معاملهگری را تصور کنید که در حال بررسی وایتپیپر یک پروژهی جدید یا خواندن تحلیلهای فاندامنتال است و با این واژه برخورد میکند؛ عدم درک تفاوت میان یک پروتکل ارتقادهندهی مقیاسپذیری و یک قبرستان سرمایه، میتواند مرز باریک بین یک سرمایهگذاری هوشمندانه و گیر افتادن در پروژهای فروپاشیده شبیه به لونا (LUNA) باشد. در این مقاله، این دو مفهوم کاملا متفاوت را رمزگشایی میکنیم و به شما نشان میدهیم چگونه شبکههای مرده را پیش از قفل شدن سرمایهتان، روی نقشهی بازار شناسایی کنید.
گوست چین چیست؟ رمزگشایی از دو مفهوم متفاوت در دنیای کریپتو
ورود به دنیای رمزارزها (ارزهای دیجیتال رمزنگاری شده) گاهی شبیه به یادگیری یک زبان کاملا جدید است. در این مسیر، گاهی با کلماتی روبرو میشویم که ظاهر ترسناک یا عجیبی دارند، اما در باطن داستان دیگری را روایت میکنند. اصطلاح گوست چین یا زنجیرهی ارواح دقیقا یکی از همین موارد است. وقتی برای اولین بار این عبارت را میشنوید، احتمالا به یاد یک شهر متروکه یا یک فیلم ترسناک میافتید. جالب است بدانید که این اصطلاح در بازار ارزهای دیجیتال، دو معنی کاملا متفاوت دارد که یکی از آنها نشاندهندهی خطر و دیگری نشاندهندهی یک تکنولوژی پیشرفته است. برای اینکه در دام سوءتفاهمهای بازار نیفتیم، بیایید این دو مفهوم را با زبانی ساده و قدم به قدم بررسی کنیم.
تفاوت فاحش پروتکل گوست (GHOST Protocol) و زنجیره ارواح (پروژههای مرده)
برای درک بهتر، این اصطلاح را به دو دستهی کاملا مجزا تقسیم میکنیم تا تفاوت زمین تا آسمان آنها برایتان روشن شود:
- زنجیرهی ارواح به عنوان پروژهی مرده و متروکه: یک مرکز خرید بسیار بزرگ و مجلل را تصور کنید که با تبلیغات فراوان افتتاح شده است. در ماههای اول، مردم زیادی برای بازدید میآیند، اما بعد از مدتی، مغازهها یکی یکی تعطیل میشوند و دیگر هیچ خریداری در آنجا پرسه نمیزند. ساختمان هنوز سر پا است، برق آن وصل است و درهایش باز هستند، اما عملا هیچ زندگی و تجارتی در آن جریان ندارد.
در دنیای بلاکچین (یک دفتر کل دیجیتال و توزیع شده که اطلاعات را ثبت میکند)، به پروژههایی که دچار چنین سرنوشتی میشوند، زنجیرهی ارواح میگویند. این شبکهها هنوز از نظر فنی کار میکنند و بلاکهای جدید تولید میکنند، اما هیچ کاربر واقعی ندارند، برنامهنویسان آنها را رها کردهاند و حجم معاملات توکن (دارایی دیجیتال اختصاصی یک پروژه) آنها تقریبا به صفر رسیده است.
- پروتکل گوست به عنوان یک راهکار فنی و پیشرفته: حالا بیایید به روی دیگر سکه نگاه کنیم. گاهی مهندسان کامپیوتر از کلمهی GHOST صحبت میکنند که مخفف یک عبارت طولانی و پیچیدهی انگلیسی است. در اینجا، گوست اصلا به معنی یک پروژهی شکستخورده نیست؛ بلکه یک الگوریتم هوشمند یا یک افسر راهنمایی و رانندگی برای شبکههای شلوغ است.
در شبکههایی مانند اتریوم، گاهی پیش میآید که دو ماینر (کامپیوترهای قدرتمندی که با حل مسائل ریاضی، تراکنشها را تایید و ثبت میکنند) به طور همزمان یک بلاک جدید میسازند. شبکه فقط میتواند یکی از این بلاکها را در مسیر اصلی قرار دهد. پروتکل گوست اینجا وارد عمل میشود؛ این الگوریتم به شبکه کمک میکند تا مسیر درست را انتخاب کند و در عین حال، به ماینری که بلاکش انتخاب نشده اما کار درستی انجام داده است، پاداش کوچکی میدهد تا زحماتش هدر نرود. این کار باعث افزایش سرعت و امنیت کل شبکه میشود.
