و آن را به سبد داراییهای خود اضافه میکنند. این پذیرش گسترده و ورود پولهای کلان، جایگاه بیتکوین را به عنوان دارایی شماره یک به شدت مستحکم کرده است، مزیتی که اتریوم هنوز با همان قدرت به آن دست نیافته است.
امنیت، تمرکززدایی و اثر شبکه: مزیت اولین بودن بیتکوین
بیتکوین از سال ۲۰۰۹ بدون توقف و بدون هک شدن هستهی اصلی شبکه در حال کار است. این مزیت «اولین بودن» (First-Mover Advantage) سه برتری کلیدی به آن داده است:
- امنیت اثباتشده: شبکهی بیتکوین توسط قدرتمندترین شبکهی کامپیوتری جهان (ماینرها) محافظت میشود. حمله به این شبکه تقریباً غیرممکن و فوقالعاده پرهزینه است.
- تمرکززدایی واقعی: بیتکوین هیچ رهبر، مدیرعامل یا تیم توسعهی مرکزی مشخصی ندارد (خالق آن، ساتوشی ناکاموتو، ناشناس است). این ویژگی برای بسیاری از سرمایهگذاران که نگران تصمیمگیریهای یک فرد یا گروه خاص هستند، یک مزیت بزرگ محسوب میشود.
- اثر شبکه (Network Effect): بیتکوین شناختهشدهترین، پذیرفتهشدهترین و نقدشوندهترین ارز دیجیتال است. مانند یک شبکهی اجتماعی یا تلفن؛ هرچه افراد بیشتری از آن استفاده کنند (خرید بیت کوین)، ارزش آن برای همه بیشتر میشود. شکستن این اثر شبکه برای یک رقیب جدید بسیار دشوار است.
چالشهای اتریوم: از تمرکز نسبی تا نگرانیهای رگولاتوری
در نهایت، مخالفان فلیپنینگ به چالشهای خود اتریوم اشاره میکنند.
- نگرانیهای تمرکز: با وجود حرکت به سمت اثبات سهام (PoS)، نگرانیهایی وجود دارد که کنترل شبکه ممکن است در دست تعداد محدودی از اعتباردهندهها (Validators) یا پلتفرمهای استیکینگ بزرگ متمرکز شود. همچنین، وجود یک چهرهی شناختهشده مانند ویتالیک بوترین و یک بنیاد توسعهی قوی، از نظر برخی، یک نقطهی آسیبپذیری و تمرکز است.
- عدم قطعیت رگولاتوری: نهادهای قانونگذار مانند کمیسیون بورس و اوراق بهادار آمریکا (SEC)، بیتکوین را به عنوان یک «کالا» (Commodity) مانند طلا پذیرفتهاند. اما در مورد اتریوم، بحثهای زیادی وجود دارد که آیا به دلیل کاربردها و نحوهی راهاندازی اولیهاش، باید به عنوان یک «اوراق بهادار» (Security) (مانند سهام یک شرکت) طبقهبندی شود یا خیر. این عدم قطعیت قانونی میتواند مانع بزرگی برای پذیرش نهادی گستردهی آن در مقایسه با بیتکوین باشد.
اگر فلیپنینگ رخ دهد چه میشود؟ (بررسی پیامدهای احتمالی)
فرض کنید یک روز از خواب بیدار میشوید و میبینید که اتریوم، بیتکوین را پشت سر گذاشته و به ارز شماره یک بازار تبدیل شده است. این اتفاق، صرفاً یک جابهجایی ساده در جدول ردهبندی نیست؛ فلیپنینگ میتواند پیامدهای روانشناختی و مالی عمیقی برای کل اکوسیستم ارزهای دیجیتال داشته باشد. بیایید ببینیم اگر این سناریوی بزرگ رخ دهد، چه اتفاقاتی ممکن است بیفتد.
درک ابعاد فیلیپنینگ: این جابهجایی چقدر بزرگ است؟
قبل از اینکه به پیامدهای این رویداد بپردازیم، مهم است که بزرگی و اهمیت آن را درک کنیم. فیلیپنینگ صرفاً مانند جابهجایی دو تیم در ردهی سوم و چهارم جدول لیگ نیست؛ این رویداد به معنای سرنگونی پادشاهی است که از روز اول پیدایش این بازار، بر تخت نشسته است.
برای سالها، ارزش بازار (Market Cap) بیتکوین نه فقط بیشتر، بلکه اغلب چندین برابر بزرگتر از ارزش بازار اتریوم بوده است. این فاصله گاهی به صدها میلیارد دلار میرسد.
