کاربری را در نظر بگیرید که قصد دارد با برنامه غیرمتمرکز (dApp) شما تعامل داشته باشد، اما به دلیل ترافیک سنگین زنجیره اصلی، برای یک تراکنش ساده و جابجایی رقمی اندک، مجبور است دهها دلار کارمزد بپردازد و ساعتها منتظر تایید بماند. در این نقطه، تجربه کاربری به شدت افت میکند و محصول پیش از رسیدن به رشد واقعی، با ریزش مخاطب مواجه میشود.
راهکار Build On L2 دقیقا برای عبور از همین بحران طراحی شده است. در این مقاله بررسی میکنیم که چگونه شبکههای لایه دوم مقیاسپذیری و سرعت را به اکوسیستم بازمیگردانند و چرا انتقال پروژهها به این زیرساختها، پیششرط بقا در بازار رقابتی امروز است.
راهکارهای لایه دوم بلاکچین: پیشنیاز ورود به دنیای مقیاسپذیری
برای ورود به دنیای رمزارزها و فناوریهای جدید، درک ساختار شبکهها اهمیت زیادی دارد. تصور کنید یک اتوبان اصلی در یک شهر بزرگ وجود دارد که بسیار امن و مستحکم است. این اتوبان همان لایه اول (Layer 1 یا زنجیره اصلی) در دنیای بلاکچین است، مانند شبکهی بیت کوین یا اتریوم. اما وقتی تعداد ماشینها زیاد میشود، این اتوبان دچار ترافیک سنگینی خواهد شد. راهکارهای لایه دوم (Layer 2) دقیقاً شبیه به پلهای روگذر یا تونلهای فرعی هستند که روی این اتوبان ساخته میشوند تا بار ترافیک را کم کنند. در واقع، لایهی دوم به ما کمک میکند تا به مقیاسپذیری (توانایی شبکه برای پردازش تعداد زیادی تراکنش در زمان کوتاه و بدون افت کیفیت) دست پیدا کنیم، بدون اینکه امنیت اتوبان اصلی به خطر بیفتد.
چرا شبکههای لایه اول به تنهایی پاسخگوی نیاز پروژههای Web3 نیستند؟
شاید بپرسید چرا توسعهدهندگان از همان ابتدا اتوبان اصلی را بزرگتر نمیسازند؟ شبکههای لایهی اول با یک هدف بسیار حیاتی طراحی شدهاند: امنیت بالا و تمرکززدایی (عدم کنترل و مدیریت شبکه توسط یک شخص یا شرکت خاص). وقتی تیمها میخواهند پروژههای Web3 (نسل سوم اینترنت که کاملاً غیرمتمرکز است و روی بلاکچین فعالیت میکند) را راهاندازی کنند، به بستری نیاز دارند که بتواند هزاران کاربر را به طور همزمان پوشش دهد.
اگر قرار باشد یک برنامه غیرمتمرکز (dApp یا نرمافزاری که کدهای آن روی بلاکچین اجرا میشود و نیازی به سرور مرکزی ندارد) تمام اطلاعات خود را مستقیماً روی لایهی اول ثبت کند، با دو چالش بزرگ روبرو میشود:
- سرعت بسیار پایین: بررسی و تایید تکتک تراکنشها توسط تمام اعضای شبکه در سراسر جهان، زمان زیادی میبرد.
- کارمزد سنگین: در زمان شلوغی شبکه، کاربران برای اینکه تراکنش آنها در اولویت قرار بگیرد و سریعتر انجام شود، باید هزینهی بسیار بالایی به عنوان کارمزد پرداخت کنند.
به همین دلیل، شبکههای لایهی اول به تنهایی نمیتوانند میزبان خوبی برای پروژههایی باشند که به تراکنشهای سریع و ارزان نیاز دارند؛ مانند بازیهای بلاکچینی که در آنها هر حرکت کاربر یک تراکنش محسوب میشود. این شبکهها بنیاد مستحکمی هستند، اما برای استفادهی روزمره و پر حجم ساخته نشدهاند.