چرا درک این تفاوت برای معاملهگران و توسعهدهندگان حیاتی است؟
شاید بپرسید چرا ما به عنوان یک کاربر عادی باید این تفاوت را بدانیم؟ پاسخ بسیار ساده است: چون اشتباه گرفتن این دو مفهوم میتواند به قیمت از دست رفتن سرمایهی شما یا هدر رفتن ماهها تلاش یک برنامهنویس تمام شود.
دانستن این تفاوت به دلایل زیر اهمیت بالایی دارد:
- محافظت از سرمایهی شخصی: اگر شما یک سرمایهگذار هستید و در شبکههای اجتماعی میخوانید که یک پروژه تبدیل به زنجیرهی ارواح شده است، باید فورا زنگ خطر را در ذهن خود به صدا درآورید. سرمایهگذاری در این پروژهها دقیقا مثل خریدن مغازه در همان پاساژ متروکه است؛ پولی پرداخت میکنید اما هرگز نمیتوانید آن را با سود برگردانید و دارایی شما قفل میشود.
- درک درست اخبار و تحلیلهای بازار: از طرف دیگر، اگر در حال خواندن یک مقالهی تخصصی دربارهی ارتقای یک شبکه هستید و با پروتکل گوست مواجه میشوید، نباید نگران شوید و ارزهای خود را با ترس بفروشید! در اینجا کلمهی گوست به معنی بهبود سرعت شبکه و یک خبر بسیار مثبت و فاندامنتال است.
- انتخاب بستر مناسب برای ساخت برنامه: توسعهدهندگان و برنامهنویسان برای ساختن اپلیکیشنهای خود به شبکههای زنده و پویا نیاز دارند. یک برنامهنویس باید بتواند تفاوت یک شبکهی متروکه را از شبکهای که با الگوریتم گوست بهینهسازی شده است تشخیص دهد تا وقت، انرژی و سرمایهی خود را روی یک پروژهی مرده هدر ندهد.
در نهایت، بازار رمزارزها پر از کلماتی که میتوانند فریبنده باشند است. آگاهی از این تفاوتها، اولین قدم محکم برای تبدیل شدن به یک فرد آگاه و حرفهای در این بازار پرنوسان است.
پروتکل گوست (GHOST) در ساختار بلاکچین چیست؟
در بخش قبل با دو معنی کاملا متفاوت آشنا شدیم. حالا وقت آن است که ذرهبین خود را روی معنی اول، یعنی کاربرد فنی این کلمه در شبکهی بلاکچین قرار دهیم. پروتکل گوست در واقع یک سیستم مدیریت ترافیک هوشمند است که برای حل یکی از بزرگترین مشکلات ارزهای دیجیتال، یعنی مسئلهی مقیاسپذیری (توانایی شبکه برای پردازش تعداد زیادی تراکنش در زمان کوتاه بدون افت سرعت) طراحی شده است. برای اینکه بدانیم این الگوریتم چطور به داد شبکههایی مثل اتریوم رسیده است، اول باید ببینیم شبکههای قدیمیتر با چه چالشی دست و پنجه نرم میکردند.
چالشهای بلاکچینهای سنتی در تایید تراکنشها و مسئلهی سرعت
در شبکههای نسل اول مانند بیت کوین، امنیت در بالاترین سطح ممکن قرار دارد، اما این امنیت بالا به قیمت کند شدن سرعت شبکه تمام میشود. شبکهی بیت کوین طوری طراحی شده است که به طور میانگین هر ده دقیقه فقط یک بلاک جدید (بستهی دیجیتالی حاوی اطلاعات تراکنشها) تولید شود.
شاید بپرسید چرا این زمان انقدر طولانی است؟ دلیل آن جلوگیری از تداخل اطلاعات است. اگر سرعت تولید بلاکها خیلی بالا برود، اطلاعات به موقع به تمام کامپیوترهای سراسر جهان (نودها) نمیرسد. در نتیجه، ممکن است در یک لحظه، چند ماینر مختلف در نقاط مختلف دنیا به طور همزمان یک بلاک معتبر بسازند. این اتفاق باعث هرج و مرج میشود، زیرا شبکه نمیداند کدام بلاک را باید به عنوان مسیر اصلی انتخاب کند و کدام یک را کنار بگذارد.