همانطور که قبلاً اشاره کردیم، شاخص فلیپنینگ (Flippening Index) دقیقاً همین فاصله را اندازهگیری میکند و به ما نشان میدهد که ارزش اتریوم چند درصدِ ارزش بیتکوین است (مثلاً ۵۰ درصد، یعنی نصف راه را رفته است).
بنابراین، وقوع فلیپنینگ به این معناست که اتریوم باید رشدی انفجاری را تجربه کند تا بتواند این شکاف عظیم تاریخی را جبران کند و از بیتکوین پیشی بگیرد. درک همین ابعاد بزرگ ماجرا به ما کمک میکند تا بفهمیم چرا پیامدهای وقوع آن (که در ادامه میخوانید) میتواند کل بازار را به طور اساسی دگرگون کند.
آیا فلیپنینگ به معنای پایان بیتکوین است؟
پاسخ کوتاه: به احتمال زیاد، خیر.
فلیپنینگ به معنای شکست کامل یا بیارزش شدن بیتکوین نیست. همانطور که گفتیم، بیتکوین و اتریوم دو هدف بسیار متفاوت را دنبال میکنند. بیتکوین نقش طلای دیجیتال و ذخیرهی ارزش را ایفا میکند، در حالی که اتریوم یک پلتفرم کاربردی (نفت دیجیتال) است.
اگر فلیپنینگ رخ دهد، بیتکوین همچنان به عنوان اولین، امنترین و غیرمتمرکزترین شبکهی ذخیرهی ارزش باقی خواهد ماند. این اتفاق صرفاً به این معناست که بازار، ارزش بیشتری برای پلتفرمهای کاربردی و زیرساختهای مالی (مانند اتریum) نسبت به ذخیرهی ارزش صِرف قائل شده است. این دو میتوانند به عنوان رتبههای یک و دو (با هر ترتیبی) در کنار هم به حیات خود ادامه دهند.
تاثیر این رویداد بر کل بازار ارزهای دیجیتال (آلتکوینها)
این رویداد میتواند یک دومینوی بزرگ در بازار ایجاد کند. چنین تغییری در رهبری بازار، پیامدهای گستردهای برای سایر ارزها خواهد داشت:
- تغییر روایت (Narrative Shift): فلیپنینگ این پیام را به بازار میدهد که کاربرد (Utility) و نوآوری فنی میتواند بر مزیت اولین بودن (مانند بیتکوین) غلبه کند. این امر باعث میشود سرمایهگذاران توجه و پول بیشتری را به سمت سایر آلتکوینهای (Altcoins) (هر ارزی به جز بیتکوین) کاربردی سرازیر کنند.
- رونق اکوسیستم اتریوم: از آنجایی که اتریوم میزبان هزاران توکن دیگر (مانند توکنهای ERC-20) و برنامههای دیفای (DeFi) و انافتی (NFT) است، موفقیت آن به معنای رونق شدید کل اکوسیستم زیرمجموعهی آن خواهد بود.
- افزایش نوسانات: چنین تغییر بزرگی در صدر جدول، قطعاً باعث ایجاد نوسانات شدید در کوتاهمدت، هم برای بیتکوین و هم برای سایر آلتکوینها خواهد شد، زیرا سرمایهگذاران در حال ارزیابی مجدد کل بازار هستند.
این اتفاق برای سبد سرمایهگذاری شما چه معنایی دارد؟
این مهمترین سوال برای یک سرمایهگذار است. اگر فلیپنینگ رخ دهد، این اتفاق اهمیت تنوعبخشی به سبد دارایی (Portfolio Diversification) را بیش از پیش نشان میدهد.
این رویداد به ما یادآوری میکند که دنیای رمزارز فقط در بیتکوین خلاصه نمیشود. سرمایهگذارانی که تمام دارایی خود را فقط روی بیتکوین گذاشتهاند، از رشد احتمالی اتریوم و اکوسیستم آن باز میمانند.
از طرف دیگر، این رقابت نشان میدهد که بازار رمزارز هنوز بسیار پویا و جوان است و هیچ چیز در آن قطعی نیست. درک این رقابت به شما کمک میکند تا تصمیمات آگاهانهتری برای تقسیم سرمایهی خود بین داراییهای پیشرو (مانند بیتکوین)، پلتفرمهای کاربردی (مانند اتریوم) و سایر بخشهای بازار بگیرید.
منابع:
Coinbase
Cointracker
Angelone.in
Amchamindia