تفاوت بنیادین ساخت پروژه روی لایه اول و لایه دوم (بررسی فنی و کاربردی)
برای اینکه بهتر متوجه شویم توسعهدهندگان چرا راهکار لایهی دوم را انتخاب میکنند، باید تفاوت ساختاری این دو محیط را بشناسیم. وقتی یک تیم پروژهی خود را روی لایهی دوم میسازد، در واقع در حال استفاده از یک راهکار هوشمندانه است: انجام کارها بیرون از شبکهی اصلی و ثبت نتیجهی نهایی در داخل شبکه.
اجازه دهید با یک مثال ساده این فرآیند را توضیح دهم. فرض کنید شما هر روز صبح از یک کافه قهوه میخرید. اگر بخواهید هر بار کارت بکشید (انجام تراکنش روی لایه اول)، هم وقت شما و صندوقدار گرفته میشود و هم شبکه بانکی برای هر تراکنش درگیر میشود. اما اگر با صاحب کافه توافق کنید که هزینهی قهوههای کل هفته را در یک دفترچه یادداشت کند و آخر هفته فقط یک بار کارت بکشید، شما از منطق لایهی دوم استفاده کردهاید.
در اینجا تفاوتهای اصلی ساخت پروژه در این دو لایه را با هم مرور میکنیم:
- روش پردازش تراکنشها: پروژههای لایهی اول هر تراکنش را به صورت مجزا روی زنجیرهی اصلی پردازش میکنند. اما در لایهی دوم، صدها یا هزاران تراکنش در محیطی خارج از زنجیره جمعآوری و دستهبندی (Batching) میشوند و سپس در قالب یک دادهی فشرده و واحد به لایهی اول فرستاده میشوند.
- تامین امنیت دادهها: لایهی اول امنیت خود را مستقیماً از شبکهی گستردهای از ماینرها یا تاییدکنندهها میگیرد. در مقابل، پروژههای لایهی دوم برای تامین امنیت به لایهی اول تکیه میکنند. آنها پردازشهای سنگین را سریع انجام میدهند، اما سند نهایی را برای تایید و مهر و موم شدن به زنجیرهی اصلی میسپارند.
- کاربرد و هدف نهایی: ساخت پروژه روی لایهی اول برای تسویه حسابهای کلان، حفظ داراییهای ارزشمند و ثبت قراردادهای بنیادین مناسب است. در حالی که توسعهی پروژه روی لایهی دوم، برای تعاملات روزانه، خریدهای خرد و برنامههایی که نیاز به پردازش سریع دارند، بهترین گزینهی ممکن محسوب میشود.

جنبش و راهکار Build On L2 چیست؟
در دنیای رمزارزها، گاهی یک ایدهی فنی به یک جنبش یا حرکت جمعی بزرگ تبدیل میشود. راهکار Build On L2 (ساخت روی لایهی دوم) دقیقاً یکی از همین جنبشهاست. این عبارت فقط یک اصطلاح خشک و فنی نیست؛ بلکه یک دعوتنامهی بزرگ برای تمام برنامهنویسان و سازندگان در سراسر جهان است.
این جنبش از آنها میخواهد که به جای تلاش برای ساختن خانههای جدید در یک مرکز شهر شلوغ و پرترافیک (همان شبکهی اصلی یا لایهی اول)، به شهرکهای مدرن و سریعی که در اطراف شهر ساخته شدهاند (شبکههای لایهی دوم) بیایند. این کار باعث میشود تا پتانسیل واقعی شبکههایی مثل بیت کوین آزاد شود و بتوانیم کاربردهای بسیار بیشتری را از آنها ببینیم، بدون اینکه هستهی اصلی شبکه دچار اختلال یا کندی شود.
آشنایی با مانیفست Build On L2 و چشمانداز آینده برنامههای غیرمتمرکز (dApps)
هر حرکت و جنبش بزرگی یک مانیفست (Manifesto یا بیانیهی رسمی که اهداف و ارزشهای یک گروه را مشخص میکند) دارد. مانیفست Build On L2 یک پیام بسیار روشن برای جامعهی کریپتو به همراه دارد: آیندهی برنامههای غیرمتمرکز (dApps یا نرمافزارهایی که بدون نیاز به مدیر مرکزی و مستقیماً روی بلاکچین فعالیت میکنند) متعلق به لایهی دوم است.