برای درک بهتر، یک کلاس درس را تصور کنید که در آن معلم یک سوال ریاضی سخت میپرسد و همزمان دو دانشآموز به جواب درست میرسند و آن را روی تخته مینویسند. معلم فقط میتواند جواب یکی از آنها را در دفترچهی نمرات ثبت کند. در بلاکچینهای سنتی، این مسابقه برای ثبت سریعتر اطلاعات باعث میشود همیشه زحمات یکی از برندهها کاملا نادیده گرفته شود.
آشنایی با مفهوم بلاک یتیم (Orphan Block) و بلاک آنکل (Uncle Block)
همانطور که در مثال کلاس درس دیدیم، وقتی دو نفر همزمان مسابقه را میبرند، شبکهی بلاکچین مجبور است انتخاب کند. نتیجهی این انتخاب پیدایش دو مفهوم بسیار مهم است که پروتکل گوست دقیقا برای مدیریت آنها ساخته شده است:
- بلاک یتیم (Orphan Block): در شبکهای مانند بیت کوین، وقتی دو بلاک همزمان ساخته میشوند، شبکه در نهایت فقط یکی از آنها را که کمی سریعتر به بقیهی کامپیوترها رسیده است، میپذیرد. بلاک دوم که کاملا درست و معتبر است اما در رقابت فقط چند ثانیه عقب مانده، از شبکهی اصلی کنار گذاشته میشود. به این بلاک رها شده، بلاک یتیم میگویند. ماینری که این بلاک را ساخته، هیچ پاداشی نمیگیرد و تمام برق و توان پردازشی او هدر میرود.
- بلاک آنکل (Uncle Block): شبکهی اتریوم برای حل مشکل کندی سرعت، تصمیم گرفت بلاکها را خیلی سریعتر (مثلا هر 15 ثانیه) تولید کند. اما این سرعت بالا باعث میشد تعداد بلاکهای همزمان و در نتیجه اتلاف انرژی به شدت افزایش یابد. در اینجا توسعهدهندگان اتریوم از یک راهکار هوشمندانه استفاده کردند و به جای یتیم کردن این بلاکهای معتبر، به آنها عنوان بلاک عمو یا بلاک آنکل دادند.
در سیستم اتریوم، اگرچه بلاک آنکل بخشی از زنجیرهی اصلی نمیشود، اما شبکه زحمات سازندهی آن را نادیده نمیگیرد. سازندهی این بلاک یک پاداش تسلیبخش دریافت میکند. این رویکرد منصفانه دقیقا توسط پروتکل گوست مدیریت میشود. گوست به شبکه اجازه میدهد تا هم سرعت بسیار بالایی داشته باشد و هم حق کسانی که در تامین امنیت شبکه تلاش کردهاند پایمال نشود.

زنجیره ارواح (Ghost Chain) به عنوان پروژههای مرده و متروکه
حالا که با جنبهی فنی کلمهی گوست در شبکههایی مثل اتریوم آشنا شدیم، وقت آن است که به سراغ معنی دوم و بسیار رایجتر آن در بازار سرمایه برویم. در اینجا، زنجیرهی ارواح دیگر یک تکنولوژی مفید و ناجی نیست، بلکه یک تلهی خطرناک برای سرمایهی شماست. اگر قصد دارید در بازار ارزهای دیجیتال سرمایهگذاری کنید، شناخت این پروژههای مرده یکی از مهمترین مهارتهایی است که باید یاد بگیرید.
تعریف زنجیره ارواح؛ بلاکچینی که زنده است اما کاربری ندارد
تصور کنید یک شهربازی بزرگ با دستگاههای بسیار پیشرفته ساخته شده است، برق تمام دستگاهها وصل است و چرخوفلکها در حال چرخیدن هستند، اما حتی یک بازدیدکننده یا کودک هم در آنجا وجود ندارد. در دنیای رمزارزها، زنجیرهی ارواح دقیقا چنین وضعیتی دارد.