بر اساس این بیانیه، لایهی اول باید فقط به عنوان یک دادگاه عالی یا یک گاوصندوق فوقامنیتی عمل کند. وظیفهی این لایه، پردازش و تایید تراکنشهای خرد و روزمره نیست، بلکه حفظ امنیت کل سیستم و ذخیرهی داراییهای کلان است. در مقابل، چشمانداز آینده به ما نشان میدهد که تمام تعاملات کاربران، بازیهای دیجیتال، و پلتفرمهای مالی باید روی لایهی دوم ساخته و اجرا شوند. این تغییر دیدگاه مهم باعث میشود تا برنامههای غیرمتمرکز بتوانند به راحتی با نرمافزارهای سنتی و روزمره رقابت کنند و میلیونها کاربر جدید را بدون هیچ مشکلی پذیرا باشند.
چرا توسعهدهندگان به سمت راهکارهای لایه دوم مهاجرت میکنند؟ (کاهش کارمزد و افزایش سرعت)
شاید این سوال پیش بیاید که چه چیزی یک تیم برنامهنویسی را مجبور میکند تا محل توسعهی پروژهی خود را تغییر دهد و به لایهی دوم کوچ کند؟ پاسخ به این سوال در دو دردسر بزرگ و همیشگی شبکههای بلاکچینی خلاصه میشود: اتلاف وقت و هزینهی زیاد.
توسعهدهندگان برای ارائهی یک محصول بینقص و کاربر پسند، به دلایل زیر شبکههای لایهی دوم را انتخاب میکنند:
- حذف کارمزدهای سرسامآور: در شبکههای لایهی اول، گس فی (Gas Fee یا همان هزینهای که کاربر برای پردازش و انجام تراکنش به شبکه پرداخت میکند) میتواند در زمان شلوغی به شدت بالا برود و گاهی از خود مبلغ تراکنش هم بیشتر شود! لایهی دوم این هزینهها را تا حد چشمگیری کاهش میدهد و استفاده از شبکه را برای کارهای کوچک هم مقرونبهصرفه میکند.
- پردازش آنی تراکنشها: کاربران امروزی بیحوصله هستند و دوست ندارند برای تایید یک کلیک ساده چند دقیقه صبر کنند. شبکههای لایهی دوم میتوانند هزاران تراکنش را در کسری از ثانیه انجام دهند و تجربهی کاربری بسیار روانی را خلق کنند؛ چیزی شبیه به سرعت کارت کشیدن در دستگاههای کارتخوان معمولی.
- فضای بیشتر برای نوآوری: وقتی دغدغهی کندی و گرانی از بین برود، برنامهنویسها نفس راحتی میکشند. آنها حالا میتوانند قابلیتهای پیچیدهتر و امکانات جذابتری را به برنامههای خود اضافه کنند که پیش از این روی لایهی اول اصلا قابل اجرا نبود.
شکلگیری یک انجمن تخصصی برای توسعهدهندگان بیت کوین
بیت کوین همیشه به عنوان پادشاه ارزهای دیجیتال و امنترین شبکهی جهان شناخته میشود، اما زبان برنامهنویسی آن به شدت محدود و سختگیرانه است. این ویژگی امنیتی باعث شده بود تا توسعهدهندگان نتوانند برنامههای مالی پیچیده یا قراردادهای هوشمند پیشرفته را روی شبکهی بیت کوین بسازند. اما با ظهور جنبش Build On L2، یک کامیونیتی (Community یا جامعهی کاربری و تخصصی متشکل از افراد همهدف) بسیار قدرتمند شکل گرفته است.