این پروژهها از نظر فنی هنوز سر پا هستند؛ یعنی نودها (کامپیوترهای متصل به شبکه که اطلاعات را اعتبارسنجی و ذخیره میکنند) هنوز روشن هستند و بلاکهای جدید تولید میشوند. توکن این شبکه ممکن است هنوز در برخی صرافیها خرید و فروش شود، اما در باطن، هیچ کاربر واقعی در حال استفاده از این شبکه نیست. در یک شبکهی سالم، مردم روزانه هزاران تراکنش انجام میدهند و برنامهنویسان دائما در حال ساخت اپلیکیشنهای جدید روی آن هستند. اما در یک گوست چین، تنها چیزی که میبینید تراکنشهای رباتیک و خودکار است که فقط برای حفظ ظاهر شبکه انجام میشوند تا به سرمایهگذاران تازهکار این توهم را بدهند که پروژه هنوز زنده و پویاست.
چه عواملی یک شبکه پررونق را به یک زنجیره مرده تبدیل میکنند؟
شاید این سوال برایتان پیش بیاید که چطور یک پروژهی چند میلیون دلاری با آن همه تبلیغات، ناگهان به یک شهر ارواح تبدیل میشود؟ مرگ یک شبکهی بلاکچینی معمولا یکشبه اتفاق نمیافتد، بلکه نتیجهی یک سلسله اشتباهات، ضعفها و اتفاقات ناگوار در طول زمان است. در ادامه، چهار دلیل اصلی که باعث میشوند نبض یک پروژهی پررونق برای همیشه بایستد را با هم بررسی میکنیم:
هیجانات کاذب اولیه و فقدان ارزش بنیادین برای کاربران
بسیاری از پروژهها در زمان عرضه، با کمپینهای تبلیغاتی بسیار سنگین و وعدههای توخالی به بازار میآیند. آنها با ایجاد فومو (FOMO یا ترس جا ماندن از سود بازار)، افراد زیادی را به خرید توکنهای خود ترغیب میکنند. اما وقتی تب و تاب اولیهی بازار میخوابد، کاربران متوجه میشوند که این پروژه هیچ مشکل واقعی را حل نمیکند و کاربرد خاصی در دنیای واقعی ندارد. وقتی یک شبکه ارزش بنیادین (ارزش ذاتی و واقعی یک دارایی بر اساس میزان کارایی آن) نداشته باشد، سرمایهگذاران به سرعت پول خود را خارج میکنند و پروژه آرام آرام به یک گوست چین تبدیل میشود.
توقف بهروزرسانیها و رها شدن پروژه توسط تیم توسعهدهنده
در دنیای پرسرعت تکنولوژی، توقف کردن مساوی است با مرگ. یک شبکهی بلاکچینی برای زنده ماندن نیاز دارد که دائما مشکلات امنیتی خود را برطرف کند و امکانات جدیدی به کاربران ارائه دهد. گاهی اوقات، تیم سازندهی یک پروژه پس از جمعآوری پول در عرضهی اولیهی توکنها، انگیزهی خود را برای ادامهی کار از دست میدهد یا به دلیل اختلافات داخلی از هم میپاشد. وقتی برنامهنویسان اصلی، گیتهاب پروژهی خود (GitHub یا پلتفرمی جهانی که کدهای برنامهنویسی در آنجا ذخیره و بهروزرسانی میشوند) را رها کنند، توسعهدهندگان دیگر هم تمایلی به ساخت برنامههای جدید روی آن شبکه نخواهند داشت.
ظهور رقبای قدرتمندتر و کوچ کاربران به شبکههای جدید
بازار رمزارزها به شدت بیرحم و رقابتی است. گاهی یک شبکه واقعا ایدهی خوبی دارد و در ماههای اول هم موفق عمل میکند، اما ناگهان رقیب تازهنفسی پیدا میشود که همان خدمات را با سرعت بسیار بیشتر و کارمزد (هزینهای که بابت انجام هر تراکنش به شبکه پرداخت میکنید) بسیار کمتر ارائه میدهد. کاربران در بازار مالی همیشه به دنبال سریعترین، امنترین و ارزانترین گزینهها هستند. اگر یک شبکهی قدیمی نتواند خود را با تکنولوژی روز تطبیق دهد، کاربران و سرمایههایشان خیلی زود به شبکهی رقیب کوچ میکنند.
موانع قانونی و فشارهای نظارتی بر اکوسیستم پروژه
گاهی اوقات، مرگ یک شبکه ربطی به تکنولوژی ضعیف یا رقبای سرسخت ندارد، بلکه پای قانون در میان است. دولتها و نهادهای نظارتی مالی در سراسر جهان قوانین سختگیرانهای برای ارزهای دیجیتال وضع میکنند. اگر مشخص شود که یک پروژهی بلاکچینی قوانین مالی را نقض کرده است، مدیران آن تحت تعقیب قرار بگیرند یا صرافیهای بزرگ (پلتفرمهای آنلاین خرید و فروش ارز دیجیتال) مجبور شوند توکن آن را از ترس جریمه شدن از لیست خود حذف کنند، اعتماد عمومی به طور کامل از بین میرود. در چنین شرایطی، حتی اگر زیرساخت شبکهی مورد نظر بینقص باشد، ترس از مشکلات قانونی باعث فرار دستهجمعی سرمایهها و متروکه شدن شبکه میشود.
چگونه زنجیره های ارواح را پیش از سرمایهگذاری شناسایی کنیم؟
سرمایهگذاری در بازار ارزهای دیجیتال بدون تحقیق و بررسی، دقیقا مثل خریدن خانهای در یک شهر ناشناخته است؛ ممکن است ظاهر خانه زیبا باشد، اما اگر بعد از خرید متوجه شوید که آن شهر نه آب دارد و نه برق، تمام سرمایهی شما از بین رفته است. برای اینکه در تلهی گوست چینها یا همان پروژههای مرده نیفتید، باید مثل یک کارآگاه باهوش عمل کنید. خبر خوب این است که تشخیص این پروژهها کار سختی نیست و با بررسی چند نشانهی ساده اما مهم، میتوانید از امنیت سرمایهی خود مطمئن شوید. در ادامه، چهار قدم اصلی برای شناسایی این شبکههای متروکه را با هم یاد میگیریم.
رصد حجم معاملات روزانه و میزان نقدینگی توکن در صرافیهای معتبر
اولین و راحتترین راه برای سنجش سلامت یک پروژه، نگاه کردن به وضعیت خرید و فروش ارز اختصاصی آن شبکه است. یک بازار سالم و زنده را شبیه به یک بازار محلی شلوغ تصور کنید که در آن دائما افراد در حال معامله هستند. در دنیای رمزارزها، ما این پویایی را با دو معیار میسنجیم:
- نقدینگی (Liquidity): به زبان ساده، نقدینگی یعنی چقدر پول در بازار آن ارز وجود دارد تا شما بتوانید هر زمان که خواستید، دارایی خود را به راحتی بخرید یا بفروشید. در یک گوست چین، نقدینگی به شدت پایین است؛ یعنی اگر بخواهید ارز خود را بفروشید، خریداری برای آن پیدا نمیشود و پول شما بلوکه میشود.
- حجم معاملات روزانه (Trading Volume): این عدد نشاندهندهی کل پولی است که در 24 ساعت گذشته برای خرید و فروش آن ارز جابجا شده است. اگر میبینید که حجم معاملات یک توکن به شکل عجیبی پایین آمده و برای روزها یا ماهها تغییری نمیکند، این یک زنگ خطر بزرگ است که نشان میدهد معاملهگران واقعی، آن پروژه را ترک کردهاند.
بررسی وضعیت مخزن کدها (Repositories) و فعالیت برنامهنویسان در پلتفرم گیتهاب
قلب تپندهی هر پروژهی بلاکچینی، کدهای برنامهنویسی آن است. اگر میخواهید بدانید یک رستوران چقدر موفق است، به جای نگاه کردن به دکوراسیون، باید ببینید در آشپزخانهی آن چه میگذرد. پلتفرم گیتهاب دقیقا نقش همین آشپزخانه را دارد.
توسعهدهندگان کدهای خود را در بخشهایی به نام مخزن کد (Repository یا پوشهای آنلاین که تمام فایلها و تاریخچهی تغییرات برنامهنویسی یک پروژه در آن نگهداری میشود) قرار میدهند. برای بررسی زنده بودن پروژه، کافی است به صفحهی گیتهاب آنها سر بزنید. اگر آخرین بهروزرسانی کدها مربوط به ماهها یا سالها پیش باشد، به این معنی است که برنامهنویسان، توسعهی شبکه را متوقف کردهاند. یک شبکهی بلاکچینی که بهروزرسانی نشود، در برابر هکرها آسیبپذیر میشود و عملا یک پروژهی مرده به حساب میآید.