این انجمن تخصصی، فضایی را ایجاد کرده تا بهترین ذهنهای دنیای فناوری دور هم جمع شوند و ابزارهای جدیدی برای لایهی دوم بیت کوین بسازند. حالا برنامهنویسان میتوانند با استفاده از این زیرساختهای جدید، ایدههای نابی که روزی فقط روی شبکهی اتریوم قابل اجرا بود را به شبکهی امن بیت کوین بیاورند. شکلگیری این جامعهی فعال و پرشور نشان میدهد که ما در ابتدای یک رنسانس بزرگ در اکوسیستم بیت کوین هستیم؛ جایی که امنیت بینظیر لایهی اول با انعطافپذیری و سرعت لایهی دوم ترکیب میشود تا دنیای جدیدی را خلق کند.
معرفی پروژه BOB: طلوع عصر جدید در لایه دوم بیت کوین (Build on Bitcoin)
بیت کوین همیشه به عنوان پادشاه بلامنازع بازار و امنترین شبکهی پولی جهان شناخته شده است. با این حال، سالهاست که توسعهدهندگان به این شبکهی قدرتمند صرفاً به چشم یک گاوصندوق دیجیتال مستحکم نگاه میکردند، نه مکانی برای ساختوساز و توسعه. اما اکنون با ورود پروژههای پیشگام، این دیدگاه در حال تغییر است. پروژهی BOB یکی از همین نوآوریهای هیجانانگیز است که دروازههای توسعه را به روی شبکهی بیت کوین باز کرده و عصر جدیدی را در لایهی دوم رقم زده است.
پروژه BOB چیست و چگونه کار میکند؟
پروژهی BOB (مخفف عبارت Build on Bitcoin به معنای ساخت روی بیت کوین) یک شبکهی لایهی دوم است که به طور اختصاصی برای حل محدودیتهای بیت کوین طراحی شده است. برای درک بهتر این پروژه، تصور کنید شبکهی اصلی بیت کوین یک قلعهی باستانی و نفوذناپذیر است که امنیت فوقالعادهای دارد، اما فضای داخل آن برای ساخت کارخانههای مدرن و پرسرعت بسیار کوچک و محدود است.
پروژهی BOB دقیقاً مانند یک شهرک صنعتی هوشمند و فوقسریع است که در مجاورت این قلعهی باستانی ساخته شده است. توسعهدهندگان میتوانند برنامهها و پروژههای خود را در این شهرک بنا کنند تا با سرعت بالا و هزینهی بسیار کم فعالیت کنند. سپس در پایان روز، گزارش تمام تراکنشها و اسناد مهم برای مهر و موم شدن و حفظ امنیت، به داخل همان قلعهی نفوذناپذیر (شبکهی اصلی بیت کوین) فرستاده میشود. به این ترتیب، کاربران هم از سرعت بالای لایهی دوم لذت میبرند و هم از امنیت بیرقیب لایهی اول بهرهمند میشوند.
اتصال امنیت بینظیر بیت کوین به انعطافپذیری ماشین مجازی اتریوم (EVM)
یکی از بزرگترین شاهکارهای پروژهی BOB، ایجاد یک پل ارتباطی بین دو غول بزرگ دنیای رمزارزها است: بیت کوین و اتریوم. در دنیای برنامهنویسی بلاکچین، مفهومی به نام ماشین مجازی اتریوم (EVM یا محیطی نرمافزاری که کدهای برنامههای اتریومی را میخواند و به درستی اجرا میکند) وجود دارد. این محیط به دلیل سادگی، انعطافپذیری و داشتن ابزارهای متنوع، محبوبترین بستر برای برنامهنویسان در سراسر جهان است.
پروژهی BOB کاری کرده است که ماشین مجازی اتریوم بتواند روی شبکهی لایهی دوم بیت کوین اجرا شود! این ترکیب رویایی به این معناست که شما حالا موتور زرهپوش و غیرقابل نفوذ بیت کوین را در اختیار دارید، اما فرمان و داشبورد کنترل آن، همان سیستم روان و آشنای اتریوم است. در نتیجه، هزاران برنامهنویسی که قبلاً برای شبکهی اتریوم کد مینوشتند، حالا بدون نیاز به یادگیری یک زبان برنامهنویسی جدید و سخت، میتوانند همان کدها را مستقیماً برای بستر امن بیت کوین بنویسند و اجرا کنند.
مزایای ساخت قراردادهای هوشمند روی لایه دوم بیت کوین
قراردادهای هوشمند (Smart Contracts یا کدهای برنامهنویسی که به صورت خودکار و بدون نیاز به دخالت انسان یا شخص واسطه، دستورات و توافقات را اجرا میکنند) قلب تپندهی برنامههای غیرمتمرکز هستند. آوردن این قراردادها به لایهی دوم بیت کوین از طریق پروژهای مثل BOB، مزایای بینظیری به همراه دارد:
- آزادسازی سرمایهی راکد: میلیاردها دلار سرمایه با خرید بیت کوین در کیف پولها دستنخورده باقی مانده است. با کمک قراردادهای هوشمند در لایهی دوم، کاربران میتوانند از این داراییهای ارزشمند برای وامدهی، کسب سود و مشارکت در پروژههای مالی جدید استفاده کنند.
- کاهش چشمگیر هزینههای توسعه: اجرای قراردادهای پیچیده روی لایهی اصلی بیت کوین بسیار گران، کند و در بیشتر مواقع غیرممکن است. لایهی دوم BOB این فرآیند را به شدت ارزان و سریع کرده تا تیمها بتوانند بدون نگرانی از هزینهها، ایدههای خود را بسازند.
- دسترسی به نقدینگی بازار: پروژههای ساخته شده روی BOB میتوانند به دلیل سازگاری با اتریوم، به راحتی نقدینگی (Liquidity یا میزان پول نقد و سرمایهی در گردش موجود در بازار که خرید و فروش را آسان میکند) را از شبکههای دیگر به سمت خود جذب کنند.
- امنیت و تمرکززدایی همزمان: توسعهدهندگان میتوانند پیچیدهترین ایدههای مالی و بازیهای دیجیتال را پیادهسازی کنند، در حالی که خیالشان راحت است پشتوانهی نهایی و امنیتی پروژهی آنها، قدرتمندترین شبکهی غیرمتمرکز جهان است.

بررسی اکوسیستمهای پیشرو برای ساخت پروژههای لایه دوم
اکنون که با اهمیت و ضرورت لایهی دوم آشنا شدیم، وقت آن است که نگاهی به بازیگران اصلی این میدان بیندازیم. دنیای لایهی دوم شبیه به یک منطقهی آزاد تجاری است که شهرکهای مختلفی در آن ساخته شدهاند. هر کدام از این شهرکها، قوانین، زیرساختها و مزایای خاص خود را دارند. فناوری اصلی که اکثر این شبکهها از آن استفاده میکنند، رولآپ (Rollup یا سیستمی که صدها تراکنش را در یک بستهی واحد جمعآوری کرده و به شبکهی اصلی میفرستد) نام دارد. در این بخش، مهمترین اکوسیستمهای لایهی دوم را بررسی میکنیم تا ببینیم توسعهدهندگان چگونه خانهی جدید خود را انتخاب میکنند.
نقش آپتیمیزم (Optimism) و آربیتروم (Arbitrum) در تسلط بر بازار دیفای
دو نام بسیار بزرگ در دنیای لایهی دوم اتریوم، آپتیمیزم و آربیتروم هستند. این دو شبکه بر پایهی فناوری خاصی به نام رولآپهای خوشبینانه (Optimistic Rollups) کار میکنند. برای درک این فناوری، یک سیستم قضایی را تصور کنید که در آن اصل بر برائت است؛ یعنی این شبکهها فرض را بر این میگذارند که تمام تراکنشهای ارسالی کاربران درست و قانونی هستند، مگر اینکه کسی خلاف آن را ثابت کند و اعتراضی ثبت شود. این خوشبینی باعث میشود سرعت پردازش تراکنشها به شدت بالا برود.