ارزیابی واقعی بودن تعاملات و پویایی جامعه کاربری در شبکههای اجتماعی
جامعهی کاربری یا افرادی که پروژه را دنبال میکنند، یکی دیگر از نشانههای حیات شبکههای رمزارزی هستند. اما در اینجا یک تلهی بزرگ وجود دارد: گول اعداد ظاهری را نخورید!
ممکن است صفحهی توییتر یا گروه تلگرامی یک پروژه صدها هزار دنبالکننده داشته باشد، اما وقتی پیامها را میخوانید، متوجه میشوید که هیچ بحث تخصصی یا سوال واقعی در آنجا مطرح نمیشود. در شبکههای مرده، تیم سازنده معمولا از رباتها (کدهای کامپیوتری که به صورت خودکار پیامهای تکراری، دروغین و تعریف و تمجید منتشر میکنند) برای شلوغ نشان دادن فضا استفاده میکند. یک جامعهی پویا پر از کاربرانی است که دربارهی آیندهی پروژه سوال میپرسند، مشکلات را گزارش میدهند و با تیم توسعهدهنده به طور مداوم در ارتباط هستند.
جدول مقایسهای: نشانههای یک بلاکچین پویا در برابر یک گوست چین
برای اینکه بتوانید در یک نگاه پروژههای سالم را از زنجیرههای ارواح تشخیص دهید، جدولی از مهمترین تفاوتهای آنها آماده کردهایم. در این جدول از معیاری به نام ارزش کل قفل شده (TVL یا مجموع کل پولی که کاربران در برنامههای مالی و قراردادهای هوشمند یک شبکه سرمایهگذاری کردهاند) استفاده شده است که یکی از بهترین ابزارها برای سنجش اعتبار شبکه به شمار میرود.
|
ویژگی مورد بررسی
|
نشانهی بلاکچین زنده و پویا
|
نشانهی گوست چین (شبکهی مرده)
|
|
ارزش کل قفل شده (TVL)
|
روندی پایدار دارد و سرمایههای جدید وارد شبکه میشود.
|
به شدت افت کرده و سرمایهگذاران پول خود را خارج کردهاند.
|
|
تعداد آدرسهای فعال روزانه
|
هزاران کیف پول مختلف هر روز در حال انجام تراکنش هستند.
|
تعداد کیف پولهای فعال به انگشتان دست میرسد یا صفر است.
|
|
تعداد و نوع تراکنشها
|
تراکنشهای متنوع شامل خرید، فروش و استفاده از اپلیکیشنها وجود دارد.
|
تراکنشها بسیار کم هستند یا فقط توسط چند آدرس تکراری (رباتها) انجام میشوند.
|
|
وضعیت فعالیت در گیتهاب
|
برنامهنویسان به طور روزانه یا هفتگی کدها را بهروزرسانی میکنند.
|
ماهها یا سالهاست که هیچ کد جدیدی اضافه نشده است.
|
|
جامعهی کاربری (شبکههای اجتماعی)
|
کاربران واقعی سوال میپرسند، انتقاد میکنند و تیم سازنده پاسخگو است.
|
نظرات پر از پیامهای تکراری رباتهاست و تیم سازنده پاسخی نمیدهد.
|
درسهایی از تاریخ؛ بررسی نمونههای معروف زنجیره ارواح
برای اینکه بهتر درک کنیم چگونه یک پروژهی بزرگ و محبوب میتواند به یک زنجیرهی ارواح تبدیل شود، بهترین کار مطالعهی سرنوشت پروژههایی است که زمانی در اوج بودند. تاریخ بازار ارزهای دیجیتال پر از پروژههایی است که با وعدههای بزرگ آمدند، اما امروز فقط نامی از آنها باقی مانده است. بررسی این موارد به ما کمک میکند تا الگوهای شکست را بشناسیم و در آینده، اشتباهات دیگران را تکرار نکنیم.