همین سرعت بالا و کارمزد پایین باعث شده تا این دو شبکه به قطب اصلی دیفای (DeFi یا سیستم مالی غیرمتمرکز که بدون نیاز به بانک و موسسات واسطه کار میکند) تبدیل شوند. پروژههای صرافی غیرمتمرکز، پلتفرمهای وامدهی و بازارهای معاملاتی به سرعت به سمت آربیتروم و آپتیمیزم مهاجرت کردند، زیرا برنامهنویسان میتوانستند کدهای قبلی خود را با کمترین تغییرات در این شبکهها اجرا کنند و سرمایهی در گردش بسیار بالایی را از سوی کاربران جذب کنند.
فناوری ZK-Rollups: ترکیب مقیاسپذیری با بالاترین سطح حریم خصوصی
در سوی دیگر میدان، رقیب بسیار قدرتمند و پیچیدهتری به نام زیکی رولآپها (ZK-Rollups) قرار دارد. ZK مخفف عبارت Zero-Knowledge یا گواه اثبات دانش صفر است. برای درک این مفهوم، تصور کنید میخواهید به نگهبان یک ساختمان ثابت کنید که رمز عبور در ورودی را میدانید، اما نمیخواهید خود کلمهی رمز را به او بگویید! فناوری دانش صفر دقیقاً همین کار را میکند؛ به شبکهی اصلی ثابت میکند که تراکنشها کاملاً درست و معتبر هستند، بدون اینکه اطلاعات حساس فرستنده، گیرنده یا مبلغ جابجا شده را فاش کند.
این شبکهها یک مهر تایید رمزنگاری شده میسازند و فقط همان مهر را برای تایید نهایی به لایهی اول میفرستند. مزیت بزرگ این روش، ترکیب بینظیر حریم خصوصی با سرعت و امنیت است. اگرچه ساخت برنامهی غیرمتمرکز روی این شبکهها از نظر فنی کمی پیچیدهتر است، اما برای پروژههایی که امنیت اطلاعات و حریم خصوصی کاربران در آنها حرف اول را میزند، بهترین انتخاب ممکن محسوب میشود.
انتخاب بهترین شبکه لایه دوم بر اساس نیاز پروژه شما
با وجود این همه گزینهی جذاب، یک تیم توسعهدهنده چگونه باید بستر مناسب خود را انتخاب کند؟ هیچ پاسخ مطلقی وجود ندارد و همهچیز به نیاز و هدف نهایی پروژهی شما بستگی دارد. به طور کلی میتوانیم این تصمیمگیری را در سه دستهی اصلی خلاصه کنیم:
- تمرکز بر دیفای و اجرای سریع: اگر پروژهی شما یک پلتفرم مالی است و میخواهید کدهای پیشین خود را سریع و راحت پیادهسازی کنید، آربیتروم و آپتیمیزم با داشتن جامعهی کاربری بزرگ و ابزارهای ساده، بهترین گزینهها هستند.
- تمرکز بر حریم خصوصی و امنیت ریاضی: اگر در حال ساخت برنامهای هستید که اطلاعات حساس کاربران را پردازش میکند و به امنیت در سطح رمزنگاریهای پیشرفته نیاز دارید، اکوسیستمهای مبتنی بر دانش صفر خانهی ایدهآل شما خواهند بود.
- تمرکز بر بالاترین سطح امنیت جهانی: اگر میخواهید داراییها و قراردادهای هوشمند پروژهی شما از سپر دفاعی و امنیت بیرقیب شبکهی بیت کوین بهرهمند شوند، استفاده از پروژههای پیشگامی مانند BOB (که در بخشهای قبل معرفی شد) مسیر جدید و هوشمندانهای را پیش روی شما قرار میدهد.
بررسی دیدگاه چهرههای شاخص جامعه کریپتو پیرامون راهکار Build On L2
وقتی یک فناوری یا رویکرد جدید در دنیای رمزارزها معرفی میشود، بهترین راه برای درک آیندهی آن، گوش دادن به صحبتهای متخصصان و سازندگان اصلی بازار است. راهکار ساخت روی لایهی دوم (Build On L2) توجه بسیاری از مهندسان ارشد و بنیانگذاران پلتفرمهای بزرگ را به خود جلب کرده است. در این بخش، نگاهی به نظرات چند چهرهی تاثیرگذار میاندازیم تا ببینیم آنها چه آیندهای برای این زیرساختها متصور هستند و چرا این موضوع تا این حد در کانون توجه قرار گرفته است.
تحلیل لیزا نیگوت (Lisa Neigut)، مهندس شبکه کور لایتنینگ (Core Lightning)
لیزا نیگوت یکی از مهندسان برجستهی پروژهی کور لایتنینگ است. شبکه لایتنینگ (Lightning Network یا یک شبکهی لایهی دوم معروف برای بیت کوین که مخصوص پردازش پرداختهای خرد و سریع طراحی شده است) نمونهی بارزی از موفقیت لایهی دوم به شمار میرود.
لیزا معتقد است که شبکهی اصلی بیت کوین باید منحصراً به عنوان یک لنگرگاه امنیتی عمل کند. از دیدگاه او، تلاش برای گنجاندن تمام تراکنشهای روزمره و کوچک در لایهی اول، مانند این است که بخواهیم برای خرید یک فنجان قهوهی ساده، هر بار یک سند ملکی رسمی امضا کنیم! تحلیل او نشان میدهد که توسعهی لایهی دوم نه تنها یک انتخاب جذاب، بلکه یک ضرورت قطعی برای بقای شبکههای بلاکچینی است. او تاکید میکند که با انتقال بار پردازشی به شبکههای ثانویه، میتوانیم کارمزدها را تقریباً به صفر برسانیم و تجربهی کاربری (User Experience یا میزان راحتی و رضایت کاربر هنگام کار با یک سیستم) را به سطح نرمافزارهای مالی سنتی و بانکی ارتقا دهیم.
بررسی نظرات اسکات میلار (Scott Millar)، بنیانگذار پلتفرم SideSwap
اسکات میلار، بنیانگذار پلتفرم ساید سواپ (SideSwap)، زاویهی دید متفاوت و بسیار کاربردی به این موضوع دارد. تمرکز اصلی پروژهی او روی تبادل داراییها و سیستمهای مالی غیرمتمرکز است.
به عقیدهی اسکات، شبکههای لایهی دوم کلید طلایی برای جذب سرمایههای جدید به بازار هستند. او معتقد است وقتی توسعهدهندگان بتوانند پروژههای خود را روی بستری ارزان و سریع بسازند، کاربران بیشتری هم برای استفاده از آن خدمات ترغیب میشوند. اسکات میلار تاکید میکند که پلتفرمهای تبادل غیرمتمرکز (DEX یا صرافیهایی که بدون نیاز به واسطه انسانی و مستقیماً توسط کدهای برنامهنویسی مدیریت میشوند) برای رشد واقعی، چارهای جز مهاجرت به لایهی دوم ندارند. از نگاه او، جنبش Build On L2 به تیمهای توسعهدهنده اجازه میدهد تا به جای درگیری مداوم با محدودیتهای فنی شبکهی اصلی، تمام انرژی خود را روی خلق ارزش و ارائهی خدمات بهتر به مشتریان متمرکز کنند.
واکنش کلی کامیونیتی توسعهدهندگان به زیرساختهای جدید لایه دوم
اگر بخواهیم نگاهی به واکنش کلی جامعهی توسعهدهندگان بیندازیم، با موجی از هیجان و پویایی روبرو میشویم. تا چند سال پیش، برنامهنویسان برای اجرای ایدههای پیچیدهی خود با دیوارهای بلندی از هزینههای سرسامآور و کندی شبکه مواجه بودند. اما اکنون، زیرساختهای جدید لایهی دوم مانند یک کارگاه مجهز و بیمحدودیت در اختیار آنها قرار گرفته است.
این استقبال گسترده و تغییر مسیر برنامهنویسان را میتوانیم در چند اتفاق مهم در سطح بازار مشاهده کنیم:
- مهاجرت دستهجمعی پروژهها: بسیاری از برنامههای محبوب و قدیمی در حال انتقال کدهای خود به شبکههای لایهی دوم هستند تا خدمات ارزانتر و سریعتری به کاربران خود ارائه دهند.