شبکه ترا لونا (Terra LUNA)؛ سقوط یک غول دیفای و تبدیل شدن به شهر ارواح
پروژهی ترا لونا یکی از دردناکترین و در عین حال آموزندهترین مثالها در تاریخ کریپتو است. این شبکه زمانی میزبان یکی از بزرگترین اکوسیستمهای دیفای (DeFi یا امور مالی غیرمتمرکز که خدمات بانکی را بدون واسطه ارائه میدهد) در جهان بود. اما در می سال 2022، به دلیل نقص در ساختار استیبل کوین (Stablecoin یا ارز دیجیتالی که قیمت آن همیشه ثابت و معمولا معادل یک دلار است) خود، در عرض چند روز فروپاشید.
اتفاقی که برای لونا افتاد، تبدیل شدن به یک زنجیرهی ارواح واقعی بود:
- خروج دستهجمعی: پس از سقوط قیمت، میلیاردها دلار سرمایه از این شبکه خارج شد.
- از دست رفتن اعتماد: توسعهدهندگانی که روی این شبکه برنامه میساختند، آن را رها کردند و به شبکههای دیگر کوچ کردند.
- وضعیت فعلی: اگرچه نسخههای تغییر یافتهای از این شبکه هنوز وجود دارند، اما آن شکوه و پویایی سابق هرگز بازنگشت و بخش بزرگی از زیرساختهای قدیمی آن اکنون به یک متروکهی دیجیتالی تبدیل شده است.
آیرون فایننس (Iron Finance)؛ فروپاشی ناشی از نقص در طراحی توکنومیکس
پروژهی آیرون فایننس مثال دیگری از پروژههایی است که به دلیل ضعف در توکنومیکس (Tokenomics یا مدل اقتصادی و قوانین مربوط به عرضهی یک ارز دیجیتال) از پا درآمد. این پروژه به قدری جذاب به نظر میرسید که حتی سرمایهگذاران مشهور جهانی هم در آن مشارکت کرده بودند. اما یک اشتباه محاسباتی در طراحی سیستم پاداش و ثبات قیمت، باعث شد که ارزش توکن آن در کمتر از یک روز تقریبا به صفر برسد.
بعد از این حادثه، آیرون فایننس به سرعت ویژگیهای یک گوست چین را پیدا کرد:
- حمله فروش: همه میخواستند همزمان دارایی خود را بفروشند، در حالی که خریداری وجود نداشت.
- توقف فعالیت: تیم پروژه دیگر نتوانست اعتماد از دست رفته را بازسازی کند.
- بیاستفاده ماندن: کدهای پروژه همچنان روی بلاکچین وجود دارند، اما دیگر کسی برای انتقال پول یا ساخت برنامه از این شبکه استفاده نمیکند.
نگاهی به پروژههای فراموش شده نسلهای قبل (امرکوین و کداک کوین)
زنجیرههای ارواح فقط مربوط به سالهای اخیر نیستند. اگر کمی به عقب برگردیم، نامهایی را میبینیم که در زمان خودشان سر و صدای زیادی به پا کردند اما امروز کمتر کسی آنها را به خاطر میآورد:
- امرکوین (Emercoin): این پروژه قرار بود ترکیبی از چندین خدمات تکنولوژی باشد. با وجود اینکه تیم فنی قوی داشت، اما نتوانست جامعهی کاربری بزرگی جذب کند. امروز این شبکه هنوز فعال است و بلاک تولید میکند، اما به دلیل نداشتن کاربر و حجم معاملات بسیار پایین، یک مثال کلاسیک از گوست چین محسوب میشود.
- کداک کوین (KodakCoin): این پروژه با نام برند معروف دوربین عکاسی یعنی کداک وارد بازار شد تا به عکاسان برای مدیریت حقوق آثارشان کمک کند. اما این پروژه بیشتر از آنکه به فکر حل مشکل فنی باشد، بر پایهی موج تبلیغاتی بنا شده بود. خیلی زود مشخص شد که بلاکچین اختصاصی آنها هیچ مزیتی ندارد و این پروژه هم به لیست بلند بالای پروژههای متروکه اضافه شد.
بررسی این پروژهها به ما نشان میدهد که حتی نامهای بزرگ و تکنولوژیهای پیچیده هم بدون داشتن یک جامعهی کاربری واقعی و مدل اقتصادی درست، محکوم به تبدیل شدن به زنجیرهی ارواح هستند.