- تولد ابزارهای جدید: هر روز نرمافزارها و ابزارهای کمکی جدیدی برای سادهتر کردن فرآیند ساخت پروژهی لایهی دوم معرفی میشود که کار را برای برنامهنویسان تازهکار هم آسان میکند.
- جذب سرمایهی عظیم: سرمایهگذاران بزرگ بازار، بخش عمدهی بودجهی خود را به استارتاپهایی اختصاص میدهند که روی توسعهی راهکارهای لایهی دوم تمرکز دارند.
در نهایت، جامعهی کریپتو به این باور مشترک رسیده است که مسیر اصلی برای پذیرش جهانی رمزارزها و استفادهی روزمرهی مردم از آنها، از اتوبانهای پرسرعت لایهی دوم میگذرد.
آیا آینده اکوسیستم Web3 در گرو شبکههای لایه دوم است؟
اگر بخواهیم تمام مباحثی که تا اینجا بررسی کردیم را در یک پاسخ کوتاه و روشن خلاصه کنیم، باید بگوییم: بله، آیندهی Web3 (نسل جدید و غیرمتمرکز اینترنت که در کنترل هیچ نهاد مرکزی نیست) کاملاً به شبکههای لایهی دوم گره خورده است.
برای درک بهتر این موضوع، معماری یک آسمانخراش را در نظر بگیرید. شبکههای لایهی اول مانند بیت کوین و اتریوم، پیریزی و فونداسیون این آسمانخراش هستند. این فونداسیون باید به شدت محکم، امن و غیرقابل نفوذ باشد تا کل بنا فرو نریزد. اما ما نمیتوانیم درون فونداسیون ساختمان زندگی کنیم! برای تعامل، کار و زندگی به طبقات، راهروها و اتاقهایی نیاز داریم که روی این پایهی مستحکم ساخته میشوند. راهکارهای لایهی دوم، دقیقاً همان فضای زندگی و کار در دنیای بلاکچین هستند.
مهاجرت توسعهدهندگان به لایهی دوم یک انتخاب موقت نیست، بلکه یک تکامل ضروری و قطعی است. دلایل اصلی این تکامل را میتوانیم در سه مورد زیر دستهبندی کنیم:
- رسیدن به پذیرش گسترده (Mass Adoption): برای اینکه افراد عادی بتوانند به صورت روزانه از رمزارزها برای خرید یک فنجان قهوه، انجام بازیهای دیجیتال یا سرمایهگذاری استفاده کنند، شبکهها باید فوقالعاده سریع و ارزان باشند. شبکههای لایهی دوم این مانع بزرگ را از سر راه برداشتهاند.
- حفظ امنیت بدون افت سرعت: با انتقال بار ترافیکی و شلوغی کاربران به لایهی دوم، شبکهی اصلی میتواند بدون کند شدن، به عنوان امنترین گاوصندوق دیجیتال جهان به کار خود ادامه دهد. این همان جادویی است که به پروژههایی مثل BOB اجازه میدهد قراردادهای هوشمند را با خیال راحت به شبکهی بیت کوین بیاورند.
- رشد سیستمهای مالی نوین: سیستم مالی غیرمتمرکز برای رقابت با بانکهای سنتی به پردازش آنی نیاز دارد. این نیاز حیاتی تنها توسط فناوریهای لایهی دوم (مثل سیستمهای فشردهسازی تراکنش یا همان رولآپها) برآورده میشود.
در نهایت، جنبش ساخت روی لایهی دوم نشان میدهد که دوران کندی شبکهها و پرداخت کارمزدهای نجومی در حال پایان است. ما اکنون در آستانهی ورود به دورانی هستیم که فناوری بلاکچین به همان سادگی، روانی و ارزانیِ اینترنت امروزی در دسترس همهی افراد قرار خواهد گرفت و توسعهی پروژهها در شبکههای لایهی دوم، تنها پلی است که ما را به این آیندهی روشن متصل میکند.
منابع:
Buildonl2
Binance
Xverse