خطرات و پیامدهای فعالیت در اکوسیستم گوست چینها
شناخت ماهیت زنجیرههای ارواح به تنهایی کافی نیست؛ موضوع اصلی این است که بدانیم چرا باید از آنها دوری کنیم. فعالیت در این اکوسیستمها (محیطی دیجیتال که کاربران، برنامهها و تراکنشها در آن با هم تعامل دارند) شبیه به رانندگی در جادهای است که سالها پیش متروکه شده و هیچ خدمات امدادی در آن وجود ندارد. در این بخش، عواقب جدی و خطرناکی را که میتواند گریبانگیر سرمایهگذاران و برنامهنویسان شود، با هم مرور میکنیم.
ریسک بالای قفل شدن سرمایه و ناتوانی در نقد کردن داراییها
بزرگترین و دردناکترین خطری که کاربران عادی و سرمایهگذاران را تهدید میکند، از دست رفتن سرمایهی آنهاست. فرض کنید شما مقداری از توکن اختصاصی یک گوست چین را خریداری کردهاید و ناگهان متوجه میشوید که قیمت آن به دلیل اخبار بد در حال سقوط است. تصمیم میگیرید فورا دارایی خود را بفروشید تا ضرر کمتری کنید، اما با یک مشکل بزرگ روبرو میشوید: هیچ خریداری در بازار وجود ندارد!
به این وضعیت در بازارهای مالی، بحران نقدینگی (Liquidity Crisis یا کمبود پول و خریدار در بازار برای تبدیل سریع دارایی به پول نقد) میگویند. وقتی یک شبکه به شهر ارواح تبدیل میشود، صرافیهای معتبر پشتیبانی از آن را متوقف میکنند و سرمایهی شما برای همیشه در یک دارایی بیارزش قفل میشود. این دقیقا مثل خریدن خانهای گرانقیمت در شهری است که تمام ساکنانش آنجا را ترک کردهاند؛ شما صاحب خانه هستید، اما هیچکس حاضر نیست آن را از شما بخرد.
افزایش آسیبپذیریهای امنیتی به دلیل کاهش شدید نودهای اعتبارسنج
امنیت شبکههای توزیعشده به حضور و فعالیت مداوم ماینرها یا نودهای اعتبارسنج (Validator Nodes یا کامپیوترهای قدرتمندی که در سراسر جهان تراکنشها را به صورت شبانهروزی بررسی و تایید میکنند) بستگی دارد. اساس کار بلاکچین این است که هرچه تعداد این کامپیوترها بیشتر باشد، تقلب در شبکه و هک کردن آن سختتر میشود.
اما در یک زنجیرهی ارواح چه اتفاقی میافتد؟ چون توکنهای پاداش شبکه بیارزش شدهاند، این کامپیوترها یکی یکی خاموش میشوند تا از ضرر جلوگیری کنند. این کاهش شدید محافظان، شبکه را به شدت در برابر حملات هکرها ضعیف میکند. یک قلعهی بزرگ را تصور کنید که بیشتر نگهبانان آن فرار کردهاند؛ حالا یک هکر میتواند با هزینهی بسیار کم، کنترل باقیماندهی شبکه را در دست بگیرد و حتی تراکنشهای دروغین ثبت کند.
هدررفت زمان، انرژی و منابع مالی برای توسعهدهندگان قراردادهای هوشمند
خطرات گوست چینها فقط مختص خریداران و فروشندگان نیست، بلکه مهندسان و برنامهنویسان را نیز به شدت تهدید میکند. قلب تپندهی برنامههای مالی غیرمتمرکز، قراردادهای هوشمند (Smart Contracts یا کدهای برنامهنویسی خاصی که بدون نیاز به انسان یا واسطه، توافقات را به صورت کاملا خودکار در شبکه اجرا میکنند) هستند.
برنامهنویسان برای نوشتن، رفع خطاها و راهاندازی این کدها ماهها زمان و هزینهی زیادی صرف میکنند. اگر یک توسعهدهنده به اشتباه برنامهی کاربردی خود را روی یک شبکهی مرده پیادهسازی کند، تمام زحماتش کاملا هدر میرود. این کار دقیقا شبیه ساختن یک فروشگاه بسیار مدرن و پر از اجناس لوکس در وسط یک بیابان خالی از سکنه است؛ زیرساخت فراهم است، اما هیچ مشتری و کاربری وجود ندارد که از این خدمات استفاده کند و در نهایت، کسبوکار با شکست مطلق مواجه میشود.
منابع:
Ledger.com
Coincatch